آماده سازی دوگانه
با آماده سازی دوگانه در یک صحنه، ضمن رعایت اختصار، سرعت داستان را نیز بیشتر می کنیم. نویسنده برای آماده سازی دوگانه، از ساختار دو زاویه دیدی استفاده می کند.
صحنه: قاتلی جوان را به زندان می برند. پدر او رئیس زندان است. پدر و پسر از هم متنفرند. پدر در دیدار با پسرش، فقط دستورالعمل ها را به او ابلاغ و قاتل جوان سکوت می کند.
نویسنده برای آماده سازی خوانده برایِ صحنه ی بعد، دستور العمل های رئیس زندان را قطع می کند و با استفاده از زاویه دید پسر، لحظاتی به ذهن او رسوخ می کند.
مثال: «... و با کوچکترین سرپیچی از قوانین، یک ماه می روی زندان انفرادی...» جوئی وانمود می کرد که دارد گوش می کند، اما عذاب می کشید. آیا ترزا نامه ای رمزی برای او می فرستاد تا به کمک آن سیستم فاضلاب مرکزی را پیدا کند؟ صدای پدرش ملال آور بود. جوئی تظاهر به اطاعت کرد. ترزا قسم خورده بود نامه را می فرستد. اما اگر نمی فرستاد دیگر هرگز نمی توانست پا بیرون بگذارد.
نویسنده آماده سازی را آنقدر ادامه می دهد تا با تأکید بر نقشه ی آینده ی جوئی، آن را تشریح کند: جوئی می خواهد به زودی فرار کند.
مثال (آماده سازی از زاویه دید پدر): قبل از اینکه پسرش از اتاق بیرون برود، تلفن روی میز زنگ می زند. رئیس زندان تلفن را بر می دارد و با سر به پسرش اشاره می کند و می گوید: «مادرت است. می توانی یکی دقیقه با او صحبت کنی.» وقتی جوئی با مادرش صحبت می کرد، رئیس زندان دستش را روی رسید انگشتر الماس چهار قیراطی که به تازگی برای معشوقه اش خریده بود گذاشت. به صورت صافِ پسرش نگاه کرد. اگر پسرش بویی از قضیه می برد، به مادر می گفت. رسید را مچاله کرد. می توانست این کثافت را ترغیب به فرار کند و بعد با گلوله او را از پای درآورد. به پسرش که داشت حرف می زد نیشخند زد.
و به این ترتیب دیگر نیاز به صحنه هایی مجزا برای طرح ریزی نقشه ی فرار احتمالی پسر یا تشریح نقضه ی پدر برای راحت شدن از شر پسر، نیست. بلکه نویسنده وقتی به این صحنه می رسد، حادثه را شروع می کند. خواننده نیز قبلاً برای پذیرش آن آماده شده است، و آماده سازی دو گانه ی، صحنه ها را پی ریزی کرده است. مصالحی همچون نقشه ی فرار و قتل پسر نیز چون جزئی از داستان هستند، افشا نمی شوند.