یاد بگیر نصف توئه





11 درس زندگی که بچه ها به ما می آموزند



ما می توانیم درس های زیادی از بچه ها بیاموزیم. بسیاری از بزرگسالان بعضی رفتارهای بچه گانه خود را دارند. اما بسیاری به خود اجازه نمی دهند کاملا مانند بچه باشند و رفتارهایی که بچه گانه تلقی می شوند از خود نشان دهند. واضح است هدف این نیست که ما به معنای واقعی کلمه مانند یک بچه باشیم-یک گروه بچه با یک سال سن نخواهند توانست شاتل دیگری بسازند و یا درمانی برای بیماری های عفونی پیدا کنند, اما به عنوان یک تمرین در رشد شخصی, به طبیعت معصومانه یک کودک نگاه کنید که به شما پیشنهادات روشن و عملی برای تغییر دیدگاهتان نسبت به زندگی و کار می دهد.
رفتارهای کودکانه زیادی است که شما می توانید در زندگی بکار ببرید-در اینجا تنها 11 مثال آمده است.

1. در زمان حال زندگی کن

همیشه سعی کنید بر روی آنچه که اکنون هستید تمرکز کنید. این حال است که آینده را می سازد. بزرگسالان معمولا در گذشته و آینده سیر می کنند. بسیاری حتی در مورد آنچه در گذشته اتفاق افتاده احساس ناراحتی می کنند. اما کودکان هیچ نگرانی در مورد گذشته یا آینده ندارند. آنچه که اهمیت دارد حال است. با ارزش ترین هدیه ای که ما می توانیم به دیگران بدهیم حضور ماست.

2. خودتان باشید

ما معمولا نگران این هستیم که دیگران در مورد ما چه فکری می کنند و چه می گویند, بنابراین ما خودمان را قبل از انجام هر عملی ارزیابی و ویرایش می کنیم. مقداری از رفتارهای بچه گانه خود را که به شما اجازه می دهند انگیزه های زودگذر شما بر روی رفتار شما تاثیر داشته باشند بدست بیاورید. سعی کنید از کودک درون خود استفاده کنید. ترس و تمایل ما به ثابت کردن ذهنمان در گذشته و آینده ما را از خود بودن در زمان حال دور می کند.

3. به خودتان حرکتی دهید

حرکت کردن یعنی زندگی کردن و رشد کردن. وقتی ما کودک بودیم هیچ کس ما را مجبور نمی کرد که بیرون برویم و تمرین کنیم, ما در حیات جلوی خانه بازی می کردیم تا زمانی که هوا تاریک می شد و دیگر توپ را نمی دیدیم. در حقیقت تمرین و حرکت, معلم بچه است و تمرینات بدنی در بزرگسالان در دراز مدت و کوتاه مدت باعث بهبود در عملکرد و حافظه آن ها می شود. حرکت از طبیعی ترین خصوصیات ماست, مطمئنا طبیعی تر از نشستن بر روی مبل و خیره شدن به یک جعبه و گوش دادن به یک سخنرانی است. حرکت کنید و دیگران را به این کار تشویق کنید.

4. بازی کنید, سرزنده و شاداب باشید

حتی بزرگسالان نیز نیاز به تفریح و بازی متناسب با سن خود دارند. بازی کردن یعنی جستجو کردن و یافتن. بازی به ما کمک می کند تا بینش ها و دیدگاه های جدیدی را کشف کنیم و بیاموزیم. بازیگوشی نگرش را خلاق می کند و بهترین ها را در شما و دیگران ایجاد می کند. کاری پیدا کنید که به آن علاقه دارید و فکر می کنید در آینده به سراغ آن نخواهید رفت. و سعی کنید از آن لذت ببرید.

5. اشتباه کنید

بچه ها اشتباهات زیادی می کنند-این روش یادگیری آن هاست. حتی اگر ما حرفه ای هم باشیم, باز می توانیم از اشتباهات درس بگیریم. متخصصان نیز اشتباه می کنند. یک ضرب المثل چینی می گوید: "حتی میمون ها نیز از درخت می افتند" در مورد اشتباهات نگران نباشید و از آن ها درس بگیرید.بزرگی می گوید: "عدم موفقیت, کلید موفقیت است" هر اشتباهی درس جدیدی به همراه دارد.

6. نگران تحت تاثیر قرار دادن دیگران نباشید

کودکان به طور طبیعی توانایی در زمان حال بودن را دارند و هیچ نگرانی در رابطه با افکار مردم نسبت به رفتارهای احمقانه خود ندارند. در واقع کودک سعی نمی کند بر رفتار خود کنترل داشته باشد. هیچ وقت سعی نکنید به دیگران خود را باهوش تر از آنچه هستید نشان دهید. فایده اش چیست؟ شما هیچ وقت نمی توانید باهوش تر از آنچه هستید باشید. وقتی شما در حال کار هستید و با افکار خود درگیر هستید, تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران با کنترل رفتار خود شما را آزار خواهد داد و نتیجه ای به جز از بین بردن تمرکز شما نخواهد داشت.

7. اشتیاق خود را نمایان کنید

بچه ها تقریبا اشتیاق وافری برای هر کاری دارند. مدرسه ها معمولا مملو ازاین دانش آموزان مشتاق است. این کودک مشتاق همچنان با شماست فقط کافی است به درون خود بنگرید. تصور کنید چه اتفاقی می افتد اگر شما این اشتیاق را با مهارتهای خود ترکیب کنید.

8. کنجکاو باشید, سوال بپرسید

ما مفهوم آموزش را تنها رسیدن به پاسخ پرسش می دانیم. اما خود سوال خیلی مهم تر است. آشکار است که دانش بسیار مهم است, اما چرا؟ ابتدا این سوال است که ایجاد می شود, سپس بررسی و تحلیل و رسیدن به پاسخ شروع می شود-به این یادگیری می گویند. کودکان نوعی دانشمند هستند به این معنی که آنها به طور طبیعی در مورد دنیای اطراف خود کنجکاو هستند و تمایل دارند تا از دنیای اطراف خود سر در بیاورند. یک بزرگسال با کنجکاوی سیری ناپذیر هیچگاه در یادگیری متوقف نخواهد شد. این کنجکاوی است که محرک شما رو به جلو خواهد بود. بهترین معلم و محرک ما کنجکاوی درون ماست.

9. بخندید, شاد باشید و لذت ببرید

درست است که باید در کار خود جدی باشیم اما این بدان معنا نیست که خود نیز کاملا جدی باشیم. لذت واقعی در خندیدن است کودکان تقریبا همیشه درحال خندیدن هستند. سعی کنید همیشه شاد باشید و بخندید.خنده هدیه ای است که شما به دیگران و دیگران به شما می دهند.

10. آرام باشید

تمرکز در هر چیزی بسیار مهم است, اما همه ی عوامل از بین برنده تمرکز بد نیستند. کمی توقف کنید و به جهان اطراف خود بنگرید. این تخیل شما را تحریک خواهد کرد. افرادی که معمولا در حال انجام کاری هستند و سر شلوغی دارند ایده های باریک بینانه ای دارند و هیچ وقت آرام ندارند. یک کودک وقتی در حال حرکت در یک مسیر است کمی مکث می کند و به تغییرات اطراف خود توجه می کند, در حالی که ما بزرگسالان فقط می خواهیم به هر طریقی به مقصد برسیم. بزرگسالان شادی را در آینده می بینند. آرام باشید و به جهان اطراف خود اجازه دهید تا شما را شگفت زده کند.
11. دیگران را تشویق کنید

گیج کننده به نظر می رسد که یک کودک بتواند به دیگران کمک کند و دیگران را تشویق کند. معلمان و رهبران خوب الهام بخش و مشوق هستند. وقتی شما احساس دلسردی می کنید چه می کنید؟ یک ضرب المثل قدیمی می گوید: "دیگران را تشویق کنید".