نویسنده بازاری و نویسنده هنرمند
نویسنده مهارتی دارد و شغلش نویسندگی است و از خود نیز آثاری به جای می گذارد. اما ممکن است برخی او را در زمان حیاتش " بازاری نویس " و بعضی دیگر " هنرمند " بدانند. ولی این قضاوت ها سطحی و موقتی است.
هنوز هنرمند و بازاری نویس را دقیقاً تعریف نکرده اند. این دو واژه بیانگر ارزیابی موقت معدودی از منتقدان یا « تاریخ ادبیات نویسانی » است که معیارهای دانشگاهی را با الک سلایق شخصی غربال می کنند. در واقع این برچسب ها فرضیات گیج کننده ای بیش نیست و پرونده نویسنده همواره در دادگاه عمومی تحت بررسی است.
به علاوه نویسنده نباید عمداً سعی کند به اصطلاح اثر هنری، یا بنجل و بازاری خلق کند. چون سلیقه عمومی در این مورد دائماً تغییر می کند. بسیاری از آثاری که هم اینک به نظر بسیاری هنری است، در حقیقت اثر بنجل و عالی ای است که با زیرکی تمام نوشته شده است و بالعکس.
داستایفسکی تندتند، سردستی و با آن حال بد، برای روزنامه ها داستان می نوشت تا قرض های قمار بازی اش را بپردازد، اما بعدها آثار بازاری اش تبدیل به آثار هنری شد.
پس نویسنده نباید به اثرش به دلیل اینکه بابت آن پول می گیرد یا برای شهرت می نویسد، برچسب بازاری بزند.