صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 17 تا 23 , از مجموع 23

موضوع: تاريخ طب تونسى در دوره حفصى‏

  1. #17
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    رئوس مطالب كتاب‏هاى حفظ الصحه:

    1. ورزش‏هاى طبيعى و سبك از جمله مهم‏ترين مباحث كتب حفظ الصحه بود كه بر نقش ورزش در حفظ و تأمين سلامتى و دفع بيمارى‏ها تأكيد مى‏كرد؛
    2. زندگى در هواى آزاد؛
    3. رياضت نفسانى، اخلاق و بهداشت روانى؛
    4. غذا و آب و خواب طبيعى و عادى؛
    5. مسكن مناسب از حيث نور و نوع مصالح ساختمانى به كار رفته در آن؛ از جمله توصيه شده بود كه ديوارها با گچ تميز سفيد شود... ؛
    6. توصيه‏هايى در مورد خانه‏هاى روستايى؛
    7. كنترل دائم مواد غذايى توسط مقامات دولتى؛
    8. تأسيس حمام‏ها در اماكن عمومى و... .

  2. #18
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    طب رعوانى‏

    در كنار اين پيش‏رفت چشمگير طب در دوره حفصى، رواج طب سنتى در محافل عاميانه و نيز عوام زدگى و عوام‏فريبى، هم‏چنان از معضلات و عوامل ركود طب تونسى بود. طب رعوانى (طب گياهى) بين مردم شايع بود. اين طب سنتى، ابعاد گسترده‏اى داشت و شامل انواع گوناگون معالجه، از قبيل مداوا با گياهان، قطع، كى [= سوزاندن‏]، جراحى و ... مى‏شد. گروهى از مردم با كمال جسارت، به خود اجازه هر گونه معالجه را مى‏دادند. اين نوع طبابت كه به شعبده بازى مى‏ماند، در افريقيه شايع شد و در دهه‏هاى آغازين حكومت حفصى به صورت معضلى اجتماعى در آمده بود. ابن المناصف، فقيه تونسى، براى مقابله با اين وضعيت، فتوايى صادر كرد مبنى بر اين كه تنها كسانى كه از شوراى علماى طب، اجازه طبابت دريافت داشته‏اند، حق طبابت دارند.(119)
    دباغ(120) و غبرينى،(121) از عنوان طب عملى و طب علمى استفاده كرده‏اند. طب عملى بين مردم رايج بود. غبرينى از فقيه ابوعبدالله محمد بن يحيى بن عبدالسلام (از علماى قرن هفتم هجرى)، به عنوان عالم در طب عملى و علمى نام برده است.(122) اين طب مردمى در روستاها بيشتر از شهرها رايج بود و در سطح وسيع از گياهان استفاده مى‏شد. استفاده از سحر و طلسمات به عنوان يك وسيله درمانى بين آنها معمول بود.(123) لئون افريقى يكى از موارد اعتقاد به خرافات در معالجه، كه در ميان مردم بجايه از افريقيه رايج بوده، آورده است.

  3. #19
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    صيدليه‏

    از ديگر دست آوردهاى مهم طب تونسى، گياهان دارويى و توجه به ارزش دارويى غذاهاست. از طبيبان تونسى با عنوان «اطباء صيادله» تعبير كرده‏اند.(124) در ميان گياه شناسان (عشَّابين) معروف در دوره حفصى، بايد از القشَّاب (د: 638) نام برد كه مفسر قرآن بوده و كتابى در تفسير و ادب نگاشته است.(125) محمد مرادى تونسى نيز از بزرگان عشَّابين در عصر حفصى بود كه به دليل درگيرى با دولت حفصى، تونس را ترك كرد.(126) كتاب الاطباء كه شريف احمد صقلى تحرير كرد، از جمله تحقيقاتى بود كه در زمينه مفردات گياهى صورت گرفت.
    از جمله گام‏هاى مهم در راه پيشرفت طب در افريقيه (در دوره حفصى) تحقيقات گسترده كمى و كيفى بود كه در زمينه شناخت گياهان دارويى و نوع مصرف آنها در معالجه بيمارى‏ها صورت مى‏گرفت. وجود ده‏ها نسخه از نوشته‏هاى تونسى در باب گياهان دارويى، كه در بعضى از كتاب‏خانه‏هاى جهان وجود دارد، حاكى از اين مطلب است.(127)

  4. #20
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    سنت صيدليه افريقيه‏

    افريقيه به دليل موقعيت جغرافيايى، داراى طبيعت خرم و سرسبزى مناسب براى رويش انواع گياهان دارويى بود.(128) توجه خاص تونسى‏ها به صيدله، ريشه عميق سنتى دارد. اين ريشه‏ها را در تحقيقات و پژوهش‏هاى عصر حفصى مى‏توان ملاحظه كرد. ابن بيطار مالقى (د: 646ه) در سفر طولانى خود براى يافتن برخى گونه‏هاى نادر گياهان دارويى پنج گياه نادر را در سواحل افريقيه پيدا كرد كه نسبت به گياهانى كه در ساير نقاط يافته بود، رقم در خور توجهى است.(129) پنج گياهى كه او تنها در افريقيه يافت عبارتند از: 1- اُكَر البحر؛ 2- زُقَشْتَه؛ 3- قُزّاح؛ 4- قُللُّجه؛ 5- قَلَنْجُونَه. وضعيت طبيعى افريقيه، حجم گسترده‏اى از كارهاى گياه‏شناسى دارويى را به دنبال داشت و باعث شد كه داروشناسى گياهى (صيدليه) به شكل رشته مستقلى از طب در افريقيه پديد آيد.(130)
    ابن جزار قيروانى (د: 369 ه ) بنيان‏گزار اين دانش در افريقيه مى‏باشد. در اصالت كار صيدليه ابن جزار همين بس كه او هرگز افريقيه را ترك نكرد(131) و همه عمر خود را صرف تحقيق در گياهان افريقيه بر اساس مصادر داروشناسى كه در اختيار داشت، نمود. آثار ابن جزار در دوره حفصى مبانى كار محققان و پل انتقال صيدليه اسلامى به غرب مسيحى بود.(132)
    قسطنطين افريقى(133) (د: 1087م)، عالم تونسى كه در ايتاليا زندگى مى‏كرد، آثار ابن جزار در صيدليه به ويژه زادالمسافر(134) و الاعتماد،(135) را به لاتينى ترجمه كرد و به ايتاليا راه يافت.(136) قسطنيطن در سالرنو ايتاليا تونسى‏هاى مهاجر را معالجه مى‏كرد. وى در همان جا زبان لاتين را آموخت. ترجمه آثار او از قرن دهم تا شانزدهم ميلادى همه محافل ايتاليا را تحت تأثير خود قرار داد.(137)
    علماى معاصر حفصى‏ها، چون احمد بن يوسف تيفاشى،(138) ابوعبداللَّه بن احمد التميمى،(139) شريف ادريسى(140) و ابن بيطار،(141) نيز آثار خود درباره صيدليه را بر محور آثار ابن جزار قيروانى خلق كردند و تونس، پل انتقال سنت داروشناسى مدرسه قيروان به اروپا شد. انتقال دانش صيدليه مسلمانان به اروپا براى اولين بار، زمينه خيزش عظيم علمى اروپاييان را در باب طب و داروشناسى فراهم ساخت.
    در دوره حفصى، تونس، خزانه ميراث طبى اسلام بود؛ مجموعه‏اى از كتاب‏هاى طبى مدرسه قيروان، بغداد، آندلس و ساير نقاط مغرب، در پايتخت دولت حفصى فراهم آمده بود. دكتر احمد بن ميلاد متذكر شده كه كثرت نسخه‏هاى خطى طب تونسى در كتاب‏خانه‏هاى دنيا، دليل بر اين مطلب است.(142) با توجه به اين موقعيت علمى تونس و جايگاه آن به عنوان حلقه وصل بين اروپا و آفريقا و شرق جهان اسلام، اروپاى مسيحى تلاش زيادى براى انتقال ميراث طب مسلمانان انجام داد. برونشويك تصريح مى‏كند كه افريقيه (در عصر حفصى) هم‏چنان پل انتقال طب اسلامى به اروپاى مسيحى بود.(143)
    نوشته‏هاى طبى در اوايل قرن سيزدهم ميلادى به مرور به زبان لاتينى ترجمه شد و به تدريج به اروپا منتقل شد. مجموعه‏اى از كتاب‏هاى طبى تونس در كتاب‏خانه رانس در شمال فرانسه وجود دارد كه مربوط به قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادى بوده و به لاتينى ترجمه شده است.(144) حسن بن وزان (لئون افريقى) ترجمه‏هاى ارزنده‏اى به لاتين انجام داد. او در سال 931ه ، قاموسى طبى در شرح و ترجمه الفاظ عربى به لاتينى و عبرى نوشت. اين كتاب، در زمره آثارى بود كه به اروپا منتقل شد.(145)

  5. #21
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    طب جنسى‏

    از دست آوردهاى طب تونسى (در دوره حفصى)، آثارى است كه درباره قوه باه و بيمارى‏هاى جنسى آماده شد؛ ابن عبداللَّه محمد بن احمد التيجانى در 711ه كتابى با عنوان تحفة العروس و نزهة النفوس فى الباه نوشت(146) و على بن طبيب ارجوزه‏اى 569 بيت در قوه باه فراهم كرد.(147) تيفاشى نيز دو رساله در قوه باه ارائه داد.(148)
    لئون افريقى از نوعى دارو كه براى تقويت قواى جنسى مفيد است، نام برده كه اطباى تونس به دست آورده بودند. لئون مى‏نويسد149) مردم تونس‏به طور معمول از برخى مخدّرات، مانند حشيش كه قيمت آن هم بسيار بالاست، استفاده مى‏كنند، خوردن يك اوقيه از اين ماده مخدر، نشاطآور است و به طرز عجيبى قواى جنسى و قدرت جماع را بالا مى‏برد و اشتها را نيز تا 3 برابر افزايش مى‏دهد.(150) لئون در سفر به قسنطينه از استعمال و خريد حشيش به قيمت بالا توسط مردم اين شهر خبر داده است، حشيش را ترك‏ها با خود به قسنطينه مى‏آوردند.(151)
    هيچ كدام از كتاب‏هاى طبى مفصل كه در افريقيه عرضه مى‏شد، از وصف كاملى درباره مسائل جنسى و تقويت قوه باه خالى نبود و ادويه و غذاهاى تقويت كننده باه را معرفى مى‏كرد. افراط در اين موضوع، باعث نگارش كتاب‏هاى طبى گرديد كه از مسير واقعى طب، خارج شده بود. در اين خصوص كتاب‏هايى در باب تحريكات حس جنسى نيز نوشته شد. در اين كتاب‏ها زن و زيبايى او، لذت‏هاى شهوانى و... مورد نظر بود و جنبه طبى اهميت نداشت.(152) از جمله اين نوشته‏ها، رساله محمد نفزاوى تونسى با عنوان رسالة الروض العاطر فى نزهة الخاطر،(153) بود كه به درخواست يكى از وزراى سلطان ابوفارس نوشته شد. برونشويك درباره اين كتاب مى‏نويسد: در اين كتاب، در پوشش ادبيات اقوال فاحش و زننده‏اى ذكر شده است و اطلاعات خوبى درباره مسائل زن و نكاح دارد. به گفته او، مانند اين كتاب، نسخه خطى چاپ نشده‏اى به نام رفع الازار است.(154)

  6. #22
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    اطباى مشهور افريقيه‏

    اطباء افريقيه در دوره حفصى در شهرهاى تونس، قسنطينه، قيروان و بجايه مستقر شده بودند. گروه زيادى از اين اطبا، مهاجرانى از آندلس مغرب اقصى و اشراف صقليه و تعدادى نيز از ايران بودند.(155)
    1. خانواده صقلى از خانواده‏هاى معرف تونسى بود. از اين خانواده تونسى، سه تن در طب درخشيدند.
    الف) احمد بن عبدالسلام صقلى (د: 820)؛
    ب) محمد بن احمد بن عبدالسلام صقلى (د: 860)؛
    ج) محمد بن محمد بن عثمان صقلى (د: 820).(156)
    اين هر سه طبيب از مقربان دربار حفصى بودند. احمد مقرب دربار سلطان ابوفارس عبدالعزيز بود و كتاب حفظ الصحه را براى او نوشت.(157) وى در بيمارستانى كه ابوفارس ساخت، كار مى‏كرد. كتاب الادويه المفرده نيز از آثار اوست.(158) محمد صقلى نيز در دربار ابى فارس بود و براى او كتاب المختصر الفارسى را نوشت.(159) در بين مردم معروف بود صقلى زبان گياهان را مى‏فهمد و وقتى به كوه مى‏رود، گياهان اين گونه او را صدا مى‏زنند: اى صقلى من داروى آن بيمارى هستم؛ صقلى نيز به آن گياهان مى‏گويد: ساكت! و سپس يك به يك با آنها سخن مى‏گويد.(160) يكى از دلايل اهميت شخصيت طبى صقلى اين است كه او براى تشخيص مرض سل، به طور پنهانى، دست به تشريح زده است.(161) مهم‏ترين كتاب احمد صقلى، الاطباء فى الامراض من الفرق الى القدم است.(162) صقلى در كتاب ديگر خود، المختصر الفارسى امراض چشم را مطرح كرده و علاج امراض را بر حسب علامات آنها بررسى كرده است.(163)
    2. احمد بن محمد بن الحشا، طبيب دربار ابوزكريا، بنيان‏گزار دولت حفصى، كه به دستور او كتاب المنصورى رازى را به عربى مغربى ترجمه(164) و معجمى فراهم نمود.(165)
    3. احمد بن يوسف تيفاشى (د: 651ه) كه كتاب الشفا فى الطب المُسْند عن المصطفى و دو رساله درباره قوه‏باه نوشت.(166)
    4. ابو القاسم محمد بن احمد اموى نزيل بجايه (د: 647)، رجزى درباره برخى از ادويه سرود.(167)
    5. احمد الخميرى كتابى براى سلطان ابوفارس حفصى در باب «الصحه» نوشت.(168)
    6 . محمد الحسنى الزكراوى (د: 874) اديب، طبيب و رئيس بيمارستان حفصى، امين الاطباء در عهد مستنصر دوم حفصى، مسئول آزمايش از اطباء در حضور مستنصر شد.(169)
    دكتر احمد بن ميلاد فهرستى از طبيبان معروف افريقيه ارائه داده است.(170)

  7. #23
    کاربر ارشد Setayesh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۹۰-۰۶-۲۶
    نوشته ها
    3,283
    سپاس ها
    15
    سپاس شده 42 در 41 پست
    نتيجه‏

    سه نتيجه عمده از تحقيق و مطالعه در تاريخ طب اسلامى در دوره حفصى مى‏توان برداشت كرد:
    1. شرايط مناسب مكانى و حوادث زمانى، مهاجرت‏هاى بزرگان علوم دينى و طب و صيدله از آندلس و مصر و... به شهرهاى افريقيه هم‏زمان با اعلام خلافت حفصى و شكل‏گيرى حوزه‏هاى جديد از تفكر اسلامى شرايطى را فراهم ساخت كه علم طب در افريقيه استمرار يافت و شكل جديدى از طب اسلامى بر محور سنت پيامبر و توجه به علم تغذيه و حفظ الصحه به وجود آمد. توجه به اين شرايط زمانى و مكانى تأثير زيادى در خود باورى و خودآگاهى تاريخى مسلمانان درباره طب اسلامى و بازسازى مجدد آن دارد. اطباى مسلمان افريقيه در اين عصر در زمينه طب، مخترع، مبتكر، پيشرو، و مستقل از سنت طبى يونان بوده‏اند.
    2. محققانى كه جوياى چهره جامع طب اسلامى هستند اين مهم را در طب تونسى دوره حفصى مى‏يابند، چون طب تونسى در آن عهد همه وجوه طب سنتى اسلامى را در شكل نهايى، جامع و كامل آن عرضه كرد.
    3. در نهايت محققان با مطالعه تحولات طب اسلامى و طب سنتى دوره حفصى كه دوره پايانى طب اسلامى و آغاز انحطاط علوم اسلامى است به علل ركود و ناكار آمدى طب سنتى پى‏خواهند برد.
    منابع‏

    - آمارى، ميخائيل، المكتبة العربيه الصقليه (ليبسيك، مكتبة المثنى ببغداد، 1857م).
    - ابن خطيب، احمد، الفارسيه فى مبادى الدولة الحفصيه (تونس، الدار التونسيه للنشر، بى‏تا).
    - ابن خلدون، مقدمه موسوعه ابن خلدون (بيروت، قاهره، 1999م).
    - ابن الخوجه، محمد، صفحات من تاريخ تونس (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1986م).
    - ابن شماع، احمد ابوالعباس، الادلة البينه النورانيه، ط اول (بيروت، مطبعة العرب، 1936م).
    - ابن فرحون، الديباج المذهب (قاهره، مكتبة دارالتراث، بى‏تا).
    - برونشويك، روبار، تاريخ افريقيه فى عهد الحفصى، ترجمه حمادى الساحلى (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1988م).
    - حركات، ابراهيم، مدخل الى تاريخ العلوم بالمغرب المسلم حتى القرن التاسع، ط اول (بيروت، بى‏نا، 2000م / 1412م).
    - حسن، حسن على، الحضارة الاسلاميه (بيروت، مكتبة الخانجى بمصر، 1981م).
    - حُسنى، عبدالوهاب حسن، العمر، ط اول (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1990م).
    - - ، ورقات عن الحضارة العربيه بافريقيه (تونس، دارالمنار، 1972م).
    - الحكيم، احمد بن ميلاد، الطب العربى التونسى فى عشرة قرون، ط سوم (تونس، دارالغرب الاسلامى، 1999).
    - حمدان، زهير، اعلام الحضاره الاسلاميه فى العلوم الاساسيه و التطبيقيه فى الاندلس و المغرب و الجزائر و تونس و ليبية (دمشق، دارالغرب الاسلامى، 1966م).
    - دباغ، محمد، معالم الايمان...، (مصر، تونس، 1320ق)
    - زركشى، ابن عبدالله محمد، تاريخ الدولتين (تونس، بى‏نا، 1966م).
    - السراج، محمد، الحلل السندسيه فى اخبار التونسيه (بيروت، دارالغرب اسلامى، 1985م).
    - العكاك، عثمان، العلاقات بين ايران و تونس عبرالتاريخ (تونس، الشركة التونسيه، 1972م).
    - عكاوى، رحاب خضر، الموجز فى تاريخ الطب عند العرب، (بيروت، دارالمنار، 1995م).
    - غبرينى، احمد بن احمد، عنوان الدراية فيمن عرف من العلمائ فى المائة السابقة ببجايه، تحقيق عادل نويهض، ط اول (بيروت، منشورات لجنة التأليفات و الترجمه و النشر، 1969م).
    - قيروانى، محمد، طبقات علماءِ افريقيه و المغرب (تونس، الدّار التونسيه، 1968م).
    - محفوظ، محمد، تراجم مؤلفين التونسيين، ط اول (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1984م).
    - مراد، ابراهيم، بحوث فى تاريخ الطب و الصيدله عند العرب، ط اول (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1991).
    - مراكشى، عبدالواحد، المعجب (بيروت، دارالكتب العلميه، 1998م).
    - المقرّى التلمسانى احمد، نفح الطيب فى غصن الاندلس الرطيب (بيروت، دارصادر، 1968م).
    - الوزان، حسن، وصف افريقيه، ترجمه محمد حجى (بيروت، دار لغرب، 1983م).
    - هيأت مؤلفان، معلمة المغرب (نشر مطابع سلا، 2000م).
    پى‏نوشت‏ها

    1) دانش آموخته حوزه علميه قم و دكتراى تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامى.
    2) رحاب خضر عكاوى، الموجز فى تاريخ الطب عند العرب، (بيروت، دارالمنار، 1995م) ص‏244.
    3) همان، ص 24 - 28؛ عثمان الكعاك، العلاقات بين تونس و ايران عبرالتاريخ، (تونس، الشركة التونسيه، 1972) ص 128 - 131.
    4) رحاب خضر عكاوى، پيشين، ص 246.
    5) ابراهيم بن مراد، بحوث فى تاريخ الطب الصيدله عند العرب، ط 1، (بيروت، بى‏نا، 1991م) ص 52.
    6) حسن على حسن، الحضارة الاسلاميه، (بيروت، مكتبة الخارجى بمصر، 1981م) ص 316.
    7) عبدالواحد مراكشى، المعجب، (بيروت، دارالكتب العلميه، 1998م) ص 171؛ حسن، پيشين، ص 414.
    8) ابراهيم حركات، مدخل الى تاريخ العلوم بالمغرب المسلم حتى القرن التاسع، (بيروت، بى‏نا، 2000م / 1412ه) ج‏1، ص‏412.
    9) روبار برونشويك، تاريخ افريقيه فى العهد الحفصى، ترجمه حمادى الساحلى (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1988م) ج 2، ص 393.
    10) همان، ص 392.
    11) ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 31.
    12) محمد قيروانى، طبقات علماء افريقيه و المغرب، (تونس، الدارالتونسيه، 1968م) ص 99؛ عبدالوهاب حسن حُسنى، ورقات، (تونس، مكتبة المنار، 1972م) ج 1، ص 270 - 271.
    13) احمد بن ميلاد الحكيم، الطب العربى التونسى فى عشرة قرون، ط سوم (تونس، دارالغرب اسلامى، 1999م) ص 28.
    14) همان، ص 100.
    15) حركات، پيشين، ص 412.
    16) زهير حمدان، اعلام الحضاره الاسلاميه فى العلوم الاساسيه و التطبيقيه فى الاندلس و المغرب و الجزائر و تونس و ليبية، (دمشق، دارالغرب الاسلامى، 1966م) ج 5، ص 99.
    17) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 252.
    18) احمد بن خطيب، الفارسيه فى مبادى الدولة الحفصية، (تونس، الدارالتونسية للنشر، بى‏تا) ص 163؛ «لاشك ان ابن اندراس هو ابن سينا زمانه».
    19) حركات، پيشين، ص 412.
    20) ميخائيل آمارى، المكتبه العربيه الصقليه، (ليبسيك، مكتبة المثنى ببغداد، 1857م) ص 698.
    21) همان، ص 97. او كتاب مفيد العلوم و مبيد الهموم فى تفسير الالفاظ الطبيه و اللغويه الموجودة فى الكتاب المنصورى را نوشت. ر.ك: حركات، پيشين، ص 417.
    22) ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 219.
    23) همان، ص 221 - 222 - 223.
    24) حركات، پيشين، ص 253.
    25) احمد بن احمد غبرينى، عنوان الدرايه فيمن عرف من العلماء فى المائة السابعة ببجايه، تحقيق عادل نويهض، ط اول (بيروت، منشورات لجنة التأليفات و الترجمه و النشر، 1969م)، ص 106.
    26) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 28.
    27) چند تن از بزرگان طب افريقيه كه از علماى يهود بودند عبارتند از: اسحاق بن سليمان اسرائيلى، كه يهود افريقيه به او افتخار مى‏كردند. او شاگرد اسحق بن عمران بود (ر.ك: ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 66 - 67 - 68) و به زبان عبرى و عربى در طب و فلسفه تأليف مى‏كرد و تلفيق طب و فلسفه‏را از استادش اسحق بن عمران آموخته بود. (همان، ص 63) و دونش بن تميم (د: 360) نزد يهود معروف به دونيم، به دو زبان عربى و عبرى آثارى داشت. او از بزرگان احبار يهود بود و در شريعت يهود مطالبى مى‏نوشت و مرجع فتوا در شريعت براى يهوديان قديم و جديد بود و بر نقش اساسى يهود در تاريخ طب تأكيد مى‏كرد. (حركات، پيشين، ص 47) در دوره فاطمى و دوره زبرى، اطباى يهود جزو اطباء مطرح در زمينه طب و مورد عنايت فاطميان و وزيريان بودند. (همان، ج 1، ص 407 - 408).
    28) برونشويك تصريح مى‏كند كه بايد با احتياط از اين كتاب استفاده كرد. ر.ك: برونشويك، پيشين، ص 391.
    29) عبدالوهاب حسن حسنى، العمر، (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1990م) ج 2، ص 699؛ عبدالوهاب تصريح مى‏كند كه مازرى در اثر اين حادثه؛ يعنى ناراحتى از معالجه، چون او نزد يهود به طب رو آورد.
    30) برونشويك، پيشين، ص 391.
    31) ابن خطيب، پيشين، ص 178.
    32) برونشويك، پيشين، ص 391.
    33) همان، ص 390؛ محمد دباغ، معالم الايمان... (مصر، تونس، 1320ق) ج 3، ص 82 .
    34) همان، ج 2، ص 390؛ و ج 4، ص 183.
    35) برونشويك، پيشين، ص 389.
    36) حُسنى، ورقات، پيشين، ص 234.
    37) ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 184.
    38) ابن خطيب، پيشين، ص 163.
    39) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 140 - 147.
    40) حركات، پيشين، ص 417.
    41) همان، ص 411 - 412.
    42) همان، ص 463.
    43) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 207.
    44) حركات، پيشين، ص 414.
    45) حسنى، العمر، پيشين، ج 1، ص 434.
    46) ابن خلدون، مقدمه موسوعه ابن خلدون، (بيروت، قاهره، 1999م)، ص 739.
    47) حمدان، پيشين، ص 511؛ احمد بن ميلاد، پيشين، ص 141.
    48) محمد محفوظ، تراجم مؤلفين التونسيين، (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1984م) ج 1، ص 208.
    49) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 40.
    50) غبرينى، پيشين، ص 10؛ حمدان، پيشين، ص 115 - 469 - 511.
    51) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 146.
    52) همان ص 205 - 206 - 207.
    53) همان، ص 207.
    54) همان، ص 206.
    55) حمدان، پيشين؛ ابن فرحون، الديباج المذهب، تحقيق دكتر محمد احمدى ابوالنور (قاهره، مكتبة دارالتراث، بى‏تا) ص 279.
    56) ابن خلدون، پيشين، ص 7.
    57) حمدان، پيشين، ص 115.
    58) محمد السراج، الحلل السندسيه فى اخبار التونسيه، (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1985م) ج 2، ص 198.
    59) همان، ص 201.
    60) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 161 - 162.
    61) حسن الوزان، وصف افريقيه، ترجمه محمد حجى (بيروت، دارالغرب، 1983م) ج 2، ص 85.
    62) برونشويك، پيشين، ص 393؛ ابن خلدون، پيشين، ج 3، ص 398.
    63) السراج، پيشين، ص 201.
    64) حمدان، پيشين، ص 282.
    65) همان، ص 35 - 44 - 45.
    66) ابن خطيب، پيشين، ص 44.
    67) همان، ص 160.
    68) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 160 - 162.
    69) السراج، پيشين، ص 151؛ برونشويك، پيشين، ص 393.
    70) همان، ص 163.
    71) همان، ص 282.
    72) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 163.
    73) همان؛ السراج، پيشين، ص 347.
    74) 1 .niacirfA'L noإL
    75) الوزان، پيشين، ص 83 .
    76) سلسله جبال اطلس، از ارتفاعات مهم افريقيه كه - در دوره حفصى - بسيارى از قبايل بربر در دامنه و نقاط بلند اين كوه‏ها مستقر شدند.
    77) بلاد نوميديا و بربر محل سكونت قوم بربر بود و اعراب به طور گسترده در اين بلاد مستقر شدند، اين اعراب همچنان به خوى بدوى خود باقى ماندند و تا دوره حفصى نيز به اين شكل بودند و به دولت حفصى ماليات مى‏پرداختند و هيچ‏گاه زير بار نظام شهرى حفصى‏ها نمى‏رفتند وضعيت اين اعراب زمينه‏اى بوده است كه منشاء بيمارى به آنها نسبت داده شود اما؛ لئون، در گزارش خود تصريح كرده كه اين اعراب و بربرهاى ساكن در كوه‏هاى اطلس هرگز منشاء اين بيمارى نبوده‏اند و بيمارى داءالافرنج يك بيمارى فرنگى و وارداتى از غرب مسيحى است كه به وسيله مهاجران يهودى وارد افريقيه شده است.
    78) الوزان، پيشين، ص 84 - 85 .
    79) محمد بن عبدالله زركشى، تاريخ الدولتين الموحديه و الحفصيه، (تونس، المكتبة العتيقة، 1966م) ص 58.
    80) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 190.
    81) همان، ص 77؛ زركشى، پيشين، ص 116.
    82) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 76.
    83) همان، ص 32.
    84) همان، ص 184.
    85) محمد بن الخوجه، صفحات من تاريخ تونس، (بيروت، دارالغرب الاسلامى، 1986م) ص 94.
    86) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 180؛ زركشى، پيشين، ص 33.
    87) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 183.
    88) همان، ص 180.
    89) همان، ص 178 - 183؛ زركشى، پيشين، ص 116؛ السراج، پيشين، ص 189.
    90) همان، ص 172.
    91) الوزان، پيشين، ص 50.
    92) همان، ص 182.
    93) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 176.
    94) همان، ص 174.
    95) همان، ص 175.
    96) حُسنى، ورقات، پيشين، ص 276.
    97) حمّات در شمال آفريقا ريشه تاريخى بسيار طولانى دارد. رومى‏ها در كنار حمام‏هاى عادى، مراكزى با عنوان حامّات (جمع حمّه) داشتند. در هندسه رومى از آنها با عنوان )Aquae( ياد شده و آنها را تحت حمايت «آلهه طب» قرار مى‏دادند. در تونس در حامه et oustDjebelبقاياى معبد كوچكى يافت شد كه حوضى در آن بود كه مردم براى دو آلهه طب، «اسكولاب و هيجا» قربانى مى‏كردند. ر،ك: مجموعه نويسندگان، معلمة المغرب، (مراكش، مطبعة سلا، 2000م).
    98) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 156 - 157.
    99) الوزان، پيشين، ص 59.
    100) مراكشى، پيشين، ص 169.
    101) غبرينى، پيشين، ص 76.
    102) همان.
    103) ابوالعباس احمد بن شماع، الادلة البينه النورانيه على مفاخر الدولة الحفصيه، تحقيق عثمان العكاك (بيروت، مطبعه العرب، 1936م) ص 112.
    104) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 389.
    105) همان، ص 114.
    106) صقلى يكى از مسلولين بيمارستان حفصى را تشريح كرده و با مطالعه مستقيم بيمارى سل وصف دقيق از آن ارائه داده است.
    107) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 209.
    108) ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 25.
    109) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 118.
    110) ابن خلدون، پيشين، ص 327.
    111) حفظ الصحه در دوره موحدين نيز از اهميت برخوردار بود و مورد توجه امراى موحدى بود ولى در دوره‏حفصى با استقبال بيشترى روبرو شد. ر.ك: حسن، پيشين، ص 414.
    112) چنانچه پيشتر متذكر شديم طب افريقيه در مسئله حفظ الصحه متأثر از طب ايرانى بود.
    113) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 120.
    114) همان، ص 122.
    115) همان، ص 137.
    116) همان، ص 138.
    117) برونشويك، پيشين، ص 392؛ حركات، پيشين، ج 4، ص 139.
    118) برونشويك، پيشين، ص 391 - 392.
    119) حركات، پيشين، ج 1، ص 414.
    120) دباغ، پيشين، ص 102.
    121) غبرينى، پيشين، ص 340.
    122) همان، ص 341.
    123) برونشويك، پيشين، ص 392 - 393.
    124) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 184.
    125) همان، ص 106.
    126) همان، ص 203.
    127) همان.
    128) همان، ص 30.
    129) ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 182 - 295.
    130) همان، ص 273.
    131) همان، ص 56 - 184 - 191.
    132) همان، ص 209 تا 224.
    133) onacirfA nonitnatsnoC
    134) همان، ص 203.
    135) همان، ص 207.
    136) قسطنطين افريقى بعد از ترجمه زادالمسافر و الاعتماد، مقالة فى الجذام را نوشت. او اين كتاب‏ها را با حذف اعلام دانشمندان عربى آن‏جا به خود منسوب كرد و در اواخر قرن گذشته شارل دارنبر مؤلف اصلى را تشخيص داد و سرقت علمى قسطنطين را آشكار ساخت. ر.ك: ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 201 - 208؛ احمد بن ميلاد، پيشين، ص 97 - 98.
    137) ابراهيم بن مراد، پيشين، ص 197 - 198 - 199.
    138) ازهارالافكار فى جواهر الاحجار؛ ر.ك: حمدان، پيشين، ص 103.
    139) المرشد الى جواهر الاغذيه و قوى المفردات من الادويه.
    140) الجامع فى صفات أشتات النبات.
    141) الجامع لمفردات الادويه و الاغذيه. ر،ك: حمدان، پيشين، ص 287.
    142) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 220، 221.
    143) برونشويك، پيشين، ص 392.
    144) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 91.
    145) حمدان، پيشين، ص 149.
    146) حركات، پيشين، ص 418.
    147) همان.
    148) همان، ص 417.
    149) الوزان، پيشين، ص 78.
    150) گويا ابتلا به مواد مخدر پديده شايعى بوده است. قطب الدين قسطلانى، رواج حشيش و مواد مخدر در غرب اسلامى را يكى از سه فساد قرن هشتم دانسته است. ر.ك: احمد التلمسانى المقرّى، نفح الطيب فى غصن الاندلس الرطيب، (بيروت، دارصادر 1968م) ج 5، ص 247.
    151) الوزان، پيشين، ص 59.
    152) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 239.
    153) همان.
    154) برونشويك، پيشين، ص 391.
    155) غبرينى، پيشين، ص 44 - 68؛ ابن فرحون، پيشين، ص 360.
    156) محمد محفوظ ، پيشين، ج 3، ص 241.
    157) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 103.
    158) همان، ص 100.
    159) همان، ص 108.
    160) همان، ص 99.
    161) همان، ص 208.
    162) آمارى، پيشين، ص 698.
    163) حمدان، پيشين، ص 496.
    164) حركات، پيشين، ص 417؛ حمدان، پيشين، ص 82 .
    165) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 97.
    166) حركات، پيشين، ص 417.
    167) همان.
    168) احمد بن ميلاد، پيشين، ص 120.
    169) همان، ص 143.
    170) همان، ص 121 - 154.



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 10 هزار تومان امروز = 18 تومان سال 1352
    توسط HRG در انجمن بانک و بانکداری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۳۱ مرداد ۹۰, ۱۶:۵۱
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۰۹ شهریور ۸۹, ۱۷:۰۳
  3. استفاده از فناورینانو در تولید تصاویر کوانتومی
    توسط YAS در انجمن بایگانی اخبار علمی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه ۰۱ مهر ۸۷, ۱۷:۳۷
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه ۱۹ آبان ۸۶, ۱۹:۰۶

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •