ادبیات کلاسیک ایتالیا

در بين جريان هاي ادبي كشورهاي اروپايي، ادبيات داستاني ايتاليا از اهميت و ارزش بسزايي برخوردار است. اين موضوع در دهه هاي پس از جنگ جهاني دوم شدت يافته، به طوري كه امروز مي توان ادبيات داستاني اين كشور را از بسياري ممالك ديگر نظير فرانسه برتر دانست. كشور ايتاليا داراي قدمت زيادي است كه در سايه آن كتابها و آثار ادبي ارزشمندي در طول قرون گوناگون برجاي مانده كه اكثر آنها كتبي مذهبي و اسطوره اي بوده اند. درواقع ادبيات كلاسيك ايتاليا برخلاف ساير كشورهاي اروپاي غربي، داراي وجوهي ديني هم هست كه اين موضوع، افزايش تعداد خوانندگان اين آثار را به وجود آورده است.

مثلاً يكي از كلاسيك هاي ادبي، آثار دانته ([تنها کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده کنند])است كه مي دانيم در آنها به مفاهيم و آموزه هاي ديني (كه در بين تمام اديان آسماني مشترك است) توجه ويژه شده و بسياري از منتقدان به اين جنبه از آثار او بيش از ساير وجوه توجه كرده اند، اگر ادبيات كلاسيك انگلستان و فرانسه موضوعات اجتماعي را مورد هدف قرار داده، ادبيات كلاسيك ايتاليا مسير بسيار متفاوتي را در پيش مي گيرد كه نقطه اوج آن با متون اصيل و ارزشمند ديني پهلو مي زند.
اگر بخواهيم به بررسي جدي اين آثار بپردازيم حتماً وجوه جديدي را كشف خواهيم كرد كه شايد در بررسي هاي پيشين منتقدان ديگر به آن اشاره اي صورت نگرفته باشد. خورخه لوييس بورخس در برخي مقالاتش به ادبيات كلاسيك ايتاليا توجه ويژه نشان داده كه مي توان برخي از اين مقالات را در كتاب نه مقاله درباره دانته ([تنها کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده کنند]) يافت.
اما همان طور كه اشاره شد ادبيات داستاني ايتاليا در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم تغييرات بسيار زيادي را از سر گذراند و ويژگي هايي پيدا كرد كه بسيار متفاوت از گذشته بود. البته پايان جنگ جهاني دوم را از آن رو به عنوان مبداء تغيير مي گيريم كه در آن ويژگي هاي ادبيات نوين ايتاليا به شكل بارزتر و عيان تري نمود پيدا كرد وگرنه از سال ها پيش از آن مي شد جريان متفاوتي را در ادبيات داستاني اين كشور سراغ گرفت كه با ادبيات كلاسيك آن تفاوت هاي بسياري داشت. جرياني كه ديگر در آرماني ترين حالت خود با متون ديني اين كشور مقايسه نمي شد بلكه از ويژگي هاي ديگري برخوردار بود كه آن را در كنار جريان مدرن ادبيات جهان قرار مي داد.
پايان جنگ جهاني دوم را از آن رو به عنوان مبداء تغيير مي گيريم كه در آن ويژگي هاي ادبيات نوين ايتاليا به شكل بارزتر و عيان تري نمود پيدا كرد وگرنه از سال ها پيش از آن مي شد جريان متفاوتي را در ادبيات داستاني اين كشور سراغ گرفت .

اگر ادبيات كلاسيك ايتاليا داراي وجوهي بود كه آن را با ساير كشورهاي اروپايي متمايز مي كرد، ادبيات مدرن ايتاليا هم از ويژگي هايي برخوردار بود كه مثلاُ با ادبيات مدرن فرانسه، تفاوت بسيار داشت. در اين ميان مي توان آثار نويسنده اي همچون ايتالوكالوينو را مثال آورد. نويسنده اي كه در آثار داستاني اش تلاش كرد تا عرصه هايي را آزمايش كند كه تا پيش از آن كسي نتوانسته بود به اين صورت به آن توجه كند. كالوينوادبيات تخيلي را فضايي دگرگونه بخشيد.
[تنها کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده کنند]
دنيايي خلق مي كرد كه خاص او بود و ويژگي هايي را از خود در ذهن ثبت مي كرد كه خيلي ها نمي توانستند نمونه اي مشابه كار او را مثال بياورند. او در رمان بارون درخت نشين، داستان پسري را روايت مي كند كه بر اثر لجبازي با خانواده اش تصميم مي گيرد به بالاي درخت برود و ديگر از آن جا پايين نيايد. باقي داستان، ماجراي زندگي او در بالاي درخت و ارتباطش با آدم هاي روي زمين است.
چنين داستاني با نوع روايت خاص كالوينو از ارزش ها و اعتباري برخوردار شده كه مي توان آن را يكي از نمونه هاي مهم ادبيات امروز ايتاليا دانست. درواقع جريان مدرن ادبيات داستاني اين كشور، تجربه هايي را از سر گذرانده كه اگر بخواهيم به ويژگي مهم آن اشاره كنيم بايد بگوييم كه در آن عنصر تخيل از اهميت والا و بنياديني برخوردار است.
گذشته از آثار كالوينو مي توان چنين زمينه اي را در آثار نويسندگاني نظير آنتونيو تابوكي يا استفانو بنني ([تنها کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده کنند])هم مشاهده كرد. با اين حال داستان هاي مدرن ايتاليايي تنها از ويژگي فوق برخوردار نيستند. بلكه در آثار ديگري جنبه هاي متفاوتي مورد توجه قرار گرفته كه شايد رمان «تاريخ» اثر الزا مورانته نمونه بارز آن باشد. در اين رمان زندگي يك خانواده در دوران جنگ جهاني دوم روايت مي شود و اين كار آنقدر استادانه صورت مي گيرد كه تاثير شگرفي بر مخاطب باقي مي گذارد. از نمونه هاي ديگري هم در اين زمينه مي توان مثال آورد كه اگر بخواهيم از تك تك آنها نام ببريم بايد در نوشتاري ديگر به آن بپردازيم.
آنتونيو تابوكي يكي از آن نويسندگاني است كه در طول دهه هاي اخير، مورد توجه زيادي قرار گرفته است. ويژگي هاي كلي كار او عبارتند از ايجاز هنرمندانه در روايت و همچنين پرداختن به داستان هايي كه نوعي ويژگي روياگونه و توهمي دارند و بر خواننده تاثيري چون تاثير خواب باقي مي گذارند. آوردن بخش كوچكي از داستان هاي او در اين نوشتار مي تواند ما را در درك هرچه بهتر سبك كاري اين نويسنده ياري دهد. مثلاً در قسمتي از رمان شب هاي هند مي خوانيم:


«بالاي در، چراغكي آبي رنگ سوسو مي زد. مثل چراغك هايي كه شب در واگن هاي خواب روشن مي شود. اين نور با نوري كه از پنجره مي آمد درمي آميخت و سبز مي شد و جوي نظير درون ماهيخانه پديد مي آورد. من به او نگاه كردم و در آن نور سبزرنگ غم انگيز نيم رخي زاويه دار ديدم كه بيني اش اندكي عقابي بود و دست هايش را روي سينه گذاشته بود. پرسيدم: شما مانتن يا را مي شناسيد؟ پرسش من هم بي معني بود اما حتماً نه به قدر مال او.
گفت: نه، هندي است؟
گفتم: نه ايتاليايي است.
گفت: من فقط انگليسي ها را مي شناسم. تنها اروپايياني كه مي شناسم انگليسي اند. ناله اي كه از دور مي آمد شديدتر شد. اكنون بسيار نازك بود. لحظه اي گمان كردم كه شايد زوزه شغال باشد.
گفتم: بايد حيواني باشد. شما چه فكر مي كنيد؟
گفت: خيال كردم يكي از دوستانتان است.»