جناب نویسنده لطفاً بلند بخوان



یکی از سنتهای خوبی که از سالها پیش در بسیاری از کشورهای غربی رواج داشته و طرفداران زیادی نیز پیدا کرده است، خواندن کتاب برای علاقهمندان، توسط نویسندهی اثر است.
از سالها پیش در کشورهای غربی، نویسندگان مطرح و بزرگ عرصهی ادبیات در مجامع دانشگاهی، بنیادهای ادبی یا کتابخانهها حضور یافته و آثار خود را برای علاقهمندان میخواندند.
این سنت امروزه نیز ادامه داشته و کتابخوانان این کشورها میتوانند آثار مورد علاقهی خود را با صدای نویسندهی اثر بشنوند.
به عنوان مثال چندی پیش، «مانوئل مارتینز»، نویسندهی سرشناس ادبیات اسپانیایی و استاد ادبیات آمریكایی - اسپانیایی دانشگاه اوهایو با حضور در كالج هنری «گوشن» ایالت ایندیانا در حضور علاقهمندان به كتابخوانی و گفتوگو پرداخت.
همچنین در سال گذشته «استفن کینگ»، نویسندهی آثار دلهرهآور آمریكایی، در «شارلوتكانتی» آمریكا حضور یافت تا یك برنامه بزرگ كتابخوانی را افتتاح كند. کینگ در این مراسم، علاوه بر کتابخوانی و صحبت در بارهی آثارش، به سوالات مخاطبان نیز پاسخ گفت.
در موردی دیگر بنیاد کتابخوانی هاینریش بل، برای فصل پاییز برنامه کتابخوانی را با حضور «گونتر گراس» نویسنده برندهی جایزه نوبل برگزار کرده و طی آن رمان «بیلیارد درساعت نهونیم» روخوانی شده است.
اینها فقط چند نمونه از هزاران موردی است که هر روز در مجامع فرهنگی مختلف انجام میشود. و این امری است که آنطور که باید و شاید در کشور ما مورد توجه قرار نمیگیرد.
اگر بخواهیم در ایران نمونههایی از این دست بیابیم شاید توفیق چندانی کسب نکنیم و حاصل کار تنها دو یا سه نویسنده باشند که برنامهی کتابخوانی آنها نیز به صورتی بسیار محدود و در مراکزی خاص تشکیل میشود.
ابتداییترین ثمرهی اینگونه جلسات ارتباط دوطرفه بین نویسنده و خوانندگان یک اثر است. ارتباطی که هر دو طرف از آن سود برده و منتفع خواهند شد


بدون شک حضور در جمعی که نویسندهی یک اثر اقدام به خواندن کتاب خود میکند برای هر مخاطبی جذاب بوده و باعث خواهد شد تا مخاطبان به صورت جدیتر به مطالعه فکر کنند. علاوه بر آن، بسیاری از کتابخوانان کشور سوالات بسیار زیادی در بارهی اثر منتشر شده توسط یک نویسنده و همچنین سوالات گوناگونی در مورد فن نویسندگی در ذهن دارند که در اغلب موارد بیپاسخ مانده و بدون جواب باقی میمانند.
ابتداییترین ثمرهی اینگونه جلسات ارتباط دوطرفه بین نویسنده و خوانندگان یک اثر است. ارتباطی که هر دو طرف از آن سود برده و منتفع خواهند شد. در این جلسات نویسندگان میتوانند بازخورد اثر خود را مشاهده کرده و انتقادها، یا پیشنهادهای منتقادن واقعی را بشنوند.
اما چرا این اتفاق هنوز صورت نگرفته است؟ شاید بیمیلی نویسندگان، عدم اعتقاد مسولین فرهنگی کشور به ثمرهبخش بودن برنامههایی از این دست، عدم توجه به نیاز مخاطب یا نبود ساز و کارهای مورد نیاز.

اما باید پذیرفت که در این میان، مخاطب ایرانی علاقهمندترین شخص به برگزاری چنین محافلی است. این خود میتواند خزان جامعهی ادبی ایران را جانی دوباره ببخشد و عطش کتابخوانی را در وجود هر یک از ما روشن سازد.