حساب نویسنده و شخصیت از هم جداست
بسیاری از نویسندگان بی تجربه علاقه ای به نوشتن رمان هایی که شخصیت اصلی آنها همجنس خودشان نیست، ندارند. چرا که معتقدند باید به نحوی موثر از زبان و کلمات مردانه یا زنانه استفاده کنند تا شخصیت اصلی مونث یا مذکر به نظر برسد. اما زبان انگلیسی، از نظر جنسی خنثی است. و این اعتقاد افسانه ای بیش نیست.
به علاوه بسیاری از نویسندگان، رمان های برجسته ای در باره شخصیت هایی که از جنس خودشان نبوده، نوشته اند که از آن میان می توان به آلیس در سرزمین عجایب (لوئیس کرول)، جر.م: مرد بینوا (مریی ا. و یلکینز- فری من)، اتاق جی کوب (وبرجینیا ولف)، تس دو بروبل (تامس هاردی) و غیره اشاره کرد.
تفاوت جنسی نویسنده و شخصیت بیش از هر چیز عرصه را هنگام نوشتن رمان هایی که راوی آن اول شخص است بر نویسنده تنگ می کند. چرا که برای خلق راوی اول شخص واقعی، باید از جزییات رفتاری سنتی و ویژه هر جنس استفاده کرد. (معمولاً جزییات رفتاری هر جنس، خاص همان جنس است.)
صرف نظر از اینکه نویسنده داستان «راوی اول شخص» کیست، جزییات سنتی «دیدنی ها» و «نحوه بیان دیدنی ها»، جنسیت راوی را نیز مشخص می کند.