پسر جواني که در مسير رفتن به پادگاني در شهريار توسط دو نفر ربوده شده بود در عملياتي نفس گير توسط پليس غرب استان تهران از دست آدم ربايان نجات يافت.
سرهنگ کامران تقي بيگي معاون هماهنگ کننده غرب استان تهران در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران، در تشريح جزييات اين خبر گفت: ساعت چهار بعدازظهر 23 دي ماه فردي به کلانتري 12 نسيم شهر بهارستان مراجعه کرده و از ربوده شدن پسر سربازش خبر ميدهد که باتوجه به حساسيت امر، موضوع به صورت ويژه در دستور پليس قرار ميگيرد.
وي افزود: فرد مراجعه کننده در اظهاراتش به پليس گفت، پسرم به نام «اميد» 19ساله هر روز صبح ساعت چهار بامداد براي حضور در پادگان از منزل خارج ميشده که صبح امروز از منزل خارج شده تا به پادگان برود اما حدود ساعت نه و نيم صبح از تلفن همراه پسرم پيامکي در خصوص ربوده شدنش دريافت کردم و بلافاصله موضوع را با پليس در ميان گذاشتم در حاليکه در متن پيامک پسرم عنوان شده بود «مرا سوار ماشين کردهاند و الان هم نميدانم کجا هستم» که پس از چهار دقيقه که با خط پسرم تماس گرفتم فردي 200ميليون ريال وجه نقد بابت آزادي پسرم تقاضا کرد.
معاون هماهنگ کننده غرب استان تهران گفت: با توجه به اظهارات فرد مراجعه کننده، پروندهاي در اين خصوص تشکيل شد و با انجام تحقيقات گسترده واقدامات فني مشخص شد فرد ربوده شده، شب قبل از ربوده شدن در منزل يکي از بستگانش بوده و ساعت چهار وسي دقيقه بامداد از منزل آنها خارج شده است که با اقدامات فني و شناسايي محل نگهداري فرد ربوده شده در کهريزک، دو گروه از ماموران پليس آگاهي شهرستان بهارستان با همکاري يک گروه از ماموران يگان امداد شهرستان اسلامشهر محل گرونگانگيري را محاصره کردند و آدم ربايان قبل از محاصره محل توسط پليس، با رها کردن گروگان در نزديکي شهرک واوان اسلامشهر از محل متواري شدند. سرهنگ تقي بيگي افزود: با حضور پليس در صحنه حادثه فرد ربوده شده به صورت صحيح و سالم از دست آدم ربايان آزاد شد و تلاش پليس براي دستگيري آدم ربايان فراري ادامه دارد.
معاون هماهنگ کننده غرب استان تهران خاطر نشان کرد: فرد ربوده شده در اظهاراتش به پليس گفت ساعت چهار و نيم صبح روز حادثه از منزل بستگانم براي رفتن به محل خدمتم در شهريار خارج شدم و با توجه به طي مسير به صورت پياده در طول مسير، سوار يک دستگاه خودروي پرايدسفيد رنگ با دو سرنشين حدود 30الي 35ساله شدم و در ادامه، سرنشينان خودرو با بستن چشمانم، مرابا تهديد سلاح سرد به سوله ناشناختهاي برده و سپس از همان محل طي تماس با پدرم درخواست وجه نقد بابت آزاديم کردند.