روزی جوانی نزد حکیمی در یونان باستان رفت تا حکمت بیاموزد ...

مرد حکیم به او گفت که برود و به مدت سه سال به هر که به او دشنام داد پول بدهد ... جوان تعجب کرد اما رفت و مشغول این کار شد ...

سه سال گذشت و پیش حکیم برگشت .. مرد فرزانه نگاهی به او انداخت و گفت برو که اینک همه شهر از آن توست ....

جوان به شهر آتن رفت ... در ابتدای دروازه پیر مردی بود که به تمام تازه واردین دشنام می داد ... جوان هم از دشنام های او بی نصیب نماند .... اما با شنیدن حرف های رکیک پیر مرد او شروع به خندیدن کرد ....

دیگران شگفت زده شدند که چرا او به جای عصبانی شدن می خندد .....

او گفت که سه سال تمام مجبور بوده برای فحش هایی که به او می دادند پول بدهد اما اینک به رایگان فحش و دشنام می شنود و مجبور به پرداخت هیچ پولی نیست .

========================================

اگر در زندگي در يك ترافيك سنگين گير كردي٬
نا اميد نشو. توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.

اگر يك روز بد در محل كارت داشته باشي:
به مردي فكر كن كه سالهاست بيكار است و شغلي ندارد

ممكنه قصه زود گذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري:
به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ٬ هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند

وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي
به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد

وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي:
به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده

ممكنه كه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه؟
شكر گذار باش. در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند.

وقتي متوجه موهايت كه تازه خاكستري شده در آينه ميشوي:
به بيماري سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند.

ممكنه خودت را قرباني تندي ٬جهل٬پستي يا تزلزلهاي مردم ببيني:
به ياد داشته باش همه چيز ميتواند بدتر هم باشد. تو ميتوانستي يكي از آنها باشي



منبع : سایت یک دوست