بنظر شما نويسنده مقاله از مطلب اخر مقاله در مورد اب اشاميدني چه منظوري داشته؟؟؟


اگر هدف از سفر رسمی این هفته پادشاه عربستان سعودی به این دیار تحکیم روابط با متحدی سیاسی و قدردانی از یک مشتری منحصر به فرد تسلیحات ساخت بریتانیا بود، هدف گیری هر دو طرف هیچ تعریفی نداشت؛ دوباره مطرح شدن دانسته هایی مثل نبود انواع آزادی های سیاسی و اجتماعی در بزرگترین تولید کننده نفت دنیا، کالایی که قیمتش به مرز بشکه ای ۱۰۰ دلار رسیده، مطالعه انگیزه ها را طلب می کند.
در این دیار دولت وقتی روابط با کشوری را خیلی مهم و حساس تشخیص دهد شخص اول آن را از طرف مقام سلطنت برای انجام سفری رسمی دعوت می کند. ملک عبدالله هم به دعوت ملکه الیزابت به لندن آمد. اما این سفر قبل از آغاز بحث انگیز شد.

ساعاتی قبل از ورود میهمان، تلویزیون بی بی سی مصاحبه ای را با سلطان سعودی پخش کرد که در آن ملک عبدالله محافظه کار، انتقادی را علنی کرد که رهبران کشورها معمولا بطور خصوصی مطرح می کنند. گلایه او از این بود که نهاد های امنیتی بریتانیا به اطلاعات محرمانه ای که سعودی ها درباره فعالیت شبکه القاعده در این کشور در اختیارشان گذاشته بودند اهمیت ندادند؛ اطلاعاتی که می توانست از انفجارهای انتحاری دو سال پیش در لندن جلوگیری کند. چالشی که پادشاه سعودی می دانست لندن بی جواب نخواهد گذاشت.

ساعاتی بعد از ورود میهمان عالیقدر، پلیس آگاهی اسکاتلند یارد و بعد اداره امنیت داخلی این جزیره ادعا و انتقاد ملک عبدالله را خیلی محترمانه بی اساس خواندند و گفتند که اطلاعاتی را که از مقامات امنیتی سعودی دریافت می کنند بسیار ارزشمند ولی در بیشتر اوقات کلی است.

تا آمدیم فکر کنیم که این چه موقع مطرح کردن اینجورحرف ها ست، خبر رسید که اولین جلسه ملاقات وزیران امور خارجه دو کشور به دلیل سفر شخصی دیوید میلیبند به آمریکا برای تکمیل مراحل رسمی به فرزندی پذیرفتن یک پسر خردسال تغییر کرده و معاون امور خاور میانه آقای وزیر جای او را خواهد گرفت. اگر در وزارت امور خارجه عریض و طویل اینجا شیر پاک خورده ای چنین تصور کرده بود که امیر سعود الفیصل، وزیر امور خارجه کشور میهمان چنین عذری را خواهد پذیرفت یا خیلی خوش خیال بود و یا نمی دانست عربستان کجا است! وزیر سعودی بجای معاون امور اروپایی خود سفیرش در لندن را به جلسه مربوطه فرستاد.



وقتی همه متوجه شدند که خطر آبروریزی دیپلماتیک در کار هست، مسئولیت جلوگیری از ایجاد کدورت بین دو پادشاهی بعهده ملکه الیزابت افتاد. در سخنرانی خود در ضیافت شامی که در کاخ باکینگهام برگزار شد، بعد از تاکید بر اهمیت روابط نزدیک بین دو کشور، ملکه بریتانیا به وجود ارزشها و علایق فرهنگی فی مابین اشاره کرد که روز بعد خوراک تازه ای شد برای منتقدان تا شناسایی این ارزشهای مشترک را به چالش بکشند.

سرانجام اعلام شد که در مذاکرات گوردون براون، نخست وزیر با ملک عبدالله فقط همکاری های دو کشور برای مبارزه با خطر تروریسم و گسترش مناسبات بازرگانی مطرح شد. بعبارت دیگر حقوق مدنی و سیاسی مردم به ویژه وضع زنان سعودی یک امر داخلی باقی ماند.

ملک عبدالله، مانند اسلاف خود، پیک نیک وار سفر نمی کند. ۱۳ عضو خانواده سلطنتی ، ۲۳ وزیر و مقام ارشد و بیش از ۲۰۰ خدمه شخصی در التزام رکاب بودند و وقتی میهمان رسمی ملکه با ۵ هواپیمای بزرگ وارد می شود طبیعتا انتظار ندارد که رهبر یکی از حزبهای اصلی کشور میزبان حکومت او را مستبد، فاسد و ناقض انواع حقوق مدنی شهروندانش بخواند و به نشانه اعتراض در ضیافت رسمی ملکه شرکت نکند.

وقتی خبرنگاران از وینس کیبل، کفیل رهبری حزب لیبرال دموکرات پرسیدند که آیا متوجه اهمیت روابط سیاسی، دیپلماتیک و بازرگانی بین دو کشور هست؟ گفت بله، برای حفظ منافع بریتانیا ما باید با همه کشورها رابطه داشته باشیم ولی ضرورتی ندارد که رهبران کشورهایی را میهمان ملکه کنیم که رژیم هایشان را فاسد و زورگو می شناسیم.

در این میان بعضی از روزنامه ها هم زدند به سیم آخر و بی تعارف گفتند دعوت بی جایی بود. ولی همین روزنامه ها وقتی سعودی ها میلیارد ها دلار اسلحه و هواپیماهای جنگنده آخرین مدل سفارش می دهند از نبود انتخابات و دموکراسی و یا پیش پا افتاده ترین آزادی ها برای زنان عربستان چیزی نمی نویسند.

ملایم ترین انتقاد را دیلی تلگراف نوشت که حکومت سعودی را ناخوشایند خواند ولی فورا اضافه کرد که در وضع بحرانی خاورمیانه حفظ روابط نزدیک با ریاض حیاتی است. ایندیپندنت هم که در روز ورود ملک عبدالله به لندن، در اشاره به مصاحبه او با بی بی سی، صفحه اول خود را با جمله "حالا شاه سعودی به ما درس مبارزه با تروریسم می دهد" پوشانده بود، در ستون طنز سیاسی خود نوشت که اگراستدلال مخالفان دعوت از ملک عبدالله، بازداشت های غیر قانونی و حمایت از مجازات اعدام است، پس خیلی از رهبران دنیا را نباید به لندن دعوت کرد. گمان نمی کنم این اشاره طنزآمیز باعث خاطر جمعی خانواده آل سعود شده باشد.

در آخرین روز این سفر رسمی گفته شد که دولت عربستان از آنچه که گذشت به شدت یکه خورد؛ باید صبر کرد و دید که عواقب این ناباوری و دل آزردگی از کجا سر در خواهد آورد!



آب گران تر از شراب

قرنها بود که بشر آب آشامیدنی اش را از چشمه ها تامین می کرد و رخت و لباسش را کنار جوی می شست، بعد ترقی کرد و صاحب آب انبار شد تا نظافت هایش را در خانه انجام دهد ولی برای شرب همچنان آب چشمه را جداگانه در کوزه ذخیره می کرد. باز پیشرفت کرد و آب رودخانه ها را تصفیه کرد و با لوله به در خانه ها برد و هم کار را آسان تر کرد و هم خیلی از بیماری های مرگبار را ریشه کن.

ولی دیری نگذشت که از آب سالم و لوله کشی شده خسته شد و هوس کرد به آغوش طبیعت باز گردد و چون از چشمه و میراب دیگر خبری نبود عده ای مبتکر دوراندیش هرچه چشمه بود خریدند و آبی را که قرنها مفت و مجانی از کوه و دره جاری بود کردند تو بطری و با نام آبهای معدنی ریختند تو بازار.

شهرنشین ها هم که تشنه بازگشت به "زندگی طبیعی" بودند مثل قربانیان خشکسالی از نان شب زدند تا آب "چشمه" بخرند حتی اگر آب تو بطری از یک چاه معمولی آمده باشد. نتیجه آنکه، مردمان این جزیره الان سالانه دهها میلیون پوند صرف خرید میلیاردها لیتر آب "معدنی" بطری شده می کنند و همچنان پول آب لوله کشی شده را هم می دهند.

تمام این مقدمه چینی ها برای آن بود که بگویم مدتی است که بعضی از شیک ترین هتل ها و رستوران های لندن در کنار لیست شراب های نابی که از مجموعه نادر خود به شما عرضه می کنند، لیستی هم از آبهای معدنی در اختیارتان می گذارند که از بعضی از بهترین شراب های فرانسه هم گران تر است. مثلا در لیست آبهای معدنی هتل کلاریج لندن شما می توانید از ژاپن و نروژ، هلند و زلاند نو و هاوایی و پاتاگونیا آب انتخاب کنید.

گران ترین ها یکی آبی است که روی بطری اش نوشته از یخچال های طبیعی است متعلق به ۱۰ هزار سال پیش از میلاد مسیح و برای مزه کردن این آب ما قبل تاریخ ۱۵ پوند (۳۰ دلار) خواهید پرداخت. گرانتر از آن آب شیرینی است که از یک کوه یخی در اعماق دریای ماهالو در کنار جزایر هاوایی استخراج شده و نوشیدنش لیتری ۳۰ پوند آب می خوره! آخرین آب در این لیست از آبهای بین المللی یک بطر از آب لوله کشی شده لندن است که مجانی است.