آخرين ارسالات انجمنها

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 17 تا 27 , از مجموع 27

موضوع: ذهن هاي خلاق

  1. #17
    کاربرسایت hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    4,989
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    ذهن های خلاق


    نقل قول نوشته اصلی توسط SadafG

    [align=center]پرتوهاي تلفن همراه پروتيينهاي پوست انسان را تغيير ميدهد[/align]

    تحقيقات محققان فنلاندي نشان ميدهد پروتيين داخل سلولهاي انسان هنگامي كه در معرض پرتوهاي تلفن همراه قرار ميگيرد دچار تغيير ميشود.

    با اين حال آثار اين پرتوها بر سلامت بدن هنوز روشن نيست.

    به گزارش خبرگزاري فرانسه از هلسينكي، اداره ايمني هستهاي و پرتوها فنلاند بخش كوچكي از پوست ناحيه ساعد دست ‪ ۱۰‬داوطلب زن را به مدت يك ساعت در معرض پرتوهاي تلفن همراه قرار داد. اين پرتوها "ميدانهاي الكترومغناطيسي تغيير يافته فركانس راديويي" ‪ RF-EMF‬نام دارند.

    نمونهبرداري از پوست اين داوطلبان نشانگر تغييراتي بود كه با نمونهبرداريهاي مشابه از پوست افرادي كه در معرض اين پرتوها قرار نگرفته بودند متفاوت بود.

    داريوش لژينسكي ميگويد اين تغييرات اتفاق ميافتد، هرچند مقدار آن كم باشد.

    به گفته محققان اين مطالعه هيچ خطر بهداشتي احتمالي را نشان نداد.

    هدف از انجام اين تحقيق اين بود كه معلوم شود آيا پوست زنده انسان به پرتوهاي تلفن همراه واكنش نشان ميدهد يا خير. تحقيقات اوليه بر روي سلولهاي گرفته شده از انسانها انجام شده بود.

    در بررسي ‪ ۵۸۰‬پروتيين، هشت پروتيين شناسايي شد كه تحت تاثير اين پرتوها قرار گرفتند.

    اين مطالعه اولين تحقيقي است كه نشانگر تغيير سطح مولكولي در داوطللبان انساني در اثر قرار گرفتن در معرض پرتوهاي تلفن همراه است.

    قرار است اين محققان در سال ‪ ۲۰۰۹‬مطالعات گستردهتري روي ‪ ۵۰‬تا ‪۱۰۰‬ داوطلب انجام دهند.

    مشروح اين مطالعه در شماره آنلاين مجله "‪ "BMC Genomics‬منتشر شده است.

    منبع : ایرنا

  2. #18

  3. #19
    کاربرسایت SadafG SadafG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    188
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : ذهن هاي خلاق



  4. #20
    کاربرسایت SadafG SadafG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    188
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : ذهن هاي خلاق



    توماس ادیسون



    توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال ۱۸۴۷ در شهر ميلان در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشار پائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون در آمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونرى رسيدن» ناميده مى شود). توماس اديسون بدون شك امروزه يكى از قهرمانان ملى آمريكا به شمار مى آيد.
    در مورد اديسون نقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيت دارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايش با مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسون اين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.
    اديسون در كل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود مويد آن است كه او در خانه و توسط والدينش آموزش ديد. زمانى كه اديسون ۷ ساله بود خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كرد. ۴ سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى، در قطار بين «پورت هورون» و «ديترويت» مشغول به كار شد. از قرار معلوم اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال ۱۸۶۲ هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۸ در همين رشته به كار خود ادامه داد.
    اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال ۱۸۶۸ به ثبت رساند. اما اين دستگاه، در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى «استاك اند گولد» شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.
    توماس اديسون در سال ۱۸۷۱ با خانم «مرى استيل ول» (M .Stillwell) ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير قابل استفاده را اختراع كرد. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال ۱۸۷۷ اديسون فونوگراف يا دستگاه ثبت صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.
    در سال ۱۸۷۹ لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود بيش از ۴۰ ساعت درخشيد. علاوه بر اين اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال ۱۸۸۰ در «منلوپارك»، نخستين كارخانه لامپ سازى، شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله، فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى، تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال،۱۸۸۳ اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال ۱۸۹۰ اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. برخلاف شايعات موجود اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد.
    در سال ۱۸۹۱ اديسون دستگاه «سينماتوگراف» يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.
    اما در وصف شخصيت اديسون نيز بايد اذعان كرد كه او انسانى بسيار سخت كوش بود. اديسون نه تنها يك پژوهشگر توانا بود، بلكه هنر او بيشتر در حيطه عرضه و فروش زيركانه توليدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با ديگر شركت هاى توليد و فروش اجناس مشابه، از هيچ تلاشى فروگذار نمى كرد. دعواهاى قضايى او در برابر شركت هاى ديگر رقمى اعجاب برانگيز دارند.

    منبع

  5. #21
    کاربرسایت SadafG SadafG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    188
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : ذهن هاي خلاق



    نیکولا تسلا



    نيكولا تسلا در سال 1856 در Austria _ Hvngary متولد شد و در سال 1884 به عنوان يك فيزيكدان به U.S مهاجرت كرد. او پيشگام توليد، انتقال و استفاده از جريان الكتريكي متناوب (AC) شد، كه ميتواند در مقايسه با جريان مستقيم، در فواصل بسيار بزرگتري منتقل شود. Tesla وسيلهاي براي القاء جريان الكتريكي در يك قطعه آهن (يك چرخان) اختراع كرد كه بين دو سيمپيچ الكتريكي شده ميچرخيد. اين قطعه چرخان مغناطيسي، وقتي با استفاده از نوعي انرژي مكانيكي مانند بخار يا قوه محركه مولد برق شروع به چرخش ميكند، جريان AC توليد ميكند. وقتي جريان توليد شد به كاربر مربوطه ميرسد و به يك قطعه چرخان الكتريكي ديگر داده ميشود، اين قطعه دوم مانند يك موتور القايي AC عمل ميكند كه انرژي مكانيكي توليد ميكند. موتورهاي القايي، وسايل خانگي مانند لباسشوييها و خشككنندهها را راه مياندازد. توسعه اين قطعات منجر به استفادههاي گسترده صنعتي و توليدي براي الكتريسيته شد.


    موتور القايي تنها جزيي از مفهوم كلي Tesla است. در دنبالهاي از اختراعات، او يك سيستم جريان متناوب چند فازه، شامل يك ژنراتور، تبديلكنندهها، طرحبندي انتقال، موتورولامپها را معرفي كرد. اين سيستم عناصر اساسي براي توليد و بهرهبرداري الكتريكي را از نيروي منبع به نيروي كاربر فراهم ميكند ـ سيستمهاي نيروي AC تا امروزه اساساً بدون تغيير باقي ماندهاند.

    در 1888 George Westinghouse، صاحب شركت الكتريكيWestinghouse امتياز سيستم Tesla را شامل ديناموها، تبديلكنندهها و موتورها خريد، Westinghouse سيستم جريان متناوب Tesla را براي روشنايي دادن به نمايشگاه جهاني كلمبياييها در سال 1893 (Worlds Columbia Exposition) در شيكاگو استفاده كرد. سپس در سال 1896، سيستم Tesla در آبشار نياگارا در اولين دستگاه بزرگ هيدروالكتريكي استفاده شد. سيمپيچ Tesla كه در سال 1891 اختراع شد، هنوز در مجموعههاي راديو و تلويزيون، start ماشينها و يك گستره وسيع از تجهيزات الكترونيكي استفاده ميشود

    كار Tesla با امواج فركانس راديويي اساس راديوهاي امروزي است. او آزمايشهايي دربارة انتقالات بدون سيم نيروي الكتريكي انجام داد و 112 امتياز ثبت اختراع براي قطعات مختلف گرفت، از سرعتسنجها گرفته تا ژنراتورهاي الكتريكي بسيار كارا و قدرتمند تا يك توربين بدون تيغه كه امروزه هنوز استفاده ميشود. او فرضياتي در رابطه با امكان شناسايي كشتيها با كمك امواج راديويي دارد (كه بعدها تحت عنوان RADAR توسعه يافت) و كار او با لامپهاي گازي خاص پايهاي براي توليد لامپهاي فلورسنت شد.

    Tesla رقيب توماس اديسون در انتهاي قرن نوزدهم بود. در واقع او در طي سال 1890 مشهورتر از اديسون بوده است. اختراع نيروي منبع جريان الكتريكي چند فازه توسط او، شهرت جهاني براي او به دنبال داشت، اما نه خوشبختي. در اوج زندگي او، دايرة دوستانش شامل شاعران و دانشمندان، صنعتگران و سرمايهگزاران بود. نهايتاً Tesla در تنهايي و بيپولي در اتاق يك هتل NewYork در سال 1943 درگذشت. در طي زندگانياش، Tesla يك ميراث حقيقي از اختراعات به جاي گذاشت كه امروزه هنوز جذاب هستند. بعد از مرگ او، جهان به افتخار او، نام واحد چگالي شار مغناطيسي را Tesla گذاشت.


    مجسمه تسلا در نزدیکی آبشار نیاگارا

    منبع

  6. #22
    کاربرسایت SadafG SadafG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    نوشته ها
    188
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پاسخ : ذهن هاي خلاق



    دالامبر (۱۷۸۳-۱۷۱۷)



    صبح یكی از روزهای ماه نوامبر ۱۷۱۷ ناله كودكی از داخل بسته ای در كنار كلیسای «سن ژان لورن» توجه زنی خیرخواه و نیكوكار را به خود جلب می نماید. زن نیكوكار كه زوجه شیشه بر فقیری به نام «روسو» بود كودك را به فرزندی خود قبول می كند. زن نیكوكار كودك را مانند فرزند خود تربیت می كند و كودك هم بعدها حق شناسی بی مانندی را درباره این مادر مبذول می دارد.
    ولی مدتها بعد معلوم شد كه این كودك فرزند نامشروع زنی میهماندار به نام مادام «تنس» و یك افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس می باشد.
    طولی نكشید كه دالامبر سر راهی بزرگ شد و دانشمند شهیری گردید ولی هیچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نكرد و به مادام تنس كه مایل بود او را پیش خود ببرد گفته بود كه: «شما فقط نامادری من هستید و مادر حقیقی من همان زن شیشه بر است.»
    دالامبر بیشتر به واسطه پژوهشهایش در ریاضیات و مكانیك استدلالی و به عنوان ویراستار علمی دایره المعارف معروف است، او در معروفترین كتاب خود به نام «رساله درباره مكانیك» كه در سال ۱۷۴۳ منتشر شد سه قانون خود برای حركت را عرضه كرد. در مورد قانونهای اول و دوم یعنی قانون ماند و قانون متوازی الاضلاع حركت، استدلال دالامبر هندسی بود فقط در مورد قانون سوم پای فرضهای فیزیكی در میان است. این قانون به موضوع تعادل می پردازد و عبارت است از اصل بقای اندازه حركت در موقعیتهای برخورد.
    دالامبر در این رساله نخستین بیان درباره آنچه را امروزه اصل دالامبر شناخته می شود ارائه می كند.
    این اصل امروز در واقع بیش از آن كه اصل به شمار آید قاعده ای است برای كاربرد قوانین حركت كه در رساله بیان شده اند. می توان آن را چنین بیان كرد: در هر موقعیتی كه شییء در اثر مانعهایی از ادامه حركت ماندی عادی خود بازماند، حركت حاصل را می توان به دو مؤلفه تجزیه كرد: حركتی كه شیء عملاً انجام می دهد و حركتی كه مانعها آن را از بین می برند. دالامبر در سال ۱۷۴۴ رساله ای درباره تعادل و حركت سیالات انتشار داد و از اصل خود برای توصیف حركت سیالات استفاده كرد و به بررسی مسائل مهم جاری مكانیك سیالات پرداخت. كتاب دیگرش به نام «تفكراتی درباره علت كلی بادها» كه در سال ۱۷۴۷ منتشر شد، حاو نخستین كاربرد عمومی معادلات دیفرانسیل جزئی در فیزیك ریاضی بود در مقاله ای به سال ۱۷۴۷ معادله موجی برای نخستین بار در فیزیك ظاهر شد اما راه حل دالامبر اگرچه درست بود، كاملاً با پدیده های مشهود وفق نمی داد.
    در كتاب «پژوهش درباره تقدیم اعتدالین و رقص محوری زمین» كه در سال ۱۷۴۹ نوشته شد. روش او در پرداختن به مسأله تقدیم اعتدالین شبیه به روش كلرو بود و به راه حلی دست یافت كه با حركت رصد شده زمین توافق بیشتری داشت. همچنین كتاب و رساله ای درباره نظریه جدید مقاومت سیالات كه در سال ۱۷۵۲ منتشر شد و در آن برای نخستین بار معادلات دیفرانسیل هیدرودینامیك بر حسب یك میدان بیان شده و باطلنما (پارادوكس) هیدرودینامیك مطرح گردیده بود، بحث و جدال بسیاری برانگیخت. فرهنگستان پروس در مسابقه ای كه این مطلب برای آن نوشته شده بود جایزه ای اعطا نكرد به این دلیل كه هیچ كس دلیلی تجربی در مورد این كار نظری ارائه نكرده بود. ادعا شده است كه اثر دالامبر اگرچه بهترین اثری بود كه به فرهنگستان رسیده بود، از خطا مصون نمانده بود. خود دالامبر محرومیت خویش را از جایزه نتیجه نفوذ اویلر می دانست و روابط میان این دو دانشمند كه قبلاً تیره شده بود، رو به وخامت بیشتری نهاد. افتخار توسعه مكانیك سیالات به گونه ای مختلف به هر دو شخص نسبت داده شده است. دالامبر پیشگفتار دایره المعارف را نوشت. این پیشگفتار از اسناد عمده عصر روشنگری و بیانیه فیلسوفان است.
    مقاله های دالامبر در دایره المعارف از حوزه ریاضیات بسیار فراتر می رفت. دالامبر كه با همكاری «دیدرو» برای تهیه دایره المعارف اقدام كرده بود در سال ۱۷۵۸ همكاری با دایره المعارف را ترك گفت. وی در سال ۱۷۵۴ به عضویت آكادمی علوم فرانسه انتخاب شد. محصول علمی مهم دالامبر پس از سال ۱۷۶۰ كتاب «جزوه های ریاضی» او بود كه مشتمل بود بر راه حلهای جدید فراوانی برای مسائلی كه او قبلاً به آنها دست یازیده بود. دالامبر سرانجام در روز ۲۹ اكتبر ۱۷۸۳ در شصت و سه سالگی در پاریس درگذشت.

    منبع

  7. #23
    کاربرسایت hamid192 hamid192 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    نوشته ها
    4,989
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: ذهن هاي خلاق



    ریـــــــمـــان



    در دهم ژوئین 1854هندسه جدیدی تولد یافت . موقعی که جرج برنارد ریمان سخنرانی معروف خود در دانشگاه گوتینگن آلمان را ارائه کرد تئوری ابعاد بالاتر معرفی شد . ریمان در اقدامی چشم گیر و ناگهانی مانند گشودن درب اتاقی تاریک و نمناک به روی آفتاب گرم و درخشان تابستان خصوصیات حیرت انگیز فضای فرا ابعادی را به دنیا معرفی کرد . مقاله فوق العاده مهم و استثنایی او با نام (( در باب فرضیاتی از اصول هندسه )) ستونهای هندسه کلاسیک یونان را که در طول دوهزار سال تمام انتقادهای افراد شکاک را با موفقیت دفع کرده بود در هم فرو ریخت . با فرو ریختن هندسه قدیمی اقلیدس که در آن تمام اشکال هندسی دو یا سه بعدی هستند هندسه ریمان از خرابه های آن سر بر افرشت قرار بود انقلاب ریمان کاربردهای وسیعی در آینده هنر و علوم داشته باشد و ظرف سه دهه از زمان سخنرانی وی تحت عنوان (( بعد اسرار آمیز چهارم )) تکامل هنر فلسفه و ادبیات اروپا را متاثر سازد . در طول شش دهه بعد انیشتین با استفاده از هندسه چهار بعدی ریمان آفرینش و تکامل جهان را توضیح می دهد . صد و سی سال پس از آن سخنرانی فیزیکدانها در تلاشند تا با استفاده از هندسه ده بعدی اتحاد قوانین جهان فیزیکی را تحقق بخشند . هسته کار ریمان تشخیص این نکته بود که در فضای فرا ابعادی قوانین فیزیکی ساده تر می شوند .


    ریمان کسی بود که کمترین انتظار از وی برای هدایت چنین انقلاب عمیق و همه جانبه ای در اندیشه های ریاضی و فیزیک می رفت . او تا حد بیمارگونه ای کمرو بوده و از ناراحتی های عصبی رنج می برد . وی نیز از دو مصیبت که زندگی بسیاری از دانشمندان بزرگ دنیا در طول تاریخ را تباه ساخته در رنج و عذاب بود : فقر مطلق و بیماری سل . در شخصیت و رفتار او هیچ نشانی از آن شجاعت نفس گیر خلاقیت و اعتماد به نفس قابل تحسین که مشخصه کارهای وی بود مشاهده نمی شد .

    ریمان در سال 1826 در هانور آلمان در خانواده ای فقیر بدنیا آمد . وی پسر یک کشیش مذهب لوتر و دومین فرزند از شش فرزند خانواده بود . پدر وی به عنوان یک کشیش روستایی که در جنگهای ناپلئون شرکت داشت سعی فراوان می کرد تا خوراک و پوشاک خانواده پر جمعیتش را فراهم کند . بل در شرح زندگی وی می نویسد : وضعیت نامطلوب سلامتی و مرگ زود هنگام بسیاری از فرزندان ریمان بخاطر سوء تغذیه آنها در دوران کودکی بود و ربطی به بنیه ضعیف آنها نداشت . مادر این خانواده نیز قبل از بزرگ شدن فرزندانش از دنیا رفته بود .

    ریمان از همان دوران اولیه کودکی صفات مشخصه خود را بروز داد توانایی محاسباتی شگرف همراه با ترس ذاتی و کم جراتی همیشگی برای صحبت کردن در حضور دیگران . بچه ها وی را بخاطر کمرو بودن بیش از حدش مورد تمسخر قرار می دادند و این علتی برای پناه بردن بیشتر وی به دنیای کاملا محرمانه ریاضیات می شد . ریمان شدیدا به خانواده خود علاقه داشت و این علاقه وی را وا می داشت تا با به خطر انداختن سلامتی خود و فقری که گریبانگیرشان بود برای والدین و بخصوص خواهران محبوبش هدایایی تهیه کند . وی برای رضایت خاطر پدرش تصمیم گرفت که در رشته الهیات تحصیل کند

    هدف وی این بود که هر چه زودتر بتواند به عنوان یک کشیش در آمدی کسب کرده و به وضعیت مالی خانواده اش سرو سامانی بدهد. ( این تصور که یک جوان کم رو و خجالتی بتواند در مقام یک کشیش موعظه های آتشین و گیرایی در مورد کناهان و دوری از شیطان ارائه کند دشوار می نماید . ) ...
    ... ریمان در دوران دبیرستان به مطالعه عمیق انجیل می پرداخت هر جند افکارش همیشه متوجه ریاضیات بود . وی حتی سعی نمود که برای اثبات صحت انجیل پیدایش دلایل ریاضی ارائه دهد . ریمان در آموختن دروس تا آن اندازه سریع بود که خیلی زود از معلمین خود پیشی گرفت و آنها فهمیدند که همگام با وی جلو رفتن کاری غیر ممکن است . سر انجام مدیر مدرسه کتاب دشواری در اختیار او قرار داد تا او را به به خود مشغول سازد . این کتاب حجیم 859 صفحه ای تئوری اعداد نوشته آدریان ماری لژاندر بود اثری شاهکار و پیشرفته ترین رساله دنیا در مورد موضوع مشکل تئوری اعداد. ریمان این کتاب را با اشتیاق تمام ظرف 6 روز مطالعه کرد . زمانیکه مدیر مدرسه از او پرسید : چند صفحه از کتاب را مطالعه کرده ای ؟ ریمان جواب داد این کتاب واقعا شگفت انگیز است . من به موضوعات آن مسلط شده ام چند ماه بعد مدیر مدرسه که هنوز ادعاهای پسرک را باور نکرده بود چند سئوال دشوار از کتاب نمود که ریمان به همه آنها بطور کامل جواب داد .

    با توجه به وضعیت نامطلوب مالی خانواده پدر ریمان می توانست او را به کارهای طاقت فرسا بگمارد ولی وی در عوض تمام تلاش خود را بکار برد تا فرزند 19 ساله اش را به دانشگاه معروف گوتینگن بفرستد جایی که ریمان برای اولین بار کارل فردیش گاوس (( سلطان ریاضیدانان )) یکی از بزرگترین ریاضیدانان تمام دوران تاریخ را ملاقات نمود . حتی اگر امروز هم شما از هر ریاضیدانی بخواهید تا سه نفر از معروفترین ریاضیدانان در طول تاریخ را نام ببرد بی شک نام ارشمیدس ایزاک نیوتن و کارل گاوس را خواهد برد . با این وجود زندگی ریمان مجموعه ای بی پایان از مصائب و گرفتاریهایی بود که تنها با تلاش زیاد و به مخاطره انداختن سلامتی آسیب پذیرش قابل تحمل بود . به دنبال هر موفقیتی شکست و تراژدی نهفته بود . مثلا درست موقعی که بخت به او روی آورد و مطالعات رسمی اش را تحت نظر گاوس شروع کرد آلمان تحت تاثیر یک انقلاب تمام عیار واقع شد . طبقه کارگر که مدتها تحت شرایط غیر انسانی زندگی میکرد بپا خاست و کارگران شهرهای زیادی در سراسر آلمان اسلحه به دست گرفتند . تظاهرات و شورشهای اوایل 1848 الهام بخشنوشته های یک فرد آلمانی دیگر به نام کارل مارکس گردید که برای پنجاه سال بعد جریان جنبشهای انقلابی را در سرتاسر اروپا بطور عمیقی تحت تاثیر قرار داد .

    با در گیر شدن آلمان در اغتشاش و آشوبهای سراسری مطالعات ریمان متوقف شد . وی رسما به مقامی در گروههای دانشجویی منصوب شد و به این افتخار شک بر انگیز نایل شد که شانزده ساعت طاقت فرسا و نفس گیر را صرف حفاظت از کسی بکند که حتی از خود وی نیز بیشتر ترسیده بود : پادشاه که از ترس خشم طبقه کارگر در کاخ سلطنتی خود در برلین پنهان شده و بر خود می لرزید .
    طوفان انقلابی نه تنها در آلمان بلکه در ریاضیات نیز وزیدن گرفته بودند . مسئله ای که توجه ریمان را به خود جلب کرده بود فروپاشی هندسه اقلیدسی یکی دیگر از ستونهای استوار ریاضیات بود که بیانگر سه بعدی بودن فضاست . علاوه بر این فضای سه بعدی یاد شده (( تخت)) می باشد ( در فضای تخت کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه یک خط راست است و این موضوع امکان انحنادار بودن فضا مانند سطح یک کره را منتفی میکند ) . در واقع کتاب اصول اقلیدس احتمالا بعد از انجیل تاثیر گذار ترین کتاب تاریخ بود . پویا ترین مغزهای تمدن غرب برای دو هزار سال در برابر زیبایی و سحر کلام هندسه این کتاب در تحیر بوده اند . بر پایه این اصول هزاران کلیسای عالی بنا نهاده شدند . در نگاهی به گذشته این هندسه شاید بیش از حد موفق بود و در طول قرون جایگاهی همچون یک مذهب پیدا کرده بود . هر کسی که جرات به خرج داده و فضای انحنادار یا ابعاد بالاتر را مطرح می کرد مورد تکفیر قرار می گرفت . برای نسلهای متمادی دانش آموزان با اصول هندسه اقلیدسی کلنجار رفته اند : اینکه محیط یک دایره برابر حاصل ضرب قطر آن در عدد پی است و مجموع زوایای داخلی یک مثلث 180 درجه است .

    ولی ریاضیدانان بزرگ در طول قرنها علیرغم تلاشهایشان موفق به اثبات این قضایای ساده و اغواکننده نشدند . در واقع ریاضیدانان اروپا بتدریج دریافتند که حتی کتاب اصول اقلیدس که 2300 سال مورد تکریم بود کتاب ناقصی است . با محدود کردن خود به سطوح تخت میتوان از هندسه اقلیدسی دفاع کرد اما اگر وارد دنیای سطوح انحنا دار شویم این هندسه عملا غلط از آب در می آید . از نظر ریمان هندسه اقلیدسی بخصوص در مقایسه با دنیا و تنوع غنی آن فاقد خلاقیت و نوزایی بود . شکلهای هندسی مسطح و ایده آل اقلیدسی را در هیچ جای طبیعت نمی توان مشاهده کرد . رشته کوهها امواج اقیانوسها ابرها گردابها شکلهای دایره های مثلثی و مربعی کامل نیستند بلکه اشیاء منحنی هستند که به روشهای بی شماری خمیده و پچپیده شده اند . زمان انقلاب فرا رسیده بود اما چه کسی هدایت آن را در دست می گرفت و چه چیزی میتوانست جایگزین هندسه قدیمی گردد .

    ریمان در برابر هندسه یونانی با دقت ریاضی ظاهری ، قد علم کرد ، هندسه ای که بنا به دریافت ریمان اصول آن در نهایت بر اساس بنیانهای لرزان فهم عامه و باورهای فطری استوار بود ، نه یک زمینه مستحکم منطقی ، به گفته اقلیدس ، بدیهی است که نقطه هیچ بعدی ندارد و خط دارای یک بعد است : طول ، صفحه دو بعد دارد : طول و عرض ، یک جسم جامد سه بعد دارد : طول و عرض و ارتفاع و این هندسه در همینجا متوقف میشود . هیچ چیز دارای چهار بعد نیست . این دریافت ها توسط ارسطوی فیلسوف نیز بازتاب داده میشد که ظاهرا اولین کسی بود که قاطعانه بیان کرد بعد چهارم فضایی ، ناممکن میباشد . وی در کتابش به نام " در مورد آسمان " نوشت : "خط در یک سو دارای اندازه است ، صفحه در دو سو و جسم جامد در سه سو و فراتر از اینها هیچ سویی وجود ندارد . چرا که فقط سه سو وجود دارند" .

    صدو پنجاه سال پس از میلاد مسیح ، یک ستاره شناس اهل اسکندریه به نام "بطلمیوس" پا را فراتر نهاده و در کتاب خود تحت عنوان "در مورد فاصله" اولین دلیل مبتکرانه مبنی بر غیر ممکن بودن بعد چهارم را ارائه کرد . وی استدلال خود را چنین بیان میکرد که ابتدا سه خط رسم کنید که دو به دو بر هم عمود باشند . برای مثال گوشه یک مکعب شامل سه خط دو به دو عمود بر هم است . آنگاه سعی کنید که خط چهارمی عمود بر این سه خط رسم کنید . هر چقدر که سعی کنی ، نمیتوانید این چهار خط دو به دو عمود بر هم را ترسیم کنید . بطلمیوس ادعا کرد که خط عمود چهارم کاملا بدون اندازه و بدون تعریف میباشد . آنچه را که بطلمیوس اثبات کرد ، در واقع این بود که با ذهن های سه بعدی ما تصور بعد چهارم ممکن نیست . (در واقع امروزه ما میدانیم که در ریاضیات موضوعات زیادی وجود دارد که غیر قابل تصور هستند ، ولی میتوان نشان داد که وجود دارد .) شاید بتوان از بطلمیوس به عنوان شخصیتی در تاریخ نام برد که در مقابل دو ایده عظیم به مخالفت برخاست : منظومه شمسی با مرکزیت خورشید و بعد چهارم . در واقع ، در طول قرون ، برخی ریاضیدانها به خاطر مخالفت با بعد چهارم از مسیر خود منحرف شدند . در سال 1685 ، ریاضیدانی به نام "جان والیس" علیه این مفهوم به بحث و جدل پرداخت و آن را "اژدهای طبیعت که احتمال وجودش کمتر از کیمرا (جانوری که در افسانه های یونان سر شیر ، بدن ببر و دم مار بوده است ) یا سنتر (جانوری در افسانه های یونان که دارای سر و دست انسان و بدن اسب بوده است) است نام برد ... طول ، عرض و ضخامت همه فضا را پر میکنند . ذهن بشر نمیتواند تصور هم بکند که چطور بعد چهارم مکانی ممکن است فراسوی این سه بعد وجود داشته باشد . "
    برای هزاران سال ریاضیدانها دائما مرتکب این اشتباه ساده ولی اساسی میشدند که بعد چهارم نمیتواند وجود داشته باشد ، برای این که نمیتوانیم تصویری از آن را در ذهن خود داشته باشیم .

    شکاف عمیق ، موقعی در هندسه اقلیدسی حاصل آمد که گاوس از شاگردش ریمان ، در خواست کرد تا یک سخنرانی در مورد " بنیاد هندسه " ارائه دهد . گاوس خیلی علاقه مند بود تا ببیند آیا شاگردش می تواند در توسعه یک مدل جایگزین برای هندسه اقلیدسی موفق باشد یا نه ؟ ( چند دهه قبل از آن ، گاوس بطور شخصی ، مطالعات عمیق و وسیعی در باب هندسه اقلیدسی انجام داده بود . وی حتی با همکارانش در مورد " کرم کتاب " هایی فرضی که می توانند در یک سطح کاملا دو بعدی زندگی کنند ، صحبت کرده بود . وی در مورد این ایده به هندسه فضای فرا ابعادی نیز صحبت کرده بود . بهر حال ، از آنجائیکه گاوس شخصیت محافظه کارانه ای داشت ، هیچ یک از کارهای خود را در مورد ابعاد بالاتر انتشار نداد زیرا احتمال ایجاد سرو صدا و اعتراض از طرف افراد کج اندیش و محافظه کار و متعصب می رفت . وی به تمسخر ، چنین افرادی را " بیوتین " می نامید که یک قبیله عقب مانده ذهنی یونانی بودند . )
    با اینهمه ، ریمان در هراس بود . با داشتن شخصیتی ترسو و حتی بیم صحبت کردن در مقابل مردم ، قرار بود به درخواست استادش ، برای تمام دانشکده ، در مورد مشکلترین مسئله ریاضیات قرن ، سخنانی ایراد کند .
    در طول ماهها بعد ، ریمان با رنج و مشقت شروع به تعمیم تئوری فرا ابعادی نمود و در این راه تا به خطر افتادن سلامتی خود و ناراحتی اعصاب پیش رفت . بخاطر وضعیت مالی رقت انگیزش ، بنیه جسمی وی نیز در معرض خطر قرار گرفت . او مجبور بود که به شغلهای کم در آمدی مانند معلمی سر خانه بپردازد تا کمکی نیز به خانواده اش بکند . گذشته از اینها ، بخاطر تلاش در توضیح مسائل فیزیک ، از مسیر کاری خودش منحرف می شد . بخصوص اینکه وی به یک پروفسور دیگر بنام " ویلهلم وبر " در انجام آزمایشاتی در زمینه تحقیقاتی تازه و جذاب الکتریسیته کمک می کرد .

    البته مردمان باستان نیز با الکتریسیته ، به شکل رعد و برق و جرقه آشنایی داشتند . ولی این پدیده در اوایل قرن نوزدهم کانون توجه تحقیقات فیزیکی واقع شد . بویژه ، کشف این موضوع که عبور جریان الکتریسیته از یک سیم ، باعث چرخیدن عقربه قطب نمایی که در نزدیکی سیم واقع شده می گردد ، توجه مجامع علمی فیزیک را به خود معطوف نمود . در حالت معکوس ، حرکت یک آهنربا از روی یک سیم می تواند جریان الکتریکی در آن القاء کند . ( این پدیده قانون فاراده نامیده می شود و امروز ، تمام مولدهای برق و ترانسفور ماتورها – و بنا بر این بخش عظیمی از پایه های تکنولوژی مدرن – بر روی این اصل بنا نهاده شده اند ) . برای ریمان ، این پدیده بیانگر آن بود که الکتریسیته و مغناطیس ، به طریقی شکلهای مختلف یک نیرو می باشند . ریمان از این کشف جدید به شعف آمده و متقاعد گشته بود که قادر به ارائه توضیحی ریاضی برای اتحاد الکتریسیته و مغناطیس می باشد . با ایمان به اینکه ریاضیات جدید ، منجر به درک همه جانبه ای از این نیروها خواهد شد ، ریمان تمام وقت خود را وقف آزمایشگاه وبر ساخته بود . بخاطر قبول مسئولیت آماده کردن یک سخنرانی دقیق و موشکافانه در مورد " بنیاد هندسه " برای تامین خانواده خود و نیز انجام دادن آزمایشات علمی ، در نهایت سلامتی ریمان به خطر افتاد و در سال 1854 دچار اختلال عصبی گردید . وی بعدا ، ضمن نامه ای به پدرش نوشت ، (( من بقدری در تحقیقات خودم در باره اتحاد تمام قوانین فیزیکی غرق شده بودم که وقتی موضوع سخنرانی امتحانی به من داده شد ، نمی توانستم خودم را از تحقیقاتم کنار بکشم . لذا بخاطر کار فکری زیاد در این مورد و نیز بخاطر ماندن در فضای سنگین آزمایشگاه ، مریض شدم . ))

    این نامه ، از این نظر حائز اهمیت است که نشان می دهد حتی در طول ماههای بیماری ، ریمان کاملا بر این عقیده بود که می تواند " اتحاد تمام قوانین فیزیکی " را کشف کرده و در نهایت ، ریاضیات مسیر لازم برای رسیدن به این اتحاد را هموار خواهد ساخت .
    سر انجام ریمان ، علی رغم بیماریهای مکرر خود ، تصویر تازه و و تکان دهنده ای از مفهوم " نیرو " ارائه نمود . از زمان نیوتن ، دانشمندان نیرو را به عنوان عامل اندرکنش لحظه ای بین دو جسم دور از هم در نظر می گرفتند . این موضوع را فیزیکدانها ، کنش از فاصله نام گذاری کردند ، بدین معنی که یک جسم می تواند حرکت اجسام دورتر را به طور آنی تحت تاثیر قرار دهد . مکانیک نیوتنی ، بدون شک می توانست حرکت سیاره ها را توصیف کند ولی در طول قرون ، منتقدین در مورد غیر طبیعی بودن موضوع کنش از فاصله بحث می کردند ، اینکه یک جسم بتواند جهت حرکت جسم دیگر را بدون اینکه حتی تماسی با آن داشته باشد ، تعغییر دهد .

    ریمان ، تصویر فیزیکی جدید و کاملا" متفاوتی را ارائه نمود . مانند ( کرم های کتاب ) گاوس ، وی گونه ای از موجودات دو بعدی را که بر روی یک صفحه کاغذ زندگی می کنند ، در نظر گرفت . ولی راه حل مهم ریمان این بود که موجودات را بر روی یک صفحه کاغذ " مچاله شده " در نظر گرفت . این موجودات چه تصوری از دنیای اطراف خود داشتند ؟ دریافت ریمان این بود که از نظر آنها ، دنیایشان کاملا تخت می نماید . بخاطر اینکه بدنهای آنها با صفحه کاغذ مچاله شده بودند ، هر گز متوجه انحنای دنیای خود نمی شدند . با این وجود ، ریمان عقیده داشت که اگر این موجودات سعی در حرکت روی این صفحه کاغذ مچاله سده بکنند ،" نیروی نامرئی " و اسرار آمیزی را احساس میکنند که مانع از حرکت آنها در یک خط مستقیم می شود . هر دفعه که این موجودات از روی چین و چروکهای صفحه حرکت می کردند ، بدنهایشان به چپ و راست فشار داده می شد . بدین ترتیب ، با رد کردن اصل کنش از فاصله ، ریمان بعد از 200 سال ، اولین تکان اساسی را به فیزیک نیوتنی وارد نمود . از نظر ریمان ، " نیرو نتیجه ای از هندسه است " در ادامه ، ریمان بجای صفحه کاغذ دو بعدی ، جهان سه بعدی ما را در بعد چهارم پیچیده شده ، جایگزین کرد . در هم پیچیدگی جهان برای ما روشن و واضح نیست . با اینهمه ، اگر ما سعی می کردیم تا در یک خط راست حرکت کنیم ، بلافاصله متوجه می شدیم که این کار ما یک ایرادی دارد . ما مانند آدمهای مست ، تلو تلو می خوردیم گویی که نیرویی نامریی ما را به چپ و راست هل می دهد . ریمان به این نتیجه رسید که الکتریسیته ، مغناطیس و گرانش ناشی از درهم مچاله شدن جهان سه بعدی ما در بعد نامرئی چهارم می باشد . بنابر این " نیرو " موجودیت مستقلی ندارد بلکه فقط اثری ظاهری است که بخاطر تغییر شکل هندسی ایجاد میشود .
    ریمان با معرفی بعد چهارم مکانی ، بطور اتفاقی با یکی از موضوعات اصلی فیزیک نظری مدرن مواجه شد ، اینکه وقتی طبیعت در فضای با ابعاد بالاتر بیان شوند ، ساده تر بنظر می رسند . وی سپس سعی در ایجاد یک زبان ریاضی داشت که بوسیله آن ، بتواند این عقیده را توضیح دهد
    چند ماه طول کشید تا ریمان توانست از ناراحتی عصبی خود ، خلاصی یابد . در نهایت ، وقتی که سخنرانی خود را در سال 1854 ارائه نمود ، مورد استقبال گسترده ای قرار گرفت . با نگاهی به گذشته ، معلوم میشود که سخنرانی وی ، بدون شک یکی از مهمترین سخنرانی های عمومی در تاریخ ریاضیات بود . به زودی در سراسر اروپا شایع گشت که ریمان مشخصا پا را فراتر از هندسه اقلیدسی نهاده است ، هندسه ای که در طول دو هزار سال گذشته ، حاکم بود . خبرهای مربوط به سخنرانی در تمام مراکز آموزشی اروپا پخش شد و در مجامع آکادمیک ، از سهم عمده ریمان در پیشبرد ریاضیات ستایش و قدردانی به عمل آمد . مطالب وی به چندین زبان ترجمه شد و تکانی در ریاضیات ایجاد کرد . استناد به هندسه اقلیدس اهمیت قبلی خود را از دست داده بود .
    مانند بیشتر کارهای برجسته در فیزیک و ریاضیات ، درک هسته اصلی مقاله مهم ریمان ، کار مشکلی نیست . ریمان ، کار خود را با قضیه معروف فیثاغورث ، یکی از کشف های مهم یونانی ها در ریاضیات ، شروع کرد . این قضیه رابطه ای بین طول سه ضلع یک مثلث قائم الزاویه ایجاد کرده و بیان میدارد که مجموع مربعات اضلاع کوچکتر برابر با مربع ضلع بزرگتر ، یعنی وتر میباشد . به عبارتی دیگر ، اگر b , a طول دو ضلع کوتاهتر و c طول وتر باشد ، در این صورت (البته قضیه فیثاغورث ، اساس تمام کارهای معماری است . هر بنایی که در این سیاره ساخته میشود ، بر روی این قضیه استوار است . ) این قضیه ، برای فضای سه بعدی هم به راحتی قابل تعمیم است . به این بیان که مجموع مربعات سه ضلع مجاور به هم در یک مکعب برابر با مربع قطر مکعب است . لذا اگر a ، b وc نشانگر یالهای مکعب و d معرف طول قطر مکعب باشد ، در این صورت: a^2+b^2+c^2=d^2

    حال به سادگی میتوان این قضیه را به فضای N بعدی تعمیم داد . فرض کنید در یک مکعب N بعدی ، a ، b ، c و ... طول یالهای این " ابر مکعب" بوده و z طول قطر آن باشد . در این صورت : a^2+b^2+c^2+....=z^2
    موضوع قابل توجه این است که با وجود ناتوانی ذهن مابرای تصور این مکعب N بعدی ، نوشتن فرمولی برای اضلاع آن ، ساده میباشد . (این یک خصوصیت متداول در کار با ابر فضا است . از نظر ریاضی ، سر و کار داشتن با فضای N بعدی مشکل تر از سر و کار داشتن با فضای سه بعدی نیست . تعجب آور نیست که بتوان بر روی یک صفحه کاغذ ، خواص جسمی با ابعاد بالاتر را که توسط ذهن های ما قابل تصور نیستن ، به طور ریاضی توصیف کرد . ) در ادامه کار ، ریمان این معادلات را برای فضای های با ابعاد اختیاری تعمیم داد . این فضا ها یا تخت هستند یا انحنا دار . اگر فضا تخت باشد ، در این صورت اصول موضوعی رایج اقلیدس کاربرد دارد : کوتاهترین فاصله بین دو نقطه یک خط مستقیم است . خطوط موازی هرگز همدیگر را قطع نمیکنند و مجموع زوایای داخلی یک مثلث 180 درجه میشود . ریمان همچنین متوجه شد که سطوح میتواند دارای " انحنای مثبت " باشند ، مانند سطح یک کره ، که درآن دو خط موازی همیشه یکدیگر را قطع میکنند . و مجموع زوایای یک مثلث از 180 درجه تجاوز میکند . همچنین سطوح میتوانند " انحنای منفی " نیز داشته باشند ، مانند سطح زینی ( زین اسب ) یا سطح شیپوره ای شکل . در چنین سطوحی ، مجموع زوایای داخلی یک مثلث کمتر از 180 درجه میباشد و از یک نقطه واقع در بیرون یک خط مفروض ، بی نهایت خط موازی با آن خط میتوان ترسیم نمود.



    یک صفحه دارای انحنای صفر میباشد . در هندسه اقلیدسی زوایای داخلی یک مثلث برابر 180 درجه میباشد و خطوط موازی هرگز همدیگر را قطع نمیکنند . در هندسه نا اقلیدسی ، یک کره دارای انحنای مثبت میباشد . مجموع زوایای داخلی مثلث بیشتر از 180 درجه بوده و خطوط موازی همیشه یکدیگر را قطع میکنند . (خطوط موازی شامل کمانهایی هستند که مرکز آنها با مرکز کره یکی است ). یک سطح به شکل زین دارای انحنای منفی است . مجموع زوایای داخلی کمتر از 180 درجه است . بی نهایت خطوط موازی با یک خط مفروض وجود دارند که از یک نقطه ثابت عبور میکنند .
    هدف ریمان معرفی روشی تازه در ریاضیات بود که وی را قادر به توصیف تمام سطوح ، صرفنظر از میزان انحنای آنها بکند . این امر ریمان را بطور غیر قابل اجتنابی به مطرح کردن دو باره مفهم میدان فاراده سوق داد . همانطور که گفته شد ، میدان فاراده یک ناحیه از فضای سه بعدی را اشغال می کند که می توان به هر نقطه ای از آن فضا ، مجموعه ای از اعداد را که توصیف کننده نیروی مغناطیسی یا الکتریکی آن موقعیت می باشند ، نسبت دهیم . ایده ریمان ، معرفی مجموعه ای از اعداد در هر نقطه ای از فضای بود که بتوانند مقدار انحنا یا تاب آن فضا را توصیف کنند .
    برای مثال ، در یک صفحه دو بعدی معمولی ، ریمان یک مجموعه سه عددی را برای هر نقطه نسبت داد که توصیف کننده کامل مقدار خم در آن نقطه بود . وی متوجه شد که در فضای چهار بعدی فضایی ، برای هر نقطه ، نیاز به مجموعه ای ده عددی برای توصیف خواص آن می باشد . صرفنظر از میزان مچاله شدگی یا پیچش فضا ، این مجموعه ده عددی در هر نقطه ، برای مشخص کردن اطلاعات لازم در باره آن فضا کافی است . اجازه دهید این ده عدد را با علائم g11,g12,g13,... نشان دهیم ( در تحلیل یک فضای چهار بعدی ، اندیس پایین می تواند از یک تا چهار تغییر کند . ) در اینصورت مجموعه ده عددی ریمان را می توان با یک آرایش متقارن ، آرایش داد .


    ( بنظر می رسد که اینجا با 16 مولفه سر و کار داریم ، ولی g12=g21 و g13=g31 و غیره. بنابر این در واقع فقط ده مولفه مستقل از هم وجود دارند ) . امروزه ، به این مجموعه اعداد " تانسور متریک " ریمان گفته می شود . در حالت کلی هر چه اندازه تانسور متریک بزرگتر باشد ، مچاله شدگی صفحه نیز بیشتر خواهد بود . تانسور متریک به ما ابزاری جهت اندازه گیری مقدار انحنای صفحه در نقطه ، بدون توجه به میزان مچاله شدگی آن ارائه می دهد . اگر این صفحه مچاله شده را کاملا صاف کنیم ،دراین صورت به فرمول فیثاغورث می رسیم . ریمان توسط تانسور متریک خود ، توانست یک ابزار قوی برای توصیف فضاهایی با ابعاد دلخواه ، و با هر انحنایی را بنا نهد .
    ریمان با تعجب دریافت که تمام این فضا ها ، خوش تعریف و خود سازگار هستند . قبلا گمان میرفت که در صورت تحقیق در مورد دنیای ممنوعه ابعاد بالا تر ، تضاد های بسیار زیادی بروز خواهند نمود ، با این وجود ریمان بر خلاف انتظارش هیچ گونه تضادی مشاهده ننمود . در حقیقت تعمیم موضوع به فضای N بعدی برای ریمان ، موضوع ساده ای مینمود . در این حالت ، تانسور متریک مشابه خانه های یک صفحه شطرنجی N*N خواهند بود . وقتی که ما اتحاد تمام نیروها را مورد بحث قرار دهیم ، این موضوع کاربرد های فیزیکی خیلی زیادی پیدا خواهد نمود .
    (خواهیم دید که رمز اتحاد ، بسط دادن تانسور متریک ریمان به فضای N بعدی و سپس تجزیه کردن آن به اجزای مستطیلی است . هر قسمت مستطیلی ، متناظر با یک نیروی متفاوت است . با این ترتیب میتوانیم نیروهای مختلف طبیعت را با مرتب کردن آنها در تانسور متریک ، مانند قطعات یک پازل ، توصیف کنیم . این موضوع بیان ریاضی اصلی است که نشان میدهد فضای فرا ابعادی ، قوانین طبیعت را یکی میکند ، این که " فضای کافی" برای اتحاد آنها در فضای N بعدی موجود است . به عبارت دقیقتر ، در متریک ریمان ،" فضای کافی " برای اتحاد نیروهای طبیعت وجود دارد . )
    ریمان پیشرفت دیگری در فیزیک را پیش بینی کرد . وی یکی از اولین افرادی بود که " فضا های هم بند چندگانه" – کرم چاله ها – را مورد بررسی قرار داد . برای تصور این مفهوم ، دو صفحه کاغذ برداشته و یکی از آنها را روی صفحه دیگر بگذارید . حال با قیچی برشی کوچک بر روی هر یک از صفحات ایجاد کنید . سپس درامتداد این دو برش ، صفحات را به هم بچسبانید (از نظر توپولوژی – مکان شناسی : علم بررسی خواصی از فضا ها که با کشیدن یا فشردن تغییرنمیکند -- طول کرم چاله ، صفر در نظر گرفته شده است.)


    اگر یک حشره که در صفحه بالایی زندگی میکند ، روزی بر حسب اتفاق به داخل شکاف برود ، خودش را در صفحه پایین خواهد یافت . در این صورت ، این حشره سر در گم خواهد شد زیرا هیچ چیز در جای صحیح خود قرار ندارد . بعد از مدتی سعی و تلاش ، متوجه خواهد شد که میتواند با ورود دوباره به برش ایجاد شده بار دیگر در دنیای معمول خود ظاهر شود . این حشره ، تا زمانی که دور از شکاف حرکت کند ، دنیایش عادی به نظر میرسد ، ولی اگر سعی در حرکت میانبر از طریق شکاف بکند ، با مشکل مواجه خواهد شد . برش های ریمان ، یک مثال از کرم چاله میباشند که دو فضا را به هم وصل میکند ( با این تفاوت که د ر این حالت طول کرم چاله صفر میباشد .) برش های ریمان به طور موثر تری توسط ریاضیدانی به نام لویس کارل در کتابش تحت عنوان " از میان آینه " مورد استفاده واقع شد . برش ریمان ، که انگلستان را با یک سرزمین عجایب ارتباط میدهد یک آینه است .
    امروزه برش های ریمان به دو صورت باقی مانده اند ، در شکل اول این که ، در طول هر دوره کارشناسی ارشد ریاضی در دنیا ، زمانی مطرح میشوند که کاربرد آنها در تئوری " الکترو استاتیک یا نگاشت همدیس " بحث میشود . و در شکل دوم برش های ریمان را در بخش هایی از فیلم " ناحیه گرگ و میش " میتوان پیدا کرد . ( باید تاکید نمود که خود ریمان ، این برش ها را به عنوان ابزاری جهت امکان مسافرت بین جهان ها ، تصور نمی کرد .)
    حضور ریمان در فیزیک به خاطر کارهایش همچنان ادامه داشت . حتی وی در سال 1858 اعلام کرد که سر انجام موفق شده است به بیان واحدی از نور و الکتریسیته دست پیدا کند . وی نوشت که " من کاملا متقاعد شده ام که تئوری ام تئوری درستی است ، و در عرض چند سال آینده ، این موضوع روشن خواهد شد . " با اینکه تانسور متریک ، روش موثری برای توصیف هر فضای انحنا یافته در هر بعدی را در اختیار ریمان قرار می داد ، ولی وی معادلات دقیقی را که تانسور متریک از آنها تبعیت بکند نمی دانست ، یعنی از این موضوع که چه چیزی باعث مچاله شدن کاغذ می شود اطلاع نداشت . متاسفانه تلاشهای ریمان برای حل مسئله ، بخاطر فقر وحشتناکی که گرفتارش بود ، به نتیجه ای روشن نمی رسید . موفقیتهای ریمان برایش پولی به ارمغان نمی آورد . در سال 1858 وی دچار اختلال عصبی دیگری شد . بعد از سالیان طولانی ، وی به مقام گاوس در گوتینگن منصوب شد که افراد زیادی در حسرت آن بودند . ولی دیگر خیلی دیر شده بود . یک عمر زندگی فقیرانه ، وی را در هم شکسته بود . مانند بسیاری از بزرگترین ریاضیدانان در طول تاریخ ، وی نیز در سن 39 سالکی قبل از اینکه موفق به تکمیل تئوری هندسی گرانشی و الکتریستیه و مغناطیس شود ، از دنیا رفت .

    بطور خلاصه ، ریمان پا را فراتر از بنیان نهادن ریاضیات ابر فضا ، گذاشت . در نگاهی به گذشته ، متوجه میشویم که ریمان برخی از موضوعات اصلی در فیزیک مدرن را نیز پیش بینی نموده بود . خصوصا" موارد زیر را :
    1- وی فضای فرا ابعادی را برای ساده سازی قوانین طبیعت بکار برد . بنظر وی الکتریسیته و مغناطیس و نیز گرانش تنها تاثیراتی از مچاله شدن و در هم پیچیدگی فضای فرا ابعادی می باشند .
    2- وی مفهوم کرم چاله ها را پیش بینی نمود . برشهای ریمان ، ساده ترین مثالها از فضاهای همبند چند گانه هستند .
    3- ریمان ، گرانش را به عنوان یک میدان بیان نمود . تانسور متریک ، به دلیل آنکه نیروی گرانشی را ( بواسطه انحنا ) در هر نقطه ای از فضا توصیف می کند . موقعی که به گرانش اعمال می شود ، دقیقا مفهوم میدان فاراده را دارا می باشد .

    ریمان نمی توانست کار خود بر روی میدانهای نیرو را کامل کند ، زیرا وی به معادلاتی که الکتریسته ، مغناطیس و گرانش از آنها تبعیت مکنند ، دسترسی نداشت . بعبارت دیگر نمی دانست که جهان دقیقا چگونه مچاله شده و نیروی گرانش را تولید می کند . وی کوشید تا معادلات مربوط به میدان الکتریسیته و مغناطیس را کشف کند . ولی قبل از اینکه موفق به اتمام پروژه اش شود ، دار فانی را وداع گفت . تا زمان مرگش ، وی هنوز هیچ راهی برای محاسبه اینکه چه مقدار مچاله شدگی برای توصیف نیروها لازم است ، پیدا نکرده بود . پیشرفتهای عظیم در این زمینه ، به ماکسول و انیشتین واگذار شده بود .
    سر انجام طلسم شکسته بود . ریمان در طول زندگی کوتاه خود ، طلسمی را که بیش از دو هزار سال قبل توسط اقلیدس ایجاد شده بود، شکست . تانسور متریک ریمان سلاحی بود که ریاضیدانهای جوان با آن در مقابل بوتیانها که در برابر هر نوع اظهار عقیده در مورد ابعاد بالاتر به مخالفت بر می خواستند ، ایستاد . کسانی که از آراء ریمان تبعیت می کردند ، متوجه شدند که راه خوبی برای صحبت از دنیا های نامرئی پیدا کرده اند . بزودی نتایج تحقیقات در سراسر اروپا به بار نشست . دانشمندان بر جسته ، شروع به عامه فهم کردن این ایده برای مردم عادی نمودند . هرمان فون هلمهولتز که شاید معروفترین فیزیکدان آلمانی نسل خویش بود و عمیقا تحت تاثیر کارهای ریمان قرار گرفته بود ، در باره ریاضیات حاکم بر دنیای موجودات هوشمندی که بر روی یک کره یا توپ زندگی میکردند ، سخنان زیادی برای عموم مردم ایراد نمود و یا به رشته تحریر در آورد . بر طبق نظر هلمهولتز ، این موجودات با قدرت استدلالی مشابه ما انسانها ، بطور مستقل کشف می کردند که تمام فرضیات و قضایای اقلیدس بی فایده اند . برای مثال ، بر روی کره ، مجموع زوایای داخلی یک مثلث ، 180 درجه نمی شود . " کرم کتاب " که گاوس قبلا برای اولین بار در مورد آنها سخن گفته بود ، حال خود را ساکنین کره های دو بعدی هلمهولتز می یافتند .

    هلمهولتز نوشت : " اصول موضوعی هندسه باید متناسب با نوع فضایی تغییر کنند که در آن موجوداتی با قدرت استدلال شبیه ما انسانها ، زندگی می کنند. وی در کتاب خود تحت عنوان سخنرانیهای مشهور در باره موضوعات علمی (1881) به خوانندگانش گوشزد نمود که تصور بعد چهارم برای ما امکانپذیر نیست . در واقع ، او بیان داشت که " چنین " تصویری " برای ما ، همانقدر غیر ممکن است که تصور رنگها برای کسی که نابینا بدنیا آمده است ".

    برخی از دانشمندان که مبهوت زیبایی کار ریمان شده بودند ، تلاش کردند تا برای چنین ابزار قوی ، کاربردهای فیزیکی پیدا کنند . در حالیکه بعضی از دانشمندان کاربردهای بعد بالاتر را کشف میکردند ، بقیه دانشمندان به مسایل عملی و ملموستری مانند نحوه غذا خوردن یک موجود دو بعدی می پرداختند . برای اینکه موجودات دو بعدی گاوس بتوانند غذا بخورند ، دهانشان باید معطوف به یک جهت باشد . حال اگر لوله گوارشی این موجودات را رسم کنیم ، متوجه می شویم که این مسیر ، بدن آنها را کاملا به دو قسمت تقسیم می کند . بنابر این در صورتیکه غذا بخورند ، بدنشان به دو تکه مجزا تقسیم می شود . در واقع ، هر لوله ای که دو روزنه بدنشان را به هم متصل می سازد ،آنها را به دو تکه مجزا تقسیم میکند . این امر ، ما را با یک انتخاب دشوار مواجه می سازد . یا اینکه این مردم مانند ما انسانها غذا می خورند و لذا بدنشان از هم جدا می شود و یا اینکه از قوانین زیست شناسی متفاوتی تبعیت میکنند .



    متاسفانه ریاضیات پیشرفته ریمان از سطح درک فیزیک قرن نوزدهم ، خیلی جلو افتاده بود . هیچ اصل فیزیکی برای جهت دادن به تحقیقات بیشتر وجود نداشت . مجبور بودیم تا یک قرن صبر کنیم تا فیزیکدانها همسطح ریاضیدانها بشوند. اما این موضوع مانع از آن نشد که دانشمندان قرن نوزدهم به حدسیات بی پایان در مورد شکل موجودات چهار بعدی نپردازند . بزودی ، آنها دریافتند که چنین موجودات چهار بعدی تقریبا نیروهای خداگونه خوهند داشت .

    در نگاهی به گذشته در میابیم که سخنرانی مشهور ریمان بوسیله متصوفین، فیلسوفان و هنرمندان در بین عموم مردم پخش شد ، هر چند به درک بیشتر ما از طبیعت کمک زیادی نمی کرد. از دیدگاه فیزیک نوین ، همچنین می توانیم ببینیم که چرا بین سالهای 1860 تا 1905 در درکمان از ابر فضا گشایشی بوجود نیامده است .

    اولا تلاشی صورت نگرفت تا با استفاده از ابعاد بالاتر ، قوانین طبیعت ساده تر شوند . بدون اصل راهگشا و بنیادین ریمان – که قوانین طبیعت در ابعاد بالاتر ساده می شوند – دانشمندان در این مدت ، تنها در تاریکی به لمس موضوع می پرداختند . اندیشه پر بار ریمان در مورد استفاده از هندسه – یعنی ابر فضای مچاله شده – برای توضیح اساس یک " نیرو " در آن سالها فراموش شده بود . ثانیا هیچ کوششی برای استفاده از مفاهیم میدان فاراده یا تانسور متریک ریمان برای پیدا کردن معادلات میدانی که ابر فضا از آن تبعیت می کرد به عمل نیامد . ابزار ریاضی که توسط ریمان توسعه داده شد ، بر خلاف مقاصد اصلی وی موضوع ریاضیات محض قرار گرفت . بدون تئوری میدان ، نمی توان در مورد ابر فضا ابراز نظر کرد . بنابر این با شروع قرن جدید بدگمان ( با توجیهاتی ) ادعا کردند جز تحریک مردم با داستانهای ارواح ، هیچ انگیزه فیزیکی برای معرفی بعد چهارم وجود ندارد . با این وجود ، این وضعیت نا مطلوب به زودی تغییر می یافت . ظرف چند دهه تئوری بعد چهارم ( زمان ) برای همیشه مسیر تاریخ را تغییر می داد . این تئوری ، بمب اتمی و تئوری خود آفرینش را در اختیارمان میگذاشت و فردی که که قرار بود این کار را انجام دهد فیزیکدان گمنانی بنام آلبرت انیشتن بود .

    منبع : هنر فیزیک

  8. #24
    کاربرسایت صدف.گ صدف.گ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    400
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: ذهن هاي خلاق



    ادمـــونـــد هالـــــي





    ادموندهالي يك ستارهشناس عادي نبود، بلكه طوفاني بزرگ در اين علم ايجاد كرد كههنوز هم در بسياري از دانشگاههاي معتبر دنيا دروسي درخصوص علم نجوم تدريسميشود كه بر مبناي يافتهها و تحقيقات اين دانشمند بزرگ ارائه ميشود.


    ادموندهالي كه در سال 1656 و در لندن چشم به جهان گشود از آن دسته نخبگاني استكه محيطهاي دانشگاهي نظير آكسفورد نيز نتوانست نيازهاي دروني و جوياي علماو را پاسخگو بوده و از اين رو در حالي كه چندصباحي را در دانشگاه آكسفوردگذرانده بود، از محيط آكادميك خارج شده و راهي اقيانوسها ميشود تا درآنجا حس كنجكاوي و علمجوي خود را با خيرهشدن به ستارگان و اجرام مختلفآسماني ارضا كند.


    جالب اين است كه وي زماني كه تنها 22 سالسن داشت به عنوان يكي از اعضاي جديد انجمن سلطنتي انگليس پذيرفته شد.گفتهميشود در جريان يكي از مسافرتهايي كه به پاريس براي شركت در يك برنامهمهم علمي داشت به طور كاملا اتفاقي ستاره دنبالهداري را كشف ميكند كه بهعقيده بسياري از صاحبنظران، اين رويداد پايهگذار تحقيقات وسيع وي درزمينه ستارگان دنبالهدار شد.


    هالي درخصوص نواسانات مغناطيسيتحقيقات وسيعي داشته است و حتي مقالات متعددي نيز در اين زمينه منتشر كردهاست. تحقيقات طولاني وي كمك زيادي نيز به دريانوردان كرده است چون بااستفاده از اين تحقيقات وي توانست به پيشرفتهاي قابل توجهي درخصوص پيداكردن طول جغرافيايي در اقيانوسها دست يابد. اراده مستحكم وي حتي دانشمندبزرگي نظير نيوتون را نيز وادار ساخته بود با تاييد يافتههايش، آن را بهچاپ برساند.


    استفاده از مطالعات قبلي نيوتون موفقيتهاي بيشتريبراي هالي به دنبال داشت، بهطوريكه وي توانست با بهرهگيري از آنهامدارهاي چرخشي بيش از 22 ستاره دنباله دار را شناسايي و تعيين كند.


    ادموندهالي در سال 1742 درگذشت، اما سالها پيش از آن يعني در سال 1705 بازگشتمجدد يك ستاره دنبالهدار را پيشبيني كرده بود و البته دنيا در كمال حيرتتحقق اين پيشبيني را نظارهگر بود. امروزه از هالي در دنياي علم نجوم بااحترام خاصي ياد ميشود.

    منبع : جام جم آنلاین

  9. #25
    کاربرسایت صدف.گ صدف.گ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    400
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: ذهن هاي خلاق



    زندگینامه مايكل فارادي



    تولد : 22 سپتامبر 1791 حومه لندن

    فوت : 26 اوت 1867 لندن




    زندگينامه:



    امروزدر جهان هر كجا در اثر تغيير ميدان مغناطيسي جريان القايي به وجود مي آيدو مولد الكتريسيته اي كار مي افتد و جريان الكتريسيته توليد مي كند اثرياز فارادي ديده مي شود. مايكل فارادي پسر نعلبند انگليسي است كه در حومهلندن به دنيا آمد. او به سبب فقر و اينكه از همان اوان كودكي متكفل مخارجخانواده اش بود، تحصيلات ابتدايي را تمام نكرد و از سيزده سالگي مشغول بهكار شد. كارش صحافي و توزيع روزنامه و به طور كلي شاگردي يك مغازهكتابفروشي بود. دستهاي او در اثر كار صحافي، در حركت و سازندگي مهارت يافتو انديشه او سبب خواندن هر كتاب پيش از صحافي و هر روزنامه پيش از توزيع ،رشد يافت.

    تصادف چنين بود كه همفري ديوي، فيزيكدان مشهور انگليسي،تهيه كارت دعوت براي سخنرانيهاي علمي خود را به اين كتابفروشي سفارش دهد وفارادي، زرنگي كرد و كارت دعوت چند جلسه رانيز براي خود نوشت و در جلساتحاضر شد. پس از سه يا چهار جلسه، موقعي كه فارادي در جلسه سخنراني رفت،كتابي جلد شده و مرتب همراه تقاضاي كار به همفري ديوي داد. اين كتابسخنراني هاي ديوي بود كه آنها را به صورت ماهرانه اي تنظيم كرده بود.درخواست فارادي قبول شد مشروط بر آنكه به عنوان كارگر در آزمايشگاه شيمي وفيزيك به كار نظافت بپردازد. اما او با تكيه بر دستهاي سازنده و انديشهپويا و جسجوگر خود، با سرعت به دستياري ديوي برگزيده شد و موقعي كه در آنزمان ديوي را براي سخنرانيهاي علمي به كشورهاي اروپايي دعوت كردند. مايكلفارادي نيز همراه ديوي بود و حاصل اين سفر سي ماهه، براي او آموختن چندزبان زنده دنيا و آشنايي با دانشمندان معروف زمان و اطلاع از تجارب علميآنها گرديد.

    در سال 1815 پس از پايان اين مسافرت فارادي به كارپرداخت و پس از مدتي به رياست آزمايشگاههاي علمي انجمن سلطنتي انگليسرسيد. فارادي به عنوان يكي از بزرگترين دانشمندان آزمايشگر علوم تجربي ،به قوانين و اكتشافات بسيار مهمي دست يافت، به طوري كه در همان زمان نيزارزش كارش معلوم شد و همفري ديوي به همكاري با او افتخار مي كرد و مي گفت: « بزرگترين كشف من كشف وجود فارادي است.»



    از آثار علمي او:

    1-مطالعه در آثار شيميايي جريان الكتريسيته و كشف قوانين الكتروليز ( قوانينفارادي) و انتخاب اصطلاحات مربوط به الكتروشيميايي مانند : الكترود ،آند،كاتد،الكتروليت، . . .

    2- موتور الكتريكي - در سال 1821 فاراديموفق شد كه اولين موتور الكتريكي را بسازد، او با گذراندن جريانالكتريسيته از يك چرخ فلزي كه در ميدان مغناطيسي قرار داشت، توانست چرخ رابه حركت در آورد. ان چرخ متكي بر يك محور رسانا بود كه از پايين نيز باسطح جيوه تماس داشت.

    3- توليد الكتريسيته از راه القاي مغناطيسي -در هفدهم اكتبر سال 1831 به كشف اين پديده موفق شد كه حركت نسبي يكمغناطيس و يك سيم پيچ مي تواند جريان الكتريكي توليد كند. و از آن پس كهتكنولوژي توليد الكتريسيته از طريق ديناموها و آلترناتورها ( مولد هايجريان پيوسته و متناوب ) شروع و تكميل شد. فارادي نه تنها در انديشهاختراع و اكتشاف و ساختن بود، بلكه « ياددادن » و به ويژه آموزش علوم بهكودكان را وظيفه خود مي دانست. او از همان ساله اي اوليه اي كه به سرپرستيآزمايشگاههاي علوم تجربي منصوب شد، در روزهاي مشخصي از هفته ( چهارشنبهها) براي كودكان در محل ازمايشگاه سخنراني و آزمايش مي كرد. جالب است كهگفته شود هنوز سخنراني هاي علمي پس از يك و نيم قرن، در سطحي گسترده هنوزادامه دارد!

    گرچه فارادي در 26 اوت 1867 وفات يافت وليكن تازماني كه آثار الكتريسيته و مغناطيس مورد مطالعه و استفده انسان قرار ميگيرد ياد فارادي زنده است.


    منبع

  10. #26
    کاربرسایت صدف.گ صدف.گ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    400
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: ذهن هاي خلاق


    اینشتین 131 ساله شد





    خبرگزاری مهر: 14 مارچ 1879 دانشمندی که همیشه معتقد بود "تصور کردن از دانستن بسیار مهم تر است" 131 ساله می شود. فردی که پس از مرگ مغز وی حفظ شد تا دانشمندان بتوانند بر روی آن مطالعه کنند.
    به گزارش خبرگزاری مهر، گفته می شود انسان در دوران زندگی خود حتی از پنج درصد از توانایی های مغزی خود استفاده نمی کند و هیچکس مانند آلبرت اینشتین نتوانست این محدودیت در استفاده از توانایی مغزی را به بالاترین حد ممکن بشکند و از آن عبور کند. اینشتین جهان را واداشت تا دیدگاهش را درباره فیزیک تغییر دهد. وی یکی از نخبه ترین ریاضیدانان تاریخ به شمار می رود و مشارکت وی در علم فیزیک امری کاملا واضح و مشهود است.

    اینشتین در 14 مارچ سال 1879 در شهر "الم" آلمان متولد شد و از همان کودکی اطرافیان خود را وا می داشت تا او را به عنوان کودکی فراتر از بشر توصیف کنند. او تا سه سالگی به سختی قادر به صحبت کردن بود. تحصیلات رسمی وی نیمه تمام باقی ماند زیرا اینشتین به دلیل نارضایتی از شیوه تدریس در مدارس، مدرسه را در نیمه راه رها کرد. به اعتقاد وی سیستم آموزشی و تحصیلی در آن زمان دچار نقصهای فراوان بوده و معلمها به جای درس دادن به شیوه ای درست، تنها به دادن اطلاعات ساده و قبولی دانش آموزان در امتحانات بسنده می کردند. از آنجایی که وی این شیوه از درس خواندن را کاملا بیهوده می دید خواندن ریاضی و فیزیک را در خانه آغاز کرد.

    در سال 1895 اینشتین به منظور تکمیل دوره دبیرستان خود به مدرسه سوئیسی آرائو رفت و در آنجا بود که نظریه اش مجال حضور پیدا کرد و وی با نظریه الکترومغناطیسی جیمز مکسول آشنا شد. وی در سن 17 سالگی وارد موسسه تکنولوزی زوریخ شد و مطالعات خود را در زمینه فیزیک ادامه داد.

    او پس از فارغ التحصیلی در یک اداره ثبت مشغول به کار شد و در همان زمان نوشتن مقاله های علمی اش که به شهرت وی منجر شد را آغاز کرد. سپس به مقام استادی موسسه تکنولوژی زوریخ دست پیدا کرد و در سال 1909 و پس از نوشتن سه مقاله درباره تاثیرات فوتوالکتریکی، حرکت برونین و نسبیت خصوصی عنوان معجزه سال را به خود اختصاص داد. همچنین در همان سال و نظریه نسبیت، ارتباط میان مظریه الکترومغناطیس و حرکات معمولی را کشف کرد. این سه مقاله آلبرت اینشتین را در تاریخ جهان برای همیشه جاودان ساختند.

    اینشتین در سال 1911 به عنوان یکی از مشهورترین دانشمندان جهان کشف جدیدی کرد. وی اعلام کرد نور ستاره ها تحت تاثیر گرانش خورشید قابلیت انحنا یافتن و انحراف دارند. وی در سال 1915 در نهایت نظریه نسبیت خود را رسما اعلام کرد. این نظریه برای وی شهرت بین المللی به دنبال داشت و در پی آن در سال 1921 جایزه ارزشمند نوبل فیزیک را نه به خاطر نظریه نسبیت عمومی بلکه به خاطر مطالعاتش بر روی تاثیرات فوتو الکتریکی دریافت کرد. در سال 1929 مطالعه بر روی نظریه کوانتوم را آغاز کرد که در آن زمان نظریه ای کاملا دیوانه وار به نظر می آمد با این حال اینشتین به فعالیت خود ادامه داد و اعلام کرد این نظریه می تواند ماهیت علم را متحول سازد.

    وی در سال 1933 به آمریکا رفت تا زندگی تحت حکمفرمایی دولت نازی را تجربه نکند و در نهایت در سال 1955 در سن 76 سالگی به دلیل بیماری طولانی مدتی که با آن دست به گریبان بود، از دنیا رفت.

    بر اساس گزارش زی نیوز، افرادی مانند آلبرت اینشتین در یک دوران تنها یکبار متولد می شوند. افرادی که تفکر آنها بسیار فراتر از عصری است که در آن زندگی می کنند. تفکری که در این کلام مشهور به خوبی خود را نمایان ساخته است: "زیباترین احساسی که می توان آن را تجربه کرد، حس ابهام است. ابهام منبع تمامی هنرهای حقیقی و تمامی دانشها است. فردی که این احساس برایش غریب باشد، آنکه نتواند در برابر اسرار خلقت حیرت زده و مبهوت باشد، با مرده تفاوتی ندارد."



    اینشتین (اولین نفر نشسته از سمت چپ) در جمع هم کلاسی ها در دبیرستان آرائو





    ویولون نوازی دانشمند بزرگ





    اینشتین در کنار ماکس پلانک





    آخرین تخته سیاه

    _________________

  11. #27
    کاربرسایت صدف.گ صدف.گ آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    400
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    Re: ذهن هاي خلاق




    چیزی که درباره نیوتن نمی دانید





    “من می توانم حرکت اجرام آسمانی را برآورد کنم ولی نه دیوانگی مردم را”، اسحاق نیوتن




    ۱- انتظار نمی رفت که او در دوران طفولیت نجات یابد. او یک کودک نارس بود که ۱۱ تا ۱۵ هفته زودتر به دنیا آمده بود.

    ۲- لکنت زبان داشت. این خصوصیت او را در دسته افراد مشهوری مانند ارسطو، وینستون چرچیل و چارلز داروین قرار می داد.

    ۳- او هرگز علاقه نداشت که ناپدری اش را حتی ببیند. نیوتن علاقه زیادی به ساختن لیست داشت. یکی از لیست هایش شامل تمام گناهانی می شد که او تا سن ۱۹ سالگی مرتکب آنها شده بود. یکی از آنها این بود: “تهدید پدر (ناپدری) و مادرم برای سوزاندن آنها به همراه خانه بر سرشان.”
    بهرحال، شما نمی توانید او را سرزنش کنید چرا که زمانیکه Smith (ناپدری او) به مادر نیوتن پیشنهاد ازدواج داد، نیوتن جزیی از اتفاق بود. نیوتن ِ سه ساله فرستاده شده بود تا با مادربزرگش زندگی کند… در نهایت او هیچ وقت با ناپدری اش زندگی نکرد.

    ۴- نیوتن در کار با دست هایش خیلی خوب بود. برخلاف بیشتر خردمندان و روشن فکران، نیوتن بسیار زبردست بود و می توانست ماهرانه با فلز، چوب و شیشه کار کند. در میان ساخته هایش، نیوتن “تلسکوپ بازبابی” برای خودش ساخته بود. رشد این مهارت ها احتمالا به خاطر شدت عملش بود. ساختن آینه نمونه ی دیگری از توانمندی های او بود. نیوتن حتی ابزارالات کارش را نیز خودش می ساخت.
    در زمان ها قبل تر، نیوتن به دوست صمیمی اش، John Conduitt، می گوید: “اگر من برای دیگر مردم منتظر می ماندم که ابزار و چیزهای دیگر را برای من بسازند، هرگز نمی توانستم هیچ یک از این نظریات را خلق کنم.”

    ۵- داستان فرود آمدن سیب بر سر نیوتن را شنیده اید؟ خب! همچین اتفاقی با این ابعاد رخ نداد!
    احتمالا این داستان را شنیده اید که نیوتن زیر درخت سیبی نشسته بود و به زندگی فکر میکرد و ناگهان سیبی بر سرش فرود آمد و در ذهنش سوالاتی درباره نیروی جاذبه به وجود آورد.


    این داستان توسط نیوتن و داستان سراهای که بعدا داستان را نقل کردند، زینت داده شد. اما این روزها با اینترنت همه چیز به راحتی تسریع و تصحیح می شود و ماه پشت ابر نمی ماند. چند ماه پیش انجمن سلطنتی در لندن دستخط اصلی که طریقه ی خطور کردن نیروی جاذبه به ذهن نیوتن را تشریح میکرد، در دسترس همگان قرار داد.
    نیوتن داستان سیب را برای باستان شناس انگلیسی، Stukeley، تشریح می کند که وی آن را اینگونه بیان کرد: “پس از صرف نهار، هوا شروع به گرم شدن کرد، ما به باغ رفته و نوشیدنی صرف کردیم، زیر سایه ی بعضی از درختان سیب… او درست در همان حالت بود، اندیشه ی نیروی جاذبه به ذهنش آمد. آن اندیشه همزمان با سقوط یک سیب شد در حالیکه او در حالت تفکر نشسته بود… چرا باید سیب همیشه عمود به سمت زمین سقوط کند…”

    ۶- درباره ی فرضیه آخر زمان در سال ۲۰۱۲ نگران باشیم؟ هرگز: نیوتن مدت بسیاری را به بررسی این موضوع پرداخت. یادداشت منتشر شده ی نیوتن، وجهه ی عمیق معنوی فردی را نشان می دهد که در عین حال به شدت معتقد به فلسفه ی عقلانی بود. نیوتن بدون شبهه در نامه ایی و به یاری انجیل تصریح می کند که دنیا زودتر از سال ۲۰۶۰ به پایان نخواهد رسید: “ممکن است که انتهای دنیا بعدتر رخ دهد اما من منطق و استدلالی بر اتفاق آن در زمانی زودتر نمی بینم.”



    نیوتن در ادامه با لحنی که می خواهد تنفر خودش را اعلام کند می گوید: “این اشاره ی من اظهار بر زمانیکه دنیا به انتها می رسد، نیست. ولی این ادعایی ست بر متوقف کردن حدسیات پر از اوهام آنهایی که مرتبا زمان انتهای دنیا را پیش گویی می کنند…”

    ۷- او مطمنا یک نابغه بود ولی خیلی اهل سیاست نبود. در سال هایی که او عضو پارلمان بود تنها و تنها یک مرتبه سخن گفت:



    …نیوتن ایستاد.
    تمام افراد داخل سالن خاموش شدند.
    آخر قرار بود که مرد بزرگ صحبت کند.
    همه منتظر بودند.
    “ببخشید، اگر اشکالی ندارد کسی می تواند پنجره را ببندد؟ این طرف مقداری هوا جریان دارد و برای کلاه گیسم دارد مشکل ایجاد می شود.”
    او می نشیند.

    ۸- در اواخر عمر، نیوتن با یک بحران روانی و رفتار غیرعادی مواجه شد. ولی احتمالا این تقصیر او نبود. بررسی انجام شده در سال ۱۹۷۹ بر روی موی نیوتن نشان از مقدار نجومی از جیوه داشت که احتمالا این به علت آزمایش و تحقیقات کیمیاگری وی برای سه دهه بود. اما بهرحال دلایل دیگری نیز عنوان می شود: کار سنگین، استرس مباحثه و از دست دادن غیر قابل توضیح دوستی اش با Nicolas Fatio (ریاضی دان سوییسی که رابطه ی دوستی بسیار نزدیکی با نیوتن داشت).

    ۹- سگ نیوتن، به نام دایاموند، باعث آتش سوزی در آزمایشگاه او و در نتیجه از بین رفتن تلاش ۲۰ ساله ی تحقیقاتی او شد. حداقل این چیزی است که خود نیوتن گفته است.



    برخی از تاریخ دانان معتقدند که نیوتن هرگز حیوان خانگی نداشته و این داستان را درست می دانند: زمانیکه نیوتن برای مراسم مذهبی راهی کلیسا می شود پنجره را باز می گذارد و وزیدن یک باد ناگهانی باعث واژگون شدن شمع و در نتیجه آتش سوزی در آزمایشگاهش می شود.

    ۱۰- او معتقد به مذهبی بسیار قدیمی بود. نیوتن در خانواده ایی با اعتقادات پروتستان های انگلستان به دنیا آمد. بهرحال، در ۳۰ سالگی او اعتقادات دیگری داشت. زمانیکه نیوتن به شدت به خدای یکتا که گیتی و قوانین طبیعی آن را ساخته است معتقد بود، او نمی توانست خود را با تثلیت مسیحیت وفق دهد. اگرچه او بر حسب ظاهر از کلیسای انگلستان به دلیل موقعیت های اجتماعی و آکادمیکش پیروی میکرد، اما اکثر قریب به اتفاق پژوهشگران موافقند که نیوتن به آریانیسم معتقد بود (افرادی که معتقدند حضرت عیسی با تمام پاکی اش پسر خدا نیست). نیوتن معتقد بود که پرستش حضرت عیسی شکلی از بت پرستی است.
    با اینکه او رسم دینی کلیسای انگلیس را بر بستر مرگش نپذیرفته بود، بهرحال، به طعنه، پس از مرگ در کلیسای وست مینستر انگلیس دفن شد.

    منبع

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید