حدود رابطه دختر و پسر

امروزه در بخشهای مختلفی از زندگی و رفتارهای خانوادگی و اجتماعی خودمان میان سنت و مدرنیته درمیمانیم و به درستی نمیدانیم چه باید بکنیم....
این شاید مشکل شایعی برای والدینی باشد که با فرزند نوجوان یا جوانشان گسست نسلی شدیدی را حس میکنند. حقیقت این است که ما ساز و کارهای مناسب فرهنگی، اجتماعی و آمادگیهای لازم برای مقابله با این چالش را نداریم زیرا فاقد تفکر و آموزشهای موثر در این عرصه هستیم.

در این میان، سرگردانی پدران و مادران نیز در انتخاب شیوه مناسب تربیتی و پرورشی فرزندان امری طبیعی به نظر میرسد. طبیعی است که تاثیرپذیری منفی جامعه و خانوادهها از سایر فرهنگها و ارزشها (مثلا فرهنگ غرب)، گرفتاریها و مشکلات خاص خود را به همراه دارد که مهمترین آنها تضاد با فرهنگ دینی و ملی در بسیاری از موارد است.

نکته دیگر، این است که معتقدیم آموزهها و تربیت دینی، خشک و تر ندارد و ما نباید افراط و تفریطهای خود را در زندگی و در ارتباط با نوجوان و جوانمان به حساب دین و مذهب بگذاریم. در اینجا قصد داریم با رویکردی روانشناختی به چگونگی ارتباط میان دختران و پسران بپردازیم که متناسب با نیازهای طبیعی و واقعی آنان باشد و به سلامت جسم و روانشان آسیبی نرساند.

واقعیت این است که انسان به حکم غریزه و نیازهای عاطفی و روانی و جنسی خود در شرایط پس از بلوغ و بروز هیجانات، خواهناخواه تمایل به همصحبتی و ارتباط با جنس مخالف را دارد. در این میان، تمایلات جنسی و ارضای آنها نقش پررنگتری ایفا میکند که از آن گریزی نیست.

هویت جنسی انسان بخشی از شخصیت و هویت طبیعی اوست که باید به گونهای سالم و مناسب تحقق یابد و به کمال و پختگی لازم برسد. دختر و پسر باید در رابطهای تعریف شده و در فضای عاطفی و روانی سالم به رفع نیازهای اساسی خویش بپردازند و این جز با ازدواج و پیمان زناشویی و روابط مشروع قانونمند، ممکن نیست.

جوامع غربی که روابط بیقید و بند دختر و پسر را ترویج کردهاند، درتحقیقات خود دیدهاند که روابط دختر و پسر پیش از ازدواج اساسا تاثیری در ثبات و تداوم روابط زناشویی و تضمین خوشبختی آنان ندارد. نمونههای عینی در کشور ما نیز چنین نتایجی را نشان میدهد و درصد بالایی از طلاقها میان همسرانی اتفاق میافتد که این قبیل روابط را داشتهاند.

والدینی که فرزند نوجوان یا جوان دارند باید از خود بپرسند که چرا فرزند جوان آنها باید سرگشته و سرگردان بماند؟ آیا رفت و آمد او با غیر همجنس، او را از سرگردانی نجات میدهد یا به مراتب بر مشکلات خواسته یا ناخواستهاش میافزاید؟ انجام فعالیتهای درسی، هنری، ورزشی، مسافرت، گردش و رفتار صمیمانهتر با والدین و خواهران و برادران، ارتباط نظارتشده با همکلاسیها و بسیاری از فعالیتهای سالم دیگر، او را از سرگردانیهای مختص سن و سال او نجات میدهد.
هویت جنسی انسان بخشی از شخصیت و هویت طبیعی اوست که باید به گونهای سالم و مناسب تحقق یابد و به کمال و پختگی لازم برسد.

گذشته از باید ها و نباید های فرهنگی اگر نوجوانان را تر تربیت کنیم و اصول دینی را در آنان نهادینه کنیم دیگر وجدان می تواند برای آنها نقش نظارت درونی را به وجود آورده و نیازی به کنترل های بیرونی نیست.

در کنار این عوامل اشباع و سیرابی نوجوان از محبت والد غیر هم جنس و صمیمیت و همدلی والد هم جنس می تواند آسیب پذیری نوجوان را تا میزان زیادی پایین آورد .به همین دلیل به پدران توصیه می کنیم که دختران خود را در آغوش بگیرند و مورد تمجید و حمایت قرار دهند. اوقاتی را اختصاصی به وی بپردازند و در مورد نیاز ها و خواسته هایش صحبت کنند و به این دلیل که نوجوان حساسیت ویژه ای را در مورد خود و اندامش پیدا می کند هر چه بهتر از ویژگی های ظاهری نوجوان خود به صورت مثبت صحبت کنند .به علاونه مادران هم باید در نظر داشته باشند که وجود یک مادر حمایت گر و شنوا برای پسران می تواند کارایی بازدارندگی را برای آنها به ارمغان آورد.


دکتر علمالهدایی- سلامت