نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اگر مي خواهيد داستان بنويسيد به حال خود غصه نخوريد!

  1. #1
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    اگر مي خواهيد داستان بنويسيد به حال خود غصه نخوريد!

    اگر مي خواهيد داستان بنويسيد به حال خود غصه نخوريد!
    آه که چقدر منفي بافي ملالت آور است. پس، از اين رفتار بيهوده و اتلاف نيرو دست برداريد. چرا که تنها سود آن، درماندگي است. با اشک ريختن نمي توان فهميد که براي نوشتن رمان خود، چه کار ديگري بايد کرد.
    البته با غصه خوردن به خاطر ناتواني هايتان، بين خود و هائورن و بسياري از نويسندگان چيره دست که هنوز اهل قلم آثارشان را با حسادت و غبطه مي خوانند پيوندي قوي بر قرار کرده ايد. منفي بافي هاي آنها هم همان قدر برايشان ناخوشايند و ناهنجار بود که براي شما. آنها هم نگران بودند، گريه مي کردند و از خودشان متنفر بودند. حتي اولين کاتبي که کلماتي را بر سنگ حک کرد دائم احساس بي کفايتي و بي صلاحيتي مي کرد.
    صحنه (اتاق کار ): شيشه پر از دوات، قلم پر تيز و کاغذ سفيد روي ميز است. فلوبر در حال قدم زدن، دندان قروچه کردن و کشيدن موها و پاک کردن اشک هايش است. ناگهان لگدي به ميز و داد مي زند: «من نويسنده خوبي نيستم. همه هم اين را مي دانند.» پنجه پاي ضربه ديده اش را مالش مي دهد و ناله کنان مي گويد: «من استعداد نويسندگي ندارم» و شيشه دوات را محکم به ديوار مي کوبد، ورقه هايش را پاره پاره مي کند و فرياد مي زند: «هيچ وقت نمي توانم مادام بوواري را بنويسم. من استعداد ندارم» و سپس هجوم مي برد و پنجره را باز مي کند و خود را از پنجره به بيرون، روي سنگفرش جلوي خانه ويلايي اش پرت مي کند. و بعد استخوان هايش خرد مي شود و در خون خود مي غلتد و مي ميرد.
    خوشبختانه تاريخچه زندگي فلوبر گواهي مي دهد که صحنه بالا دروغ است. غصه خوردن او دوام زيادي نداشت. با اين حال، مروري بر تاريخ ادبيات نشان مي دهد که بسياري از نويسندگان بزرگ خود را نابود کرده اند. و يکي از دلايلش اين بوده که با اينکه در حال خلق آثار بزرگي بودند، اعتماد به نفس نداشتند و مدتي طولاني تر از معمول، به حال خود غصه خوردند.
    غصه زياد خوردن، نويسنده را موجودي ملال آور مي کند. بهتر است نويسنده اي سخت کوش باشيم تا ملال آور.


  2. #2
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    به حال خود غصه نخوريد

    به حال خود غصه نخوريد
    آه که چقدر منفي بافي ملالت آور است. پس، از اين رفتار بيهوده و اتلاف نيرو دست برداريد. چرا که تنها سود آن، درماندگي است. با اشک ريختن نمي توان فهميد که براي نوشتن رمان خود، چه کار ديگري بايد کرد.
    البته با غصه خوردن به خاطر ناتواني هايتان، بين خود و هائورن و بسياري از نويسندگان چيره دست که هنوز اهل قلم آثارشان را با حسادت و غبطه مي خوانند پيوندي قوي بر قرار کرده ايد. منفي بافي هاي آنها هم همان قدر برايشان ناخوشايند و ناهنجار بود که براي شما. آنها هم نگران بودند، گريه مي کردند و از خودشان متنفر بودند. حتي اولين کاتبي که کلماتي را بر سنگ حک کرد دائم احساس بي کفايتي و بي صلاحيتي مي کرد.
    صحنه (اتاق کار ): شيشه پر از دوات، قلم پر تيز و کاغذ سفيد روي ميز است. فلوبر در حال قدم زدن، دندان قروچه کردن و کشيدن موها و پاک کردن اشک هايش است. ناگهان لگدي به ميز و داد مي زند: «من نويسنده خوبي نيستم. همه هم اين را مي دانند.» پنجه پاي ضربه ديده اش را مالش مي دهد و ناله کنان مي گويد: «من استعداد نويسندگي ندارم» و شيشه دوات را محکم به ديوار مي کوبد، ورقه هايش را پاره پاره مي کند و فرياد مي زند: «هيچ وقت نمي توانم مادام بوواري را بنويسم. من استعداد ندارم» و سپس هجوم مي برد و پنجره را باز مي کند و خود را از پنجره به بيرون، روي سنگفرش جلوي خانه ويلايي اش پرت مي کند. و بعد استخوان هايش خرد مي شود و در خون خود مي غلتد و مي ميرد.
    خوشبختانه تاريخچه زندگي فلوبر گواهي مي دهد که صحنه بالا دروغ است. غصه خوردن او دوام زيادي نداشت. با اين حال، مروري بر تاريخ ادبيات نشان مي دهد که بسياري از نويسندگان بزرگ خود را نابود کرده اند. و يکي از دلايلش اين بوده که با اينکه در حال خلق آثار بزرگي بودند، اعتماد به نفس نداشتند و مدتي طولاني تر از معمول، به حال خود غصه خوردند.
    غصه زياد خوردن، نويسنده را موجودي ملال آور مي کند. بهتر است نويسنده اي سخت کوش باشيم تا ملال آور.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ماه من ، غصه چرا ؟!
    توسط HRG در انجمن شعر وشاعری و مشاعره
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۷ اسفند ۸۸, ۲۱:۳۹
  2. زندگینامه كارلوس غصن
    توسط ارسطو در انجمن گفتار پراکنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۴ بهمن ۸۷, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۸ فروردین ۸۷, ۱۸:۴۳
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۶ مهر ۸۶, ۲۳:۴۲
  5. وبلاگ نويس ها ، زيباتر بنويسيد!
    توسط Unknown در انجمن وبلاگ و وبلاگ نويسي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۳ شهریور ۸۶, ۱۱:۰۵

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •