يكي ديگر از اين موارد صحبت با نيش و كنايه زوجهاست كه اگر در طولانيمدت ادامه پيدا كند، سبب دلخوريهاي جبرانناپذيري ميشود. مورد ديگر نداشتن وقت كافي براي يكديگر است. بعضي از زوجها آنقدر از يكديگر فاصله گرفتهاند كه ديگر علاقهاي نسبت به هم احساس نميكنند.
شايد همه در طول زندگي مشترك، اشتباهاتي را مرتكب ميشوند كه گاه براي چند لحظه يا گاه چند روز سبب بروز دلخوري زن و شوهرها ميشود؛ ولي بعضي از اين اشتباهات و مهمتر از آن، تكرار آنها آنقدر زندگي مشترك را به خطر مياندازد كه ممكن است حتي به طلاق منجر شود .

حتما زوجهايي را ديدهايد كه به طور ناگهاني و بدون اينكه مشكلات حاد و بزرگي در زندگيشان داشته باشند، ناگهان تصميم به جدايي و طلاق ميگيرند و حتي تا سالها بعد از خود ميپرسند كجاي كار اشتباه بوده كه كارشان به طلاق كشيده است و هر كدام ديگري را مقصر اين امر ميداند، غافل از اينكه در بيشتر موارد هر دوي آنها به يك اندازه مقصرند و اشتباهات ريز و درشت زيادي را مرتكب شدهاند كه ادامه زندگي مشترك را براي آنها مشكل كرده است.

شايد بزرگترين مشكل زوجها مخصوصا زوجهاي جوان، تلاش براي عوض كردن خلقيات همسر باشد. بدون شك، افراد بالغ به طرز چشمگيري تغيير نميكنند، پس بهتر است فرد، همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصربهفرد بودنش و تفاوتهايي كه با ديگران دارد، دوست بدارد. تلاش براي عوض كردن همسر، فقط احساسات او را جريحهدار كرده و زندگي مشترك را خراب ميكند.

يكي ديگر از اين موارد صحبت با نيش و كنايه زوجهاست كه اگر در طولانيمدت ادامه پيدا كند، سبب دلخوريهاي جبرانناپذيري ميشود. مورد ديگر نداشتن وقت كافي براي يكديگر است. بعضي از زوجها آنقدر از يكديگر فاصله گرفتهاند كه ديگر علاقهاي نسبت به هم احساس نميكنند.

پذيرش اشتباهات خود و عذرخواهي بموقع نيز از مواردي است كه گاه زوجها فراموش ميكنند به آن عمل كنند. حسادت هم از مواردي است كه ميتواند يك زندگي را به جهنم تبديل كند، اگر دو نفر همديگر را براي زندگي انتخاب كردهاند، حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسر ميشود و اين تصور را به وجود ميآورد كه طرف مقابل به او اعتماد ندارد و اين كار ميتواند سمي در رابطه زوجها باشد.

توقع بيش از حد زوجها از يكديگر، مخصوصا در تنگنا قرار دادن همسر از نظر اقتصادي ناخودآگاه به همديگر آزار رساندن است.

و نكته ديگر اينكه اگر زوجهايي هستند كه از مشاجره به جاي گفتگو استفاده ميكنند يا در زندگي مشترك غرور دارند يا در كل، قدر همسرشان را نميدانند، بايد منتظر تبعات خطرناك اين اشتباهات نيز باشند.

شايد در برخي از زندگيها، طلاق آخرين و بهترين راه باشد؛ اما راههاي متفاوتي وجود دارد كه ميتواند پايههاي سست يك زندگي مشترك را تنومند نموده و طول عمر آن را به سالهاي متمادي افزايش دهد. اغلب مشكلات زندگي زوجهاي جوان به علت عدم تجربه و اطلاعات كافي از نحوه كنترل زندگي مشترك ميباشد و اين كه دختر و پسر جوان نياموختهاند چگونه همسرداري كنند و چگونه بر مشكلات پيش آمده غالب شوند يا چگونه ايجاد علاقه كنند!

براي هر كاري، داشتن تجربه و راهنمايي شدن، مهمترين ملزوماتي است كه موجب رسيدن به نتايج مطلوب در آن كار ميشود و عدم آگاهي و نداشتن راهنماي مناسب هم متقابلا بزرگترين ضربهاي است كه ميتوان بر پيكره اهداف خود وارد كرد.

در اين موارد بهترين راه مشاوره است. مشاور باتجربه و متخصص، حكم يك راهنماي مناسب و كولهباري از تجربه را دارد كه مشكلات پيشآمده را چنان نرم و كمرنگ ميكند كه ديگر جاي هيچ اختلافي باقي نميماند.