ارتباط سریع و آسان: در حین قصهگویی، کلیه ایدههای متفاوت، یکجا و بهصورت فـراگیر از سوی قصهگو به مخاطب انتـقال داده میشود. در نتیـجه لازم نیــست شنونده برای گرفتن مضمون کلی مطلب خود را به زحمت بیـندازد چـراکه محتوای کلی داستان به یکباره انتقال پیدا میکند.
▪ ارتباط طبیعی: میتوان از داستانسرایی به عنوان زبان مادری تمام انسانها یاد کرد. این زبان ذاتی را همه کودکان از سن ۲ سالگی به بعد یاد میگیرند. البته یادگیری زبان واقعی شاید تا سنین ۸ سالگی بهطول انجامد اما به هر حال باید اعتراف کرد آنقدر که کودکان در استفاده از زبان مادری قصهگویی برای برقراری ارتباط با اطرافیانشان راحت هستند، در استفاده از زبان واقعی احساس راحتی نمیکنند.
▪ ارتباط روشن و واضح: با استفاده از این مزیت قصهگویی که به واسطه آن بهراحتی میتوان با دیگران ارتباط برقرار کرد، کلیه واژهها در یک دامنه زمانی و مکانی خاص قرار میگیرند و گویی به آنها جانی دوباره بخشیده میشود. تمام وقایع با در نظر گرفتن فاکتور زمانی به وقوع میپیوندند و لغات و کلمات پر معناتر از قبل جلوه میکنند.
▪ ارتباط صادقانه: از طریق داستانها میتوان حقایق عمیق و کلی را به دیگران انتقال داد. این در حالی است که در زبان واقعی کلیه اجزا تکهتکه میشوند.
▪ ارتباط مشارکتآمیز: در بحثهای انتزاعی، ایدهها مانند موشک به طرف ما میآیند، حجم زیادی از فضای ذهنی ما را اشغال میکنند و به ناچار ما را وادار میکنند که برای انسجام بخشیدن به آنها یک چارچوب ذهنی که از سوی فرد دیگری معین گردیده است را در زندگی خود به کار گیریم.
تنها حق انتخابیهم که برایمان ایجاد میشود، قبول و یا رد آن چارچوب خاص است و با شرایط بله - خیر و یا شاید بهتر باشد بگوییم برنده - بازنده روبهرو میشویم.
در مقابل باید گفت که داستان به صورت منسجم در ذهن ما طبقه بندی میشود و به ما این امکان را میدهد تا هر کجا که خواستیم خودمان را با شخصیتهای داستانی همراه سازیم و هر کجا که خواستیم داستان را در ذهن خود تغییر داده و همانطور که میخواهیم ادامه دهیم.