کمتر زوجی را پیدا میکنید که در زندگی خانوادگیشان بگو مگو نداشته باشند. ولی گاهی اوقات بگو مگوها آنقدر بالا میگیرد که بهداشت روانی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد...

از انواع تعامل بین همسران ایرانی که بسیار تکراری، قابل توجه و مشکلساز است یکی این است که شوهر در مورد موضوعی اظهارنظر میکند و خانم بیدرنگ و البته غالبا بهصورت غیرمستقیم با نظر او مخالفت میکند و یا به نوعی نظر او را زیر سوال میبرد. شوهر دلخور میشود و سعی میکند عصبیت و دلخوریاش را پنهان نگه دارد و این تلاش منجر میشود به سکوت شوهر و در خود فرو رفتن او. خانم که با ترشرویی از مخالفت با اظهار نظر شوهرش میخواهد حرف خود را به نوعی پس بگیرد و در تایید گفته یا پیشنهاد همسرش چیزی بگوید و میگوید اما رفتار عذرخواهانه یا تاییدآمیز او حکم نوش داروی بعد از مرگ سهراب است و مدتی طول میکشد تا شوهر از رنجش خاطری که پیدا کرده است رهایی یابد. خانم که تلاش خود را بینتیجه میبیند، آزرده خاطر میشود، خلقش میگیرد احساس پشیمانی موجب خودملامتگری و افسردگی گذرای او میشود و به این ترتیب فضای خانواده بد و اعصاب خردکن میشود.



وقتی این صحنهها تکرار میشود، شوهر ناخودآگاه یاد میگیرد که اظهارنظر یا پیشنهاد نکند و حتی به تدریج از اینکه خبری را برای خانم تعریف کند، پرهیز میکند تا دچار مصیبتی که شرح آن رفت، نشود. این سکوت و اجتناب از گپ و گفت چنان ادامه مییابد که کمکم صدای خانم درمیآید که شوهرش اگر چه در بیرون از منزل آدم خوشصحبتی است در داخل منزل انگار با همه قهر است. خانم به تدریج گلهمند میشود که خبرها و نظرهایی که شوهرش نقل کرده است را از زبان دیگران میشنود. وقتی خانم از زبان خواهر شوهرش بشنود که همسر خود او قرار است ارتقای شغلی پیدا کند، به خود حق میدهد که بسیار عصبانی شود و یا همسرش را محکوم کند که به خانواده خود بسیار وابسته است و از آنجایی که اظهارنظر خواهر شوهرش ممکن است تاثیری در رفتار شوهر خود او داشته باشد همسرش را محکوم میکند که گوشی و دهانبین است و تحت تاثیر حرفهای فامیل قرار میگیرد. البته تاسف و تحسر خانم قابل درک است اما انتقال این مطلب به خانم که واکنشهای عجولانه، مخالفتآمیز، غیرهمدلانه و البته اتوماتیک و عمیقا ناخودآگاه او به اظهارت همسرش باعث شده است که چنین وضعی پیش آید کاری است بسیار مشکل و تخصصی، که نه تنها دانش ژرف در زمینه پویایی روانشناختی تعامل بین آدمها، بلکه وقت کافی، دلسوزی حرفهای و آگاهانه و نیز صبر، دقت و توجه حرفهای را نیز میطلبد.

● مچگیری
وقتی خانم از آقا مچگیری میکند که فلان خبر مربوط به او یا خانواده را از زبان مادر شوهرش یا خانم برادر همسرش شنیده است مرد خلع سلاح میشود، خجالت میکشد، عصبی میشود و حالا میخواهد توضیح بدهد یا اصل خبر را به دقت و مفصل برای همسرش بیان کند ولی افسوس که «آب ریخته را نمیتوان جمع کرد!» این بار آقا خود را ملامت میکند، خواهرش و مادرش را سرزنش میکند که چرا حرف و حدیث میسازند و خود را ملامت میکند که چرا ناپختگی کرده و جلوی زبان خودش را پیش بعضیها نگرفته و چرا ابتدا مطلب را برای خانم خودش نگفته که سزاوارتر بوده است. از آنجا که برخی الگوهای رفتاری به تدریج و بعضا ناخودآگاه شکل میگیرد، اگر چه مصیبت شوهر تاسفبرانگیز و ناراحت کننده است اما آگاه ساختن او از کم و کیف ماجرا و چرایی و چگونگی آن نیازمند صبوری، دقت، توجه، اعتماد متقابل، دانش کافی، تجربه، منش حرفهای و وقت کافی است که در وانفسای زمانه ما کیمیایی کمیاب است که اگر مشکل هزینه کار را بر آن اضافه کنیم، ابعاد مایوسکنندهای پیدا میکند که امیدواریم چنین نشود.

● مهارتیابی
همسران باید بیاموزند که در قبال اظهارنظر و یا پیشنهاد یکدیگر قبل از هر چیز ابتدا سعی کنند در جهت شتکمیل و تاییدنظر یکدیگر مطلبی بگویند و بعد از گرمتر شدن صمیمانه گفتگو، آنگاه فرصت پیدا میکنند که درباره موضوع مورد صحبت از یکدیگر سوال بکنند و در مرحله بعدی اگر گفتگوی صمیمانه ادامه یافت نظر مخالف و احیانا انتقادی خود را با کلامی و بیانی دوستانه، مودبانه، همدلانه و کامل کننده ابراز کنند. مهمترین مانع برای رفتاری سازنده و آیندهنگر، رفتارهای اتوماتیک و از سر عادت است. عادتها ریشه در تاریخ، ژنتیک، فرهنگ، تربیت خانوادگی، تجربیات هیجانی گذشته هر کس و به طور کلی، تجربیات قبلی در تعامل زوجین دارد و پیداست که چه بحث مفصلی میطلبد که فعلا از آن میگذریم اما برای گذشتن از مانع عادت برای برخورد سازنده، هوشیارانه و آگاهانه، مهمترین کاری که باید کرد، این است که در واکنش نشان دادن به یکدیگر عجله نکنید. امیدوار و مطمئن باشید که رفتارهای سازنده میتواند با تمرین و تکرار به عادتی ثانوی تبدیل شود. عادت ثانوی برای واکنشی مسوولانه و دوراندیشانه پاداش صبر و زحمتی است که در تمرین روزمره در تعامل با یکدیگر به خرج میدهید.
آنچه فعلا مورد نظر ماست این است که چگونه میتوان با این الگوی مشکلساز مقابله کرد؟ شاید بفرمایید که «ای بابا! این همه دردسر برای چی؟» برای رشد، برای پرورش شخصیت، برای بهتر شدن زندگی، برای اجتناب از تنشهای بیهوده در مدارا با یکدیگر و بالاخره برای لذت بردن از زندگی، به قول معروف «هر کسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد.» پس در اولین قدم به خاطر داشته باشید که در واکنش به یکدیگر عجله نکنید تا فرصت داشته باشید که واکنشی خردمندانه داشته باشید.


دکتر علی عباسعلیزاده
روانپزشک


سایت زندگی