از تکرار صحنه بپرهيزيد
هنگام بازنويسي، مواظب تکرار صحنه ها باشيد. تکرار صحنه نشانگر سهل انگاري نويسنده در به کارگيري قوه نوآوري خود و بي اطلاعاتي وي از زمان زندگي شخصيتهاست. براي اجتناب از تکرار صحنه پردازي، فهرستي از صحنه هايي را که قبلاً از آنها استفاده کرده ايد بنويسيد و ببينيد چند وقت به چند وقت از آنها استفاده کرده ايد.
تکرار صحنه ها نشانگر اين است که نويسنده دارد با عجله اطلاعاتش را رويِ کاغذ مي آورد تا داستان را از طريق تواليِ حوادثِ طرح پيش ببرد و به سرعت به نتيجه ي پايان داستان برسد.
البته طبيعتاً نويسنده در پيشنويس اوليه ي رمان، صحنه ها را تکرار مي کند. و اين ناشي از سهل انگاري و بي تفاوتي او نيست، بلکه دارد تلاش مي کند تا رمان را کامل کند. نويسنده بايد موقع بازنويسي و هنگامي که رمان کامل شد، صحنه هاي تکراري را با دقت وجين کند.
تکرار صحنه عرصه عملِ رمان را محدود مي کند و مي گويد همه لحظه هاي نمايشي در مکانهايِ مشخص و آشنا رخ مي دهد و باقي جهان يا محيط کمرنگ است و يا وجود ندارد. به علاوه نويسنده تحقيقات غني اش را نيز تلف مي کند.
اگر صحنه اي را در رمان تکرار کرده ايد، به تحقيقاتتان رجوع کنيد و از قدرت نوآوري خود براي بازنويسي آن صحنه استفاده کنيد. و باز مي توانيد فهرستي از صحنه هاي احتمالي را که تاکنون از آنها استفاده نکرده ايد تهيه کنيد و صحنه هاي ِ جديد را جايگزين صحنه هاي قبلي رمانتان بکنيد. به علاوه حتماً همه ي يادداشتهايِ گذشته ي خود را که در آن صحنه هايي را که در رمانتان وجود دارد پيش بيني شده و شما نيز از آنها استفاده کرده ايد بررسي کنيد و آنها را تغيير دهيد تا متناسب با صحنه هاي جديد باشد.