کودکان به عنوان شخصيتهاي داستاني
خلق شخصيتهاي کودک بين چهار تا نه سال از جمله دشوارترين نوعِ شخصيت آفريني هاست. چرا که همواره کودکاني که نويسندگان دارند، داشته اند يا مي خواهند داشته باشند يا شناخته اند و يا چيزهايي درباره شان خوانده اند، نمي گذارند آنها تصوير کودکي واقعي و زنده را ارائه دهند. کودکان بين چهار تا نه سال وصف ناشدني هستند. چرا که خلق و خويشان جيوه مانند است و طبيعتاً خيالپرست هستند و همواره تغيير مي کنند.
آنها تعميق، سطحي، باهوش، کودن، مريض احوال، تندرست، تندخو، شلوغ، نفرت انگيز، عبوس، جيغ جيغو، بي زبان، کينه اي، دوست داشتني دقيق، خسيس، دست و دلباز، حسود، با محبت، گاهي مايه ي عذاب و گاهي نعمت هستند. و باز بدون دليل کمک کار ديگران، به طرز عجيبي سر به هوا و يا تنبل هستند. هر کس و با هر شغلي که ادعا مي کند «بچه هاي بين چهار تا نه سال را مي شناسد» يا بسيار مغرور است و يا خيالپردازي احمق است. البته ممکن است چنين شخصيتي موقتاً از قواعد ارزشمندي براي درک کودکان استفاده کند، امّا مسلماً درکي عميق و ثابت از آنها ندارد.
اگر سن شخصيت مهم رمان شما بين چهار تا نه سال است، از شخصيتي واقعي به عنوان الگو استفاده نکنيد، چون شخصيت شما غيرطبيعي و باور نکردني از کار درخواهد آمد. بلکه شخصيت جديدي ابداع و طراحي کنيد و بسازيد و در رمان به کار گيريد. مي توان ويژگيهاي خاصي را که شخصيت مورد نظر شما بايد داشته باشد يافت و آنها را با هم ترکيب کرد و کودکي نمونه وار خلق کرد و به نحوي مناسب او را در طرح، روابط و وضعيتهاي رمان وارد کرد.
فقط پس از اينکه خواننده شخصيت را باور کرد مي توان براي نشان دادنِ رفتارِ عجيب او، از ويژگي ثابتش يعني «تلون شخصيت» وي استفاده کرد. امّا ابتدا بايد ويژگيهاي عام سنتي و قابل قبول کودکان را که همه ي خوانندگان با آنها آشنا هستند يافت، و با استفاده از اين ويژگيها، تصويري باور کردني از شخصيتِ داستان ارائه داد. و بعد کم کم با ويژگيهاي فردي خاص، شخصيتي منحصر به فرد به نمايش گذاشت. امّا اگر نويسنده سعي کند با استفاده از الگوي کودکي واقعي، شخصيتي خلق کند، تسلط خود را بر شخصيت از دست مي دهد. فقط هنگامي شخصيتهاي بين چهار تا نه سال باور کردني هستند که نويسنده کاملاً آنها را بيافريند.