گنجاندن پایان رمان در ابتدای آن
نویسنده باید قبل از نوشتن رمان، از دو قسمت آن یعنی شروع و پایان آن اطلاع داشته باشد؛ اما وسط های این دو را می تواند ضمن نوشتن کشف کند.
به علاوه باید در جایی از افتتاحیه رمان به طور ضمنی به پایان آن اشاره کند. البته خواننده در ابتدای رمان متوجه پایان آن نمی شود. امّا در این حالت مهم نیست که نویسنده خواننده را به چه سفرهای دور و درازی می برد، چون خواننده خود هنگامی که به پایان داستان رسید حس می کند که رمان کامل و تمام شده است. گنجاندن پایان رمان در ابتدای آن، دو کمک ضروری به خواننده می کند:
1- آنچه را که خواننده می خواند برداشت های پنهانی او را می پالاید. خواننده به طور ناخود آگاه به پایان داستان پی می برد و سپس وقتی به پایان آن رسید، چیزی را که قبلاً به طور ناخودآگاه می دانسته، به جا می آورد و در حقیقت احساس یاس نمی کند.
2- و باز در این حالت مهم نیست که پایان داستان تا چه حد منحصر به فرد یا غافل گیر کننده است. خواننده هنگامی که به پایان داستان رسید، آن را می پذیرد چون قبلاً به طور ناخود آگاه از پایان آن مطلع بوده است.
داستان: چهار مرد و سه زن غواص در جستجوی کشتی اسپانیولی که در سال 1574 غرق شده و حامل طلا بوده است هستند. در پایان داستان یک زن و یک مرد می میرند، یک مرد و یک زن از جستجو دست می کشند و دو مرد باقی مانده نیز هر دو عاشق تنها زن باقیمانده، و رقیب سرسخت همدیگر می شوند.
نویسنده هنگامی که در فصل افتتاحیه رمان صحنه پردازی می کند و طرح و روابط افراد رمان را بسط می دهد از طریق شخصیت پردازی با دقت علائم و اشاراتی را در مورد پایان رمان در حوادث آن می گنجاند. براد بسیار شاد و شنگول است. به همین جهت دیگران نمی دانند که او مطمئن است قبل از پیدا کردن جای کشتی غرق شده، می میرد. خواننده نیز فکر می کند این جزئی از شخصیت پردازی افتتاحیه رمان است و آن را می پذیرد. امّا نمی داند نویسنده می خواهد از الان او را برای مواجهه با سرنوشت آینده شخصیت آماده کند. زلدا با اینکه می داند آرون شیفته اوست، نگاه های خیره او را نادیده می گیرد.
خیل نقشه چین و چروکی را که از ناخدای مستی دزدیده است بررسی و با بی حال و ناخن، لکه خشک خونی را از گوشه نقشه پاک و از این طریق نویسنده پایان داستان را ترسیم می کند.
اگر موقع نوشتن رمان پایان داستان را نمی دانید، به نوشتن آن ادامه دهید. اما وقتی رمان را تمام کردید، هنگام بازنویسی، قسمت هایی از پایان آن را در افتتاحیه رمان بگنجانید. به این ترتیب پایان رمان سر جای خود هست، اما این پایان از همان ابتدای رمان شروع می شود.