ادبيات فرانسه


در قرون وسطي فرانسه كانون ادب بود هم در شمال و هم در جنوب فرانسه اين اصل برپا بود.
آفتاب شعر از فرانسه پرتو افشاني كرد و اشعه گرم خود را به جهان خارج ، ايتاليا و انگلستان و با حدت كمتري به اسپانيا ، آلمان و نواحي كم ارتفاع نزديك آن بر تاباند. با آنكه ميان زبان و لهجه ها تفاوت بسيار بود و مرزهاي سياسي ممالك مختلف را از هم جدا مي كرد ، اما در تفكر مردمان غرب اروپا، بيش از آنچه امروز مي بينيم ، وحدت برقرار بود .عالم فضل و ادب و زبان آن (لاتين) يكپارچه بود. حتي در عالم كليسا( با تمام رقابتها و نبرد هاي مذهبي) و دنياي دربارها و شواليه ها (علي رغم كينه هاي خانوادگي و مذهبي) يكپارچگي خاصي قابل ديدن بود.
بهترين نماد اين فرهنگ و يكپارچگي ( در تفكر و انديشه كمدي دانته است. ) دانته همه اهل فضل و شاعران و مردان بزرگي را مي شناخت ( ازهمه اعصار و اقطار جهان) يكجا در عالم واحد ( كه خود در راس قرون وسطي بود) گرد آورده است.
اما چنانكه گفته شد ، مركز اين پرتو افشاني تفكر و ادب قرون وسطي و باليدن و نيرو گرفتن آن نزديكترين ايالت غربي امپراطوري روم يعني فرانسه بود. فرانسه بود كه به اين وحدت و يكپارچگي تسلط داشت و هم او بود كه بيشتر به آن شكل مي داد . پس در مباحث بعدي به ادبيات فرانسه مي پردازيم.
رمانس و ماجرا هاي شواليه اي ادبيات فرانسه با آواز رولان آغاز شد( بجز معدودي آثار مختصر و بي اهميت مذهبي) . اين منظومه را مي توان با بيوولف مقايسه كرد كه فتح باب ادبيات انگليسي بود. سراينده آن همانقدر از ادبيات كلاسيك رومي و يوناني اطلاع داشت كه سراينده بيوولف از اين گنجينه ادبي با خبر بود! آواز رولان حماسه اي است كه در 4000 مصراع به صورت بندهايي با ادبيات هم قافيه به يكديگر پيوسته اند.
جنگهاي شارلماني با ساراسن ها و داستان مرگ دلاورانه رولان، الهام بخش شاعراين منظومه ادبي بوده است. مشابها ت كلاسيك در اين اثر ناچيز، دور و پراكنده است.اشاراتي كوتاه به بتهاي سه گانه ساراسن ها ( ماهومت- تراوگان و آپولو!!) وشرح قتل يكي از ساحران ساراسن به دست اسقف اعظم فرانك ها كه شباهتي به داستان سفر آنه آس (فرزند آفروديت) به دنياي مردگان دارد، از آن جمله است.
رد پاي نفوذ آثار كلاسيك در اين مجموعه به همين موارد جزئي و مختصر مربوط مي شود و از اين فراتر نمي رود . رولان نخستين حلقه زنجيره بلند شعر پهلواني است( البته در غرب) كه جنگ و حادثه موضوع همه آن است. اين چنين مجموعه اي را مي توان رمانس خواند. رمانس به معني شعر يا داستاني است كه به جاي زبان لاتين به يكي از زبانهاي بومي رو ميايي نوشته شده باشد و از همين نشاني مي توان دريافت كه رنگ چندان جدي و عالمانه اي ندارد . البته اين واژه در اوايل رواج خود به عشق به عجايب و غرايب دلالت مي كرد.
رمانسها به اشعار بلند و پر بار هومري شباهتي نداشته بلكه منظومه هايي بودند پريشان و پراكنده وسخت متناسب با ضرب آرام و كند قرون وسطي. اشعار هومر شتابي مقاومت ناپذير دارد (مانند ارابه اي جنگي) حال آنكه رمانسها و ديگر اشعار قرون وسطايي با مصراعهاي كوتاه خود به اسب هاي شواليه هاي جنگ هاي صليبي مي ماند كه آهسته آهسته در جستجو ي پايان ناپذير و ملال آور شكار فرسنگ در فرسنگ راه مي سپرند. مضمون نخستين آثار از رمانسهاي قرون وسطي درباره اعمال قهرماني و پهلواني هاي شارلماني و درباريان او بود، هر چند ،گاه نيز به معاصران دوران شارلماني در اعصار تاريك مي پرداختند. به دنبال اين آثار نخستين، رمانسهايي در باره پهلواني هاي تاريخي يا اساطير روم ؛ يونان و تروا و قصه هايي از ماجراي شگفت انگيز آرتور (پادشاه انگلستان) و شهسوارانش پديد آمد .
اين پيدايش روز افزون آثار نظم و نثر در باب مضامين مأ خوذ از آثار كهن كلاسيك، تنها يكي از جنبه هاي توسعه فرهنگ در قرون وسطي بود ، در ادامه خواهيم ديد كه در همين دوران دانشگاهها اندك اندك چهره امروزين خود را يافتند و روح تازه نقد و تحقيق بر جوامع فكري دميده شد ، اين حركت رو به جلو خود سبب اصلاح فلسفه شد و براي نخستين بار از اعصار تاريك به اين سمت تعدادي از آثار مهم يوناني و رومي ترجمه و تدريس شد .
آثار منظوم ومنثور فراواني ساخته مي شد و معارف يوناني و رومي گسترش مي يافت.( هرچند اين گسترش از عمق بر خوردار نبود) .
بزرگترين رمانسي كه بر پايه مضامين كلاسيـك در اين دوران ساختــه شد ، رمانس تــراو بود كه توسط « بنوا دوسي مور» از مردم شمال شرقي فرانسه در قالب مجموعه اي با 000/30 مصراع به رشته نظم در آمد .داستان با سفر آرگونوتها آغاز مي شود كه وقتي در جستجو ي پشم زرين قوچ آسماني به شرق مي رفتند دسته اي را براي تصرف و غارت تروا به سوي اين شهر زيبا و متمدن گسيل داشتند . تروا توسط پريام از نو ساخته شده است . يونانيان خواهر پريام را ربوده بودند و مردم تروا براي تنبيه يونانيان هياتي را به يونان مي فرستند و آنگاه جنگ تروا آغاز مي شود .
در اين داستان تراوا ييان بي گناه و يونانيان متجاوزاني دد منش نشان داده شده اند كه كاملا عكس سير داستان كلاسيك و اصلي است ، ترواييان همه جا پيروز هستند مگر آنكه شاهزاده آنتنور ، با يونانيان هم دست مي شود و مهاجران را به شهر راه مي دهد .پس از سقوط تروا ، شرح و طرح بازگشت يونانيان مي آيد و داستان با قتل اوليسس (فرمانروايي تروا) پايان ميپذيرد.
اين داستان در حقيقت از روي كتاب كوچكي با نثري بد و بي روح به زبان لاتين است ، البته مقدمه اي هم به زبان لاتين دارد كه از نثر قوي تري سود مي برد . در حال حاضر اثبات شده است كه هم كتاب وهم مقدمه آن جعلي است و از نثري يوناني به عاريت گرفته شده است كه قبل از نبرد تروا به رشته نگارش در آمده بود!! شكل اين متن اصلي يوناني به صورت روز شمار ي كه توسط يك جنگجو نوشته باشد، بوده است و در دوره اي موسوم به سوفسطايي دوم ( قرون دوم و سوم ميلادي) نوشده شده است .
رمانسهايي تاريخي از اين قبيل در عصر جديد نيزنوشته شده اند . مانند جنگ و صلح تولستوي و عيسي نوشته گريوز ( نويسنده و شاعر ايرلندي) مثلا « عيسي» گريوز از ديدگاه يكي از معا صران مسيح ، كه بدون محبت خاصي به شخص او به موضوع علاقه مند است، زندگي و اعمال او را به عنوان يكي از مدعيان سلطنت يهود به شرح و وصف در آورده است. ولي غرابت و عجيب بودن كتاب « شرح انهدام تروا» در مقاصد خاص نويسنده اش خلاصه مي شود:
حق را به جانب تروا مي دهد به عليه يونانيان مي گويد- با هتك حيثيت از آنه آس ، نياي يونانيان آنان را بد نام مي كند و...! نويسنده حتي چاشني عشق را به داستان مي افزايد( حال آنكه در ايليا د و اديسه اثري از آن نمي بينيم) . داستان عاشقانه كتاب به قتل آشيل ، قهرمان روئين تن تروا در ديداري نهايي با دختر پريام مي پردازد كه هيچ گونه مطابقتي با معروفترين داستان عاشقانه نبرد تروا( تروئليوس و كريسدا) كه بعد ها نوشته شده ندارد . البته توصيف كاملي از اسير زيباي آشيل( كريسدا) وجود دارد كه نشان از آگاهي نويسنده درباره داستان عاشقانه كريسدا و تروئليوس دارد. نويسنده يوناني حتي بيش از آنچه در ايلياد ديده مي شود به جزئيات مي پردازد مثلا بجاي رخداد ضمني خشم آشيل، سراسر داستان را با جنگ هاي پي در پي و متاركه هاي پي در پي پر ميكند.
شرح وصف مربوط به مداخله ايزدان در جنگ با زيركي حذف شده است تا داستان واقعي تر جلوه كند . موضوع پنهان ماندن كتاب و كشف آن قرنها پس از جنگ تروا نيز ترفندي عادي است ، چرا كه مي خواهد پاسخ گوي اين ابهام باشد :« نويسندگان بزرگ چون هومر يا هرودو توس از اين سند اصيل و معتبر هرگز استفاده نكرده اند » ! اين همان ترفند معمول نويسندگان است ، مانند آنچه پو در داستان « نوشته اي كه در بطري پيدا شد» بكار بسته و ما بعد از اين نيز با نظاير آن آشنا خواهيم شد.
بجز كتاب « شرح انهدام تروا» كتاب ديگري از همان نوع به نام « روزنامه جنگ تروا» نوشته يكي از ساكنين كرت مورد استفاده نويسنده رمانس تروا بوده است. اين مرد كرتي گويا گزارشگر رسمي يونانيها بوده است . ترجمه لاتين كتاب ساده است ولي از نثري محكم تر از مرجع قبلي سود ميبرد. اين آخري از هوشمندي بيشتر و افراط كمتر نويسنده اش خبر مي دهد و از اين نظر بر اثر قبلي « شرح انهدام تروا» رجحان دارد هر چند مانند« شرح انهدان تروا» اثر دوم نيز مدت ها در اختفا باقي مي ماند و البته به خط فنيقي نوشته شده است.
دلايل استفاده از داستان رمانس تروا از بنوا
در اين بخش به اين مطلب مي پردازيم كه چرا بنوا از كتاب رمانس تروا كه از نظر تاريخي مجعول و از نظر ادبي داراي نثري ضعيف بود، سود برده است. دليل عمده سادگي خواندن اين كتابها بوده است از اسم بنوا مي توان حدس زد كه تعليمات سطحي و پراكنده خود را در صومه بند يكتي سن مور ديده است. متن ويرژيل بسيار سنگين و دشواري بود و در مقابل نوشته هومر نيز از بين رفته و تنها ترجمه لاتين ايلياد در دسترس بود كه كامل نبود و مورد شناسايي بسياري از اهل علم قرار نداشت .
شيوه هاي نگارش رمانس تروا براي شاعران قرون وسطي داراي جذابيت فراواني بود زيرا:
1). هر دو كتابهاي خود را با حادثه انباشته اند، همه رمانس ها از چنين خصلتي سود مي بردند.
2). هر دو عشق رمانتيك را محور كار خود قرار دادند
3). هر دو موضوع جنگهاي ايزدان را كه موجب حيرت زدگي و آشفتگي خواننده قرن دوازدهم مي شد ، حذف كرده بودند.
هر چند طرز استفاده بنوااز اين دو اثر ( مجموعه رمانس تروا) چندان هوشمندانه نبود از جمله چون اثر رمانس تروا دو پاره است و توسط دو نويسنده نوشته شده است سبب ايجاد تعارضاتي در داستان گشته( مانند پلامادس و آژاكس كه دو بار و با دو روايت مختلف به كام مرگ مي روند) رمانس تروا در معنا، فرهنگ اروپايي را بار ديگر با تواريخ و افسانه هاي كلاسيك آشنا كرد يا بهتر است گفته شود كه فرهنگ ارو پايي را از حلقه اهل فضل بيرون برد.
كار اصلي و اساسي اين كتاب ايجاد رابطه ميان اساطير يوناني ; رومي و اعصار جديد بوده است. رفتار و كردار شخصيت هاي بنوا ، عواطف آنان و فنون جنگ همه البته مربوط به قرن دوازدهم است، اما اين بدان معنا است كه داستان و قهرمانان زن و مرد بنوا براي خوانندگان او كاملا ملموس بو ده اند. بايد دانست كه شعر و تحليل نو با اين كتاب جوانه زد و در واقع طليعه دار و مشوق آثار بعدي همين كتاب بنوا بود. رمانس تروا و اديان قرون وسطي « اديان فرانسه»
در قرون وسطي و حتي در عهد رنسانس جانبداري از تروا رسم روز بود، تا جايي كه يكي از نويسندگان معاصر با بنوا ( نويسنده رمانس تروا) سلسله نسب پاد شاهان انگلستان را به تروا رساند. در آغاز عهد رنسانس ، دسته اي كه در دانشگاه كمبريج مخالف مطالعات يوناني بودند ، خود را تراوايي مي خوانند و رهبر گروه نام هكتور براي خود برگزيده بود( شاه تروا با نبرد با يونانيان!) .
سر فيليپ سيدني در« دفاعيه شعر» به درستي داستان ويرژيل را زيبا و داستان دارس را واقعي مي داند. در انگلستان، بسياري از عقايد عاميانه از همين كتاب سر چشمه گرفته اند و هنوز هم ته مانده اين فكر را در اين مثل ستايش آميز مي توان ديد كه مي گويد « مثل تراوايي جنگيدن بهتر از مثل يوناني پيروز شدن» مي دانيم كه در افسانه هاي پهلواني شكست با شكوه بيش از پيروزي در خاطره ها مي ماند . رمانس تروا به زبانهاي مختلف ترجمه شد و حتي بيش از آن نمونه اي شد براي تقليد نويسندگان ديگر. از آن جمله بايد به« شرح انهدام تروا» اشاره كرد كه توسط گيدو دو كلومنيس در فرانسه و به زبان لاتين نوشته شد. اين كتاب در سراسر اروپا با توفيق عظيمي روبرو شد كه يكي از دلايل آن زبان جهاني آن بود. در كل، قصه تروا از دو طريق مختلف و هردو به يك اندازه جالب توجه به بريتانيا رسيد.
1). در سال1340 بو كاچو منظومه اي به نام فيلوسترا تو ساخت. اين منظومه شرح و بسط يكي از حوادث رمانس تروا است جايي دختر يكي از روحانيون تروايي با دو پهلوان از هر دو اردو نبرد عشق مي بازد. اين اثري است كه از سبك هومر تاثير شايان توجهي دريافت كرده است.
2). انتقال لاتين گيدو در سال 1464 توسط رائول لوفور زير عنوان مجموعه داستانهاي تراوا به زبان فرانسوي ترجمه شد در سال 1474 ويليام كاكستون اين كتاب را به انگليسي ترجمه كرد و همين ترجمه است كه با مجموعه چاسر و هومر چپمن، احتمالا مأخذ تروئيلوس و كرسيداي شكسپير بوده است.
بنا براين اثر اندوه زاي شكسپير نمايشنامه اي است كه بر اساس بخشي از ترجمه انگليسي كتاب فرانسوي لوفور، كتاب او نيز ترجمه يك نسخه تقليدي لاتيني است كه از روي متني به زبان فرانسه قديم صورت پذيرفته و اين يك خود مشكل مبسوط يك نسخه تلخيص شده لاتيني است كه مآخوذ از رمانس يوناني بوده است.
رمانس تروا تنها يكي ازصدها رمانسي بود كه بر اساس مضامين كلاسيك ساخته شد ، البته بايد گفت كه كيفيت و كاربرد تاريخي همه آنها و متاسفانه منابع آنها نيز يكي بود ، براي مردمان قرون وسطي تاريخ جهان و بسياري از سرزمينهاي جهان ناشناخته بود از اين رو هركس قصه هاي شگفت و غريب درباره هر يك را به رغبت مي شنيد و مي پذيرفت ( مانند رمانس آنه آس كه در اساس باز نويسي آنه ئيدويژيل بود با تركيبي از عشق ، غرايب و افسانه ها ي اساطيري) .
در باره اسكندر مقدوني نيز منظومه هاي بسيار ساخته شده است. يكي از آنها رمانس اسكندر اثر لامرتور و الكساندر دو بورنه ، منظومه اي است بالغ بر2000 مصراع در بحر دوازده هجايي . اين بحر به مناسبت همين اثر الكساندرين نام گرفت . طرح كلي داستان و گزارشي كه در باره دودمان اسكندر ، تعليم و تربيت و لشكر كشي هاي او نقل مي كند كاملا درست است اما خود منظومه نامعقولترين شكل رمانس تراوايي است.
مي دانيم كه خواهر زاده ارسطو ( استاد اسكندر) به نام گاليس تنس در لشكر كشيهاي اسكندر او را همراهي مي كرد ، گزارش نا تمامي هم از اين سفرها به جا گذاشت. هر چند اين گزارش از ميان رفتن ولي اسكندر و خصوصا ماجراهاي شگفت او در مشرق زمين، اندكي پس از مرگش موضوع محبوب نويسندگان خيال پرداز شد. بر گزارش كاليس تكلمه هايي مجعول نوشتند و آثار جعلي بسياري بر اساس همين گزارش به وجود آمد . اين كار در دوران رمانتيك متأخر يونان ، همان دوراني كه دارس و ديكتوس را پروراند به كرات اتفاق افتاد. ( مانند اسكند رنامه كه به زبان ساساني و مرياني هم ترجمه شده است) .
پس چنانكه ديديم تنها آثار بزرگ جهان يونان - رومي نبود كه از طريق اقتباس نويسندگان جديد- روزگار ما رسيد ، آثار كم مايه نيز همين مسير را پيمودند ، هر چند همين نوشته ها محرك تخيل هستند( مانند قصه هاي شرق ميانه كه با قصه هاي يوناني متأخر در هم تنيده شده اند و الهام بخش سر جان ماندويل سياح دروغين قرار گرفتند.) از بارزترين اين نمونه ها قضيه ارسطو است؛ داستان فيلسوف يوناني كه دختر هندي زيبايي او را زين و افسار كرده و بر پشتش نشسته تا درس عيني به اسكندر داده باشد!!
پيداست كه اين داستان كذب است و منشاء آن مضمون رايج فابيلو ها درباره قدرت و مكر زنان بوده است! اگر چنانچه به جاي فيلسوف يوناني داوود نبي يا سليمان موضوع حكايت بودند ، قابل بحث و گفتگو نبود اما در قرون وسطي اين داستان سخت مطبوع طبايع واقع شد. در تعدادي از كليسا ها گو تيك فرانسه ، هنوز در ميان نقوش چهره انسان و گياه و جانور، نقش فيلسوف يوناني را مي توان ديد كه چهار دست و پا مي رود و دختركي هندي تازيانه در دست برپشت او سوار است .
اين مطلب در دوراني كه دانشگاهها مطالعات فلسفه ارسطويي را توسعه داده و آن را به اوج اعتلاي خود در همه قرون و اعصار رسانده بودند نمونه خوبي است تا دانسته شود كه در قرون وسطي چه ورطه اي اهل علم را از مردم عامي جدا مي كرده است.
اويد و عشق رمانتيك
مفهوم عشق رمانتيك كه قرنهاي متمادي ادبيات ، هنر، موسيقي و حتي اخلاقيات اروپايي جديد و اروپا را زير سلطه خود داشته است ، آفريده اي قرون وسطايي است ، اما در نمو و تكامل آن عوامل مهم كلاسيك دخالت داشته اند . اين مفهوم در اوايل قرن دوازدهم شكل گرفت و آميزه اي بود از نيرو هاي رومي و اجتماعي( و در مقياس كوچكتر ،بسياري نيروهاي ديگر) كه در زير نام برده مي شوند:
1- قانون ادب شواليه اي كه شخص را به نهايت رعايت احوال ضعيف ملزم مي ساخت
2- زهد مسيحي و تحقير جسم ، پرستش مريم عذرا كه تقواي فائقه زن و پاكي او را مي ستود و ارج مي نهاد
3- فئوداليسم به اين معني كه عاشق رعبت معشوقه بود و معشوقه مانند زر خريدي او را در اختيار داشت تا ، تاكتيك هاي جنگي و نظامي قرون وسطي و از آن جمله رسيدن به وصال معشوقه كه با حمله به قلعه اي مستحكم و تصرف آن قياس مي شد!
..... شعر اويد كه بخش روشنفكرانه مبتني بر زن ستيزي در باب عشق ورزي را عنوان كرد و آن را به صورت نوعي علم سازماندهي نمود از آن جمله آثار در باب عشق رمانتيك در قرون وسطي است بعدها در سپيده دم رنسانس اين مفهوم عميقا زير نفوذ فلسفه افلاطون قرار گرفت ، اما در اين زمان نفوذ آن فلسفه به واسطه عرفان نو افلاطوني و حتي به واسطه شعر عاشقانه عربي ، ضعيف گشته بود. آرمان عشق رمانتيك كه در قرن نوزدهمنيز به نحو بارزي تجديد حيات يافت تاريخ هنري طولاني و پرباري داشت، كافي است كه چند نمونه از بزرگترين ثمرات آن را ذكر كنيم :
زندگي نو دانته و راهنمايي بكا تريس در سراسر كمدي ، ملكه پريان اسپنسر و جنبه هايي از شخصيت ملكه اليزابت، رومئو وژوليت شكسپير، موسيقي شوپن، تريستان و ايزولده واگنر و بسياري از اپراهاي ايتاليايي قرن نوزدهم اشعار عاشقانه هانيه و قطعاتي كه شوبرت و ولف براي آنها ساختند، كارگران درياي ويكتور هوگو و بسياري از رمانهاي نو ، غزلهاي آرورز و اشعار غنايي بيشماري كه در عصر ما ساخته شده اند ، سيرانو دو بر ژراك و شاهدخت دور از دست اثر رستان و طنز نامه بي شماري كه دون كيموته و تام جونز برجسته ترين آنها هستند و.....
جالب توجه است كه اين مفهوم در زادگاه خود فرانسه از ميان رفت و در جامعه جديد فرانسه به ندرت مي توان نشاني از آن يافت. بسياري از نويسندگان اين مفهوم را در آثار خود قلب كرده اند ، في المثل رمانهاي مونترلان و رمان تهوع نوشته سارتر بيان بيزاريند و كتاب بزرگ ديگري هست كه نماد فساد و انحطاط آن است. قهرمان كتاب مادام بواري است كه در جستجوي شور و عشق زندگي خود را به تباهي مي كشاند حال آنكه شوهر با او رفتاري طبيعي، معقول، مانند همه شوهران فرانسوي و بسياري از مردان زمان ما دارد .
آرمان عشق رمانتيك با آنكه مستقل از كلاسيك ها در قرن دوازدهم شكل گرفت اما در حقيقت نوشته هاي كهن يكي از شاعران كلاسيك كه به آن اعتبار بخشيد و داستانها و اندزرهاي او نيز سبب آراستگي و كمال آن گرديد. اين شاعرهمانا اويد بود كه پيشتر هم نزد ادبا شهرت داشت ولي در اين زمان قدم به عرصه ادبيات عام نهاد . در سال 43 قبل از ميلاد متولد شد و با اشعار عاشقانه اش ( خصوصأ كتاب هنر عشق ورزي) شهرتي سريع و در خشان كسب كرد. او يكي از چهار شعر برجسته رومي و مانند ويرژيل و هوراس نماينده پيوند بارور فرهنگ يونان و روم است. اين نكته شايان توجه است كه در سرزمينهاي مختلف اروپا درست به همان صورتي كه از درخت زبان لاتيني زبانهاي تازه اي روئيد هر يك از نويسندگان لاتيني نيز مسبب پيدايش سنت هاي گوناگون در ادب اروپايي غربي شدند. مثلا روح ويرژيل با آن وقار و وظيفه شناسي، درك عميق ديني و تعلق خاطر به جهان افزوني در كليساي كاتوليك رم تجلي كرد و در بزرگترين يادگار ادبي آن كمدي دانته تجسم يافت و يا سيسرو كه پايه گذار فن بلاغت و نثر فلسفي انگليسي شد. اما اويد فرانسوي ترين نويسنده لاتيني بود و از اين رو تأثير آن بر ادبيات نو خاسته فرانسه نيرومند تر از همه مظاهر فرهنگ و ادب كلاسيك بر اين سرزمين بود . سبك او حتي در ادبيات ايتاليا پيروان فراواني يافت ولي در نهايت امر تأثير آن بر ادبيات فرانسه بيش از هر جاي ديگري بود .
رمانسهاي فرانسوي قرون وسطي ، بيش از هر چيز به سه موضوع مي پرداختند . جنگ ، عشق، غرايب. با گذشت سال ها با اندك پيچيده شدن جهان قرون وسطايي ، موضوع جنگ به تدريج اعتبار خود را از دست داد و عشق و غرايب اهميت بيشتري يافت و اويد بزرگترين شاعري بود كه از غرايب و حوادث شگفت انگيز ، استحاله معجزه آساي موجودات و ماجراهاي خارق العاده نجيب كه غالبأ با نكته جنسي چاشني مي يافت عجين شده است. قصه اويد خيلي زود به ادبيات داستاني اروپا راه يافت كه نخستين نمونه آن شايد منظومه فرانسوي پيراموس و تيسبه باشد كه حدودا 900 مصراع دارد . بيشتر ابيات اين منظومه در بحر هشت هجايي است كه همان بحر ملال آوري است كه در همه رمانسها به كار مي رفته است، هر چند مصراع دو هجايي هم دارد كه نشان دهنده صور خيالي اثر است. داستان سرگذشت آزاد دو عاشق كام ناديده است. وجوه شباهت ميان اين داستان و اوكاسن و نيكولت قابل ملاحظه است و حتي رو مئو و ژوليت نيز بر اساس همين قصه آفريده شده است و سر انجام روياي شب نيمه تابستان يكي از آخرين جلوه هاي اين قصه است...
يكي از داستانهاي معتبر اويد و يكي از جانسوز ترين آنها داستان فيلوملا است . تره اوس ، شوهر خواهر فيلوملا پس از تجاوز به او زبان او را مي برد و به زندانش مي اندازد. فيلوملا سر گذشت خود را بر نقش پرده اي مي بافد و آن را براي خواهر خود پرو كند، مي فرستد. پروكند با همدستي فيلوملا فرزندان خود را مي كشد و گوشت آن ها را به خورد تره اوس مي دهد. دو خواهر پس از تحمل رنج ها و مشقت هاي بسيار به پرنده تبديل مي شوند ، اين داستان از كهنترين افسانه هاي جهان است كه قدمتش به زمان هومر مي رسد و پس از وي در تمام ادبيات; رومي يوناني رد پاي آن ديده مي شود.
اويد از همين خمير مايه براي داستان فيلو ملا در ادبيات قرون وسطي استفاده كرد و سرانجام شكسپير در نمايشنامه تيتوس آندرو نيكوس( با خمير مايه خشن تر) از آن سود برده است. ( نمونه ايراني اين افسانه داستان بلبل سر گشته است : قصه تبد يل انسان بي گناه به پرنده) در نمايشنامه هاي بعدي نيز از اين داستان استفاده شده است . از جمله در منظومه پرووانسي فلامنكا كه تاريخ آن به 1234 ميرسد ذكر اين داستان رفته است( به همراه ديگر داستانهاي اساطير روم و يونان كه اغلب هم از اويد گرفته شده است) هنر عشق ورزي ، يكي از برجسته ترين آثار اويد را ، اولين شاعر فرانسه ، كريتين دو تروا ترجمه كرد، هر چند اين اثر از بين رفته ولي چهار ترجمه ديگر از اين مجموعه باقي مانده است .
يكي از اين ترجمه ها از مترالي شاعر جوان رومي است كه ابتكارات جالبي در آن « به كار رفته است . مدتي بعد( بين سالهاي 1316تا 1318) مسخ شدگان اويد ترجمه شد و تفريط اخلاقي 70000 مصراعي در بحر هشت هجايي به آن منضم گرديد . سراينده ناشناس ( احتمالا اهل بور گندي ) ابتدا داستان را نقل كرده و سپس خودش نكاتي به آن افزوده است مانند داستان نارسيوس و گل نرگس: گل غرور آدمي .
براي درك و شناخت قرون وسطي از طريق ادبيات ، خواندن سه كتاب ضروري است: كمدي دانته، قصه هاي كنتر بري و رمان گل سرخ.