همه رمان نویس ها از شیوه های فنی واحدی استفاده می کنند
اگر از نوع رمان صرف نظر کنیم، شیوه های فنی نوشتن رمان های مختلف یکی است و تنها تأثیر و ظاهر آنها با هم فرق دارد.
مثال هایی از شروع رمان ها
رمان تخیلی: در زمان سلطنت شاه اندلوین، کلیمنار، کاملاً ویران شد و فقط نوه او الیزر جان سالم به در برد. جادوگران بارتیمون او را پناه و هنر جادوگری و نحوه استفاده از گوهرگی لندیا را به او یاد دادند. وی با این گوهر می توانست انتقام خود را از زلدنان های وحشی سرزمین پادشاهی زلدنیا بگیرد.
(رمان عاشقانه): نه سالم بود که تانک ها و سربازان آلمانی دهکده کوچک ما را ویران کردند. اما خانواده کوپک که اهل واتیک وبل بودند پناهم دادند و با مخفی کردن من جان خود را به خطر انداختند. از همان لحظه ای که دخترشان سونیا را دیدم، عاشقش شدم. او به لباس های پاره من و بوی کثافت هایی که به تنم چسبیده بود نخندید. بلکه در گوشم نجوا کنان گفت: «دیویدجان، به خانه ما خوش آمدی.»
(رمان علمی): در حالی که ولترک را در بالای سیاره ام- زد 2 هدایت می کرد، از دستگاه اسپکترومیزلم به سیاره که داشت تکه تکه می شد نگاه کرد. سفینه جنگی اکتاویا- 7 در فضای غبارآلود ایستاده بود و نمی خواست قبل از نابودی کامل سیاره و تبدیل آن به غبارهای کهکشانی، از آنجا برود. جلوی اسکن منشوری را گرفت و گریه کرد. فالتنا به سیاره ام – زد 2 رفته بود تا سری به مادرش بزند. اما اینک مرده بود.
همه داستان ها و خط طرح های درونی را کلاً به شکلی واحد پی می ریزند و رفتار، انگیزه ها و درگیری های شخصیت های اصلی همه رمان ها شبیه هم است. چرا که اگر احساسات و توانایی های ذهنی همه شخصیت ها یکسان نباشد، خواننده ها با شخصیت ها هم ذات و هم هویت نمی شوند و نمی توانند با آنها ارتباط برقرار کنند. به علاوه نویسنده نمی تواند همدردی خوانندگان را نسبت به شخصیت های داستانش برانگیزد.
فقط مکان ها، زمان ها، سلاح ها، وسایل زندگی، ابزار، لباس ها و نام شخصیت های رمان های مختلف با هم فرق دارد. موقع نوشتن داستان های رئالیستی می نویسیم: «قدم زنان از میان مه مرطوب و چسبناک گذشت.»