ترکيب گفتگو و روايت
استفاده از گفتگوي بدون توصيف (غير از البته «زن گفت» و «مرد گفت») روشي سودمند براي تغييرِ سرعتِ پيشرويِ داستان و گنجاندنِ سريعِ اطلاعات در آن است. امّا اين شيوه وقتي بسيار گيراست که در صحنه ي گفتگو، فقط دو نفر باشند. در اين حالت مي توان گويندگان را نيز با ذکرِ نامشان قبل از صحبت، به راحتي مشخص کرد.
مثال: فِرد دست در گردن جک انداخت و گفت: «برويم پليکان آبي تر کنيم.»
جک گفت: «نه، زخمِ معده اذيتم مي کند.»
«امّا من بدجوري هوس نوشيدني کردم.»
«نمي توانم. گفتم که زخم معده اذيتم مي کند.»
امّا اگر سه نفر در صحنه ي گفتگو باشند، عدم استفاده از توصيف، حرکت داستان را کند مي کند:
مثال: فِرد دست در گردن جک انداخت و با سر به فيل اشاره کرد و گفت: «برويم پليکان لبي تر کنيم.»
فيل گفت: «نه زنم مي کشَدَم.»
جک گفت: «نه، زخم معده اذيتم مي کند.»
فِرد اصرار کنان گفت: «امّا من بدجوري هوس نوشيدني کردم.»
فيل گفت: «من نمي توانم خطر کنم.»
جک گفت: «گفتم که نمي توانم. زخم معده اذيتم مي کند.»
امّا صحنه ي اين گفتگو شلوغ است. در صحنه هاي شلوغ گفتگو، بهتر است از ترکيب گفتگو و توصيف گفتگو استفاده کنيم.
مثال: فِرد دست در گردنِ حک انداخت و با سر به فيل اشاره کرد و گفت: «برويم پليکان لبي تر کنيم.» فيل گفت که مي ترسد وقتي خانه مي رسد، زنش بکشدش. جک گفت: «زخم معده اذيتم مي کند.» فرد اصرار مي کرد، بدجوري هوس نوشيدني کرده بود.امّا فيل شانه اي بالا انداخت و گفت: «من نمي توانم خطر کنم.» جک آهي کشيد و گفت: «نمي توانم. گفتم که زخم معده اذيتم مي کند.»
با ترکيب گفتگو بندِ (پاراگراف) روايت گفتگو، سير داستان از يک شخصيت به شخصيت ديگر جريان پيدا مي کند. ضمن اينکه اين احساس نيز که مردان با هم هستند و با يکديگر صحبت مي کنند و صداهايي جدا از هم نيستند به خواننده منتقل مي شود.