زواید
عبارات سستی که نویسندگان سهل انگار به کار می برند زایدند. چرا به جای از طرف دیگر، اما را به کار نبریم؟ و به جای مرد گفت که شخصاً شهادت می دهد ننویسیم مرد شهادت می دهد؟ چون شخصاً، شهادت دادن را به خود شخص نسبت می دهد و هیچکس نمی تواند بدون خودش، شهادت بدهد.
به علاوه عباراتی که مردم در زبان گفتار به عنوان عبارات مشخص کننده معنا پذیرفته اند، عباراتی سطحی هستند و نباید در زبان نوشتار از آنها استفاده کرد.
اگر به جای جمله ماشین داغان شد بنویسیم ماشین کاملاً داغان شد یا به عبارت دیگر کلاً له و لورده شد، هشت کلمه زائد به کار برده ایم. چون این کلمات نه تاکید جمله را بیشتر می کنند و نه اطلاعات بیشتری به خواننده می دهند. له و لورده شد. ماشین را بیشتر داغان نمی کند. بنابراین اگر نویسنده می گوید «به عبارت دیگر »، باید واقعاً جمله را با عبارات دیگری بیان کند.
اصطلاحات مبهمی که وضوح جمله را از بین می برند و ایجاد سوء تفاهم می کنند نیز زایدند. از هر طرف محاصره شدند وضعیت محاصره شدگان را نمی رساند. چون امکان ندارد کسی را از سه طرف محاصره کنند. شاید هم چیز محاصره شده، گرد است و اصلاً طرف ندارد. در جمله در حال حاضر احساس افسردگی می کنم، نیز سه کلمه زاید است: در حال حاضر. چون وقتی می گویید احساس افسردگی می کنم، منظورتان الان است (و تازه در حال حاضر هم یعنی الان)
کلمات و عبارات زائد جلوی روانی و وضوح زبان را می گیرد. هدف از استفاده از زبان، ارتباط و نیز ترغیب خواننده است. ولی وقتی نویسنده محتوای واضح جمله را به هم می زند، خواننده مجبور می شود برای درک معنای واقعی آن، جمله را دوباره بخواند. در حقیقت خواننده به جای لذت بردن از جمله، باید سعی کند آن را درک کند.
اگر نویسنده با سهل انگاری از کلمات زائد استفاده کند، قابل اغماض است، اما اگر ویراستاری کلمات زائد را از رمان حذف نکند، مقصر است. (مارک تواین نیز می گوید: فرق بین کلمه درست و کلمه تقریبا درست مثل فرق بین آذرخش و کرم شب تاب است.)