ده قانون نویسندگی هیلاری منتل
1- در این کار جدی هستید؟ پس یک حسابدار استخدام کنید.

2- کتاب «نویسنده شدن» داروتیا برند را بخوانید. هر کاری که میگوید انجام دهید، از جمله کارهایی که فکر میکنید غیرممکن است. به خصوص از این توصیه که نوشتن را از صبح آغاز کنید، چندان خوشتان نخواهد آمد؛ اما اگر موفق به این کار شوید، بهترین کاری خواهد بود که برای خود کردهاید. این کتاب حاوی همه چیز درباره نویسنده شدن است. بسیاری از کتابهای راهنمایی که پس از آن نوشته شده، از آن اقتباس کردهاند. در حقیقت کتاب دیگری لازم ندارید، اما اگر میخواهید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید، کتابهای حاوی دستورالعملها معمولاً ضرری ندارند. میتوانید یک کتاب کامل را با اندکی تمرین نوشتن آغاز کنید.

3- کتابی را بنویسید که دوست دارید بخوانید. اگر شما آن را نمیخوانید، چرا کس دیگر باید بخواند؟ برای یک مخاطب یا بازار از پیش تعیینشده ننویسید. ممکن است تا زمانی که کتاب شما آماده میشود این بازار از بین رفته باشد.

4- اگر یک ایده خوب برای یک داستان دارید، تصور نکنید که حتماً باید به صورت یک روایت منثور درآید. شاید بهتر باشد به صورت یک نمایشنامه، فیلمنامه یا شعر باشد. انعطافپذیر باشید.

5- به یاد داشته باشید هر چیزی که پیش از «فصل اول» بیاید ممکن است خوانده نشود. نکات اصلیتان را در این قسمت نیاورید.

6- معمولاً میتوان پاراگرافهای اول را حذف کرد. داستان مینویسید یا تنها کلمات را پشت سر هم ردیف میکنید؟

7- توان روایت خود را بر نقطه عطف داستان متمرکز کنید. این نکته به ویژه در مورد داستانهای تاریخی مهم است. هنگامی که شخصیت شما به مکان جدیدی وارد میشود یا محیط اطرافش تغییر میکند، زمانی است که باید به عقب بازگردید و جزییات جهان پیرامون او را کاملتر کنید. مردم به مسائل روزمره و اطراف خود توجه نمیکنند، بنابراین هنگامی که نویسنده این امور را توصیف میکند، ممکن است به نظر برسد که به شدت تلاش میکند تا چیزی را به خواننده بیاموزد.

8- توصیفات باید در جای خود استفاده شوند. نمیتوانند فقط جنبه زینتی داشته باشند. معمولاً اگر دارای یک مؤلفه انسانی باشند، بهتر عمل میکنند. توصیف از زاویه دید مستتر موثرتر است تا از منظر موجودی فرابشری. توصیف اگر تحت تاثیر زاویه دید شخصیتی باشد که آن را ارائه میدهد، عملاً بخشی از توصیف خود او و بخشی از سیر وقایع را تشکیل میدهد.

9- اگر به بنبست رسیدید، از پشت میز بلند شوید. کمی قدم بزنید، به حمام بروید، بخوابید، کیک بپزید، نقاشی کنید، به موسیقی گوش دهید، زمانی را صرف تمدد اعصاب کنید، نرمش کنید. هر کاری بکنید، اما ننشینید و با اخم به مشکل زل بزنید. با این حال، به کسی تلفن هم نکنید یا به مهمانی نروید. در غیر این صورت حرف دیگران جای کلمات گمشده شما را اشغال میکند. برای این کلمات گمشده یک شکاف محفوظ نگه دارید. یک فضا ایجاد کنید. صبور باشید.

10- آمادگی هر چیزی را داشته باشید. هر داستان جدید مقتضیات خود را میطلبد و ممکن است به دلایلی این قوانین یا تمام قوانین را نقض کند. به جز قانون اول: نمیتوانید روح خود را وقف ادبیات کنید اگر به مالیات بر درآمدتان فکر کنید.

مترجم: محمد امین فقیه