اسدا... معظمی در گفتگو با قدس: ویرایش و نویسندگی هیچ برتری بر یکدیگر ندارند


ویرایش یا نویسندگی؟!
اشاره:
ویرایش و ویراستاری در فرآیند تولید کتاب کاری مهم و با ارزش است که اگر به درستی انجام پذیرد، می تواند ارتباط میان نویسنده، مؤلف و یا مترجم را با مخاطب به خوبی برقرار کند. ویراستار خوب نیز به قول اسدا... معظمی گودرزی می کوشد تا اندیشه های مبهم را واضح کند و سطح کیفی اثر را ارتقا بخشد. او همچون اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت، از هر موضوع چیزی می داند، بی آنکه متخصص آن دانسته باشد.ویرایش و ویراستاری موضوع گفتگوی ما با این نویسنده، محقق، ویراستار و مدرس دانشگاه است که تقدیم حضورتان می شود:

*بعضی ویرایش را با اهمیت تر از نویسندگی می دانند، شاید برای همین است که در کتابهای مرجع جهان دیده می شود که بر روی جلد آنها نام ویراستار یا گروه ویراستاری آمده، در حالی که نام نویسندگان در داخل کتاب ذکر شده است؟ از نظر شما هم ویرایش با اهمیت تر از نویسندگی است ؟
** اینکه بعضی ویرایش را با اهمیت تر از نویسندگی می دانند به دلیل نوع نگرشی است که از زاویه دید ویراستار ارایه شده و اگر همین مطلب از زاویه نگاه نویسنده ارایه شود، کار نویسنده را با اهمیت تر جلوه خواهد داد؛ بنابراین ذکر این نوع مباحث گره از بحران تولید و تبیین علم در جامعه ما باز نخواهد کرد. به اعتقاد من ویرایش و نویسندگی هیچ یک به نفسه تفضلی بر یکدیگر ندارند، بلکه دو موضوع و دو مدخلند که ارتباط زیر زنجیره ای و زبر زنجیره ای منسجم با یکدیگر دارند و به نوعی در تعاملند و درعین حال خاستگاه و جایگاه مستقلی دارند.
نویسنده چه به صورت خلاق و چه به صورت اُلفت دهنده یا گردآورنده مطلبی می نگارد و امور انتزاعی ذهن خویش را پیرامون موضوعی، در چارچوب اصلی از اصول نویسندگی ارایه می دهد. گاه بریده نگار است و از نوشته های دیگران مطالبی را گزیده نگاری می کند و گاه مطالب دیگران را به دقت می خواند و چکیده نگاری یا تلخیص می کند و یا اقتباس نگار است که جرقه اصلی موضوع را از نوشته، فکر و یا ایده دیگران گرفته و موضوع را بسط داده و به شکل تفصیلی بدان پرداخته است و گاه همین نویسنده بر اثر دیگری حاشیه ای املا و تقریر کرده است.
با این مختصر تعاریف و تفکیک اجمالی که از کار نویسنده و فن نویسندگی ارایه شد، درمی یابیم که کار نویسنده با هنر فن ویراستار کاملاً متمایز است. و اما از آنجا که ویراستار انسانی اخلاق مند و امانت دار و باریک بین و نکته سنج و دلسوز و پاسدار صحت بیان و دقیق در فصاحت و بلاغت کلام و به نوعی تفهیم گر مطالب نویسنده یا مترجم به مخاطب است و بدون آنکه دخل و تصرف و یا رد و تأییدی بر اثر نویسنده بگذارد، کلمات، واژگان و به طور کل نوشته نویسنده را در اختیار گرفته، بی آنکه سبک اثر را مخدوش کند، خمیرمایه اثر را به شیوه ها و اصول و طریقی از طرق ویرایش ورز داده، پخته می کند و به مخاطب ارایه می دهد.
با این تفاسیر وجوه تمایز کار ویراستار و نویسنده عینی تر می شود و همین جاست که ارتباط قیاسی کار این دو نمایان می گردد، و به همین دلیل است که در روی جلد کتابهای مرجع و برخی آثار دیگر، نام ویراستار به تنهایی و یا هم عیار و هم طراز با نام نویسنده یا گروه نویسندگان و مترجمان درج می شود.
البته مسایل دیگری نظیر اهمیت اخلاق پژوهش و تحقیق و تدوین در ذکر نام ویراستار بر روی جلد کتاب اهمیت دارد و از آنجا که اخلاقِ انجامِ کار گروهی در جوامع دیگر امری نهادینه است و احترام به حق طبیعی و حق وضعی و قراردادی افراد امری شناخته شده است، ارزش کار ویراستار در تعامل با نویسنده سنجیده شده و ذکر نام او بر روی جلد کتاب از مقوله ارج نهادن و اجرا دادن به حقوق مادی و معنوی ویراستار است.
به امید آن روز که اخلاق حرفه ای تا افقهای شناخته و ناشناخته حریمهای انسانی توسعه یابد.

*مردم فکر می کنند چون یک دانش آموخته ادبیات با متن سرو کار دارد و نیز فنونی همچون دستور زبان و فهم متون را در دانشگاه می گذراند، می تواند ویراستار خوبی باشد. این تصور درست است و اصلاً ویراستار خوب چه کسی است؟
**البته این تصور مردم بجاست و انتظارات آنها از دانش آموختگان دانشگاهی زبان و ادبیات فارسی این است که به عنوان یک ویراستار خوب بتوانند متنی را منقح کرده و نامه ای را شیوا آراسته نمایند، ولی متأسفانه به علت ضعف شیوه های آموزش در تربیت دانش آموختگان این رشته مادر، در سه چهار دهه اخیر دانشجویان نتوانسته اند راه به معبد مقصود برند و در نیمه های راه اندر خم یک کوچه مانده اند.
مردم از دانش آموختگان به قول استاد فقید دکتر عبدالحسین زرین کوب، طالب علمان جوان، توقع حداقل شناخت مشتی واژه و کلید واژه و محفوظاتی شامل ابیاتی شعر و... را دارند و این حق طبیعی مردم است که متأسفانه مراکز آموزش عالی و نهادهای مسؤول نیز در انجام وظیفه خود کم توان و گاه ناتوان بوده اند. به اعتقاد من ویراستار خوب همان طور که در پاسخ به پرسش قبل هم اشاره کردم انسان اخلاق مند، رازدار و امین، محقق صبور و باریک بین، نکته سنج و دلسوز به مراجع است و مسائل املائی و نگارشی را هم می داند.

*با این توضیح وظیفه ویراستار خوب چیست؟
** یک ویراستار خوب می کوشد تا اندیشه های مبهم را واضح کند و سطح کیفی اثر را ارتقا بخشد. ویراستار خوب همچون اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت، از هر موضوع چیزی می داند، بی آنکه متخصص آن موضوع باشد. بارزترین مشخصه مندرج در سیاهه وظایف ویراستار خوب، تلفیق اخلاق و تبحر و تخصص با یکدیگر بوده که منتج به اسلوبی علمی است؛ اما از نگاه حرفه ای گری، ویراستار تنها در قبال ناشر و نویسنده مسؤول نیست، بلکه به عنوان اولین خواننده اثر، در قبال مخاطب مسؤول است.

* یکی از مسایلی که در مورد ویرایش مطرح است، وجود شیوه نامه های مختلفی است که هر ناشر برای خود دارد. این تفاوت شیوه ها خوب است یا بهتر است تمامی ویرایشها از یک قاعده تبعیت کند؟
**اگرچه یکدستی در ویرایش و نگارش گویای استحکام و صلابت نوشته محسوب است، اما نمی توان این انتظار را داشت که همه نویسندگان و مؤلفان و مترجمان تنها از یک شیوه املایی و رسم الخطی تبعیت کنند. مطابق آنچه در تصویب نامه استادان زبان و ادبیات فارسی آمده (مجله آشنا، فروردین و اردیبهشت 1375 ) تحمیل یک صورت نگارشی نه تنها کاری علمی و فرهنگی نیست، بلکه خود نوعی سانسور و اختناق املایی است که شایسته فرهنگ کهنسال ایران نیست.
در این گونه مواقع بهتر آن است که در ثبت و ضبط واژگان و اشکال املایی مندرج در متون قدیم دست نویسنده و محقق و پژوهشگر را بازگذاشته، در ثبت لغات و اصطلاحات جدید، رسم الخطی واحد را ارایه کرد و این مستلزم برنامه ریزی منسجم برای خط فارسی است که وظیفه نهادی تأسیس شده، به همین منظور است.

* اخلاق ویرایش چه مرزها و حدودی را برای ویراستار تعریف می کند؟
**ویراستار اخلاق مند با صبر و شکیبایی تا مرز سبک اثر نزدیک شده، ابهامات و مجهولات متن را بی تکبر و به دور از هرگونه جنجال و در هاله ای رازآلوده، همراه با چاشنی ادب و احترام به نویسنده گوشزد می کند و با تواضع و فروتنی با نویسنده تعامل کرده رفع ابهام می نماید. از آنجا که گاه خطاها و ناهنجاریهایی دانسته یا نادانسته در متن نویسنده بروز می کند، ویراستار اخلاق مند پس از اصلاح، آنها را در سوابق خود ثبت می کند و بعدها در مقالات انتقادی، تحلیلی یا پژوهشی از آنها استفاده می کند بی آنکه نامی از نویسنده ببرد و یا خدشه ای به نام و نشان و اعتبار او وارد کند. این ویراستار عیب پوش و چشم نگه دار در نهایت رفیق و شفیق همه است.

*دشواریهای کار ویرایش چیست؟
**ویرایش کار پر مخاطره و دشواری است. ویراستار همچون طلاسازی است که موظف به شناسایی براده های ارزشمند طلا از میان آلیاژهای نامرغوب دیگر است. نه نویسنده، نه مترجم، نه ناشر و نه هیچ یک از نهادهای دولتی و نه حتی اطرافیان و خانواده او هم، عیار کار پر ارزش او را نمی دانند و تا آنجاکه من مطالعه و تجربه کرده ام، در جوامع دیگر هم تا حدودی این گونه است.
با این تفاوت که در آن جوامع ثمن اجر و ارج می پردازند اما در جامعه ما بدان توجهی نمی شود. و اینهاست که کار ویراستار را پرزحمت، دشوار و بی ارزش جلوه می دهد. عدم رعایت نکات اخلاقی از طرف ناشران و صاحبان آثار در رعایت حقوق ویراستار باعث شده است که کوله بار سنگین این مسؤولیت خطیر بر دوش این پاسداران حریم زبان و ادب و خط و فرهنگ، سنگینی کرده، زیر این بار سنگین قامت بچکانند. نبودن صنف و اتحادیه کارآمد و قدردان، روز به روز باعث بی پشت و پناهی این قشر زحمتکش است. اینهاست دشواری کار ویراستار، نه شب نخوابی و تصحیح متن و به مصداق سخن خوش سعدی: چنانکه اُفتد و دانی...
مصاحبه کنند: محمد شفیعی