علت علاقهی ایرانیها به نگاه رمانتیک





بهزاد خواجات، نویسندهی کتاب «رمانتیسیسم ایرانی»، معتقد است که در ایران به دلیل وجود احساس نوستالژی و نوعی نگاه تغزلی متمایل به گذشته و تقدیس خاطرات، همیشه نگاهِ رمانتیک، دلچسب و همهگیر بوده است.
این شاعر و منتقد ادبی در گفتوگو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: از نظر تقویمی وقتی سبکهای ادبی را بررسی میکنیم، ابتدا کلاسیسیسم شکل گرفته و پس از آن رمانتیسیسم، ظهور کرده است.
او افزود: رمانتیسیسم نوعی شورش علیه آرمانهای کلاسیسیسم؛ از جمله میانگینهای اخلاقی و مذهبی و هنجارهای اجتماعی است. کلاسیسیسم از نظر طبقهی اجتماعی به فئودالیسم متعلق بوده و میل به حفظ و نگهداری، تثبیت و تقویت بنیان نگرشهای برخاسته از فئودالیسم در آن وجود داشته است، اما وقتی در جوامع تغییرات اجتماعی اتفاق میافتد، تغییراتی هم در بینش افراد رخ میدهد که در نهایت منجر به ظهور رمانتیسیسم میشود.
خواجات ادامه داد: رمانتیسیسم لولا و مفصلی در هنر منتهی به قرن بیستم است که تمام مکاتب را به قبل و بعد از خودش تقسیم میکند. رمانتیسیسم برای انسان آزادی بیحد و حصری قائل است. تأثیر نوع نگاه این مکتب به انسان، هستی و جامعه در تمام مکاتب مدرن پس از آن دیده میشود. حتا در مکاتبی که بعد از جنگ ظهور کردهاند، نوعی نسبیتگرایی و شورش علیه استقرار و نگاه بنیادگرایانهی کلاسیسیسم وجود دارد.
او همچنین دربارهی تفاوت رمانتیسیسم ایرانی با رمانتیسیسم در غرب، گفت: طبیعی است که چون رمانتیسیسم ریشه در غرب دارد، همهی اجزایش به شرایط غرب منتسب میشود. ورود رمانتیسیسم به کشور ما به اواخر دورهی مشروطیت بازمیگردد. در آن دوره با رخ دادن مشروطیت، جامعه با تفکرات جدیدی مواجه شده و با چنین مفاهیمی در هنر غرب آشنا شده است، اما هنوز بنیادهای رمانتیسیسم تقویت نشده و صرفا به عنوان یک تفکر هنری وارداتی به آن نگاه میشده است.
خواجات سپس اظهار کرد: ما میتوانیم نگاه تغزلی و واخوردهی رمانتیسیسم را به جهان هستی در همهی ادبیات ببینیم، اما رمانتیسیسم به معنای غربی آن با میرزادهی عشقی و نیما وارد جامعهی ما میشود، اما شکل خود را نمییابد و پس از مدتی در دوران کودتای 28 مرداد است که این تفکر پررنگ و جاافتادهتر میشود. دلیل این موضوع نیز این است که به واسطهی رسوخ یأس پس از کودتا، فضا برای رشد و گسترش تفکر رمانتیکی فراهم میشود. بعد از آن همینطور که پیش میرویم، اتفاقاتی مثل مبارزات مردمی علیه رژیم، تفکرات دیگری را شکل میدهد که باعث کمرنگ شدن رمانتیسیسم میشود.
او همچنین دربارهی وضعیت رمانتیسیسم در ادبیات امروز ایران، گفت: نگاه من به رمانتیسیسم یک نگاه سیاه و سفید نیست. همانطور که در کتاب «رمانتیسیسم ایرانی» هم آوردهام، هر شاعر موفقی ناچار به عبور از پیچ رمانتیسیسم بوده است. در ایران هم به دلیل احساس نوستالژی و وجود نوعی نگاه تغزلی متمایل به گذشته و تقدیس خاطرات، همیشه نگاهِ رمانتیک، دلچسب و همهگیر بوده است، اما با اینکه ما در دههی 90 به سر میبریم، هنوز در آثار بسیاری از شاعرانمان این تفکر با جلوههایی تازهتر ظهور مییابد.
خواجات اضافه کرد: امروز در بیشتر آثار ادبی شاهد رمانتیسیسم هستیم، اما به شکلی نوتر و با زبانورزی بیشتر. این تفکر هیچگاه از بین نمیرود، بلکه از شکلی به شکل دیگر درمیآید. حتا در شعرهای پستمدرن هم رگههای بسیار قدرتمندی از رمانتیسیسم حتا به شکل کلاسیک وجود دارد. شرایط به گونهای است که تفکرات رمانتیک نمیتواند به شکل کلاسیک خود در ادبیات معاصر به حیات خود ادامه بدهد.
«رمانتیسیسم ایرانی» (بررسی جریان رمانتیک در شعر امروز فارسی) به تازگی در بخش نقد و پژوهش ادبی جایزهی «قلم زرین» نامزد شده است.