1-مهمان نوازي



در اسلام اهميت خاصي براي مساله مهمان نوازي قائل شده تاانجا كه در حديثي از پيغمبر گرامي اسلام(ص) مي خوانيم :الضعيف دليل الجنه:"مهمان راهنماي راه بهشت است "
اهميت واحترام مهمان به اندازه اي است كه دراسلام به عنوان يك هديه آسماني تلقي شده
رسول خدا مي فرمايد: اذا ارادا الله بقوم خيرااهدي اليهم هديه قالو:وماتلك الهد؟ قال : الضعيف ينزل برزقه ويرتحل بذ نوب اهل البيت(هنكامي كه خداوند اراده كند نسبت به
جمعيتي نيكي نمايد هديه گرانبهائي براي آنها مي فرستد عرض كردند اي پيمامبر خدا چه
هديه اي؟ فرمود:مهمان باروزي خويش وارد مي شود وگناهان خانواده راباخود ميبرد))
(وبخشوده مي شود) 0 جالب اينكه كسي نزد پيامبر (ص) عرض كرد:پدر و مادر فداي
توباد برنامه من اين است كه وضو را بطور كامل انجام مي دهم نمازرا بر پا ميدارم زكات را به موقع مي پردازم واز مهمان با آغوش با ز و به خاطر خدا پذ يرائي مي كنم
فرمود:بخ!بخ!ما لجهنم عليك سبيل!ان الله قدبرأ ك من الشح ان كنت كذلك(آفرين آفرين
بر تو باد!جهنم راهي به سوي تو ندارد اگر چنين باشي خداوند تو را ز هر گونه بخل پاك
ساخته است))!در اين زمينه سخن بسيار است اما براي اختصاريه همين مقدارقناعت مي كنيم0

2-رعايت سادگي در پذيرائي -


با تمام اهميتي كه مهمان دارد پذيرائيهاي پر تكلف و پر زوق وبرق ازنظر اسلام نه تنها
كارخوبي نيست بلكه رسما ازآن نهي شده است اسلام توسعه مي كند كه پذيرائيهاساده
باشد و يك خط جالب عادلانه در ميان مهمان و ميزبان ترسيم كرده است وآن اينكه(ميزبان ازآنچه دارد مضايقه نكند و مهمان نيز بيش ازآن را انتظار نداشته باشد))!امام
صادق((ع))مي فرمايد:المومن لايحتشم من اخيه وماادري ايهما اعجب؟الذي يكلف اخاه
اذادخل عليه ان يتكلف له؟او المتكلف لاخيه؟(افراد با ايمان از برادر مومن خود رودر
واسي ندارد و من نمي دانم كداميك از اين دو عجيبتراست؟كسي كه به هنگام ورود بر برادر خود او را به تكلف مي افكند؟و ياكسي كه شخصا به سراغ تكلف براي مهمان
مي رود))؟
((سلمان فارسي))ازپيغمبر گرامي اسلام((ص))چنين نقل مي كند كه فرمود:ان لا نتكلف
ثلضعيف ماليس عندنا وان نقدم اليه ماحضرنا(براي مهمان نسبت به آنچه نداريم تكلف
نكنيم و آنچه موجود است مضايقه ننمائيم0

3-حق مهمان-

گفتيم كه مهمان ازنظر اسلام يك هديه آسماني و فرستاده رسول خداست وبايداوراهمچون
جان گرامي داشت و نهايت احترام را درباره او انجام داد تاآنجاكه اميرمومنان علي((ع))
از پيغمبر اكرم((ص)) نقل مي كند كه فرموده:من حق الضعيف ان تمشي معه فتخرجه
من حريمك الي البر(ازحقوق مهمان آنست كه او را تا در خانه بدرقه كني))0 و تاآنجا
كه به تكلف نيا نجامد بايد وسايل آسايش و راحتي اورا فراهم كرد تا آنجا كه در حديثي
يكي از حقوق مهمان اين است كه حتي خلال را براي او فراهم سازد((قال رسول الله
((ص)):ان من حق الضعيف ان يدله الخلال))!0

گاه مي شود مهمانها افرادي كم رو خجالتي هستند و به همين دليل دستور داده شده است
كه از آنها درباره غذا خوردن سوال نكنند بلكه سفره غذا را آماده سازند اگر مايل بود
بخورد چنانكه امامصادق((ع))مي فرمايد:لاتقل لا خيك اذا دخل عليك اكلت اليوم شيئا؟
ولكن قريب اليه ماعندك فان الجواد كل الجواد من بذل ما عنده(هنگامي كه برادرت بر
تو وارد شود از او سوال نكن آيا امروز غذا خوردي يا نه؟آنچه داري براي او حاضر كن
چرا كه سخاوتمند واقعي كسي است كه از بذل آنچه حاضر دارد مضايقه نكند))0
از جمله وظايف ميزبان درپيشكاه خدااين است كه غذائي را كه آماده ساخته است تحقير
نكند چرا كه نعمت خدا هرچه باشد عزيز و محترم است،ولي درميان مترفين و ارباب
تكلف معمول است كه ه قدر سفره را رنگين كنند مي گويند:چيزناقابلي بيش نيست ولايق
مقام شما نمي باشد!همان گونه كه مهمان نيز وظيفه دارد آنرا كوچك نشمارد0
در حديثي از امام صادق (ع)ميخوانيم :هلك امرؤاحتقرلا خيه ما يحضره وهلك امرؤاحتقر
من اخيهما قدراليه ( ميزباني كه ان چه را براي برادرش اماده ساخته كوچك بشمارد
هلاك (وگمراه )شده است ، همچنين مهماني كه انچه را كه نزد او حاضر كرده اند كوچك
بشمرد گمراه است))!0
اسلام به قدري در گرامي داشتن مهمان موشكاف است كه مي گويد به هنگامي كه مهمان
وارد مي شود به او كمك كنيد اما براي رفتن از منزل به او كمك نكنيد مبادا تصور شود
مايل به رفتن او هستيد!

***
4-وظايف مهمان -

هميشه مسئوليت ها جنبه متقابل دارند يعني همان گونه كه ميزبان وظايف مهمي دربرابر

مهمان دارد در جهت مقابل نيز مهمان وظايف قابل ملاحظه دارد0
علاوه بر آنچه دراحاديث بالا ذكر شد مهمان موظف است آنچه را صاحبخانه درمورد
منزلش پيشنهاد مي كند انجام دهد،في المثل هر جارا براي نشستن پيشنهاد مي كند بپذيرد0
امام صادق ميفرمايد:اذا دخل احدكم علي اخيه في رحله فليقعد حيث يأمرصاحب الرحل،
فان صاحب الرحل اعرف بعورة بيته من الداخل عليههنگامي كه يكي شما وارد منزلگاه
برادر مسلمانش مي شود هر جا به او پيشنهاد مي كند بنشيند،چرا كه صاحب منزل به وضع منزل خود وآن قسمتهائي كه نبايد آشكار گرددآشناتراست)0
كوتاه سخن انكه مسأله مهمان نوازي وآداب مهمان داري و وظايف وخوصوصيات هركدام بحث گسترده اي را در آداب معاشرت اسلامي به خود اختضاص داده،كساني كه
توضيح بيشتري در زمينه اي مي خواهند به بحار النوار با بهاي 88 تا 94 از ابواب كتاب
العشر از جلد17 ،و كتاب محجة البيضاء جلد 3 باب چهارم ((فضيلةالضيافة))مراجه كنند0 اما بانهايت تأسف در عصر م كه عصر غلبه ما ديگري بر جهان است اين سنت
قديمي انساني چنان محدود شده كه در بعضي از جوامع غربي تقريبا ًبر چيده شده است،و
شنيده ايم هنگامي كه بعضي از آنها به كشورهاي اسلامي مي آيند و گستردگي مهمان داري و مهمان نوازي را كه هنوز در خانواده هاي اصيل اين مرز و بوم به صورت گرم

و مملو از عواطف برقرار است كي بينند،شگفت زده مي شوند كه چگونه ممكن است
افرادي بهترين وسائل موجود خانه وبا ارزشترين غذاهاي خود را براي پذيرائي مهمانهائي كه گاهي با آنها ارتباط كمي دارند،وشايد تنها در يك سفر كوتاه آشنا شده اند
بگذراند؟!0
ولي توجه به احاديث اسلامي كه گوشه اي از آن در بالا آمدن دليل اين ايثار وفداكاري را
را روشن مي سازند و محاسبات معنوي را در اين رابطه مشخص مي كنند،محاسباتي كه
براي ماده پرستان فرهنگ نامفهومي است0

***

حتي در روايات اسلامي مي خوانيم كه انسان به هنگامي كه مي خواهد وارد خانه مادريا
پدر ويا حتي وارد خانه فرزند خود شود اجازه بگيرد0
در رواياتي آمده است مه مرد از پيامبر (ص)پرسيد:آيا به هنگامي كه مي خواهم وارد
خانه مادرم شوم بايد اجازه بگيرم؟ فرمود:اري عرض كرد مادر غير از من خدمتگزاري
ندارد باز هم بايد اجازه بگيريم؟! فرمود:اتحب ان تراهاعريانة؟!((آيا دوست داري مادرت
را برهنه ببيني))؟! عرض كرد:نه، فرمود:فاستأذن عليها!(اكنون كه چنين است از او
اجازه بگير))!0
درروايت ديگري مي خوانيم كه پيامبر(ص) هنگامي كه مي خواست وارد خانه دخترش
فاطمه(ع)شود،نخست بر در خانه آمد دست به روي در گذاشت و و در را كمي عقب زد،
سپس فرمود:السلام عليك،فاطمه(ع) پاسخ پدر را داد،بعد پيامبر(ص) فرمود:اجازه دارم
وارد شوم؟ عرض كرد وارد شواي رسول خدا!
پيامبر(ص) فرمود:كسي كه همراه من است نيز اجازه دارد وارد شود فاطمه عرض كرد:
مقنعه برسرمن نيست، وهنگامي كه خود را به حجاب اسلامي محجب ساخت پيامبر(ص)
مجددا ًسلام كرد و فاطمه(ع) جواب داد،ومجددا ً اجازه ورود براي خودش گرفت وبعد از
پاسخ موافق فاطمه(ع) اجازه ورودبراي همراهش جابربن عبدالله گرفت0
اين حديث بخوبي نشان مي دهد كه تاچه اندازه پيامبر(ص) كه يك الگو و سرمشق براي
عموم مسلمانان بود اين نكات را دقيقا ً رعايت مي فرمود0

تفسير:


خانه هائي كه غذا خوردن ازآنها مجاز است

از آنجا كه در آيات سابق سخن از اذن ورود در اوقات معين يا به طور مطلق به هنگام
داخل شدن در منزل اختصاصي پدر و مادر بود، آيه مورد بحث درواقع استثنائي بر اين
حكم است كه گروهي مي توانند در شرائط معيني بدون اجازه وارد منزل خوشاوندان و
مانند آن شوند و حتي بدون استيذان غذا بخورند0
نخست مي فرمايد(برنابينا و افراد شل و بيمار گناهي نيست كه با شما هم غذا شود))
(ليس علي العمي حرج و الاعلي الا عرج حرج و الا علي المريض حرج)0
چرا كه طبق صريح بعضي از روايات،اهل مدينه پيش از آنكه اسلام را پذيراشوند افراد
نابينا وشل و بيمار را از حضور بر سفره غذا منع مي كردند و با آنها هم غذا نمي شدند
و از اين كار نفرت داشتند0
وبه عكس بعد ازظهوراسلام گروه غذاي اين گونه افرادجدا مي دادندنه به اين علت كه از
هم غذا شدن با آنها تنفر داشتند،بلكه به اين دليل كه شايد اعمي،غذاي خوب را نبيند وآنها
ببينند و بخورند و اين بر خلاف اخلاق است،و همچنين در مورد افراد لنگ و بيمار كه
ممكن است در غذا خوردن عقب بمانند و افراد سالم پيشي بگيرند0


تفسير:

بدون اذن به خانه مردم وارد نشويد

درآيات بخشي از آداب معاشر و دستورهاي اجتماعي اسلام كه ارتباط نزديكي با مسائل
مربوط به حفظ عفت عمومي دارد بيان شده است،و آن طرز ورود به خانه هاي مردم و
چگونگي اجازه ورود گرفتن است 0

نخست مي گويد (اي كساني كه ايمان آورده ايددرخانه هائي كه غيرازخانه شما است
داخل نشويد تااينكه اجازه بگيريدوبراهل آن خانه سلام كنيد))
(وبه اين ترنيب تصميم ورود خودراقبلابه اطلاع آنهابرسانيدوموافقت آنهاراجلب نمائيد)

(يا ايها الذين آمنوا لاتد خلوا بيوتا ً غير بيو تكم حتي تستأنسوات و تسلمواعلي اهلها)0
((اين براي شما بهتر است،شايد متذكر شويد)) (ذلكم خير لعلكم تذكرون )0
جالب اينكه در اينجاجمله ((تستأنسوا)) به كار رفته است نه ((تستأذنوا)) زيرا جمله دوم
فقط اجازه گرفتن را بيان مي كند،در حالي كه جمله اول كه از ماده ((انس ))گرفته شده

اجازه اي توأم با محبت و لطف و آشنائي و صداقت را مي رساند،و نشان مي دهد كه حتي
اجازه گرفتن بايد كاملا ًمؤدبانه و دوستانه و خالي از هر گونه خشونت باشد0
بنابراين هر گاه اين جمله را بشكافيم بسياري از آداب مربوط به اين بحث در آن خلاصه
شده است،مفهومش اين است فرياد نكشيد،در را محكم نكوبيد با عبارات خشك و زننده
اجازه نگيريد،و به هنگامي كه اجازه داده شد بدون سلام وارد نشويد،سلامي كه نشان صلح و صفا و پيام آور محبت و دوستي است0

***


مجازات كسي كه بدون اجازه در خانه مردم نگاه مي كند


در كتاب فقهي و حديث آمده است كه اكر كسي عمدا ًبه داخل خانه مردم نگاه كند و به
صورت يا تن برهنه زنان بنگرد آنها مي توانند در مرتبه اول او را نهي كنند،اگر خودداري نكرد مي توانند از خود با سنگ او را دور كنند،اكر باز اصرا داشته باشد با
آلات قتاله مي توانند از خود و نواميس خود دفاع كنند و اگر در اين در گيري شخص
مزاحم و مهاجم كشته شود خونش هدر است،البته بايد به هنگام جلو گيري از اين كار
سلسله مراتب را رعايت كنند يعني تا آنجا كه از طريق آسانتر اين امر امكان پذيز است از طريق خشنتروارد نشويد ***