یادداشت کن!

تعقیب نویسندگی با شش نوع روزانه نویسی

راستش من این طوری فک می کنم: نویسنده ها باید بچسبند به نوشتن خاطرات روزانه شان. اگر هیچ سود دیگری نداشته باشد، نوشتن یادداشت روزانه یک تمرین درجه یک است. این روش، ابزاری معجزه گر برای ما نویسنده هاست که به وسیله آن ، مصالح خام زندگی روزانه را در ساختن روایت های داستانی به کار بگیریم. من تقریبا از ده سالگی به نوشتن خاطرات روزانه روی آوردم و تا امروز آن را ادامه داده ام اما از انواع دیگر روزانه نویسی هم بهره جسته ام؛ چیزهایی که مرا به عنوان یک نویسنده یاری رسانده اند و عبارتند از:

1- روزانه نویسی آزاد

بسیاری از مدرسان سرشناس نویسندگی از جمله ناتائیل گولدبرگ، آزادنویسی را به عنوان روشی برای گرم شدن و همچنین تولید مصالح جدید داستان نویسی ، توصیه می کنند. حالا قضیه از چه قرار است؟ یک ماجرای کوچک را انتخاب کنید، چشم ویراستار درونیتان را ببندید و بروید سراغش! تنها قانونش این است که به نوشتن ادامه بدهید. الان به تان می گویم من چطور این کار را می کنم روی یک لغت (دوچرخه، آدامس بادکنکی، چسب زخم) تمرکز می کنم و ظرف ده دقیقه تک تک خاطرات جزئی و بی اهمیتی را که نسبت به آن لغت دارم می آورم ، بعد متوقف می شوم. وقتی به این نوشته های روزمره آزادم برگشته ام بارها توانسته ام چیزهای بدرد بخوری برای داستانم گیر بیاورم . به عنوان مثال ، یک روز همه تمرکزم را روی لغت «سگ» گذاشتم و حاصلش رمانی شد که الان مشغول نوشتن اش هستم.

2- روزانه نویسی ایده ها

همیشه با خودم یک دفترچه یادداشت کوچک دارم که وقتی ایده ای به ذهنم خطور کرد سریع و پیش از اینکه از یادم برود، یادداشتش کنم. گاهی اوقات همه عبارت را بطور کامل یادداشت می کنم که بعدا بتواند ایده را به ذهنم بازگرداند: «یک ستون درباره فیلم «دن در زندگی واقعی» بنویس و اینکه همه ما باید چطور برنامه بریزیم که شگفت زده شویم». گاهی صرفا پاره ای از عبارت را می نویسم : « دانه فلفلی برای پرنده جنوب غربی» . گاهی تنها چیزی که لازم است یک یا دو کلمه است: «شلوار کشی». فقط همان قدر بنویسید که کافی است شما را به یاد ایده درخشانتان بیندازد.

3- روزانه نویسی رویاها

یک دفترچه در کنارتان داشته باشید و هر صبح که بیدار می شوید اولین کارتان این باشد که خوابتان را یادداشت کنید . کی می داند؟ شاید مثل استفنی میر خوش شانس بودید و کابوسی دیدید که در آن خون آشام ها در مرغزار می چرخند و شاید توانستید این خواب را تبدیل کنید به صحنه ای اساسی برای یک سری داستان پرفروش . البته باید اعتراف کنم که من خودم هیچ وقت خواب خون آشام های درخشان را ندیده ام. با وجود این معتقدم نویسندگانی که به خواب هایشان توجه می کنند ، راه آسان تری برای رسیدن به بخش های خلاق و شهودی خودشان دارند؛ و رفقا باور کنید این خیلی خوب است!

4- روزانه نویسی جملات قصار

سال های سال سخنان قصار مورد علاقه ام را در یک دفترچه جلد چرمی کوچک یادداشت کرده ام؛ جملاتی نظیر این اظهار نظر کلاسیک از گروچو مارکس: « تنها مشکل بیکاری این است که نمی فهمی کی کارت باهاش تمام می شود!» گاهی وقت ها این جملات را در نگارش یک ستون یا یک قطعه طولانی تر بکار می گیرم اما بیشتر، زمانی به آن ها رجوع می کنم که قصد دارم ازشان الهام بگیرم، و همین طور برای این که مقایسه کنم آیا عبارت من هم مثل آن نویسندگانی که مشاهداتشان همیشه برایم تحسین برانگیز بوده ، تاثیر گذار هستند یا نه.

5- روزانه نویسی ارسالات

خیلی خب، وقتش است که برویم سر کارمان. این روزانه نویسی خیلی جذاب نیست ولی مهم است! از این نوشته ها استفاده کنید تا بتوانید مراسلات خود را دنبال کنید. دست نوشته های خود را به کجا فرستاده اید؟ برای چه کسی فرستاده اید؟ کی فرستاده اید؟ آیا نامه پیگیری برایشان ارسال کرده اید؟ سه فصل اول را فرستاده اید؟ دست نوشته ها را بطور کامل فرستاده اید ؟ آیا به چند جا فرستاده اید؟ توجه کنید که تمام این موارد به شما کمک می کند که توی بازیتان دست بالاتر را داشته باشید . آیا زمانش شده که برای ویراستار نامه پیگیری بفرستید؟ اگر به طور منظم یادداشتهای مراسلاتتان را به روز کنید، جواب این پرسش به روشنی در دفترچه یادداشتتان معلوم است.

6- روزانه نویسی پیشرفت کار

روزانه نویسی درباره «آنچه امروز نوشتم و احساسم نسبت به نوشته ام»: معلوم است بخت حسابی یارتان بوده که تا به آخر این مطلب را خوانده اید ، چون این یکی ایده باحالی است. این ایده را از دوست نویسنده ام استفانی روزفلد گرفتم و انصافا خیلی از آن خوشم آمد . این کاری است که می کنید: هرروز بعد از این که نوشتن را تمام کردید، یادداشت کنید که امروز چکار کرده اید( چهار صفحه بنویسید) و این که چه احساسی درباره اش دارید( مزخرف خالص !).

اگر شما هم مثل من باشید، روزهای زیادی هست که احساس می کنید هیچی ننوشته اید الا « مزخرف خالص» . وقتی برمی گردید و این نوشته های مخصوص را دوره می کنید در می یابید مواقع زیادی بوده است که احساس بدی درباره نوشته تان داشته اید ولی با وجود این بعضی وقت ها موفق شده اید که به جلو حرکت کنید. گاهی توانسته اید یک ستون بنویسید، گاهی حتی یک رمان نوشته اید. به عبارت دیگر، بر وضعیتتان غلبه کرده اید . دست خوش! و ببینید که نگرانی هایتان در مقابل چشمانتان از بین می روند زیرا می فهمید که« تو یک بار از عهده اش برآمده ای، می توانی دوباره هم این کار را بکنی».

آن ادواردز کانن / مجله رایتر، دسامبر2009
ترجمه: بهزاد قدیمی