تغيير زمان داستان
در هر ساختار داستاني مي توان از تأثيرهاي ويژه استفاده کرد.
مزيت اوليه ي زاويه ديد اول شخص بر سوم شخص، در ميزان صميميتي است که زاويه ديد اول شخص بين خواننده و شخصيتها ايجاد مي کند. اول شخص حضور دارد و آشکارا واکنش نشان مي دهد و خود شخصاً به شما مي گويد چه اتفاقي مي افتد. امّا کسي از دور درباره ي سوم شخص و اينکه چه اتفاقي براي کس ديگري رخ مي دهد مي نويسد.
براي ايجاد صميميتِ بيشتر در زاويه ديد اول شخص، مي توان زمان داستان را از گذشته به حال و طول جمله ها را تغيير داد.
مثال (زاويه ي ديد اول شخص): ماتيلدا نمي دانست دارم نگاهش مي کنم وقتي کارمندِ پشت پيشخوان رو به مشتري ديگري کرد، به سرعت و يواشکي يک شيشه عطر در کيفش گذاشت. ماتيلدا سريعترين دزدِ فروشگاه بود که تا آن موقع ديده بودم. مجبور بودم دستگيرش کنم.
راوي با وجودي که کارش مستقيماً به دزدي در فروشگاه مربوط مي شود، امّا هنوز از ماتيلدا دور و در واقع شاهد ماجراست. نويسنده براي اينکه آنها را به هم نزديکتر کند، زمان را از «نگاهش مي کردم» به «نگاه مي کنم» (از گذشته به حال) تغيير مي دهد. و با اين کار، لحن اين بخش خاص: روايت را تغيير مي دهد. ضمن اينکه تأکيد داستان را نيز بيشتر مي کند.
مثال: به ماتيدا نگاه مي کنم. صبر مي کند تا کارمند فروشگاه سراغ مشتري ديگري برود. و بعد مي بينم که يواشکي شيشه عطري در کيفش مي گذارد. خيلي فرز است. دزد فروشگاهِ خُبره اي است. به طرفش مي روم. آماده شده ام دستگيرش کنم.
در اينجا فاصله ي بين شاهد و ماتيلدا کم شده است. تغيير زمان داستان و استفاده از جملات کوتاه و بريده نيز خواننده را متوجه عمل داستاني؛ و تأکيد خاص، زبان آن را نيز از ديگر نثرها متمايز و آن را مهمتر مي کند.
ايجاد اين نوع تغييرات در بخش کوتاهي از داستان نوشته را سبکدار و زبان و سرعت داستان را دگرگون و هيجان داستان را بيشتر مي کند. ضمن اينکه رويدادها همزمان با روايت داستان رخ مي دهد.
هدف از استفاده از فن تأثير ويژه گزينش و پرداخت خاص نوشته اي خاص است.