توصیف صحنه
هنگامی که برای صحنه پردازی، تصویری از چشم انداز شهر، استان یا دهکده ارائه می دهید ویژگی هایی از صحنه را که کاربرد مهمی در رمان یا داستان دارند توصیف کنید. به علاوه باید این ویژگی های کاربردی را با دقت انتخاب کرد.
داستان: شهری مرزی در سال 1854. غریبه ای، کلانتر محبوب شهر را از پشت با گلوله می زند. مردم شهر به خشم می آیند. قاتل را دستگیر می کنند و کشان کشان پای شاخه بزرگ درختی که طرف های آخر شهر است می برند و می خواهند دارش بزنند.
در این حالت بهتر است ابتدا[و قبل از شروع حادثه،] صحنه پردازی را با توصیف خیابان عریض و خاکی و درخت بزرگ بلوط آغاز کنیم. درخت نشانه حد فاصل بین قسمت بد نام و آبرومند شهر است. می توان طنابی را نیز که از شاخه کلفت درخت آویزان است، اسبان قدرتمندی را که به نرده جلوی دفتر کلانتر بسته شده و گاو چران هایی را که با تبختر وارد کافه می شوند دقیقاً توصیف کرد.
ضمن اینکه می توانید وقتی داستان کم کم بسط پیدا کرد، جزییات طبیعی و کاربردی دیگر محیط را نیز توصیف کرد.
هدف از توصیف صحنه ارائه صرف فهرستی از اموال و تاسیسات شهر برای واقعی جلوه دادن آن، نیست. به عبارت دیگر توصیف صرف صحنه کافی نیست چرا که تصنعی است و جاذبه ای ندارد.
مثال: درای هول مجموعه ای از ساختمان های چوبی طویل و باریکی در پنجاه کیلومتری جنوب آبلین بود. جاده عریض و کجی از زمین های حاصلخیز می گذشت و به محوطه انبار دام های راه آهن می رسید. زمین، تخت و نزدیک ترین مزرعه دامپروری در ده کیلومتری شهر بود. اما کلیسایی در شهر نبود. در قسمت شمالی شهر سیزده کافه، دو سلمانی، و یک پارچه فروشی بود. در قسمت جنوبی شهر نیز بانکی دو طبقه، اداره عیار سنجی، آهنگری و مطب دنداپزشکی بود. در منطقه زراعتی نیز که در 5 کیلومتری غرب دباغخانه شهر بود، ذرت و گندم کشت می شد.
این نوع توصیف، به جای اینکه احساس و خاطره برانگیز باشد، آماری است. باید جزییات صحنه ضمن اینکه مکانی را تصویر می کند، شک و انتظار نیز ایجاد کند. اگر قرار است اتفاقی خشونت آمیز رخ دهد، باید از نمادهایی که خشونت را به ذهن تداعی می کند مثل دفتر کلانتر، اسلحه های در غلاف، شاخه کلفت درخت که طناب دار از آن آویزان است استفاده کرد. خواننده این نمادها را از طریق کشف و شهود، منظم و تبدیل به الگوی ظریفی که تداعی کننده خشونت احتمالی است، می کند.