بیان قالبی
تنها هنگام صحبت شخصیتها می توان از بیان قالبی (کلیشه ای) استفاده کرد: «به زور چشمهایم را باور می کردم»، به خانه که رسیدم مثل موش آب کشیده شده بودم» و «خوراک مرغ به این خوشمزگی نوبر است.» اما بیان قالبی، شکلهای دیگر نثر مثل نثر روایی، توصیفی، معارفه ای و مستند را خراب می کند.
بیان قالبی، عبارت، جمله یا سخن کوتاهی است که روزگاری تازگی داشته است ولی در اثر کثرت استعمال بی ارزش شده است.
بیان قالبی از سه بخشِ اساسیِ زبان سرچشمه می گیرد: اصطلاحات: که شکلی از بیان صنف، طبقه ی اجتماعی یا قومی خاص است: «احساس می کرد سردماغ است» و «نمی خواست زندگی سگی بکند.»
عبارات مبتذل: عباراتی است که مردم دائماً به کار می برند: «عیالِ مربوطه ی آن آقاست»، رفته پی زائو!» و «هر دو یک روح اند اندر دو بدن!».
عبارات زبان بیگانه: «یک کار فُرس ماژور (وضعیت غیر منتظره) پیش آمد، رفتند» و «ریموت کنترلش (وسیله ی کنترل از راهِ دور) را زدم ولی کار نکرد.»
بیانِ قالبی، نشانگرِ شلختگی نثر است. و باز مشخص می کند که نویسنده بهای لازم را به صحنه نداده و سعی نکرده است آن را با نثری دقیق و نوپردازیهایِ تصویری، به نحوی نمایشی ارائه دهد. اغلب تندنویسی و بی توجهی به زبانِ فنی، منجر به بیانِ قالبی می شود.
اگر خواننده بتواند (به دلیل آشنایی با زبان نویسنده) جمله ی نویسنده را تمام کند، نویسنده تأثیر جدیدی ایجاد نکرده است. بلکه صرفاً چیزی به خواننده یادآوری کرده که وی می داند.
و باز استفاده از بیان قالبی، مطالعه ی کم نویسنده را می رساند. و نشان می دهد که وی با میراث متنوع زبان و عباراتی که قبلا دیگران به کار برده اند، آشنا نیست و میل ندارد نثری پدید آورد که برگرفته از میراثِ متنوع زبان – که استفاده ی چندانی هم از آنها نشده – است.