کتابخوانی- احسان رضايي- اشكان ايرجي:
بررسي پديده ادبيات عامه پسند، بدون نگاه انداختن به وضعيت و مسائل نشر اين كتاب ها كار ناقصي خواهد بود. ما سراغ چند كتاب فروش رفته ايم و يك ناشركه حرف هاي جالبي زدهاند.در صحبت با بهمن رحيمي- يكي از ناشران اصلي كتاب هاي عامه پسند- هر چقدر كه سؤالهاي فني درباره تكنيك داستان نويسي پرسيديم، او جواب هاي كلي داد. معلوم شد كه چندان با اين اصطلاحات آشنايي ندارد. در واقع نيازي هم ندارد كه آشنا باشد.
او با همين ميزان اطلاعات فني، در عرض 9 سال، صدتايي رمان چاپ كرده كه توي فهرست 47 تايي پرفروش هاي وزارت ارشاد، اسم 16تايشان آمده است.
بهمن رحيمي كه فقط رمان عامه پسند چاپ مي كند، در اين مدت نويسندگاني مثل مؤدب پور و تكين حمزه لو را كشف كرده و كساني مثل مريم جعفري را احيا. معلوم است كه كارش را خوب بلد است و مي داند كه مخاطبانش چه ذائقه اي دارند. بهمن رحيمي مثل اكثر ناشران از كتاب فروشي شروع كرده و لابد از همان موقع فهميده است كه چه كتابي بفروش است.


  • از اينجا شروع كنيم. با اين عنوان ادبيات عامه پسند كنار آمده ايد؟


ادبيات عامه پسند هميشه همين بوده و گاهي اوقات اين كلمه در ميان همكاران شما و عده اي از ناشران، با غلظت و تحقير بيان شده، در حالي كه 2 واژه عامه و عوام شبيه هم هست ولي از لحاظ معني كاملا متفاوت است.
ما عامه پسند هستيم، نه عوام پسند. اين تقسيم بندي توي ادبيات از قديم هم بوده. ما هم ادبيات رسمي و با پشتوانه حكومتي يا روشنفكري داشته ايم، هم ادبيات عامه پسند. در كنار داشتن ادبيات حافظ و سعدي، ادبيات كفاش خراساني را هم داشته ايم كه مورد توجه عامه مردم بوده. بايد به هر 2 نوع ادبيات احترام كرد چرا كه هر۲ نوع خواننده دارد.


  • چرابه ادبيات عامه پسند رو آورديد؟


به اين دليل كه ديدم ادبيات داستاني عامه پسند يك روند فروش هميشگي دارد. با ديد يك كتاب فروش مي بينيد كه روند بازار در زمان هاي مختلف شاهد اوج و فراز ژانرهاي ديگر مانند روان شناسي و دانيل استيل و تاريخي و عرفاني هست ولي ادبيات و داستان هاي عامه پسند برخلاف تمام اينها هميشه هست و فراز و فرود وحشتناكي را تجربه نمي كند.


  • يعني اگر روند بازار و تمايل مردم عوض بشود، شما هم كارهاي ديگر را چاپ مي كنيد؟


خير، شاخه ما ادبيات عامه پسند است و توي آن انتخاب مي كنيم كه مخاطب الان چي مي خواهد. اين انتخاب گاهي هم سخت است و مثل عدد پي دقيقا معلوم نيست. ولي بالاخره ما با تجربه اي كه پيدا كرده ايم، مي توانيم بفهميم كه الان بازار چي مي خواهد.


  • خب، الان بازار چي مي خواهد؟


داستان و اثري كه با زبان روز نوشته و خلق بشود و مسائل روز را بازگو كند. اين، نياز اصلي كتابخوان ها، توي همه زمان هاست.


  • بالاخره شما كه توي اين حوزه آدم موفقي هم هستيد، بگوييد مردم الان از چه نوع داستاني خوششان مي آيد؟


داستاني كه زباني ساده داشته باشد.


  • چرا فقط زبان ساده؟


چون كه مردم حوصله 2 بار خواندن را ندارند و حوصله هضم جمله هاي سخت و مبهم را هم ندارند. بايد از زبان روز استفاده كرد. ممكن است رمان معروف و پرفروش 8 سال قبل، امروز ديگر كشش نداشته باشد؛ چون به زبان آن روز است و زبان امروز نيست.


  • يعني زبان امروزي اين قدر نسبت به 8 سال قبل تغيير كرده؟


بله. ما توي جامعه اي هستيم كه تغييرات خيلي سريع است. الان زبان ما اصطلاحاتي مثل اصطلاحات چت كردن تويش هست كه 8 سال قبل نبود. ما خودمان آمديم توي كتاب بوي خوش عشق دات كام همين اصطلاحات چت و اينترنت و تكنولوژي روز را وارد كرديم كه از آن استقبال خوبي شد و ظرف 2 ماه به چاپ مجدد رسيد.


  • آن وقت اين كارهاي جديد، به جز زبان چه فرقي با كار 8 سال پيش دارند و چه شباهتي؟


اگر بخواهيم از نظر مخاطبان بگوييم، اول اينكه اين رمان ها در يك چيز اشتراك دارند كه آن هم گستره مخاطب است؛ گستره اي كه در هر زماني به سليقه و فرهنگ جمعيت مربوط بوده و ادبيات و ساختار داستان را در هر زمان، همين سليقه و فرهنگ مخاطب مطرح مي كند.
زماني مردم پاورقي دوست داشتند و داستان به شكل پاورقي توي نشريات دنبال مي شد و قديمي هاي كتابخوان هنوز خاطرات آن پاورقي ها را به ياد دارند. نسل امروز دنبال پاورقي نيست و مجله خوان نيست و همه چيز به كتاب تبديل شده. فكر مي كنم اين يك تفاوت عمده است و تفاوت ديگر نسل ديروز و امروز، زبان محاوره آنهاست كه امروز با گذشته بسيار تغيير كرده و جوانان از كتابي استقبال مي كنند كه با زبان امروز نوشته شده باشد.


  • به جز بحث زبان كه فرموديد، ما از نظر موضوعات داستاني، از نظر سوژه ها، از نظر طرح داستاني و ساير جنبه هاي فني داستان ، تفاوتي را توي رمان عامه پسند امروزي و عامه پسند ديروزي مي بينيم؟


صد در صد تغيير كرده. ادبيات و زبان در هر زمان تفاوت دارد و روي همين اصل ما در فرمول داستان نويسي هم تغييرات را مي بينيم.


  • و اين تغييرات شامل چه مواردي است؟


به جز زبان كه گفتم، تغيير ديگر اين است كه امروزه داستان به مسائل اجتماعي روز نزديك تر شده. از همان ابتداي داستان، ما وارد مسائل اجتماعي مي شويم.


  • يك نمونه از همين سوژه هاي اجتماعي جديد را برايمان مثال مي زنيد؟


بله. يكي از سوژه هايي كه سراغش نمي رفتيم يا اگر مي رفتيم با واكنش منفي مواجه بوديم، اما امروز عكس العمل مثبت دارد، داستان با موضوع ايدز است. ما رماني با همين موضوع داشتيم. درحالي كه چند سال پيش اين رمان با عكس العمل منفي و خانواده ها روبه رو بود و نمي گذاشتند جوانان به سوي آن بروند. اما امروز مدام خانواده ها تماس مي گيرند و از ما مي خواهند كه داستان هايي با اين سوژه داشته باشيم.


  • ژانرهاي ادبيات عامه پسند هم تغيير كرده اند؟


ژانرهاي عشقي و اجتماعي، تحول خود را از دست داده و قهرمانان به تكرار رسيده اند و از ژانرهاي ديگر هم خبري نيست. ولي ما الان چند نويسنده داريم كه هوشمندانه خودشان را از اين وضعيت دور نگه مي دارند و به سوژه هاي جديد و سوژه هاي روز توجه دارند.


  • شما خودتان الان چه سوژه نابي توي ذهنتان هست براي سفارش دادن؟


من اصلا به نويسنده سفارش نمي دهم؛ خود نويسنده ها دنبال اين هستند كه بيايند كارشان را به ما بدهند.


  • يعني شما اصلا سفارش نمي دهيد؟


اصلا. ممكن است حالا موردي باشد، من مشاوره بدهم يا تشويق كنم كه اين سوژه بهتر است يا آن يكي. مثلا پارسال يكي آمد گفت من از باند دخترهاي فراري هستم و مي خواهم زندگي ام را شما داستان كنيد. من معرفي اش كردم به يكي از نويسندگانمان. ولي اينكه به او بگويم اين را حتما داستان كن، نه اين طور نيست. ما الان ناشري داريم كه به نويسنده مي گويد امسال تا آخر سال 4 تا داستان به من بده و فقط تا آخر فروردين اسمش را به من بگو كه طرح جلدش را بزنم.


  • گفتيد طرح جلد. طرح جلدهاي كتاب هاي شما، چرا همگي يك شكل هستند؟


براي اين كه همين ها جواب مي دهد.


  • مخاطبان كارهاي شما از چه طبقه اجتماعي و فرهنگي هستند؟


طبقه خاصي نداريم. همه اين كتاب ها را مي خوانند.


  • از نظر سني چطور؟


عمدتا 18 تا 35 سال. ما روي اين گروه كار مي كنيم.


  • شما توي مدت فعاليت 9 ساله تان چند كتاب منتشر كرده ايد؟


بيشتر از صدتا. 8-107 رمان.


  • كاري داشته ايد كه پرفروش نباشد؟


بالاخره فروش كتاب ها با هم متفاوت است. ولي من كتابي نداشته ام كه كمتر از 3 چاپ بخورد.


  • تيراژ متوسط هر چاپ چقدر است؟


بين 3 تا 5 هزار نسخه كه متأسفانه از معمول تيراژ مملكت ما بالاتر است.


  • براي اين فروش خوب، چه كارهايي مي كنيد؟


خب، جامعة ما، جامعة تبليغ دهاني است. مهم ترين تأثيرگذار در جامعه ما اسم نويسنده و ناشر و در درجة سوم خود داستان است. ما نويسندگان خوبي داريم كه همين باعث فروش مي شود.


  • شما روان شناس يا بازاريابي داريد كه روند بازار را تحليل بكند، بگويد الان چه كاري مخاطب دارد يا ايده هاي فروش بدهد؟


نه، اين قدر حرفه اي با قضيه برخورد نكرده ايم.


  • كارهاي ترجمه هم داريد؟


فقط يك مورد. يك بار نويسنده خوبي به نام جوي فيلدينگ پيدا كرديم كه آثار خوبي در زمينه روان شناسي داشت. با نويسنده و ناشر تماس گرفتيم تا به صورت انحصاري ناشر كارهايش در ايران باشيم.


  • ترجمة كارهاي ايراني خودتان به زبان هاي خارجي چطور؟


نه، تا به حال اين اتفاق نيفتاده. البته الان با 2 نفر كه قبلا بامداد خمار را به انگليسي ترجمه كرده اند، صحبت كرده ايم و ممكن است در آينده اين اتفاق بيفتد.


  • پيشنهاد اقتباس سينمايي هم داشته ايد؟


داشته ايم ولي همه شان به مرور زمان و بعد از چند مرحله مذاكره و صحبت رها شده اند.


  • پيشنهاد چاپ داستان به صورت پاورقي در جرايد چطور؟


نشريات خانوادگي زيادي داشتيم و گاه نشرياتي بدون اجازه به صورت پاورقي داستان هاي ما را چاپ كرده اند. الان 2مجله در امارات بدون اجازه داستان هاي ما را به صورت پاورقي چاپ مي كنند. حتي ناشري هم داشتيم كه يك كتاب موفق ما را با تغيير اسم كتاب و نام نويسنده چاپ كرده.


  • كدام كتابتان؟


كتاب افسون سبز خانم حمزه لو را يك ناشر ديگر برداشته با اسم ديگري براي كتاب و عوض كردن اسم 2تا از شخصيت ها چاپ كرده كه حالا ما شكايت كرده ايم.


  • بحث به خانم حمزه لو رسيد. مي گويند ايشان كشف خود شما هستند.


بله. خانم حمزه لو، اول اينجا براي ما كار ويراستاري مي كرد. مدام مي آمد به من مي گفت كه اين كتاب، اين طوري نوشته، اين درست نيست يا اين كار را مي كرد، بهتر بود. من ديدم درك خوبي از داستان دارد. گفتم خودت بنويس. اوايل مي ترسيد كه بنويسد، اما به هر حال ما تشويق كرديم و نوشت و موفق هم بود.


  • شما علاوه بر رمان هاي ايراني، كارهاي يك نويسنده خارجي را هم چاپ مي كنيد. به نظرتان سطح نوشته هاي داستان نويس هاي ايراني و خارجي چقدر با هم تفاوت دارد؟


به هر حال، نويسنده هاي خارجي قواعد و چهارچوب ها را نسبت به ايراني ها خيلي بهتر مي شناسند. علتش هم به نظر من اين است كه منتقدان ما هيچ وقت به خودشان اين زحمت را نداده اند كه اين آثار را نقد كنند و به همين خاطر، آن رشد و رقابت را ما اينجا نداريم.


  • فكر مي كنيد علت اين امر چي باشد؟ شايد شما رابطه تان با منتقدها خوب نيست.


نه خير، مگر شما الان نيامديد اينجا و ما راحت با هم حرف نمي زنيم؟ من فكر مي كنم نقد، توي ايران خيلي نقد بي طرفانه اي نيست و فقط يك دسته از آثار تحويل گرفته مي شوند و راجع به آنها صحبت مي شود. تا وقتي وضعيت نقد، اين طوري باشد، ما توي ادبياتمان رشدي نخواهيم داشت
منبع:همشهری آنلاین