نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: ما جوانان اضافه ايم؟

  1. #1
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    ما جوانان اضافه ايم؟

    ما جوانان اضافه ايم؟

    نگاهي گذرا به مشکلات دوران جواني

    18 ساله بودم که در اولين سال شرکت در کنکور با يک رتبه خوب در دانشگاه تهران پذيرفته شدم. آن زمان مانند دوران دبيرستان شوق و ذوق زيادي برا تحصيل و کسب علم و همچنين تلاش و کوشش داشتم و همچنين روحيه بسيار شاد و با طراوتم زبانزد خاص و عام بود . کم کم با نزديک شدن به سالهاي آخر دانشگاه انگيزه ام رو به زوال مي رفت به طوري که ترم آخر دانشگاه را به سختي سپري کرده و آن را به اتمام رساندم. طبيعتا براي شرکت در کنکور کارشناسي ارشد هم خيلي تلاش نکردم و بنابراين رتبه خوبي نياوردم. به اين ترتيب بعد از کسب مدرک کارشناسي رسماخانه نشين شدم. از آنجا که دختري آرام بودم خيلي اهل رفت وآمد با دوستان و همسالان و يا گردش و تفريح نبودم چيزي نگذشت که با گذشت چند ماه از شدت تنهايي و خانه نشيني بيش از پيش روحيه خود را از دست دادم.
    به فکر ازدواج افتادم و تصميم گرفتم خواستگاران را در منزل پذيرا باشم. رفت و آمد در منزل ما توسط خواستگاران زياد بود ولي يا آنها مرا نمي پسنديدند و يا اينکه من تناسب چنداني با آنها احساس نمي کردم.
    بعد از گذشت اين مدت اکنون ديگر واقعا نا اميد شده ام . از فرط تنهايي، اين تازگي‏ها هم شده‏ام و با چند تا پسر، توي چت دوست شده‏ام و البته مي‏دانم که توي چت نمي‏شود به کسي اعتماد کرد و من هم اعتماد نمي‏کنم و فقط با هم حرف مي‏زنيم و هيچ اطلاعات خاصي رد و بدل نمي‏کنيم يا حرفي خلاف عرف و عقايدم نمي‏زنم. درباره دانشگاه، اجتماع و آب و هوا صحبت مي‏کنيم.

    هر چند که اکثريت ما اهل عبادت و .. هستيم اما گويي اصلا به اهميت و نقش اين امور پي نبرده ايم و باور عميقي نسبت به آنچه که انجام مي دهيم نداريم به سخن ديگر شايد توکل ، آن طور که بايد در زندگي ما جاي خود را پيدا نکرده است.




    ديگر نه طاقت برخاستن دارم و نه انگيزه‏اي براي بلند شدن. به هر طرف که نگاه مي کنم(چه ادامه تحصيل، چه کار و چه ازدواج) همه با بن بست مواجه شده ام .

    ديگر از دعا، نماز، توکل، توسل و... خسته شدم. من دعا مي‏کنم؛ نماز مي‏خوانم؛ قرآن مي‏خوانم و با خدا کلي حرف مي‏زنم؛ ولي حس مي‏کنم او نمي‏شنود يا نمي‏خواهد که بشنود. فکر کنم او هم از من بدش مي‏آيد؛ از يک جوان بيعرضه و بيمصرف .
    شايد اين سطور درد و دل بسياري از جوانان جوياي کار، ، خواهان درآمد بيشتر و .. باشد. به نظر مي رسد که بر خلاف گذشته با اين که بيشتر سعي مي کنند در زندگي شان برنامه ريزي داشته باشند، درس بخوانند، به دنبال کار مناسب باشند و ... اما اميد به زندگي شان کمتر است و خيلي زودتر از جوانان ديروز (يا همان والدين امروز) نا اميد مي شوند. زودتر احساس شکست بر آنها مستولي مي شود و خيلي سريع و بي فايدگي مي کنند؟ به راستي براي چه اين اتفاق در نسل امروز ما مي افتد؟
    شايد يک دليل عمده و مهم آن باشد. هر چند که اکثريت ما نماز مي خوانيم ، روزه مي گيريم و اهل عبادت و .. هستيم اما گويي اصلا به اهميت و نقش اين امور پي نبرده ايم و باور عميقي نسبت به آنچه که انجام مي دهيم نداريم به سخن ديگر شايد توکل ، آن طور که بايد در زندگي ما جاي خود را پيدا نکرده است.
    از طرف ديگر شايد اين نسل بلند پرواز تر شده و خيلي زود مي خواهد به نتيجه دلخواه خود برسد. بدون اينکه با مانعي روبه رو شده و يا زمين بخورد. در ادامه اين يادداشت براي دختران و پسران جواني که احساس ضعف و نااميدي بر زندگي شان سايه افکنده ، توصيه هايي ارايه مي دهيم. اميد است که اين سطور هر چند کوتاه براي شما عزيزان موثر و مفيد واقع شود:

    ویرایش توسط Setayesh : جمعه ۰۳ بهمن ۹۳ در ساعت ۱۰:۴۳

  2. #2
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    توکل به خداوند

    همانطور که همه ما مي دانيم زندگي داراي فراز و نشيب است و هميشه بر وفق مراد نيست. هميشه دوران کودکي و دبستان و دبيرستان نيست و هميشه نمره عالي نمي گيريم و هميشه به راحتي، تمام خواسته ها برآورده نمي‏شود. گاهي سختي‏ها و ناملايمات زندگي نيز چاشني زندگي مي‏شوند تا انسان، آبديده شود. داشتن ايمان، کافي نيست؛ بلکه حفظ و استمرار بخشيدن به آن لازم است. با خالق هستي و مونس تنهايي، شرط گذر از گردنه پر پيچ و خم زندگي است. آرامش، در پرتو مناجات و راز و نياز با خداوند متعال، حاصل مي‏شود. هر گاه از همه جا اميدتان قطع شد و تمام مشکلات بر سرتان سايه افکند و کسي را پيدا نکرديد، تا درد دلتان را برايش بازگو کنيد ، مطمئن باشيد خداوند متعال، بهتر از هر کس ديگري و نزديک‏تر از هر چيز ديگري مي‏تواند شما را پذيرا باشد؛ به شرط آن که باور داشته باشيد که او نظاره گر شماست و اگر نمي‏توانيد احساس کنيد که در محضر او هستيد و نمي‏توانيد با چشم دل او را ببينيد، مطمئناً او شما را مشاهده مي‏کند و به شما نزديک است و شما را مي‏بيند. اين، يک گام بزرگ و اساسي، در راه رسيدن به هدف، يعني کسب آرامش رواني است.

  3. #3
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    بحران کاريابي

    مساله بسيار مهم ديگر اين است که جوانان در مواجهه بامشکلات و سختي ها نبايد زود نا اميد شده و بايد سعي کنند چشمان خود را به روي واقعيت بگشايند. براي مثال شايد شما جز آن دسته پسراني باشيد که تازه فارغ التحصيل شده و جوياي کار هستيد و به همه جا سر زده ايد و به هر کس که به ذهن تان رسيده تقاضاي کار کرده ايد اما هنوز بيکار هستيد و اين بيکاري شما را آزار مي دهد و احساس استيصال مي کنيد. فراموش نکنيد درست است که شما جوياي کار هستيد و از اين وضعيت خسته شده ايد اما بايد اين واقعيت را بپذيريد که در کشوري جوان زندگي مي کنيد و طبيعتا به راحتي صورت نخواهد گرفت بلکه نيازمند قدري صبر و تحمل بيشتر و تلاش افزون تر است. چشم گشودن به برخي واقعيات، کنار آمدن با سختي ها را آسان تر مي کند.
    هميشه دوران کودکي و دبستان و دبيرستان نيست و هميشه نمره عالي نمي گيريم و هميشه به راحتي، تمام خواسته ها برآورده نمي‏شود. گاهي سختي‏ها و ناملايمات زندگي نيز چاشني زندگي مي‏شوند تا انسان، آبديده شود

  4. #4
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    سختي هاي ازدواج

    مساله ازدواج هم به همين صورت است با توجه به وضعيت کنوني کشور، بالا رفته است. اين موضوع را مي‏توانيد با کمي دقت در اطراف خود، به خوبي تصديق کنيد. ما مي‏پذيريم که ازدواج، يکي از عوامل مهم آرامش براي جوانان - چه دختر و چه پسر - است؛ اما سرزنش خود و اظهار عجز و احساس حقارت و ناکارآمدي براي ...، آمادگي افراد را براي اين امر خطير، کمتر مي‏کند. پس به جاي آن، بهتر است که واقعيت‏هاي جامعه را
    پذيرا باشيم و بر اساس آن، ارزيابي دقيق‏تري از خود داشته باشيم و در آن صورت، بهتر با وضعيت موجود، کنار خواهيم آمد؛ نه خود را سرزنش خواهيم کرد و نه باعث تشويش خاطر و به هم زدن تعادل روحي و رواني خود خواهيم شد.
    مطمئن باشيد در آينده نه چندان دور، بر اين افکار و انديشه‏ها و خيالاتي که در تنهايي به سراغتان آمده، خواهيد خنديد و خواهيد گفت: اي کاش اين قدر خود را سرزنش نمي‏کردم و ذهنم را مشغول افکار پوچ و منفي نمي‏کردم! سعي کنيدغم‏هاي آينده را به مشکلات فعليتان اضافه نکنيد.

  5. #5
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    ضرورت توجه به نحوه تفکر

    جوانان عزيز! براي تا آن جا که ممکن است، در طول شبانه روز، خود را مشغول کنيد و هرگز براي مدت طولاني، تنها نمانيد. اگر ذوق و سليقه‏اي داريد و در رشته خاصي تبحّر داريد، به ديگران بياموزيد؛ حتي اگر به طور مجاني هم شده، آن دانش، فن، حرفه ،و يا هنر را به ديگران ياد بدهيد و در يا هم محلي‏ها و يا اقوام، حضور يابيد و به گفتوگو در آن باره بپردازيد. منتظر نباشيد تا ديگران به سراغ شما بيايند يا منتظر گرفتن کارمزدي در مقابل تعليم دانش به ديگران، نباشيد. در گام نخست، به طور مجاني و به عنوان حل مشکلات خود و به منظور رهايي از تنهايي و ارائه توانايي‏هاي خود به ديگران، کاري را آغاز کنيد. اين برنامه و راهکار، بيش از آن که براي ديگران مفيد باشد، براي خودتان سودمند خواهد بود و گامي به سوي پيدا کردن گمشده تان خواهد بود و از اين راه، شما تصوير مناسب و صحيحي از توانمندي‏ها و ارزش‏هاي مثبت خود پيدا خواهيد کرد و در نتيجه، خود را باور خواهيد کرد. خودباوري و خود ارزندهسازي، يکي از اساسي‏ترين روش‏هاي رهايي از افکار منفي است. در تعامل با ديگران و دريافت پاداش از ديگران، از درون به دست مي‏آيد.
    هرگز خودتان را با ديگران، حتي نزديکان خود، مقايسه نکنيد؛ زيرا هر فردي هم از نظر جسمي و هم از نظر ويژگي‏هاي غير جسمي، با ديگران متفاوت است

  6. #6
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    از مقايسه کردن خود با ديگران بپرهيزيد

    و توصيه آخر اينکه هرگز خودتان را با ديگران، حتي نزديکان خود، مقايسه نکنيد؛ زيرا هر فردي هم از نظر جسمي و هم از نظر ويژگي‏هاي غير جسمي، با ديگران متفاوت است. بنابراين، بهتر است که خود را با خودتان در گذشته، مقايسه کنيد و با به کار انداختن توانمندي‏هاي خود و استفاده کردن از آنها، زندگيتان را پر تحرک کنيد و از ايستايي و درجا زدن و راکد ماندن، بپرهيزيد؛ زيرا نشاط زندگي، در تحرک و تلاش است و ماندن و درجازدن، موجب فساد است؛ همچون آب راکد در يک مکان که به تدريج، فاسد مي‏شود و اطراف را هم فاسد ميکند. اگر تلاش کرده‏ايد، باز هم تلاش کنيد و حرکت را ادامه دهيد و از پيدا کردن فعاليت و کار، خسته نشويد. منتظر نباشيد تا از شما دعوت به عمل آيد. شما از فعاليت‏هاي ساده و کم، آغاز کنيد؛ اطمينان داشته باشيد خداوند به جوانان سخت کوش و اميد وار نظر خاص خواهد داشت.

    پرسمان

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •