اصولا اکثر والدین همیشه گلایه می کنند که چرا فرزندشان از دستورات آنها اطاعت نمی کند. در این مقاله ابتدا به علت هایی که موجب می شود فرزندان به حرف والدین توجه نمی کنند اشاره می شود و سپس به نکاتی که در حرف شنوی فرزند از اولیاء موثر است پرداخته می شود.
● علل حرف نشنوی فرزند از والدین:
▪ عدم تناسب وظایف واگذاری به فرزند با توانایی او: اگر تکالیف با سن و سال و روحیه فرزند مطابق نباشد فرزند به حرف والدین گوش نمی دهد مثلا گاهی ما به فرزند کوچکتر وظایف فرزند بزرگتر را می دهیم و یا از فرزند بزرگ خود کارهای بچه گانه انتظار داریم.
▪ عصبانیت والدین در زمان واگذاری مسئولیت: گاهی والدین با عصبانیت و زور می خواهند حرف خود را به کرسی بنشانند که این مسئله در نوجوانان باعث مقاومت بیشتر آنها در برابر حرف والدین می شود ولی اگر به با نرمی و مهربانی انتظارات خود را بگویند فرزند بهتر و زودتر به حرف آنها توجه می کند.
محبت به فرزند پس از انجام وظیفه: اگر در زمان انجام تکالیف از فرزندمان تشکر کرده و با مهربانی پاسخگوی کارهایش باشیم در دفعات بعدی او تشویق می شود که زودتر به حرف ما عمل کند.
نکاتی که در حرف شنوی فرزند اثرات مثبت می گذارد:
▪ واگذاری تکالیف به فرزند از دوران کودکی: از زمانی که فرزندمان از همان دوران طفولیت و کودکی می تواند کاری را انجام دهد به او وظیفه ای واگذار کنیم تا در نوجوانی به انجام وظیفه عادت کند.
▪ عمل کردن به وظیفه توسط خود پدر و مادر: انتظار انجام وظیفه توسط فرزند اگر خود والدین مقید به انجام آن نباشند نتیجه ای ندارد مثلا اول خودمان نماز بخوانیم بعد به فرزند بگوییم نماز بخوان.
▪ آموزش کار خواسته شده از فرزند: زمانی فرزندمان بهتر به انجام کاری می پردازد که راه انجام صحیح آن را یاد گرفته باشد. نه اینکه بدون آموزش قبلی، انجام صحیح کاری را از او انتظار داشته باشیم.
▪ واگذاری کارها بعد از تفریح فرزند: زمانی که فرزند در حال انجام کار مورد علاقه خود مثلا بازی است، انتظار انجام یک کار فوری از او بیهوده است.
▪ واگذاری کار به همه فرزندان: اگر والدین همه کارهای خود را از فرزند کوچکتر بخواهند باعث ایجاد جر و بحث میان آنان و فرزندان بزرگتر می شوند و فرزند بزرگتر نیز از این موقعیت سوءاستفاده می کند.
▪ اطاعت پدر و مادر از یکدیگر: اگر زن یا شوهر به یکدیگر وظیفه ای را واگذار کرده و طرف مقابل از انجام آن کار سرباز زند فرزندان نیز یاد می گیرند که به حرف پدر و مادر خود توجه نداشته باشند.
▪ نوشتن برنامه وظایف فرزند: در صورتی که وظایف مورد انتظار خود را برای فرزند خود بنویسیم او دچار سردرگمی نمی شود.
▪ توجه به انتظارات فرزند: اگر انتظارات والدین و فرزندان از همدیگر یک جانبه باشد و او نیز کاری را از والدین بخواهد که آنها انجام ندهند فرزند نیز یاد می گیرد که به حرفه والدین گوش ندهد.
▪ کارهای مورد علاقه واگذار شود: فرزند کار دوست داشتنی را بهتر انجام می دهد ولی اگر خسته باشد باید آن را به زمان دیگری واگذار کرد.
▪ عدم خشونت در زمان حرف شنوی: برخورد خشن و گاهی تنبیه در زمان عدم انجام کار از سوی فرزند رابطه ما را با او به رابطه کینه و دشمنی تبدیل می کند.
▪ نداشتن حساسیت های زیاد در انجام تکالیف: اگر حرفی به فرزند زدیم و او تا حدی که توانسته به آن عمل کرد ولی باز حساسیت زیاد در انجام بیشتر تکلیف داشتیم او را به فردی وسواسی و مضطرب در کارها تبدیل می کنیم.
▪ فقط از کلمات تشویقی استفاده کنیم: فرزند خود را بعد از انجام کار خواسته شده با کلمات مثبت و خوب و یا جایزه تشویق کنیم مثلا آفرین به تو دختر و یا پسر خوب که حرف گوش می کنی که او بداند ما قدرشناس هستیم و کار خوب او را فهمیده ایم. ولی اگر کلمات منفی به کار برده شود مثلا تو هیچ وقت حرف گوش نمی کنی او را دلسرد کرده و پیش خودش می گوید ارزشی ندارد که برای مادر و یا پدرم کار کنم.
▪ جدیت والدین در انجام کار خواسته شده از فرزند: اگر کاری به صورت اختیاری از فرزند خواسته شود شاید او در انجام آن سستی و تنبلی کند و باید به شکل جدی و قاطعانه از فرزندمان انجام کار را بخواهیم و اگر انجام نداد از کارهای مورد علاقه او را محروم کنیم.
▪ در دوره نوجوانی زمانی که فرزند خود را به صورت منطقی و آگاهانه نسبت به کاری موظف کنیم او بهتر انجام می دهد تا اینکه فقط کورکورانه او را نسبت به انجام یک تکلیف وادار کنیم.
▪ نکته آخر اینکه والدین باید بدانند عمل کردن به مسائلی که گفته شد در کودکی و بعد در اوایل دوره نوجوانی اثرات زیادی دارد و اگر والدین در زمانی که شخصیت فرزندشان در اواخر دوره نوجوانی در حال کامل شدن است بخواهند کار خود را شروع کرده و عادت حرف شنوی را در او تثبیت کنند دیگر دیر شده است و به سختی می توان این عادت را در فرزند ایجاد نمود.