رابطهٔ بین ”تصویرسازی ذهنی“ و ”قهرمان شدن“



در طول روز، هزاران فکر به ذهن ما میرسد که بیش از نیمی از آنها، فکرهای منفی هستند. این فکرها، تأثیر مستقیمی بر نوع احساس و رفتار ما دارند. فکرها و تصویرهای ذهنی، مانند اسب چابکی هستند که اگر رام و مهار نشوند، به هر جائی سر میکشد و این حرکت کنترلنشدهٔ آن، گاهی سبب ایجاد عارضههای جسمی و روحی در زندگی انسان میشود؛ در حالیکه با یادگیری نحوهٔ کنترل و هدایت آن در مسیری هدفدار، به ابزار قدرتمندی برای رسیدن به هدفها تبدیل میگردد.
این تصویرها، علاوه بر تأثیر بر حالتهای روانی، بر عملکرد فیزیولوژیک بدن نیز مؤثرند؛ چون هر فکری که به ذهن میرسد، تفسیرها و تجربههای مربوط به آن، بلافاصله سبب فعالشدن مرکزهای عصبی در مغز و ارسال پیام متناسب با آن به تمامی اعضاء بدن شده و جسم نیز مطابق با آن واکنش میدهد. سادهترین نمونه در این رابطه، تداعی تصویر و فکر میوههای ترشمزه مانند ”لیمو“ست که بلافاصله باعث ازدیاد ترشح بزاق در دهان میگردد؛ اما توانائی ”تصویرهای ذهنی“، بسیار فراتر از اثرگذاری بر پاسخهای جسمی است، تا آنجائی که حتی میتواند بر وقایع عالم خارج، مؤثر واقع شده و مسیر آنها را تغییر دهد. از آنجا که تصمیمگیری و انتخاب هدف در ”ذهن خودآگاه“ ما به انجام میرسد، فکرهای مربوط به آن، بلافاصله مغز را به فعالیت وا میدارد.
مغز و دستگاه عصبی، همانند یک ماشین جستوجوگر هدف، براساس فرمانهای دریافتی عمل میکند که در اصطلاح آن را ”Servo-Mechanism“ میخوانند؛ یعنی فقط کافی است که فرمان را دریافت کند تا مکانیسمهای موفقیت، خود بهخود در ناخودآگاه به راه افتاده و راه رسیدن به هدف را خودش پیدا کند، اما صدور فرمان برای این ماشین، تنها از طریق یک واسطه یعنی ”تصویرهای ذهنی“ امکانپذیر است.
وجود چنین مکانیسمهائی در ذهن، منجر به پیدایش علم ”تصویرسازی ذهنی خلاق“ یا ”سایکوسایبرنتیک“ شده که یکی از ابزارهای فکری مؤثر برای افزایش ارتباط با ”سِرومکانیسم“ مغزی است تا انسان را سریعتر، سهلتر و با تنش کمتری به هدفهایش برساند.
کلمهٔ ”سایبرنتیک“ با ریشهٔ یونانی به معنی ”سُکاندار“ است که اصل آن توسط فیزیکدانان و ریاضیدانان، برای مطالعهٔ ماشینهائی بهکار میرود که رفتار دنبالکنندهٔ هدف را از خود نشان میدهند و افزودن پیشوند ”سایکو“ اشاره به فکر و ذهن انسان دارد.
”تصویرسازی ذهنی“، یکی از ابزارهای قوی و برقرارکنندهٔ نظم در بسیاری از امور است. رهبران بزرگ، از جمله بهکارگیرندگان آن هستند. آنان امکانات بالقوه و احتمالها را ”مجسم“ میکنند و حتی جزئیات نقشههای خود را به تکرار، قبل از اجراء در ذهن، برنامهریزی کرده و به تصویر میکشند. با اینکار ”سِرومکانیسم“ مغزی وارد عمل شده و بهدلیل اثر فکر بر ماده، واقعیتهای عالم خارج را در جهت رسیدن به هدف تعریفشده، شکل میدهد.
بهطور تقربی تمام قهرمانان جهان و سایر نخبگان رشتههای مختلف، در گروه ”تصویرسازان ذهنی“ قراردارند. آنان قبل از انجام هرکاری، آن را به تصویر میکشند، حس میکنند و به تجربه میرسانند. این افراد در واقع از نقطهٔ پایان در فکرشان، فعالیت را آغاز میکنند.
تغییر ”تصویرهای ذهنی“ از طریق ”تصور خلاق“ صورت میپذیرد که در نیمکره راست یعنی محل مفاهیم، احساسها، انگیزهها و تصویرها به انجام میرسد. این بخش با ”تصویرهای ذهنی“ بهنحوی ارتباط برقرار میکند که مغز را وادار به پذیرش قابلیت دسترسی به هدف میسازد.

منبع: اینترنت
وجیهه بشارتزاده
روانشناس، مشاور، استاددانشگاه