پسيانيك درمانى

پزشكى پسيانيك نظامى با ساختار تركيبى است كه هوميوپتى، رادى‏استزيا، و پزشكى متعارف غربى را در يك نظام سودمند گرد آورده است. اين نظام متكى است به كاربردهاى به دقت تحقيق شده و به درستى بررسى شده توانايى‏هاى فراعادى بدن انسان.

تاریخچه شکل گیری این روش چیست؟

پزشكى پسيانيك وجود نيروى انرژيايى فراروانى يا فراعادى را چون اصلى اساسى مى‏پذيرد و استدلال می کند كه بيمارى‏هاى بازگشتى مولود نوعى "اختلال اولیه" ناشناخته اند كه انرژى‏هاى شفابخش طبيعى بدن را چنان آشفته مى‏كنند كه نمى‏توانند طبق روال عادى خود تعادل طبيعى بدن را بازسازى كنند و سلامتى را بازگردانند.

اين روش چگونه عمل می کند؟


آشكار است كه ساختار مادى بدن در عين حال كه تحت حكم‏رانى قوانين فيزيكى علت و معلول است مى‏تواند از نفوذ نظامى برتر تأثير گيرد، و هر اختلالى در اين الگوى انرژيايى، آثارى در بدن مادى توليد خواهد كرد كه نمى‏توان آنها را همچون علتى فيزيكى تعبير يا درمان كرد".

ولى مى‏توان به يارى روش‏هاى اَبَر احساس چون رادى‏استزيا آثار آن‏ها را رديابى و كشف كرد و سپس با بازگرداندن تعادل در این الگوی انرژیایی سلامتی را بازگرداند.

روش اجرا چگونه است؟


پزشك يك آونگ را نگه مى‏دارد و از آن يك يا چند پرسش خاموش ذهنى درباره نمونه بيمارى يا شخص بيمار كه حضور دارد مى‏كند و به آونگ امكان مى‏دهد پاسخ مناسب را به او نشان دهد.

پزشكى پسيانيك پس از تشخيص درست كه به يارى تاريخچه كامل و دقيق پزشكى "عادى" شخص بيمار به دست آيد، و پس از استفاده دقيق از روش رادى‏استزيا، اهميت زيادى به مياسم‏هاىارثى و اكتسابى مى‏دهد، و اغلب مى‏كوشد پيش از آغاز درمان جلوه‏هاى درجه دوم مياسم‏ها، اصل آن مياسم‏ها را كه از نابسامانى‏هاى اساسى هستند از بدن بيمار پاك كند. تجويز داروى هوميوپتى مناسب بيمارى گاهى نيازمند توسل به روش آزمايش و خطا است.

اين روش چه کاربردی دارد؟


برترى اصلى پزشكى پسيانيك احتمالاً توان آن در درمان گروهى از بيمارى‏هاى مزمن است.

اين روش می تواند به پيش‏گيرى و درمان بيمارى‏هاى مزمن مانند آسم، اگزما، بروسلوز، افسردگى، سردرد ميگرن، حساسيت به آلومينيوم، بيمارى‏هاى پوستى، اسكيزوفرنيا، بيمارى هاجكين، عقب‏افتادگى فكرى و جسمى، بيمارى‏هاى روده بزرگ، ناتوانايى‏هاى عمومى بدن و مشكلات دهان و دندان بپردازد.

چه انتقاداتی به این روش وارد است؟


درمانگر بعد از تشخيص بیماری برای تجويز داروى هوميوپتى مناسب، گاهى نيازمند توسل به روش آزمايش و خطا می گردد.

در این روش هیچ روند استانداردی وجود ندارد زیرا این مکتب به هر شخص بیمار چون فردی خاص می نگرد و بنابراین درمانها نیز فردی و خاص هستند