نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: تاریخ ادبیات داستانی از آغاز تا سال 1320 ه.ش

  1. #1
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    تاریخ ادبیات داستانی از آغاز تا سال 1320 ه.ش

    مقدمه



    ادبيات کهن ايران حاوي افسانه ها و تمثيل و حکايات گنجينه اي بسيار غني است. آثاري همچون «شاهنامه ي فردوسي»، «ويس و رامين فخر الدين اسعد گرگاني»، «گلستان و بوستان سعدي»، «خمسه ي نظامي» با داستان هاي دلکش عاشقانه اش، «اسرار التوحيد» با حکايت هاي عارفانه، «عقل سرخ» و «آواز پر جبريل» که آميزه اي از عرفان و اسطوره است، «تاريخ بيهقي» که تاريخ غزنوي را با زبان داستاني بسيار جذاب و گيرا تصوير مي کند. داستان هاي پر حکمت «قابوسنامه» و داستان هاي عاميانه «هزار و يک شب»، «موز حمزه»، «حسين کرد شبستري»، «سمک عيار»، «امير ارسلان نامدار» و ... پيشينه ي داستان پردازي ايران زمين را به وسعت تاريخ ديرينه اش قوي و غني مي کند.
    داستان پردازي در ايران پيشينه اي وسيع دارد و از دوره ي قبل از ورود اسلام رايج بوده است.
    شايد بتوان معادل آنچه در اروپا به عنوان ادبيات نمايشي مطرح شد، در ايران همان قصه گويي و نقالي دانست. در آن دوران گروهي به نام داستانگزاران بودند که مردم را دور خود جمع ميکردند و برايشان قصه نقل مي کردند که بعدها با نام نقال شهرت يافتند. اين قصه ها و روايات قديمي در دوره ي اسلامي به شکل مکتوب در مي آيد. همين طور که پيش مي رويم در قرن ششم گروهي که آنان را "مناقبيان" مي ناميدند به بيان مناقب خاندان پيغمبر و ماجراهاي نبردهاي ايشان ميپرداختند.
    از طرف ديگر پادشاهان هم به شنيدن قصه علاقه نشان مي دادند و به همين دليل در دربار، افرادي داستانهاي شفاهي را به شکل مکتوب در مي آوردند تا آنها را حفظ کنند و هم براي پادشاه بخوانند و صله بگيرند. اين شيوه از قرن نهم تا دوران سلسله ي قاجار رواج بسيار داشت؛ مانند قصه ي «امير ارسلان رومي» که نقال دربار ناصرالدين شاه، نقيب الممالک، براي او روايت مي کرد و مشهور است که در هنگام نقله نقيب الممالک، فخرالدوله – دخترشاه – آن را مي نوشت.
    از دوران قبل از اسلام قصه هاي منثوري به ثبت رسيده است و پس از ورود اسلام هم قصه هاي منثور جايگاه خود را حفظ کرده اند؛ اما در ايران پس از اسلام شاعران نقش گسترده تري در قصه پردازي داشته اند و بسياري از داستان هاي کهن را به نظم کشيده اند. آنها وزن و قافيه را زيوري بر پيکره ي داستان مي دانسته اند و براي جذابتر کردن داستان آهنگ و ريتم نظم را به آن مي افزودند. و چنانکه مي بينيم از يک قصه چندين روايت وجود دارد؛ مثل داستان هاي «خسرو شيرين»، «ليلي و مجنون» و يا «يوسف و زليخا» که شاعران مختلفي آنها را به نظم درآورده اند.
    در داستان هاي قديمي انواع ادبي مختلف نظير حماسه، تراژدي، رمانس، غنايي، عرفاني و تعليمي وجود دارد؛ اما هرچه از آغاز تاريخ داستان نويسي جلوتر مي رويم، جنبه ي ادبي و پرداختن به صناعات شعري در داستان ها قوي تر مي شود و عرفان و غنا جاي حماسه در داستان را ميگيرد.
    از ميان داستان سرايي ايران نوع حماسه فضل تقدم دارد و در ميان حماسه هم حماسه سرايي حکيم ابوالقاسم فردوسي شاهکار ادب فارسي است. او در سال 1370 هـ.ق نظم افسانه هاي ملي ايران را آغاز مي کند و با سرودن 60 هزار بيت در سال 400 هـ.ق آن را اتمام مي کند. منبع شاهنامه «خداي نامه يا خوتاي نامک» است که در دوران ساسانيان جمع آوري شده است. شاهنامه به سه بخش اساطيري از زمان کيومرث تا فريدون، پهلواني از زمان کاوه تا قتل رستم و تاريخي از آمدن اسکندر تا شکست ايرانيان از اعراب تقسيم مي شود.
    چند نمونه ديگر از داستان هاي کهن که به نظم درآمده اند، عبارتند از:
    - « خسرو شيرين» که دو داستان عاشقانه را در خود دارد؛ داستان خسرو شيرين و داستان شيرين و فرهاد که نظامي گنجه اي آن را به نظم درآورده است.
    - «ويس و رامين» که فخرالدين اسعد گرگاني در قرن پنجم آن را سروده است و در آن از عشق و ازدواج براساس ساختارهاي اجتماعي قبل از اسلام مي گويد.
    - «وامق و عذرا» که عنصري در قرن پنجم آن را منظوم کرده است. البته مشهور است که اين داستان قبل از اسلام و در زمان ساسانيان مشهور بوده است. داستان ماجراي جدا شدن وامق از خانواده اش و سفر او به سمت يونان است که در آنجا با عذرا آشنا مي شود و عشق صورت مي گيرد.
    - «ورقه و گلشاه» که عيّوقي در قرن پنجم اين داستان را منظوم مي کند. که در آن ماجراي عشق ناکام ورقه و گلشاه مطرح مي شود که ورقه از غصه مي ميرد و گلشاه هم خودکشي مي کند.
    - «منطق الطير» داستان منظوم عرفاني سروده ي فريدالدين عطار نيشابوري در قرن هفتم است. اين داستان جنبه ي تمثيلي دارد و مراحل سير و سلوک را در قالب سفر مرغان به سوي سيمرغ به تصوير مي کشد.
    اينها نمونه هايي از داستان هاي کهن منظومند. داستان هاي منثوري هم وجود دارد که در گذشته نوشته شده اند که تاريخ نگارش آنها به قبل از دوران صفوي برمي گردد مثل داستان «اسکندر» (در قرن ششم)، «بختيارنامه» ، «ابومسلم نامه» ، «داراب نامه» ، «سمک عيار» و ...
    پس از روي کارآمدن سلسله ي صفوي داستان هايي نظير «طوطي نامه» ، «رزمنامه» ، «قصه ي هزار گيسو» ، «قصه ي طالب پادشاه زاده و مطلوب» ، « قصه ي اشرف و فيروز وزيرزاده» ، «قصه ي چهار درويش» ، «قصه ي هفت سير حاتم طائي» و غيره نوشته مي شود.
    اما از اين داستان هاي بلند منظوم و منثور قديمي که بگذريم، در ادبيات کهن آنچه را که بتوانيم تا حدي معادل داستان کوتاه امروزي قرار دهيم «حکايت» نام دارد که بيشتر به شکل داستان هاي کوتاه فرعي در بين داستان بلند اصلي قرار مي گرفته اند و به اين شيوه ي روايت، داستان در داستان مي گفته اند که از قديم در ادبيات ما رواج داشته است؛ نظير «هزار و يک شب» و «سند بادنامه» . مولوي هم بعدها در «مثنوي معنوي» خود از اين شيوه استفاده کرده است. از نمونه هايي که به شکل حکايت و همچنين منظوم در تاريخ ادبيات ما ثبت شده اند، همين «مثنوي معنوي» مولوي و «بوستان» سعدي و «مخزن الاسرار» نظامي است. و حکايات منثور «جوامع الحکايات» عوفي، «فرج بعد از شدّت» ترجمه ي دهستاني و «گلستان» سعدي نمونه هاي قابل توجّهي هستند.
    به طور کلي داستان هاي قديمي دو دسته ي کوتاه (حکايات) و بلند هستند که تنها تفاوت اين دو دسته کميت آنها است و داستان بلند قديمي فقط طولاني تر است و قهرمانان و حوادث بيشتري را در بر مي گيرد؛ و بيشتر جنبه ي سرگرمي دارد؛ اما در پشت حکايت معمولاً حرف و نکته اي پنهان است. قصه ها و حکايات اغلب براي تبيين يک انديشه ي اخلاقي يا عرفاني گفته مي شوند؛ نظير آنچه در منطق الطير عطّار مي بينيم. و يا «کليله و دمنه» و يا «مثنوي معنوي» و اگر غير از اين باشد قصه ها بيشتر جنبه ي سرگرمي دارند مثل «هزار و يک شب» و يا «هفت پيکر» نظامي.
    در اين قصه ها همه با يک زبان از يک طبقه سخن مي گويند و تفاوتي در زبان گفتار شخصيت هاي مختلف وجود ندارد. کندوکاو دروني شخصيت ها چندان جايگاهي ندارد و بيشتر به حوادث و ويژگي هاي بيروني پرداخته مي شود.
    در اغلب اين قصه ها چون مردم از قبل محتواي قصه را مي دانند و فقط با روايتي جديد آن را مي شنوند اصراري نيست که پايان قصه لو نرود و حتي گاه خود شعرا و نويسندگان عناويني انتخاب مي کنند که سرانجام ماجرا را دربردارد ؛ مثل حکايات مثنوي. مثل اين عنوان : «خواندن فرعون زنان را سوي ميدان هم جهت مکر» و «وحي آمدن به مادر موسي که موسي را در آب افکن».
    در پايان داستان هاي کهن سرنوشت همه ي شخصيت ها معلوم مي شود و حتي گاه سرنوشت نسل هاي بعدي هم در پايان داستان روايت مي شود.
    در داستان هاي کهن با شخصيت هاي سياه و سفيد رو به روييم و از خاکستري نشان زيادي ديده نمي شود. يا شخيصت ها مثبتند يا منفي و در آنها حيوانات عجيب و قريب مثل اژدها و افرادي مثل جادوگر و نيروهاي مافوق طبيعي نقش دارند. مثل داستان هاي شاهنامه (هفت خوان رستم).
    نکته ي قابل توجّه اين است که حکايت هاي قديم ما چه آنها که به نظم درآمده اند و چه آنها که به رشته ي تحرير، بيشتر جنبه تعليمي دارند و درپي آموزش مفاهيمي چه اخلاقي و چه عرفاني هستند. در اين حکايات هدف اصلي ارائه ي پيام است و حکايت بيان مي شود تا پيام ارائه شود. نمونه ي مشهور «گلستان» سعدي است.
    يک شيوه ي ديگر در داستان پردازي کهن مقامه نويسي است و آن عبارت است از داستان هايي که نثر است آميخته به شعر. اين داستان ها شخصيت واحدي دارد که در پايان هرداستان ناپديد مي شود و در داستان بعدي سر وکله اش پيدا مي شود. قاضي حميدالدين بلخي اولين مقامه نويس به زبان فارسي است که «مقامات حميدي» را در قرن ششم نوشت.
    پس از نگاهي اجمالي به داستان هاي کهن از نظر ساختاري نگاهي کلي نيز به موضوع و شيوه ي اين داستان ها مي اندازيم:
    داستان هاي حماسي مثل شاهنامه، اسکندرنامه و گرشاسب نامه / داستان هاي عاشقانه مثل ويس ورامين، يوسف و زليخا و خسرو شيرين / داستان هاي عرفاني مثل منطق الطير، / رُمانس مثل داراب نامه، سمک عيار، امير ارسلان رومي، سند بادنامه و بختيارنامه / حماسه ي ديني مثل سيره ي حمزه يا رموز حمزه و ابومسلم نامه / داستان هاي تعليمي – اخلاقي مثل بوستان و گلستان سعدي و کليله و دمنه و مرزبان نامه / داستان هاي رمزي و فلسفي مثل حي ابن يقظان / داستان هاي واقعي مثل اسرار التوحيد في مقامات شيخ ابوسعيد ابي الخير و مناقب العارفين افلاکي/.
    با اين تعريف که «داستان در اصطلاح ادبي به هر متن منثوري که متضمن نقل واقعه اي باشد و با هم رابطه ي علي و معلولي داشته و به نحوي تابع توالي زماني باشند، اطلاق مي شود.» آثاري که برشمرديم نمونه ي قوي داستان نويسي هستند اما از آغاز، اصطلاح داستان در زبان فارسي با آنچه در ادبيات غرب رايج بود، متفاوت است. در حقيقت رکن مهم داستان در قديم شامل افسانه ها و حکايتها و شيوه هاي داستان در داستان که بر اساس آوردن داستاني در متن يک داستان ديگر است ، مي باشد. هزار و يک شب يکي از بهترين نمونه هاي اين شيوه است.در ادبيات جديد فارسي نيز از جمله کساني که از اين تکنيک استفاده کرده اند فريده گلبو در «حکايت روزگار» است.

    با شکل گيري انديشه هاي تجدد خواهي در دوره ي قاجار ، ارزش هاي دوران قبل اهميت خود را از دست دادند.ادبيات اين دوران که از فرهنگ غرب تاثير گرفته ، با پرداخت و انتقاد از مسائل اجتماعي شکل هاي تازه ي ادبي را شكل مي دهند. بارزترين ويژگي هاي ادبيات اين دوران آگاهي، ساده نويسي و اخذ بي چون و چراي تمدن غربي است و شکل هاي کهنه ادبي را افسانه هاي واهي و موهوم مي دانند. بدين واسطه واقع گويي دوران مشروطه و تجدد خواهي جاي آن را مي گيرد و نويسندگان با آميزش و تطبيق پيشرفت هاي غربي با مصالح ملي و وطني رمان واره هاي جديدي را شکل مي دهند که مهمترين خصوصيتش انتقاد از عقب ماندگي هاي سياسي و فرهنگي کشور به زعم نويسنده آنهاست. آنان به دنبال تغيير ادبيات بودند و گمان مي کردندکه اگر مضامين عاشقانه و غنايي به مباحث سياسي و وطني بدل شود ، مي توان از انحطاط جامعه جلوگيري کرد و وضع مملکت را سامان بخشيد تا آنجا که حتي دليل عقب ماندگي جوامع شرقي را خط و الفباي آن مي دانستند.

    شايد نخستين طليعه هاي ايراني را بايد در دوره ي نخستين سالهاي 1250 شمسي دانست. برخي "شاه يوسف" (يا ستارگان فريب خورده) ميرزا جعفر قراجه داغي را نخستين رمان فارسي مي دانند و برخي ديگر "سياحتنامه" ابراهيم بيک را؛ اما آنچه مسلم است در تمامي اين داستانها بهانه ي پرداختن به داستان بيان وقايع تاريخي و انتقاد از جامعه است.

    نويسندگان پس از آخوند زاده به نوشتن داستان به شکل سفرنامه اي مي پردازند. بدين ترتيب تلاش نويسندگان و متفکران ايراني از طريق سفر براي دستيابي هويت ملي و گزارش دادن زندگي گروههاي مختلف اجتماع به عنوان نوع خاصي از داستان شکل مي گيرد.

    اگر چه به زعم بعضي کسان در اين دوران قصه گويي و حکايت پردازي هنر به شمار نمي رود و نويسندگان مي کوشند تا در شکل و محتوا نسبت به دوران پيش از خود سنت شکن باشند، با اين حال هنوز از شگرد هاي ادبي قديم به طور کامل نبريده اند و داستان هاي خود را به صورت ترکيبي از سنت قصه گويي ايراني و ترجمه آثار اروپايي پديد مي آورندکه نشانه مرحله گذاري فرهنگي بود؛ مرحله اي که ارزش هاي کهن متزلزل شده و انديشه هاي تجدد خواهانه به طور کامل رواج نيافته بود. بدين ترتيب اولين سفرنامه جديد را ميرزا صالح شيرازي نوشت. اما اولين داستان هاي سفرنامه اي را مراغه اي و طالبوف نوشتند. حاج زين العابدين مراغه اي (1290-1218) «سياحتنامه ابراهيم بيک» را در سه جلد نوشت؛ که شرح يک سفر از ديدگاهي تازه با نثري ساده است. عبدالرحيم طالبوف در سال 1284 «مسالک المحسنين» را-که انتقاد از جامعه ايراني است- نوشت؛ که از لحاظ مسائل ادبي به پاي داستان مراغه اي نمي رسد چرا که او قصد خلق اثري ادبي را نداشت ، بلکه هدف اصلي او آگاهي دادن به مردم بود.

    کتاب «احمد يا سفينه طالبي» تحت تاثير«اميل» اثر روسو درباره ي موضوع هاي علمي، اجتماعي، سياسي و فلسفي نوشته شده که گفتگوي پدري با فرزندش است.

    روشنفکران اين دوره که نقش برجسته اي در شکل گيري مشروطيت دارند مي کوشند با آثار خود نظم و قانون را جانشين استبداد، و علم و معرفت را جانشين جهل کنند و روابط اجتماعي موجود در جامعه را به روابط بورژوايي تغيير دهند که از مهمترين اهداف ادبيات ايران تا سال هاي 1340 شمسي است. بدين ترتيب ادبيات اين دوران منعکس کننده روحيات و آمال گروههاي اجتماعي و آغازگر حيات جديدي در نثر فارسي است.

    پس از ويژگي هاي ادبيات داستاني اين دوره شکل گيري و رواج نگارش رمان هاي تاريخي است.

  2. #2
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    ترجمه آثار ادبی



    اکثر آثار ترجمه شده در سال هاي 1320- 1300 رمان هاي تاريخي دوما، جرجي زيدان، ميشل زواگو، داستان هاي موريس لبلان و کنان رويل و رمان هاي رمانتيک لامارتين، شاتوبريان، پونسون دوتراي، موريس دوکبرا و رايدر هگارد مي باشد. در همين زمان است که بينوايان ويکتور هوگو توسط حسينقلي مستعان در سال هاي 1307 تا 1312 ه.ش به فارسي برگردانده مي شود که بر نثر داستان نويسان رمانتيک آن دوره تاثير مي گذارد.

    نصرا.. فلسفي، ذبيح ا.. منصوري، محمد علي گلشائيان و عنايت الله شکيبا پور به ترجمه ي آثار پليسي پرداختند. ترجمه و پاورقي ها و داستان هاي عامه پسند سبب رشد ادبيات بازاري در اين دوره شد.

    بزرگ علوي به عنوان نويسنده اي مطرح آثارش را در همين دوران منتشر مي کند. اولين مجموعه ي او با نام «چمدان» (انتشار در سال 1313 ه.ش) آدم هاي سرگردان را که درگير ماجراي عاشقانه ي ناکامي هستند، تصوير مي کند.

    در سال 1316 ه.ش به جرم شرکت در محفلي که مرامي اشتراکي را تبليغ مي کرد، دستگير شد. کتاب هاي «پنجاه و سه نفر» و «ورق پاره هاي زندان» تحت تاثير تجربه حبس نوشته شد و اينگونه علوي ادبيات زندان را پايه گذاري کرد. به طور کلي در اين دوران فشار سانسور از رشد داستان نويسي جلوگيري مي کند و داستان ، بسيار درونگرايانه و حزن آلود مي شود.

  3. #3
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    شکل گیری داستان کوتاه



    سال هاي پس از مشروطه تا سال 1300 شمسي سال هاي رواج مطبوعات ادبي و بريدن از سياست و روي آوردن به شکل هاي ادبي است. مجلات زيادي چون «کاوه(1290)» ، «بهار(1289-1299)» ، «دانشکده(1295)» و «ارمغان(1298)» در اين دوره منتشر مي شوند.

    مهم ترين نظريه پردازان ادبي اين دوره تقي رفعت و جمالزاده بودند. رفعت به همراه اعضاي محفل تبريز-لاهوتي، شمس، کسمايي، جعفر خامنه اي- از وضع سياسي و اجتماعي و ادبي ناراضي بودند.جمالزاده از کساني بود که با «يکي بود يکي نبود» بحث تجدد ادبي را در زمينه داستان نويسي پيش برد. او اصلاح ادبي را در بکارگيري نوع ادبي جديد مي دانست. نخستين داستانهاي کوتاه، چند سال قبل از اولين رمان هاي اجتماعي منتشر شدند که اين سالها به عنوان سالهاي مهمي براي شکل هاي نوين داستان نويسي به حساب مي آيند ؛ اما داستان کوتاه در اين دوران که سالهاي رواج تحقيقات فاضلانه است بسيار کم رنگ است. جمالزاده، هدايت و علوي رويکردي نوين به صنعت داستان نويسي دارند. اين نويسندگان مي کوشند با انتقاد از کمبودهاي فردي و جمعي ضعف ها را بازتاب دهند.

    داستان در اين دوران علاوه بر تحول فرم ادبي به ساده کردن نگارش هم مي پردازند. ميرزا حبيب اصفهاني پيش از جمالزاده در سال 1284 «سرگذشت حاجي بابا اصفهاني» را که تصوير دنده از زندگي مردم ايران در دوره قاجار است را ارئه مي دهد. اصل رمان از جيمز موريه است که تحت تاثير ژيل بلاس نوشته شده است.

    بعد از ميرزا حبيب ، علي اکبر دهخدا از پيشروان نوگرايي در ادبيات فارسي است. داستان هاي دهخدا به علت روزنامه نگار بودن او چنان که بايد داستان کوتاه به حساب نمي آيند. «قندرون» در شماره هاي 27 و 28 «صوراسرافيل» نزديک ترين اثرش به داستان کوتاه است. «چرند و پرند» را با پيروي از طنز عبيد زاکاني نوشت ، که با زباني تند و طنزي قوي محصول جو سياسي و فرهنگي مشروطيت است. او همچنين از نوشته هاي جليل محمد قلي زاده نويسنده ي ايراني الاصل قفقازي تاثير پذيرفت. آثار قلي زاده نقش موثري در پيدايش داستان هاي کوتاه فارسي داشت.

    حسن مقدم همزمان باجمالزاده به نگارش داستان کوتاه فارسي پرداخت. اولين اثرش به نام «هندوانه» در سال 1259 در استانبول منتشر شد و بعد از آن داستانهاي «نرگس» ، «شاهزاده خانم تاجي» ، «زن حاجي آقا» و «حکايت» نوشت.

    با اين حال جمالزاده از نخستين نويسندگاني بود که با قصد استفاده از صناعت داستان نويسي به شکل اروپايي به نگارش آثارش پرداخت. اما او نيز در اين دوران همچنان در داستان هايش از تفسير هاي پند آموز استفاده مي کند و هنوز آثارش شکلي گزارشي دارند. او «فارسي شکر است» را بر لزوم ساده نويسي مي نگارد و تصويري از نماي کلي جامعه به مخاطب مي دهد.

    سعيد نفيسي از جمله کساني است که آثارشان در «افسانه» به چاپ مي رسيد. اولين اثر او «خانه ي پدري است» که در مجموعه ي «ستارگان سياه» (انتشار در سال 1317 هه. ش) چاپ شد. اولين رمان او «فرنگيس» نام دارد که در سال 1310 هه. ش به شيوه ي «ورتر» گوته و «هلوئيز» روسو نگارش يافت. رمان «نيمه راه بهشت»(انتشار در سال 1331 هه. ش) و «ماه نخشب»(انتشار در سال 1328 هه. ش) را به شکل اثري بين مقاله و داستان کوتاه نوشت و آخرين رمان نفيس «آتش هاي نهفته» (انتشار در سال 1339 هه. ش) نام داشت که به صورت پاورقي مجله ي «تهران مصور» چاپ شد. داستان ها ي او نمونه ي ساده نويسي در دوران خودش بود.

    علي اسفندياري نيز دستي در داستان داشت. او هيچوقت موفق به چاپ آثار داستاني اش نشد. در سال 1304 هه. ش «براد» را نوشت که بعد ها پاره اش کرد. رماني با عنوان «قبرستان شاه بهار»را سوزاند. رمان «آيدين» را در سال 1308 هـ. ش گم کرد. فقط نوولي به نام «مرقد آقا» را درسال 1309 هه. ش جزو مجموعه ي «افسانه» به چاپ رساند و يک مجموعه داستان به نام «کندوهاي شکسته» را درسال 1350 هه. ش منتشر کرد.

    کريم کشاورز هم در همين سال ها در داستان «آدم ها و ماجراهاي کوچه نو» (انتشار در سال 1312 هه. ش» فضايي نو از زندگي روزمره و بي هيجان مردم که به طور کلي متفاوت از فضاي قراردادي دوره هاي پيش است، مي آفريند.اولين داستان کوتاه او «خواب» نام دارد که داستاني وطن پرستانه است.

    در اين دوران استبداد موجب مي شود ادبيات در قالب داستان هاي تاريخي و عشقي به تحذير مردم بپردازد. هدايت «زنده به گور» خود را در همين دوران مي نويسد. دوراني که داستان ها بيشتر جنبه ي تحولات دروني را نشان مي دهد و رمان فارسي موجزتر مي شود.

  4. #4
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    رمان تاریخی



    در سال هاي 1300 - 1284 ه.ش انقلاب مشروطه به همراه وقوع جنگ جهاني اول، ايران را به بحران کشاند که سبب بيماري ها، قحطي، فقر و فساد و بحران اقتصادي و اجتماعي جامعه شد و شکست انقلاب مشروطه از سال 1285 ه.ش به بعد باعث يأس هر چه بيشتر جامعه گشت که علت اصلي چنين يأسي در افکار عمومي، آشفتگي ناشي از جنگ، قرارداد اسارت بار 1919 ميلادي که ايران را مستعمره ي انگليسي کرد، فرو ريزي قاجار، شکست جنبش هايي چون نهضت جنگل، جنبش شيخ محمد خياباني در آذربايجان و جنبش تنگستاني ها در جنوب است. در چنين دوراني رمان تاريخي به عنوان مطرح ترين نوع ادبي شکل مي گيرد؛ چرا که نويسندگان جامعه در پي احياي هويت و امنيت هستند که مهمترين مشغله ي روشنفکران تا سال هاي 1320 ه.ش است که نمونه ي ادبي آن رمان «بوف کور» صادق هدايت است. نويسندگان اين دوره جستجو در گذشته ي باستاني ايران براي برانگيختن احساسات ملي گرايانه خواننده را وجهه ي همت خود قرار مي دهند؛ چرا که انقلاب در هر دوره اي ضرورت تفکر تاريخي را بوجود مي آورد.

    در اين دوران ميرزا آقاخان کرماني «آيينه ي اسکندري» را در سال 1285 ه.ش درباره ي تاريخ ايران باستان در تهران منتشر کرد که تاثير زيادي بر جريان رمان نويسي تاريخي ايران گذاشت. در حقيقت قسمت اصلي آن در ضديت با اقوام و اديان سياسي است که جرياني گذشته گرايانه و نژاد پرستانه به حساب مي آيد؛ بر خلاف ادبيات مشروطه که واقع گرايي مشخصه ي اصلي آن است، رمان تاريخي با رمانتيسم پررنگ مي شود. نويسندگان رمان تاريخي در اين دوره درک درستي از روند حرکت تاريخي و علل حوادث ندارند؛ به همين دليل با غلو در ارتباط نقش اعراب در نابودي شکوه ايران باستان به خصوص در آثار کساني چون هدايت و علوي در نمايشنامه «پروين دختر ساسان» و داستان «ديو، ديو» به ادامه ي جريانات نژاد پرستانه دامن مي زنند.

    جريان ترجمه رمان هاي اروپايي که از سال هاي 1260 ه.ش به بعد به وجود آمد بر وضعيت داستان تاثير گذاشت.

    در اين دوران شاهزاده محمد طاهر ميرزا آثار الکساندر دوما «کنت منت کريستو» (انتشار در سال 1274 ه.ش ) و «سه تفنگدار» ( انتشار سال 1278 ه.ش) را ترجمه کرد.

    فضاي خيالي آثار دوما و جرجي زيدان با آميزش فضاي داستان هاي عاميانه فارسي بر رواج اين ترجمه ها افزود به خصوص که نبايد ترجمه ي «هزار و يک شب» از عبدالطيف طسوجي را در دوران قاجار از ياد برد؛ اين ترجمه در آغاز سلطنت ناصرالدين شاه در تبريز چاپ شد.

    ميرزا آقا خان کرماني ( 1275- 1233) به عنوان آغازگر رمان تاريخي، رمان معروف «تلماک» را به نثر فارسي ترجمه کرده است؛ اگر چه بعضي کسان «خلسه يا انحطاط ايران» نوشته ي محمد حسن خان اعتماد السلطنه که به تأثير از ترجمه هاي محمد طاهر ميرزا نوشته شده، جزو رمان هاي آغازين مي دانند که رمان هاي تاريخي بعدي بر اساس آن نوشته شده است. اين کتاب جزو اولين آثار ادبيات فارسي است که بر اساس شکل هاي ادبيات اروپائي براي گرفتن نتيجه طنز آميز درباره ي تاريخ معاصر است. تمامي داستان هاي تاريخي حاوي نقل هاي تاريخي دوره ي مشروطه بوده به گونه اي که ماجراهاي داستان در ميان اسناد تاريخي گم ميشوند. درسال 1287 رمان سه جلدي «شمس و طغرا» توسط محمد باقر ميرزا نوشته مي شود. نويسنده بيش از آنکه خود را رمان نويس بداند، تاريخ نگار مي داند. اين در حالي است که پس زمينه ي داستان او عشقي - حادثه اي است. او پس از ترجمه داستان «عذراء قريش» نوشته ي جرجي زيدان، رمان «شمس و طغرا» را يک سال پس از انقلاب مشروطه مي نويسد.

    نويسندگان اين دوره در نبود امنيت و قرار گرفتن در يک دوره بحراني دچار حسرت نسبت به ارزش هاي کهن گذشته مي شوند و با قرار دادن شخصيت هاي گذشته به عنوان منبعي به گريز از واقعيت هاي روزگار معاصر مي پردازند. آنان با آميختن داستان هاي ماجرايي در پس زمينه ي تاريخ با حسرت و بازگشت به زمان گذشته به آرام کردن مردم درگير انقلاب برمي خيزند. اما آنچه شايان ذکر است اين است که رمان هايي چون «شمس و طغرا» که ادامه ي داستان هاي عاميانه اي چون «امير ارسلان» اند و از سويي تاثير ترجمه ي رمان هاي کساني چون الکساندر دوما و جرجي زيدان در آن مشهود است ، هم اغراق هاي قصه را دارند و هم حادثه پردازي هاي موجود در طرح اين رمان ها. و اغلب فقط به ظاهر، تاريخي اند و در حقيقت نويسندگان نه تنها بينش تاريخي قابل توجهي ندارند، بلکه حتي از خلاقيت ادبي هم بي بهره اند.

    پس از خسروي ميرزاحسن خان بديع (1316-1201) و شيخ موسي نثري( 1332- 1260) رمان هاي «داستان باستان يا سرگذشت کورش» را در سال 1299 و «عشق و سلطنت» را در سال 1298 که در باره ي فتوحات کورش کبير است را بر اساس زندگي و فتوحات کورش نوشتند. موضوع اصلي رمان بديع «داستان بيژن و منيژه» که يکي از قسمت هاي تغزل گون شاهنامه فردوسي است، اگر چه نتوانسته چنان که بايد تصوير هنرمندانه اي از عهد باستان ارائه دهد ، اما داستاني زيبا و گيرا است. بديع رمان ديگري به نام «سرگذشت شمس الدين و قمر (1326 ه.ق) و ترجمه اي به نام «داش مشتي پاريس» دارد که از زبان فرانسه به فارسي برگردانده است. موسي نثري نيز رماني را بر اساس روايات داستاني هردوت مورخ يوناني نگاشته که حاوي اطلاعاتي از اوستا يا تاليفات فرانسوي درباره تاريخ هخامنشان است که تقليد ناشيانه اي از نمونه هاي اروپايي است و به مقاله اي درباره تاريخ مي ماند و از نظر تقدم زماني حائز اهميت است. جلد سوم اين رمان با نام «شاهزاده خانم بابلي» انتشار يافت و مضمون آن درباره بي اعتباري عشق در برابر سلطنت است. او در «ستاره ليدي» به تاريخ مي پردازد و در «افسانه طي زمان» به تئوري ضبط امواج و اصوات و اشکال اشاره مي کند.

    حسين مسرور از ديگر کساني است که به نوشتن داستان هاي تاريخي مي پردازد. او اولين رمان تاريخي خود را در مجله ي « نوبهار» در سال 1300 ه.ش با نام «محمود افغان در راه اصفهان» انتشار داد و داستان هاي ديگرش را در مجله ي «ارمغان» به چاپ رساند.

    از نويسندگان اين دوره عبدالحسين صنعتي زاده کرماني(1352-1275) بود. او از رويدادهاي تاريخي برداشتي افسانه اي داشت و از نظر ادبي نيز چندان نوآور نبود. به حدس قريب به يقين رمان «دامگستران يا انتقامخواهان مزدک» اثر اوست ؛ که نخستين جلد آن در سال 1299 شمسي در بمبئي چاپ شد. صنعتي زاده در سال 1304 هه. ش جلد دومش را در تهران چاپ کرد. جلد اول او در سال هاي 1290 شمسي که هنوز کشور درگير هيجان انقلاب بود، نوشته مي شود و جلد دومش در سال 1304 که سرخوردگي و يأس از آرمانگرايي در کشور به وجود مي آيد، شکل مي گيرد.

    او همچنين در سال هاي 1305 رمان «ماني نقاش» را که توصيف رمانتيکي از زندگي و عشق ماني است و در سال 1312 رمان «سلحشور» را با نيت ايجاد حس ميهن پرستي در خوانندگان مي نويسد. در سال 1306 حيدر علي کمالي در رمان «در مظالم ترکان خاتون» با ايجازي کم نظير به حمله مغول به ايران مي پردازد. اگر چه او بصورت رمانتيک به افسانه سرايي مي پردازد ؛ اما کارش از نظر شخصيت پردازي و شم تاريخي ارزشمند به حساب مي آيد. او به جاي پرداخت به شاه و درباريان چنانکه در آن دوره مرسوم و معهود بوده به نجباي وطن پرست مي پردازد. در سال 1310 رمان «لازيکا» را مي نويسد که با زبان فارسي سره به توصيف از جنگ هاي روميان و سربازان انوشيروان در ايالت لازيکا مي پردازد و در آن مي کوشد زمينه هاي حمله اعراب را در طي يک داستان عاشقانه به تصوير بکشد. او از نظر فکري مايه هاي داستاني ميرزا آقاخان کرماني را پرورش مي دهد اما حوادث غير واقعي داستان مانند نقش پيشگو و جادوگران و ... شکافي در داستان به وجود مي آورد؛ با وجود اين بايد رمان هاي او را تکاملي در رمان نويسي تاريخي ايران به حساب آورد. رحيم زاده صفوي رمان هاي « شهر بانو» و «نادر شاه» را در سال 1310 هه. ش منتشر مي کند. هدايت نيز در سال هاي 1309 و 1312 هه. ش نمايشنامه ي «پروين دختر ساسان» و «مازيار» را که از نظر مضموني درباره ي مقابله ي ايرانيان با اعراب مهاجم است، مي نويسد. همچنين «سايه مغول» او در مجموعه ي «انيران» چاپ مي شود که بزرگ علوي داستان «ديو، ديو» - درباره ي حمله ي مغول و شين پرتو داستان «حمله ي اسکندر» را در آن داشتند.

    شين پرتو همچنين رمان «پهلوان زند» را درسال 1312 هه. ش به صورت پاورقي در روزنامه ي «ايران» چاپ کرد. در اين سال ها ميرزا محمد علي خان آزاد رمان «عشق و ادب» (انتشار در سال 1313 هه. ش) را درباره ي زندگي فردوسي نوشت. علي غريب رمان «يعقوب ليث» (انتشار در سال 1315 هه. ش) را منتشرکرد. «پيامبر» (انتشار در سال 1316 هه. ش) زين العابدين راهنما ، « آشيانه ي عقاب» (انتشار در سال 1318 هه. ش) که داستاني عامه پسند است از زين العابدين موتمن که به صورت پاورقي در روزنامه «شفق سرخ » منتشر مي شد، «بانوي زنداني» (انتشار در سال 1319 هه. ش) از محمد رضا خليلي عراقي جزو آخرين رمان هاي تاريخي دوره ي رضا شاه به حساب مي آيند. محمد حسين رکن زاده آدميت رمان «دليران تنگستان» را در سال 1310 هه. ش به منظور توصيف حوادثي نگاشت که در جنگ جهاني اول در ايران رخ داد و آن را در 41 شماره ي روزنامه «کوشش» چاپ کرد.

    اما آنچه در تمامي رمان هاي اين دوره به چشم مي خورد اين است که رمان هاي تاريخي بعد از خسروي، رحيم زاده و کمالي در حد موعظه هاي اخلاقي تنزل يافته است و اخلاقيات را ترويج مي کند که در عين حال رمان را طولاني و رخوت آميز مي کند و به طور کلي رمان اين دوره از حد رمان دوره ي مشروطه فراتر نمي رود؛ چرا که نتوانسته اند روح تاريخ را چنان که بايد بر درونمايه ي داستان ها بيفزايند و ضعف داستان نويسي ، شيوه ي نگارش کهن، بي دقتي در نقل

    وقايع تاريخي در اين نوع رمان ها به طور بارزي به چشم مي خورد. نويسنده که از عرصه ي واقعيت هاکنار زده شده به يادآوري گذشته دل خوش مي کند و به جستجوي منجي در گذشته هاي دور مي پردازد. آنان به هدف خود نرسيده اند و با آرماني کردن گذشته – در حاليکه از بازسازي واقع گرايانه ي زمان خود ناتوانند- احساس قدرت مي کنند. بنابر اين ضعف عمده ي رمان هاي اين دوره بي توجهي به وقايع معاصر است.

    بدين ترتيب اين نوع ادبي تا سال هاي 1320 هه. ش و با افت و خيز ادامه دارد ؛ اما به مرور وقتي که آگاهي ها بيشتر مي شود، رمان تاريخي نيز ضرورت وجودي خود را به عنوان مهمترين گرايش ادبي زمانه از دست مي دهد و انواع جديد ادبي شکل مي گيرند و رمان تاريخي با شکلي ديگر گون به عنوان حاشيه ادامه حيات مي دهد.

    نخستين نمونه هاي رمان اجتماعي در سال هاي 1300 شمسي به وجود آمدند. نويسندگان اين دوره با توصيف فقر و فساد سياسي و اداري و شرايط بحراني سال هاي پس از مشروطيت به نگارش رمان هاي خود پرداختند.در اين دوران با رشد طبقه متوسط و شهر نشيني ، بر تعداد کارمندان افزوره شد به طوري که از سال هاي 1330 هه. ش به بعد اصلي ترين لايه هاي جامعه شهري را کارمندان و خانواده آنان تشکيل مي دادند و بيشتر روشنفکران و نويسندگان دوره هاي بعد نيز از همين قشر برخاسته بودند.

    آنچه در رمان هاي اجتماعي در اين دوره به طور بارزي به چشم مي خورد، توجه نويسندگان به فواحش در جامعه با تاثير پذيري از آثار نويسندگان رمانتيک فرانسه است، نويسندگاني چون ويکتور هوگو و دوما که نويسندگان آن را با مسائل روزگار خود مي آميختند و کمتر به قهرمان استثنائي رمان هاي تاريخي توجه مي کردند. علت و عامل اصلي به وجود آمدن رمان هاي اجتماعي بحران اقتصادي گسترش يابنده ي پس از جنگ جهاني اول بود؛ اگر چه بيشتر نويسندگان بيش از آنکه به عوامل اصلي فقر و فحشا بپردازند به برداشت هاي احساسي و اخلاقي بسنده کردند. مشفق کاظمي به عنوان آغازگر رمان اجتماعي با رمان «تهران مخوف» از سوي رمان نويسان اين دوره مورد تقليد قرار گرفت بي آنکه از لحاظ هنري بتوانند از عهده اين تقليد برآيند.

    يکي از مواردي که در رمان هاي اجتماعي به آن پرداخته مي شود تصوير زن در جامعه و اجتماع خرافي و عقب مانده ي ايران است که ناگزير است تا از عشق خود چشم بپوشد و به ازدواجي ناخواسته، تحقيرات ناشي از سيستم چند همسري و طلاق هاي يکطرفه تن بدهد. در اين دوره به وضعيت زن به عنوان شاخص اختناق اجتماعي پرداخته مي شود.

    نويسندگان اين دوره که اغلب برخاسته از اشرافيت بودند به عضويت «انجمن ايران جوان» در آمدند. اين انجمن در سال 1301 هه. ش توسط تحصيلکردگان اروپا در تهران به وجود آمد. فعاليت اين گروه عبارت بود از نوشتن مقاله، سخنراني تئاتر و کارهاي ورزشي و اساس و محور سخن شان بر اين بود که ايران ناچار بايد در راه تحول و تجدد گام بردارد و معارف و علوم جديد را از اروپا اقتباس کند. نمايشنامه ي «جعفر خان از فرنگ آمده»از حسن مقدم جزو آثار همين دوره ي ايران بوده است.

    در سال 1305 هه. ش مشفق کاظمي از برلين به ايران باز مي گردد و چندي مديريت ايران جوان را بر عهده مي گيرد. «تهران مخوف» را که تصويري از آشفتگي سال هاي پس از مشروطه است، در سال 1301 هه. ش به صورت پاورقي در روزنامه ي «ستاره ي ايران» و در سال 1303 هه. ش به صورت کتاب منتشر مي کند. او با تکيه بر سنت حکايت هاي عاميانه ي فارسي و رمان هاي «کنت مونت کريستو» ي دوما مبتني بر قهرمان گرايي فردي، کتاب خود را مي نگارد. جلد دوم را به خاطر موفقيت جلد اول با عنوان «يادگار يک شب» در سال 1305 هه. ش منتشر مي کند که از نظر فکري و نوآوري هنري ارزش جلد اول را ندارد و به شکل داستاني پراکنده و ملال آور سرگذشت قهرمانان داستان جلد اول را پي مي گيرد.چنين تغييري نشان دهنده ي تغيير ديدگاه هاي اجتماعي از مشروطيت تا عصر رضاخان است. جلد اول اين کتاب فضاي مبارزه طلبي و دگرگوني حاکم است اما جلد دوم سازش است و در نهايت از اصلاح طلبي فردي در آن سخن به ميان مي آورد. در آثار «گل پژمرده» (انتشار در سال 1308 هه. ش) و «اشک پر بها» (انتشار در سال 1309 هه. ش) مشفق سمت و سو هاي سياسي و اداري در دولت مي يابد و توجه خود را به جاي پرداختن به مسائل اجتماعي به عشق هاي پيش پا افتاده معطوف مي دارد. اين رمان ها با آشفتگي پيوستگي دروني داستان ها –روايت فرعي- ضعف تاليف و شخصيت پردازي نامناسب نشان دهنده ي ضعف بي اندازه ي رمان هاي اجتماعي اين دوران است. ويژگي بارز اين داستان ها استفاده از شيوه ي نقالي است. آنان براي پرداخت رمان به واسطه ي حجم زيادي که بايد در بر بگيرد کلمات را بر سر خواننده مي ريزند. به اين واسطه است که شخصيت ها تک بعدي، تغيير ناپذير و مقهور سرنوشت هستند. اين از مشخصات رمان هاي اجتماعي اوليه است.

    رمان هايي که در اين دوران به تاثير از «تهران مخوف» نوشته شد، عبارتند از «روزگار سياه» (انتشار در سال 1303 هه.ش)، «انتقام» (انتشار در سال 1304 هه. ش) و «اسرار شب» (انتشار در سال 1305 هه.ش) از عباس خليلي، «شهرناز» (انتشار در سال 1304 هه. ش) از يحيي دولت آبادي که فضاي آکنده از دلمردگي را تا دهه ي 1320 هه. ش انعکاس مي دهد، «روز سياه کارگر» (انتشار در سال 1305 هه. ش) و «روز سياه رعيت» (انتشار در سال 1306 هه. ش)از احمد علي خداداده اي تيموري جزو رمان هاي اجتماعي و استثنائي آن دوران به حساب مي آيند. عباس خليلي رمان هايش را با نثري احساساتي به تيره روزي زنان اختصاص مي دهد. در «روزگار سياه» ، «انتقام» و «اسرار شب» سرگذشت زناني بيان مي شود که داستان زندگي و علل بدکاري و غمزدگي شان را براي نزديکان خود تعريف مي کنند و به زندگي فواحشي که مثل مادام کاملياي مسلول دوما با نگرشي مأيوسانه نسبت به بهبود زندگي مي نگرند. مضامين اين رمان ها همان مضاميني است که سال ها پيش نويسندگاني همچون آخوند زاده و جليل قلي زاده در داستان هاي خود مطرح کرده بودند. ربيع انصاري رمان «جنايات بشر يا آدم فروشان قرن بيستم» را درسال 1308 هه. ش مي نويسد که در آن راوي در خرابه اي روسپي در حال مرگي را مي يابد و زن، زندگي خود را نوشته و به راوي ميدهد.

    اين رمان توصيفي از وضعيت اجتماعي نيمه نخست حکومت رضاشاه است با سبکي رمانتيک و پندآموز؛ که بر اساس ترجمه رمانهاي پليسي – جنايي آن دوران نوشته مي شود و با پاياني ياس آميز که اين وضعيت نتيجه ي سرخوردگيهاي ناشي از شکست انقلاب مشروطه و تاثير نويسندگان رمانتيک اروپايي است و بر عکس ويژگي هاي بارز رمان هاي تاريخي که گرايش به رمانيسم داشت، رمان هاي اجتماعي اين دوره علاوه بر رمانيسم، ناتوراليسم ياس آلودي در خود دارند.

    علي اصغر شريف رازي در همين دوران کتاب «خونبهاي ايران يا عشق و شکيبايي» (1305 هه. ش) را در تشريح اوضاع زندگي فواحش مي نويسد. او بر عکس حجازي و کاظمي نويسنده اي سنت گرا و ضد نفوذ مظاهر غرب بود که هدفش نوشتن تاريخچه اي از دوران فترت پس از مشروطيت تا وقوع جنگ جهاني اول بود. اين کتاب مجموعه اي از اعلاميه ها ، تلگراف ها و مقالات مجلات درباره ي اوضاع سياسي ايران است . وي داستان ديگري نيز با نام «مکتب عشق» نوشته است.

    محمد مسعود از نويسندگان متاثر از آثار رمانتيک است که با بينش ناتوراليستي زندگي بينوايان را توصيف مي کند. او به عنوان مهمترين نماينده ي نوع رمان اجتماعي اين دوران به حساب مي آيد. در رمان هاي «تفريحات شب» (انتشار در سال 1311 هه. ش) «در تلاش معاش»( انتشار در سال 1312 هه. ش) و «اشرف مخلوقات»(انتشار در سال 1313 هه. ش) طرحي انتقادي از زندگي تحصيلکردگان را ارائه مي کند و جامعه اي را به تصوير مي کشد که جوانانش در بيهودگي به سر مي برند و در نتيجه ي استبداد به خودکشي گرايش پيدا مي کنند.

    محمد حجازي در سال 1312 هه. ش رمان «زيبا» را به عنوان مهم ترين رمان هاي اجتماعي اين دوران در توصيف روان شناسي اجتماعي در گذار از قاجاريه به پهلوي مي نويسد. او که کار ادبي خود را با نام «هما» در سال 1307 هه. ش آغازکرده بود و سال بعد «پريچهر» را در پرداخت وضعيت زنان مرفه مي نويسد. نوشته هاي او بارها تجديد چاپ شد. با اين حال از لحاظ خلاقيت ادبي ضعيف و از نظر نگرش اجتماعي کهنه گرا بوده است.

    به علت اختناق هاي اجتماعي و ياس خود نويسندگان، قادر به ارائه راه حلي نبودند و در پي حل مشکلات موجود از طريق اصلاح فرد از راه احساسات بشر دوستانه و اخلاق درست برآمدند و در آثار خود به تبليغ اين مسائل پرداختند. در سال 1311 هه.ش جليلي «من هم گريه کردم» را متاثر از «تهران مخوف» در انتقاد از زندگي جوانان نوشت و در سال 1314 ه. ش داستاني با عنوان از «دفتر خاطرات» را منتشر کرد.

    رمان هاي اوليه بازتاب خواستهاي طبقه ي متوسط بود که به سبب سازش با روشنفکران از نظر جهان بيني در سال هاي بعد تشخيص مرزهاي اجتماعي دشوار مي شود و نويسندگان علاوه بر پرداختن به زندگي تهي دستان و وضعيت زنان، به زندگي انسانهاي معمولي در شهرها مي پردازند. آثاري که در اين دوره پديد مي آيند ، الگوي خود را از رمان هاي «شمس و صغرا» و «تهران مخوف» مي گيرند و هيچ نوآوري خاصي در آنان شکل نمي گيرد. اين رمان قطور که ريشه در سنت قصه نويسي عاميانه فارسي دارند با گرايش به شيوه ي رمان هاي اروپايي آغازگر سلسله مراتب تکامل رمان فارسي بودند. محدوديت هاي فکري و هنري نويسندگان رمان هاي اوليه، چنان که بايد و شايد نتوانستند توصيف منسجم و هنرمندانه پديد آورند؛ اما نويسندگان داستان کوتاه با آشنائي با فنون داستان نويسي به صحنه ادبيات معاصر وارد شدند. البته هنوز دشواري هاي چاپ و نشر وجود داشت و از جمله عواملي که رمان هاي تاريخي و اجتماعي اوليه را با شکست روبه رو مي کرد، مي توان همين کمبود خواننده و مسائل چاپ و نشر دانست.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روایت تصویری اشغال ایران در شهریور 1320
    توسط HRG در انجمن تاریخ ایران کنونی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۳۰ آذر ۸۹, ۲۰:۲۳
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۸۸, ۱۷:۱۱
  3. جستجو و دسترسی سریع به سایت ها
    توسط HAMIDREZA در انجمن هك و امنيت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۲۷ خرداد ۸۷, ۲۰:۰۶
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۸ فروردین ۸۷, ۱۸:۴۳
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۶ مهر ۸۶, ۲۳:۴۲

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •