صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 16 , از مجموع 23

موضوع: تاريخ طب تونسى در دوره حفصى‏

  1. #1
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست

    تاريخ طب تونسى در دوره حفصى‏

    تاريخ طب تونسى در دوره حفصى‏

    دكتر محمد رضا پاك(1)

    حفصيان از جمله سلسله‏هاى بربر شمال آفريقا بودند كه از 625ه تا 983ه ، در افريقيه (طرابلس الغرب، تونس، الجزاير شرقى) حكومت كردند. طب دوره حفصى، كه از تركيب مكتب سنتى قيروان و طب آندلسى و ايرانى پديد آمد، شاه‏راه انتقال دانش طبى مسلمانان به اروپا و مرحله‏اى نهايى از پيشرفت تاريخ طب اسلامى بوده است. در اين مقاله به دست آوردهاى اين دوره، در زمينه‏هاى صيدله، تشريح، وصف و تشخيص بيمارى‏ها، علم تغذيه، حفظ الصحه و درمان با آب گرم مى‏پردازيم. بروز اپيدمى وبا و طاعون در اروپا و افريقيه، از حوادث درخور توجه دوره حفصى است كه آثار علمى، سياسى و فقهى در برداشت.


  2. #2
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    مقدمه‏

    افريقيه از سال 625ه تا 983ه دوره‏اى از تعالى فرهنگ دينى را پشت سرگذاشت؛ با توسعه مراكز آموزش سنتى مسلمانان، انبوهى از متون علمى و دينى توليد شد. عهد حفصيان، دوره‏اى از شكوه و عظمت علوم و معارف اسلامى، به ويژه در زمينه طب است. حفصيان، حكومتى دينى داشتند و رؤساى آن‏ها در آغاز در شمار علماى دينى محسوب مى‏شدند و به آموزش و انتشار فرهنگ و تمدن اسلامى اهميت مى‏دادند. افريقيه، ميراثى عظيم از دست آوردهاى تمدنى اغالبه، فاطميان، زيريان، مرابطين و موحدين را در خود ذخيره كرده بود و هفت قرن جلوه‏گاه فرهنگ و تمدن اسلامى بود. حفصيان، صاحبان اين ميراث عظيم، از دانشمندان، فقها و محدثان مهاجر از آندلس و مصر استقبال كردند و شهرهاى بزرگ افريقيه، تونس، پايتخت دولت حفصى؛ بجايه، قطب فرهنگى جهان اسلام و قيروان، مركز سنتى فرهنگ و تمدن اسلامى، محل آموزش و انتشار علوم و معارف اسلامى شد.
    در طول چهار قرن حكومت حفصيان، شخصيت‏هاى برجسته‏اى در شاخه‏هاى مختلف علوم و معارف پديد آمدند كه آثار آنها شهرت جهانى يافت؛ ابن خلدون تونسى، براى معرفى اين تمدن كفايت مى‏كند. در تاريخ علم طب اسلامى و صيدليه، از مدرسه خاص طبى افريقيه بايد نام برد. در دوره حفصيان، ميراث طب مسلمانان، از شرق، آندلس و افريقيه در هم آميخته شد و سنت طبى مسلمانان تداوم پيدا كرد. از وجوه بارز فرهنگ و تمدن اسلامى در دوره حفصى، برترى و حيات طب اسلامى است.
    در انديشه اطباى حفصى، نگرش علمى به طب و جدا كردن آن از خرافات، درخور توجه است. ميراث اين مدرسه در عهد حفصيان به نهايت گسترش و تكامل خود رسيد و تونس پل انتقال طب اسلامى به اروپا شد. اين مدرسه، بخشى اساسى از مدرسه طبى مسلمانان در افريقيه و مرحله نهايى تكامل طب مسلمانان است كه در غرب جهان اسلام صورت گرفت.

  3. #3
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    طب در افريقيه پيش از عهد حفصى‏

    در افريقيه، ملتقاى تمدن‏ها از طب بربرها، سياهان، رومى‏ها،(2) فنيقى‏ها، اعراب، ايرانيان ياد كرده‏اند.(3) دوره اغالبه، نقطه عطفى در تاريخ طب افريقيه بود و بسيارى از بنيادهاى طب سنتى افريقيه، در اين عصر نهاده شد.(4) از طبيبان بى‏شمارى در دوره اغلبى نام برده‏اند.(5) بيت الحكمه قيروان، از مراكز گسترش و آموزش در دوره فاطمى بود و طبيبان افريقيه در مصر و شام و سائر نقاط پراكنده شدند. در عصر زيريان، شخصيت‏هاى سرشناسى در طب و داروشناسى ظهور كردند. هجوم اعراب هلالى موجب توقف روند رشد طب در افريقيه شد كه تا پايان عصر مرابطين ادامه داشت.(6) در عهد موحدين، طب اسلامى به نقطه اوج خود دست يافت.(7)
    در دوره سلطنت حفصيان، جريان طب در افريقيه رو به احياء گذاشت و در سراسر عصر حفصى، هم چنان رو به پيشرفت بود.(8) برونشويك به پيشرفت طب در دوره حفصى و برترى طب اسلامى اشاره كرده؛(9) او، اقدام مستنصر حفصى در ارسال طبيب به صقليه را دليل بر تقدم طب اسلامى و عقب ماندگى طبى اروپا در آن دوره، دانسته است.(10)
    حفصيان با استفاده از ثروت و قدرتى كه از موحدين به ارث برده بودند، باعث پيشرفت فعاليت‏هاى اقتصادى و تجارى شدند و فضاى مناسبى جهت پيشرفت برخى علوم، از جمله طب فراهم كردند. رشد چشمگير و مستمر طب در افريقيه در دوره حفصى، حاكى از سهم بالاى افريقيه، در تمدن غرب اسلامى است.(11)

  4. #4
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    مدرسه طبى قيروان‏

    در سال 150 هجرى، براى نخستين بار، يكى از پزشكان دانشگاه ايرانى جندى شاپور به نام يوحنا بن ماسويه طب اسلامى را وارد قيروان كرد.(12) مدرسه طبى قيروان رنگ خاصى از سنت طبى داشت كه آن را از ساير مدارس طبى متمايز مى‏كرد.(13) دكتر احمد بن ميلاد، دو ويژگى اساسى براى مدرسه طبى قيروان ذكر كرده است:
    1. عربى بودن؛
    2. غير دينى بودن.
    اما به نظر مى‏رسد ويژگى‏هايى كه ايشان در خصوص مدرسه طب قيروان بيان كرده، مبتنى بر حقايق تاريخى نيست؛ طب قيروان نه لائيك بود و نه عربى، چون خصوصياتى كه از تاريخ طب قيروان طب ثبت كرده‏اند نشان مى‏دهد كه طب قيروان تا حد زيادى «ايرانى» با رنگ «مذهبى» بوده و اين ويژگى‏ها از صفات بارز طب افريقيه در دوره حفصى است.

  5. #5
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    نفوذ طب ايرانى‏

    عمده‏ترين ويژگى طب افريقيه، به ويژه مدرسه طبى قيروان، صبغه ايرانى آن است. آغاز نفوذ ايران از هنگام تأسيس بيت الحكمه قيروان بود كه به عنوان مركز ترجمه كتاب‏هاى طبى فعاليت مى‏كرد. با انتقال مدرسه طبى بغداد ( مدرسه طبى جندى شاپور) به قيروان، ميراث طبى ايران به افريقيه راه پيدا كرد. نخستين بار يوحنا بن ماسويه، پزشك ايرانى دانشگاه جندى شاپور، كه حامل سنت ايرانى طب بود، به همراه مهلبى سردار دولت عباسى، در سال 150 هجرى وارد قيروان شد. اين مدرسه طبى نفوذ خود را هم‏چنان تا دوره حفصى حفظ كرد. بهترين گواه بر اين مطلب آثارى است كه پزشكان افريقيه حفصى بر اساس كتاب‏هاى اصلى طب ايرانى، پديد آوردند، برخى از اين آثار عبارتنداز:
    1. كتاب قانون ابن سينا كه احمد صقلى (د: 828ه ) آن را خلاصه كرد و با نام المختصر الفارسى، به ابى فارس عبدالعزيز، امير حفصى، هديه كرد.(14) پرداختن به قانون ابن سينا و شرح ارجوزه او در طب و به كارگيرى شيوه و افكار ابن سينا و آثار رازى در طب تونسى - كه محمد بن الدهان (853ه ) بخشى از كتاب المنصورى رازى را نزد قلصادى در تونس خواند(15) - خود دليل بزرگى بر سلطه طب ايرانى در دوره حفصى است.
    2. طبيبان افريقيه، شرح‏هاى متعددى بر ارجوزه و قانون ابن سينا در دوره حفصى نوشته‏اند كه عبارتنداز:
    الف) شرح احمد بن مهنا بر ارجوزه ابن سينا؛(16)
    ب) شرح عمران بن على بن بدوح بر قانون ابن سينا؛(17)
    ج) ادويه مفرده در قانون ابن سينا كه ابن اندراس (د: 674ه ) آن را در رجزى به نظم آورد؛ وى، رجز ديگرى در طب بر اساس برخى گياهان داروئى ارائه داد. از ابن اندراس، طبيب مخصوص المستنصر بالله (خليفه اول حفصى) به عنوان ابن سيناى زمان نام برده‏اند.(18)
    د) محمد الدهان (د: 853ه) ارجوزه ابن سينا را نزد قلصادى، عالم طبيب آندلسى، در تونس خواند؛(19)
    ه) كتاب الاطبّاء شرحى است كه احمد صقلى بر ارجوزه ابن سينا نوشت.(20)
    3. احمد بن الغَشَّا، معجم موضوعى بر اساس كتاب المنصورى رازى تدوين كرد. او در اين كتاب انبوهى از الفاظ فارسى را به كار گرفت و ريشه‏هاى فارسى كلمات را نشان داد.(21)
    4. نفوذ طب ايرانى از طريق آثار رازى را در جاى ديگر نيز مى‏توان مشاهده كرد؛ نخستين آثار در «حفظ الصحه» - كه از موضوعات اساسى طب تونسى در افريقيه دوره حفصى است - به وسيله طبيبان ايرانى نوشته شد. رازى كه طبيبان دوره حفصى به آثار او توجه مى‏كردند، «حفظ الصحة» را بخش مستقلى از طب دانسته است.
    5. آثار ابن جزار، از منابع مهم مدرسه طب و صيدليه در قيروان بود. نكته‏اى كه محققان به آن توجه كرده‏اند، تأثير پذيرى بالاى كتاب‏هاى ابن جزار از منابع طب ايرانى است. در منابع كتاب‏هاى ابن جزار، نام پزشكان ايرانى ديده مى‏شود؛ ابراهيم مراد مى‏نويسد: ابن جزار كه ركن اصلى و اساسى مدرسه طب قيروان بوده در كتاب‏هاى خود 68 بار به آثار يوحنا بن ماسويه، طبيب دانشگاه ايرانى جندى شاپور(22) و چند طبيب ديگر ايرانى استناد كرده است.(23)
    6. از جمله طبيبان قيروان، متيمم است. او پس از آن كه در اصفهان طب و نجوم آموخت، به وطن خود بازگشت. ابوالعباس امجد در عهد مستنصر حفصى از اصفهان به افريقيه رفت و و پس از سكونت در بجايه، به طبابت مشغول شد.(24) ابوالحسن مروزى، پزشكى ايرانى بود كه از مرو به افريقيه رفت.(25) بنابراين، واقعيت تاريخى نشان مى‏دهد كه مدرسه طب قيروان ايرانى التأسيس و اسلامى البقاء بود.

  6. #6
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    طب اسلامى قيروان‏

    ويژگى دوم كه احمد بن ميلاد به طب قيروان نسبت داده غير دينى بودن آن است. او در نفى صفت دينى از طب قيروان مى‏نويسد: «طب قيروان رنگ مسيحى، رنگ يهودى و رنگ اسلامى نداشته و از صبغه تصوف و عوارض آن، دعا و استغاثه به اولياء و صالحين خالى بوده است».(26)
    مهم‏ترين دليل بر لائيك نبودن طب قيروان، حضور مسلط طب يهودى در كنار طب اسلامى و قدمت آن بر طب اسلامى است. براى آگاهى از اين حضور، همين بس كه به داستان انگيزه طب خواندن مازرى توجه كنيم. مازرى، صاحب مدرسه سنتى قيروان در كلام، فقه و طب بود. او براى معالجه خويش به اطباء يهودى مراجعه مى‏كرد. در يكى از مراجعات انگيزه بالايى جهت خواندن طب براى او پيدا شد.(27)
    برونشويك نيز راه مبالغه پيموده و از مدرسه طبىِ اسلامى - يهودى در قيروان ياد كرده است، اما على رغم مبالغه، ديدگاه برونشويك صحيح‏تر است. برونشويك بر يهودى - اسلامى بودن طب قيروان اصرار دارد و حرف او در مقابل نظر دكتر احمد بن ميلاد است و لائيك بودن طب قيروان را نفى مى‏كند(28) در هنگامى كه سنت طبى يهود در حال گسترش بود، مسلمانان موفق شدند طب اسلامى را به اوج شكوه برسانند. از داستان امام مارزى(29) اين طور مى‏توان استفاده نمود كه وى تصميم گرفت سلطه طب يهودى را بر قيروان در هم بشكند. او كه فقيه بلند پايه مالكى و در مسائل فقهى مرجع فتوا بود، با تحقيقات طبى به جايى رسيد كه در طب هم مرجع شد. مازرى فقيه و طبيب مدرسه قيروان با ديد شرعى به طب نگاه مى‏كرد.
    اما آيا سنت طبى اسلامى - يهودى قرن چهار و پنج هجرى، در دوره حفصى نيز هم‏چنان برقرار بوده يا خير؟ اين سئوال را برونشويك مطرح كرده است. او اين احتمال را بعيد دانسته است.(30) در عين حال، اطباى يهود هم‏چنان در محافل بالاى طبى در دوره حفصى مطرح بوده‏اند. ابن قنفذ از طبيب ابى الحجاج يوسف آندلسى قرمونى به عنوان طبيب مخصوص ابى العباس حفصى نام‏برده كه شاگرد ابن الزرزار يهودى بوده است.(31) اطباء يهودى در دوره حفصى، در انتقال طب به اروپا نيز مفيد واقع شدند.(32) با اين وصف، هرگز طب قيروانى مجرد از دين و فرهنگ مذهبى نبوده است. اسحق بن عمران، بنيان‏گزار سنت طبى قيروان مى‏كوشيد تا آن را با فلسفه بياميزد. طبيبان قيروان در دوره حفصى نيز طب را با فقه تلفيق كردند. ابراهيم بن مزغيش(33) و محمد البلوى (بكوش) مفتى، فقيه و طبيب، از طبيبان قيروان در دوره حفصى بودند.(34)
    بنابراين، سنت جارى در طب قيروان، همواره طبى با رنگ مذهبى بوده است و نبايد براى نفى حضور سنت طبى يهود در قيروان، آن را لائيك بدانيم، زيرا با اقدامات مازرى، سنت طبى مسلمانان در قيروان چنان گسترش پيدا كرد كه در قرن‏هاى بعدى (در دوره حفصى) شاهد نوعى طب شرعى در افريقيه هستيم كه بحث آن خواهد آمد برونشويك، با اشاره به اين موضوع مى‏نويسد: در دوره حفصى ما شاهد مجموعه‏اى از طبيبان متبحر و مشهور در شهر بجايه، تونس و قسنطينه هستيم كه همه آنها مسلمان بودند و يهودى در بين آنها نيست، ويژگى اين اطباء، تضلع و تبحر در شريعت و فقه و طب بود.(35)
    علاوه بر مطالب ياد شده، فرهنگ حاكم بر گذشته افريقيه به ويژه قيروان نشان مى‏دهد كه اين سرزمين، حداقل در دوره اسلامى، با تعصب مذهبى روبه‏رو بود كه با لائيك بودن منافات دارد. با توجه به فرهنگ مردم افريقيه در اعتقاد به زيارت قبور، كرامات اولياء و... ، فرض لائيك بودن طب قيروان - خصوصاً هنگامى كه افريقيه در اوج اعتقاد به سر مى‏برد - منتفى مى‏شود. دباغ درباره زندگى مازرى و ديگران گفته است كه در وسايل شخصى او اشيايى پيدا شد كه نشان مى‏داد او قصد داشته به شيوه‏هاى غير طبى، مانند كيميا، به مداوا بپردازد. اين جمله نيز سخن دكتر احمد بن ميلاد را نقض مى‏كند كه طب قيروان را فارغ از گرايش‏هاى خاص غير طبى همچون ادعيه و اوراد، مى‏دانست.

  7. #7
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    فلاسفه و فقهاء طبيب‏

    از جمله ويژگى‏هاى طب تونسى كه مى‏توان آن را يك دست آورد به حساب آورد، آميختگى آن با يكى از شاخه‏هاى علوم نظرى بود. اطبايى از ميان فقها، فيلسوفان، مورخان، اديبان و شاعران بزرگ در افريقيه ظهور كردند و تلفيق ميان ادب، فلسفه و طب، ريشه سنتى در افريقيه داشت. از اسحق بن عمران، طبيب افريقى، به عنوان بنيان‏گزار اين شيوه (تلفيق طب و فلسفه) در افريقيه نام برده‏اند.(36) ويژگى ابن جزار نسبت به اطباء زمان خويش، آميختن عقيده با فلسفه بود؛ او به شيوه اطباء فيلسوف، چون رازى و ابن سينا عمل مى‏كرد.(37) ابن اندراس، طبيب مخصوص مستنصر حفصى نيز به شيوه ابن سينا و رازى، عمل مى‏كرد. وى از اطباء فيلسوف بود.(38) قلصادى(39) و تيفاشى(40) از دانشمندان علوم عقلى در دوره حفصى، به طب پرداختند.(41) احمد بن شعيب فاسى، متوفاى تونس (746ه) از جمله اطباى افريقيه بود كه بين طب و فلسفه و ادب جمع كرد. او اين شيوه را در تونس آموخته بود.(42)
    حضور فقهاى بزرگ در عرصه طبابت، باعث پيوند بين مبانى شرع و طب شد و نوعى طب شرعى در تونس پديد آمد.(43) برخى از محققان، اين امر را يك پديده بارز در تاريخ طب اسلامى قلمداد كرده‏اند.(44) اين سنت در دوره حفصى استمرار يافت و «ابن قوبع» تونسى مظهر واقعى اين پديده در ميان اطباى افريقيه در قرن هشتم هجرى معرفى شده است. او علاوه بر آن كه مفسر، نحوى، شاعر و لغوى بود، در تونس حوزه درسى در طب داشت. وى پس از مهاجرت به مصر و شام، در آن‏جا شيخ مالكيه لقب گرفت. او مدتى در بيمارستان منصورى دمشق مشغول به كار شد و در مدرسه منكوتمريه به تدريس طب پرداخت. ابن قوبع متأثر از انديشه ابن سينا و مروج آراء او بود. وى مدتى نيز نايب قاضى القضاة مصر شد. او در زبان عربى متخصص بود و آثارى در باب علوم قرآن و نحو از وى به جا مانده است.

  8. #8
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    طب نبوى در دوره حفصى‏

    توجه به غذا و خواص آن در آيينه احاديث نبوى، از مسائل مهمى بود كه توجه اطباى افريقيه را به خود جلب كرد. مَرْداسى (د: 914ه) كتاب الذخيرة السنيه فى شرح الاطعمه السنيه را تحرير كرد كه در حقيقت تعليقى بر كتاب ابن بشكوال قرطبى (578ه) بود كه در خصوص احاديث نبوى در نجوم، صيد، اسماك، انواع مشروبات و توابل و تطبيق آن با آراء حكما نوشته شده بود.(45) ابن خلدون حديث نبوى المعدة... را در مقدمه شرح كرده است.(46) طبيب سنوسى نيز به شكل مبسوط و دقيق به توجيه علمى اين حديث پرداخته است.(47) تيفاشى نيز كتابى به نام الوافى فى الطب الشافى بر اساس سنت نبوى در باب طب نوشت.(48)

  9. #9
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    فقهاء بدن‏

    در دوره اغلبى (مقارن با اوايل قرن سوم هجرى) گروهى از شيوخ زاهد و معتبر، به شكل غير تخصصى به مطالعه طب پرداختند و تجربياتى در زمينه امور اوليه طب به دست آوردند. اين افراد، معالجه و جراحى بيماران جنگ‏ها را بر عهده داشتند و به فقهاء بدن معروف بودند.(49) اين وضعيت در افريقيه هم‏چنان رو به رشد بود، به طورى كه در كتاب‏هاى تراجم عنوان‏هايى، مانند فقيهٌ، مشاركٌ فى الطب و... ، بارها درباره برخى از علماى افريقيه (در دوره حفصى) به كار رفته است.(50) فقيه ابن عرفه (شيخ الاسلام دولت حفصى) از جمله اين افراد بود.(51)
    مازرى، فقيه قيروان، كه او را در زمره آخرين شيوخ افريقيه در زمينه تحقيق و دقت نظر در فقه دانسته‏اند، نمونه بارز فقهاى طبيب بود. او همان‏گونه كه در فقه فتوا مى‏داد، در طب نيز صاحب نظر بود. مازرى چندين فتوا در باب قصاص اعضاء بدن دارد كه نشان مى‏دهد يك طبيب در مسائل فقهى فتوا داده است.(52) فتواى او در خصوص امتحان «برص»، بيانگر تبحر امام مازرى در طب بوده است.(53) از وى درباره زن بكرى سؤال شد كه زوج او دچار برص است و... كار به محكمه قضاء كشيد و... مازرى در جواب گفت: اين بيماران بايد امتحان شوند، چون شخص كم تجربه در تشخيص بيمارى دچار اشتباه مى‏شود.(54)
    فقيه ديگر قيروان، كه در دوره حفصى سرآمد طب شد، محمد سنوسى (د: 835ه) است. محمد بن يوسف بن عمر بن شعيب السنوسى، فقيه، محدث و طبيب بود. كار مهم او تحقيق علمى حديث پيامبر(ص) درباره معده «المعدة بيت الداء و الحمية رأس الدواء» بود به نام بيان ما تضمنه كلمه خير البريه من غامض اسرار الصناعة الطبيه.(55) ابن خلدون در مقدمه اين حديث را بر اساس مبانى طب سنتى، به طور مفصل توضيح داده است.(56) از احمد قسنطينى نيز به عنوان فقيه مشارك در طب نام برده‏اند.(57) غبرينى نيز از مجتهدانى بودكه به طب پرداخت.

  10. #10
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    امراض شايع در افريقيه در دوره حفصى‏

    وبا

    از بيمارى‏هاى بسيار شايع در سراسر قرون وسطى كه بيشترين خسارت را در كشورهاى حوزه مديترانه به بار آورد، وبا و طاعون بود. طاعون در سال‏هاى 849 ، 857 ،(58) 871 ، 873 و 899ه (59) از مصر شروع شد و سراسر غرب اسلامى را فرا گرفت.(60) در قرن هشتم هجرى بزرگ‏ترين موج اين بيمارى، به نام وباى سياه (الوباء الاسود)، سراسر مديترانه و اروپا را فرا گرفت. كثرت جمعيت و جابه‏جايى انبوه آن كه به بهانه حج و تجارت به شرق و غرب رفت و آمد مى‏كردند، علت شيوع گسترده وبا و طاعون در تونس بود(61) كه در محل اتصال راه حج و بازرگانى شرق و غرب، واقع شده بود. برونشويك مى‏نويسد: بعد از مسئله تغذيه و آثار منفى آن در شيوع بيمارى، اختلاط، تراكم زباله و نبودن وسائل حفظ بهداشت عمومى، از علل عمده شيوع بيمارى‏ها در افريقيه بود.(62) او با استفاده از ديدگاه ابن خلدون كه معتقد بود «روستاها از حيث عوامل منفى ذكر شده، از شهرهاى دوره قرون وسطى بهتر است» اين گونه نتيجه‏گيرى كرده است كه وبا و طاعون در بلاد بربر، هر ده يا پانزده سال يك‏بار رخ مى‏داد و انبوهى از مردم را مى‏كشت.(63) بسيارى از مورخان از اين امراض فراگير تنها با نام «وبا» ياد كرده‏اند. در آن زمان، اطباء دوايى براى آن بيمارى واگيردار نداشتند، با اين حال، طبيبان افريقيه، اقداماتى در راه مبارزه با طاعون و وبا، انجام داده بودند؛ آنها تنها راه مقابله با دمل طاعون را استفاده از گِل ارمنى مى‏دانستند. در آن اوضاع، اطباى تونسى، آثار گوناگونى در خصوص وبا و طاعون عرضه كردند:
    1. عبدالقاهر تونسى (د: 899ه ) كتابى با عنوان تدبير المسافرين و مرض الطاعون نوشت؛(64)
    2. در زمان شيوع وبا و طاعون در مورد احكام كفن و دفن و معاشرت با مبتلايان به طاعون بين طلاب علوم دينى اختلاف ايجاد شد و لذا علماء تونس در صدد پاسخ به آن برآمدند. از جمله افرادى كه در اين باب اثرى پديد آورد، حسن بن خطيب از خانواده بنى قنفذ بود. او و پسرش صاحب كتاب الفارسيه فى مبادى الدولة الحفصيه از كارگزاران و مقربان حفصيان و از فقهاى بنام قسنطينه بودند. او كتابى با عنوان «المسنون فى احكام الطاعون» در خصوص احكام فقهى طاعون نوشت؛(65) او در اين كتاب از اختلاف طلبه‏ها در خصوص حكم فقهى فرار از كسى كه مرض طاعون دارد بحث كرده و احكام كفن و دفن اين افراد را ذكر كرده و احاديث وارد در خصوص آن را آورده است. اين فقيه در وباى سال 750ه مرد.
    3. رصَّاع نيز كتابى در باب احكام فقهى وبا نوشت؛(66)
    4. صقلى كتابى با عنوان رسالة فى تحفظ من مرض الوبا نوشت؛
    5. محمد آندلسى رساله‏اى درباره وبا با عنوان رسالة فى تحقيق الوباء نوشت.
    شيوع وبا باعث شد منابع سنتى افريقيه، بحث‏هاى مبسوطى در خصوص علل وبا مطرح كنند. در اين منابع درباره منشاء بيمارى وبا سه ديدگاه طرح شده است:
    1. ديدگاه طبى، كه معتقد است وبا ناشى از تعفن هوا و نوعى مرض معدى است.(67) از اين بيمارى شايع (وبا)، با عنوان تب تيفوسى،(68) تب مرداب (حمى المستنقعات، مالاريا)(69) و تب تيفوئيد(70) نيز ياد مى‏كردند. از عوامل شكست لوئى نهم در جنگ صليبى هشتم، شيوع بيمارى تيفوئيد در لشكر او بود. لوئى از اولين قربانيان آن بود. به نوشته وزير سراج، عده زيادى از لشكر لوئى در اثر شيوع وبا تلف شدند.(71)
    2. علت وبا، تلاقى كواكب است.(72)
    3. ديدگاه ماوراء طبيعى كه وبا را انتقام خدا از بندگان گنه‏كار مى‏داند.(73)

  11. #11
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    امراض شايع در افريقيه در گزارش لئون‏

    لئون افريقى(74) نيز به امراض شايع در افريقيه اشاره كرده و تعدادى از آنها را ذكر نموده است75)
    1. قرع كه به طور معمول در سر كودكان و زنان بالغ ديده مى‏شد.
    2. سردرد كه اكثر مردم به آن مبتلا بودند.
    3. بيمارى‏هاى دندان كه ناشى از نوشيدن آب سرد بعد از غذاى گرم بود.
    4. امراض معده كه بيشتر مردم از آن رنج مى‏بردند و به اشتباه آن را بيمارى قلب مى‏پنداشتند.
    5. اسهال و دردهاى شديد معده كه بسيارى از مردم به آن مبتلا بودند و اين نيز به سبب آب سردى بود كه مى‏نوشيدند.
    6. الم النساء (بوزلوم) و الركب به علت آن كه بدون پوشيدن شلوار روى زمين مى‏نشستند و بدن آنها برهنه روى زمين قرار مى‏گرفت، بين آنها به وفور ديده مى‏شد.
    7. بيمارى نقرس در بين آن‏ها چندان شايع نبود و برخى از رؤساى آنها كه به شرب خمر و خوراك مرغ و غذاى مشهى و كسالت‏آور عادت داشتند دچار نقرس مى‏شدند.
    8 . افراط در خوردن زيتون و گردو و غذاهاى خشن، باعث بيمارى لاعلاج جرب مى‏شد.
    9. نشستن روى زمين در زمستان باعث مى‏شد افراد با مزاج دموى، دچار سرفه دردناك و تند بشوند. گاهى مردم از شدت سرفه در هنگام خطبه‏هاى نماز جمعه (وقتى خطيب در اوج سخن خود بود)، نمى‏فهميدند كه او چه مى‏گويد.
    10. داء الافرنج (الزهرى)؛ اين بيمارى وحشتناك، دردهاى كشنده و زخم‏ها و جراحات بدخيم دارد و كمتر كسى از آن جان سالم به در مى‏برد. اين بيمارى از بلاد فرنگ به افريقيه وارد شده و هيچ زمينه‏اى در داخل افريقيه نداشته و در وادى كوه‏هاى اطلس(76) و در بين اعراب نوميديا(77) يا، هيچ گاه شايع نبوده است. آغاز اين بيمارى از زمانى است كه فرديناند، شاه اسپانيا، يهود يان را از كشورش اخراج كرد و آنها داء الافرنج را با خود به بلاد بربر آوردند. منشأ اين بيمارى، ارتباط جنسى با زنان اين دسته از يهوديان بود. اين بيمارى به تدريج در طى ده سال در افريقيه گسترش پيدا كرد، به طورى كه هيچ خانواده‏اى از آن در امان نماند. در آغاز، افراد مبتلا به اين بيمارى را جزو مبتلايان به برص مى‏دانستند و از شهر خارج مى‏كردند تا با بيماران برص زندگى كنند و هر روز به تعداد اين بيماران افزوده مى‏شد. در تونس، ايتاليا، مصر و شام اين بيمارى كه به داءالافرنج معروف بود، سبب كشتار وسيعى از مردم شد.
    11. گروهى از مردم دچار ذات الجنب بودند.
    12. فتق: اغلب مردم از اين بيمارى رنج مى‏بردند؛ بيضه‏هاى آنها باد مى‏كرد و منظره عجيبى به وجود مى‏آورد. آن‏ها خيال مى‏كردند كه صمغ و پنير شور داروى اين بيمارى است.
    13. بيمارى‏هاى صرع و بيمارى عصبى بين كودكان افريقيه شايع بود و اكثر زنان مبتلا به آن، از سر نادانى آن را ناشى از جن زدگى مى‏دانستند.(78)
    14. سرطان ريه و گلو از بيمارى‏هايى بود كه لئون به يك نمونه از آن در اثر شرب خمر اشاره كرده است.
    15. از بيمارى‏هاى معروف دوره حفصى، «استسقاء» بود. در منابع حفصى به مرگ چند سلطان حفصى در اثر آن، اشاره شده است.(79)

  12. #12
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    تشكيلات ادارى و تأسيسات طبى در دوره حفصى‏

    سامان يافتن بهينه قدرت سياسى حفصى زمينه روى كار آمدن يك سازمان طبى قدرت‏مند را فراهم كرد تا فعاليت‏هاى طبى، كه به طور گسترده در افريقيه رواج داشت كنترل شود. اين تشكيلات، زير مجموعه نظام حسبه بود. از جمله سمت‏هاى مهم در زمان حفصى، شغل امين الاطباء بود كه اين عنوان براى نخستين بار در تونس به مقامى كه عهده‏دار كنترل فعاليت‏هاى طبيبان بود، اطلاق مى‏شد و گروهى از اطباى مشهور مسئوليت آن را به عهده داشتند.(80) از جمله وظايف آنها نظارت بر اوقاف مربوط به امور بيماران و تأمين هزينه درمان فقرا بود. در اين نظام توجه خاصى به معالجه پير مردان(81) و اطفال(82) شده بود. اطبا در جايى به نام «سوق الاطباء» به طبابت مى‏پرداختند.(83)
    خلفاى حفصى به طب اهتمام خاصى داشتند. گروهى از اطباء همواره در دربار آنها حضور داشتند. مستنصرباللَّه اول حفصى، مجلس خاصى جهت امتحان اطباء به سرپرستى طبيب ابوبكر بن الفلاس، داير كرده بود كه تحت نظارت مستقيم خليفه حفصى و در حضور او تشكيل مى‏شد.(84)

  13. #13
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    بيمارستان (مارستان)

    بيمارستان‏ها كه با نظام خاصى اداره مى‏شد، در بسيارى از شهرهاى افريقيه داير شد. اين اماكن، چنان رونقى داشت كه پادشاهان كشورهاى فرنگ براى معالجه به آنها مراجعه مى‏كردند.(85) مهم‏ترين بيمارستان اين دوره، بيمارستان حفصى تونس است.(86) كه به دستور المستنصر بالله، خليفه اول حفصى، ساخته شد(87) و بيماران به طور رايگان و از محل اوقاف، مداوا مى‏شدند.(88) بيمارستان عزافين از ديگر بيمارستان‏هاى حفصى است كه در عهد خليفه ابى فارس، در شرق جامع زيتونه ساخته شد.(89) مدرسه طبى تونس از ديگر مراكز طبى افريقيه بود.(90) در متون دوره حفصى به وجود چند بيمارستان در تونس و بجايه و ساير نقاط افريقيه، اشاره شده است. لئون افريقى در وصف بجايه، از وجود چند بيمارستان در اين شهر خبر داده است.(91)
    خلفاى حفصى همواره در پى حفظ سلامتى و بهداشت عمومى جامعه بودند، از اين‏رو، بيمارستان‏هاى متعددى براى آموزش طب و معالجه فقرا، غربا، و انسان‏هاى درمانده و پير، ساختند. در آن دوره، طبيبان بزرگى پديد آمدند كه نوشته‏هاى خود را به آن خلفا هديه كردند.(92)
    دمنه نيز از مراكز سنتى درمان در افريقيه بود كه براى نگهدارى از جذامى‏ها و بيمارانى كه بايد از شهر دور باشند، اختصاص يافته بود. در هر شهرى از افريقيه، دمنه وجود داشت.(93) كه در دوره اغالبه تأسيس شده بود.(94) از اين بيمارستان‏ها كه در قرنطينه خاص براى جلوگيرى از شيوع جزام بوده است، با نام «ربض المفلس»(95) و «ربض التعلنين» به معنى كسانى كه از شهر و محل زندگى خود دور شده‏اند، ياد شده است.

  14. #14
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    حَمِّه‏

    از جمله مكان‏هاى مهمى كه براى معالجه امراض، به ويژه جزام، از آنها استفاده مى‏شد، حمّه‏ها و چشمه‏هاى آب گرم معدنى بود.(96) از تعداد در خور توجهى از آنها در دوره حفصى،(97) در مناطق مختلف افريقيه، به ويژه شهر تونس، ياد شده است.(98) لئون از آب گرم قسنطينه خبر داده و مى‏نويسد: مردم در كنار اين چشمه آب گرم، حمامى درست كرده بودند.(99)

  15. #15
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    طب ولاة

    غبرينى، عنوان متولى طب ولاة را به كار برده است؛ آنان، گروهى از پزشكان بودند كه به شكل سازمان يافته مسئوليت معالجه واليان و كارگزاران خلافت حفصى را به عهده داشتند. خلفاى حفصى در اين كار از موحدين پيروى مى‏كردند كه همواره گروهى از پزشكان مغرب و آندلس را در دربار خود جمع كرده بودند.(100) مستنصر بالله حفصى جماعتى از پزشكان را در دربار خود داشت؛(101) او، ابن اندراس را كه در سلك «اطباء ولاة» بجايه بود، به تونس فرا خواند و در شمار اطباى خاص خود قرار داد.(102) از فقيه طبيب ابوعلى الحسن بن على المراكشى، به عنوان طبيب مخصوص دربار سلطان ابوالبقاء خالد نام برده‏اند كه در جلسه‏هاى خصوصى او حضور داشت.(103) طبيب ابوالحجاج يوسف قرمونى، شاگرد ابن الزرزار يهودى، طبيب خاص دربار ابوالعباس حفصى بود. محمد بن ابى عيشون جزو طبيبان خاص دربار حفصى بود كه سلطان ابن اللحيانى در 1311م او را به عنوان سفير خود به دربار خايم دوم، شاه آراگون، فرستاد.(104)

  16. #16
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    دست آوردهاى طب تونسى‏

    طب تونسى علاوه بر نقشى كه در حفظ سنت‏ها و ارزش‏هاى نظام طبى مسلمانان داشت، دست آوردهاى ويژه‏اى به جهان دانش (در عصر خود) عرضه كرد كه در نوع خود بى‏نظير است:
    1. وصف جديدى از مرض سل در كتاب المختصر الفارسى(105) محمد صقلى، ارائه شده است كه از حيث وصف مرض سل و عوارض آن و دقت در تشخيص آن از ساير امراض ريه، نوعى ابتكار و اختراع محسوب مى‏شد و گام جديدى در شناخت نشانه‏هاى مرض سل به شمار مى‏آمد. اين وصف حاكى از مشاهده حسى از راه تشريح است.(106) شايان ذكر است اروپا در آغاز قرن هفدهم، اجازه تشريح را از كليسا دريافت كرد.(107) اين امر نشان مى‏دهد كه اطباء مسلمان تنها ناقلان طب يونانى نبوده‏اند، بلكه خود مدرسه خاصى در طب ايجاد كرده‏اند.(108)
    2. دست آوردهاى اطباء تونس در بيمارى جرب.(109)
    3. ابن خلدون، درباره جنين و تدبير امر طفل هنگام تولد كه در آن زمان، از علوم بى‏نظير بوده، به عنوان دست آوردهاى جديد طب در زمان خود ياد كرده است. اين بيان ابن خلدون از رشد علم طب در دوره حفصى حكايت مى‏كند.(110)
    4. تحقيقات گسترده در «حفظ الصحه»؛ جايگاه حفظ الصحه برتر از طب، صيدليه و ساير شاخه‏هاى طب در تونس دوره حفصى بوده و از آن به عنوان طب شريف ياد شده است.(111) حفظ الصحه يا الطب الشريف، عنوان كتابى است كه احمد صقلى براى ابى فارس عبدالعزيز، خليفه حفصى نوشت. او در اين كتاب به طور مستقل به مسئله حفظ الصحه پرداخته و مسائلى كه در طب گذشته به طور اجمالى مطرح شده، به تفصيل بررسى كرده است.(112)
    طبيب احمد الخميرى نيز كتابى در حفظ الصحه با عنوان تحفة القادر نوشت و اين مسئله را با همه جوانب آن، مفصلاً بررسى كرد(113) و آن را به يكى از سلاطين بزرگ حفصى، ابى فارس عبدالعزيز بن ابى العباس، تقديم كرد. ابوالقاسم ابراهيم ازدى انصارى نيز در كتاب خود بدرة الملوك به طور مفصل به حفظ الصحه پرداخته است.(114)
    شيخ فقيه ابوالحسن على بن حسين مراكشى، طبيب مخصوص ابى زكريا حفصى، نيز كتابى در حفظ الصحه نوشت.(115) عبدالكريم، طبيب تونسى، كتابى براى بايزيد دوم، سلطان عثمانى، نوشت.(116) او براى طبابت به دربار سلطان عثمانى دعوت شده بود. توجه خاص اطباء تونسى به بحث «حفظ الصحه»، اين عنوان را از ويژگى‏هاى طب تونسى قرار داد. ده‏ها كتاب در خصوص رعايت بهداشت و ارائه نصايح بهداشتى براى پيش‏گيرى از بيمارى در بين افراد و اجتماع تدوين شد.
    دوره حفصى با بيمارى‏هاى فراگير، چون وبا و طاعون در افريقيه با چند كشتار بزرگ (در هر پانزده يا بيست سال، يك بار) همراه شد. اين كشتارها مهم‏ترين انگيزه گرايش اطباء تونسى به انجام دادن تحقيقات درباره حفظ الصحه بود. آن‏ها قصد داشتند با پرداختن به «حفظ الصحه» مردم را به رعايت بهداشت عمومى تشويق و از بروز بيمارى‏ها پيش‏گيرى كنند.
    5. تشخيص امراض از راه بول؛ برونشويك، عمل طبى شيخ احمد بن عجلان، طبيب تونسى، كه بيمارى‏ها را از راه بول تشخيص مى‏داد، پديده نادرى در عرصه طب قلمداد كرده است.(117)
    6. علم تغذيه و خواص غذاها؛ در عصر حفصى خواص و آثار غذاها و عناصر و خواص طبيعى آنها اهميت زايد الوصفى داشت و مطالعات نظرى در اين زمينه صورت مى‏گرفت. از جمله على مراكشى كتابى درباره ارزش غذاهاى كثير الاستعمال، براى امير عبدالرحمن بن ابى بكر به نظم آورد.(118)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 10 هزار تومان امروز = 18 تومان سال 1352
    توسط HRG در انجمن بانک و بانکداری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۳۱ مرداد ۹۰, ۱۶:۵۱
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۹ شهریور ۸۹, ۱۷:۰۳
  3. استفاده از فناورینانو در تولید تصاویر کوانتومی
    توسط YAS در انجمن بایگانی اخبار علمی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۱ مهر ۸۷, ۱۷:۳۷
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۱۹ آبان ۸۶, ۱۹:۰۶

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •