انواع «رمان های مهیج» دشوار
هنگام نوشتن دو نوع از رمان های مهیج: رمان نفسگیر اول شخص و رمان نفسگیر تاریخی در همان ابتدا با مانعی مواجه می شویم که به سختی می توان از میان برداشت. در حقیقت نویسنده باید با زیرکی این دو نوع رمان را بسط دهد.
مثال: راوی اول شخص (ذهنی)، داستان اتفاقاتی را که در حین کاوش در معدن طلای لاست داچ من رخ داده است تعریف می کند و می گوید که چگونه گروه آدم کش ها در چهل مرحله مختلف او را تعقیب کردند.
اگر راوی رمان های اول شخص در موقعیت های بحرانی قرار گیرد تا حدودی، می تواند شک و انتظار ایجاد کند. چون هر چقدر هم ماجراهایی که پشت سر گذاشته خطرناک و ترسناک باشد، بازخواننده می داند که او سرانجام زنده خواهد ماند. چرا که اگر گروه آدم کش ها او را کشته بودند، کس دیگری باید داستانش را تعریف می کرد.
هنگام نگارش برخی از رمان های نفس گیر تاریخی، مشکل لاینحل از همان ابتدای کار یعنی در افتتاحیه رمان، ظاهر می شود. حقایق تاریخی، پایان رمان را لو می دهند و اعتبار حوادث داستانی را کم می کنند.
چند مثال داستانی: الف) پنجاه اشراف زاده نقشه می کشند ناپلئون را ترور کنند. ب) یکی از سناتورهای کانزاس توطئه قتل ایبراهام لینگکن را کشف می کند. وی باید به واشنگتن برود تا به رئیس جمهور هشدار دهد. توطئه گران نیز در تعقیب او هستند تا نگذارند او به لینگکن اطلاع دهد. ج) جاسوسان امریکایی از اهداف جنگی ژاپنی ها مطلع می شوند. نقشه می کشند، تا قبل از اینکه امپراتور ژاپن دستور حمله به امریکا را بدهد او را بربایند.
این داستان های نمی توانند خواننده را به هیجان بیاورند. چون تاریخ به ما می گوید که ناپلئون ترور نشد، لینگکن ترور شد و ژاپن جنگ را علیه امریکا شروع کرد. تاریخ، معما و شک و انتظار داستان های تاریخی را از بین می برد.
برای حل این معضلات می توان رمان را با خط طرح ها و مشکلات پیچیده شخصیت ها گسترش داد. این خط طرح ها و مشکلات باید گیرا و فشرده باشند. و خواننده را چنان فریب دهند که فکر کند راوی اول شخص احتمالاً کشته خواهد شد. به علاوه باید ارزش تاریخ را با خلق حوادث داستانی جذاب کم کرد. باید کاری کرد که خواننده باور کند که چیزهایی را که می خواند، حقایق و سوابق ناگفته اتفاقات مشهور و ثبت شده تاریخی است.
نویسنده در هر دو نوع رمان خط طرح و مشکلات شخصیت ها را چنان به کار می گیرد که خواننده فراموش می کند که رمان همه اش خیالی است. در این حالت موقعیت و سرعت داستان بر کل رمان سیطره دارند.
نویسنده می تواند هنگام نوشتن رمان نفسگیر اول شخص نیز کل داستان را بر «تلاشی که شخصیت های مهم دیگر می کنند تا راوی را بکشند، متمرکز کند. به علاوه باید بین خط داستان های شخصیت های دیگر و طرح داستان و تلاش راوی برای زنده ماندن، وحدت کامل بر قرار کند. باید چند تن از عزیزان راوی کشته شوند. هر چه مصیبت مرگ عزیزان برای راوی دردناک تر باشد خواننده بیشتر احتمال می دهد که راوی دوباره یورشی ببرد و خود را به خطر بیندازد تا به هدفش دست یابد و از قاتلان عزیزانش انتقام بگیرد. انگیزه تعقیب کنندگان راوی باید همان قدر اساسی باشد که انگیزه راوی. همه شخصیت ها باید کاملاً نسبت به هدف شان متعهد باشند. هر چه راوی بیشتر در معرض. خطر مرگ باشد خواننده بیشتر زنده بودن او را فراموش می کند.
به علاوه هنگام نوشتن رمان تاریخی نفسگیر، باید نظام اداری و عملیات پلیسی واقعی خلق و برای اینکه رمان اعتبار تاریخی بیشتری پیدا کند، در باره مسائل سیاسی آن دوران بحث کنید. باید از حوادث واقعی و البته فرعی تاریخی برای ارائه سوابق قهرمانان و شخصیت های پلید استفاده کرد تا به این طریق حوادث داستانی نیز واقع تر به نظر برسد. ضمن اینکه باید هم قهرمانان و هم شخصیت های پلید، زیرک، مبتکر و متعصب باشند و هم و غم خود را وقف رسیدن به اهدافشان کنند. و باز باید ساختار اپیزودیک و زاویه دیدهای زیادی را به کار گرفت. پشه هایی را که روی سطح آرام آب استخرها جمع می شوند در ذهن خود مجسم کنید. هنگامی که ناگهان شاخه ای از درخت در آب می افتد، پشه ها روی آب می لغزند و می گریزند. باید گذاشت شخصیت ها نیز دائم بلغزند و بگریزند و همدیگر را تعقیب کنند. هیجان حوادث را شخصیت اصلی ایجاد می کند و شخصیت های دیگر نیز خط طرح های زیاد دیگر را پیش می برند.
در رمان نفس گیر اول شخص به انتهای رمان که نزدیک می شویم وضعیت ها باید تغییر کنند. کانون تمرکز رمان بر اینکه «راوی چگونه دشمنانش را شکست می دهد و زنده می ماند» است. این موضوع حدس خوانندگان را موقع خواندن افتتاحیه رمان (مبنی بر اینکه شخصیت اول نمی میرد) تایید می کند و آنها آن را می پذیرند. در رمان نفسگیر تاریخی نویسنده نباید بگذارد که حواس خواننده تا آخر رمان متوجه پایان [آشکار] آن شود. در آخر رمان خواننده متوجه می شود همه حقایق داستانی، حقایق تاریخی را تایید می کنند و داستان راست در آمده و در نهایت خواننده گول نخورده است.