اعمال باور نکردني
شخصيت ها بايد در وضعيتي باور کردني دست به اعمالي باور نکردني بزنند. به بيان ديگر نبايد ناگهان و به نحوي غير منتظره، قدرت خارق العاده اي از خود به نمايش بگذارند. (البته افسانه ها، داستان هاي تخيلي، ترسناک و علمي جزو استثناها هستند.) حوادث خارق العاده بايد هنگام وقوع وضعيت هاي اضطراري يا بحران هاي باور کردني رخ دهد.
خوانندگان نيز در چنين وضعيت هايي يعني در اوج وحشت، مخاطرات يا عشق ها و يا هنگام وقوع اتفاقات عجيب و غريب، اعمال قهرمانانه، قدرت خارق العاده و ايثار شخصيت ها را باور مي کنند.
مثال: همه داستان آن آدم معمولي را که يک باره عقب کاميوني را بلند کرد تا زنش را از زير چرخ هاي آن نجات دهد شنيده اند. وي دفعتاً قدرتي خارق العاده پيدا نکرد و ناگهان مثل فيلم ها که آدم ها در آن يک دفعه به صورت انسان گرگ نما در مي آيند، از آدمي ساده تبديل به سامسون نشد بلکه در وضعيتي بحراني و اضطراري، قدرتي اسرارآميز پيدا کرد.
در مثال بالا، با اينکه عمل مرد باور کردني نيست، اما چون با ابزاري عادي (دست ها، پاها و غيره) دست به اين عمل زده است و اين ابزار پس از اينکه وضعيت بحراني تمام شد، دوباره به حالت عادي بر مي گردند، خواننده آن را باور مي کند. به بيان ديگر شخصيت فقط در وضعيتي بحراني، آدمي خارق العاده شده است.
مثال: نويسنده نمي تواند پيرمرد 83 ساله اي را که کشاورز است و به دليل روماتيسم و ورم مفاصل فلج شده است، نشان دهد که از روي قاطر جستي مي زند تا نتيجه اش را از چنگال خرسي درنده و وحشي نجات دهد. با اينکه ايثار و عمل قهرمانانه وي باور کردني است، اما نحوه عمل او را نمي توان باور کرد. نويسنده بايد سن و وضعيت جسمي او را نيز در نظر بگيرد. اگر پيرمرد با عجله جلوي خرس وحشي و نتيجه اش برود و داد بزند: «بايست، اي خرس وحشي!» و با قدرت خارق العاده چشمانش و به سبک هيپنوتيست هاي سنتي، خرس را سرجايش ميخ کوب کند، عمل وي باور کردني نيست. اما اگر ضمن داشتن چنين قدرتي، به خرس بگويد: «بيا بغلم، بچه خرس نازنين» و بعد خرس به زمين بيافتد و شروع به خرخر کند، عمل او باور کردني است. چون با اينکه نمي توان باور کرد که پيرمرد فرتوتي که به بيماري نرمي استخوان مبتلاست، قدرت جسماني شگفت انگيزي داشته باشد، اما قدرت هيپنوتيسم او باور کردني است.
باري. با اينکه ميخ کوب کردن خرسي تنومند توسط پيرمرد باور کردني نيست، اما عمل شگفت انگيز وي باور کردني است. چون ناگهان عضلات وي قوي نشده و يک باره از نيروي جسماني کاراته بازي با کمر بند سياه، استفاده نکرده است. و باز با اينکه عشق شديد او به نتيجه اش و وضعيت مخاطره آميز وي، قدرتي مافوق انساني را (البته براي مدت کوتاهي) در وجودش زنده کرده است، اما پس از اينکه آنها از خرس دور شدند، پيرمرد 83 ساله به عنوان هيپنوتيستي عالي مقام مستقيماً به جلسه نمايش نمي رود. بلکه وقتي آن دو به مکاني امن رسيدند، وي دوباره تبديل به همان پيرمرد مي شود. قدرت مافوق انساني وي فقط تا وقتي دوام دارد که وجودش ضروي باشد.