استفاده از تصاویر خیال برای رعایت اختصار و غنی تر کردن اثر
تصاویر خیال نوشته را غنی تر می کنند. برای بعضی از نویسنده ها استفاده از استعاره و تشبیه مثل بچه گربه ای که پنجول هایش را لیس می زند، طبیعی است. اما برخی از نویسنده ها هم با تامل و برنامه ریزی ماهرانه از این تصاویر استفاده می کنند. اگر چه بسیاری نیز ارزش تصاویر را نادیده می گیرند. در حالی که می توان به جای استفاده از جزئیات ملال آور و تصنعی، تصاویر را به کار گرفت و از زبان بهره کافی برد و آن را غنی تر کرد. به طور کلی تصاویر را می توان به دو دسته تقسیم کرد: تصویر جسمانی شخصیت و تصویر کلی حال و هوا.
مثال (تصویر جسمانی شخصیت): مثل فنری که ناگهان باز شود از تخت پرید (تشبیه)؛ یا فنری بود که یکباره از تخت پایین می پرید (استعاره).
در مثال های بالا نویسنده هنگام پایین آمدن شخصیت از تحت، به جای استفاده از جزییات چون دست ها، پاها و بدن، از تشبیه و استعاره استفاده و تصاویر نیز حالت کلی شخصیت را مشخص می کنند: شخصیت به سرعت از تخت پایین می آید.
خواننده باید تصاویر را به راحتی درک کند. اگر آنها را زیاد کش دهیم یا بسیار مفصل باشند، خواننده باید برای درک غنای داستان یا جزییاتی که تصاویر به جای آنها نشسته اند تقلای زیادی کند.
تصاویر بسیار طولانی، حوادث و شخصیت پردازی را تحت الشعاع قرار می دهند و تصاویر بسیار هنرمندانه چشم ها را خیره می کنند، طوری که گویی بر نثر تحمیل شده اند یا نویسنده خواسته خودی نشان دهد. تصاویر باید همراه نثر حرکت کنند و به جای آنکه چیزی از آن بکاهند بر غنای آن بیفزایند.