روزي يک رزمي کار آمريکايي وارد مغازه يک ژاپني شد و بعد از مدتي صحبت کردن با افتخار از او پرسيد:" تو کدام هنر رزمي را مسلطي !؟" مرد ژاپني تبسمي کرد واين سوال را به خودش برگرداند و از مرد آمريکايي پرسد:" اول تو بگو که به کدام هنر رزمي مسلط مي باشي!؟" مرد آمريکايي با غرور گفتم:" من يک نينجا هستم !؟" به محض اينکه مرد ژاپني اين جمله را شنيد از عصبانيت رگهاي گردنش متورم شد و با خشم چوبي برداشت و مرد آمريکايي را از مغازه اش بيرون انداخت و با پشت سرش فرياد زد:" اي قاتل خونخوار! ديگر اينجا پيدايت نشود!؟"

و مرد آمريکايي تازه فهميد که از ديد بسياري از ژاپني ها ، بخصوص آنها که اجدادشان توسط راهزنان و اوباشان نينجا به قتل رسيده اند، نينجاها به هيچ وجه انسان هاي خوب و درستکار و سالمي نبوده اند و در ژاپن وقتي کسي ادعا مي کند نينجاست در واقع وابستگي خود به عده اي راهزن بي قيد و مزدور و بي عاطفه را اعلام مي کند.

حتي در اين راستا بسياري نينجوتسو يعني هنر رزمي نينجاها را يک هنر رزمي قابل احترام نمي دانند و آن را مجموعه اي از حرکات ناشايست و تنفربرانگيز مي شمرند که عده اي با هدف خرابکاري و جاسوسي و ضدجاسوسي از ترکيب چند تکنيک ممنوع رزمي آن را ايجاد کرده اند و خود را به آن منتسب ساخته اند.

در فرهنگ ژاپن ، نينجاها ولگرداني بنده پولي بودند که به هرکس پول بيشتري مي داد خدمت مي کردند و ازهيچ عمل شنيع و ناجوانمردانه اي نيز رويگردان نبوده اند.



اما از سوي ديگر با مطالعه تاريخ شکل گيري نينجاها ، ما متوجه مي شويم که يک نوع نينجاي قابل احترام و مذهبي نيز وجود دارد که ضمن به کار گيري بسياري از مهارت هاي رزمي نينجاهاي ولگرد و اوباش ، به اصول مذهبي و اعتقادي خاصي نيز پايبند مي باشند و تا جايي در ماموريت هاي خود پيش مي روند که با مباني مذهبي و اعتقادي آنها مغايرت نداشته باشد. اين نينجاهاي مذهبي در دو گروه کلي تقسيم بندي مي شوند:يک گروه معتقدان مذهب بودا بوده اند که به دستور راهبان بودايي براي کسب خبر و جاسوسي به اماکن خاصي اعزام مي شدند ، تا خطراتي که متوجه معتقدان به مذهب بودا مي شود را متوجه شوند و گروه دوم سامورايي هاي متعهد و اخلاق مندي بودند که به دليل از دست دادن ارباب خود ، چون نمي توانستند به استخدام ارباب ديگري درآيند براي امرار معاش با چهره نقابدار، در قبال پول براي افراد عادي خدمات رزمي ارائه مي دادند.

تفاوت اين نينجاهاي معتقد و پايبند به اصول اعتقادي با "نينجاهاي ولگرد و بي تعهد" در تکنيک ها و شگردهاي رواني و مذهبي بود که آنها براي آرام سازي و تقويت نيروهاي دروني خود و رسيدن به تعادل کامل جسمي ، رواني و ذهني و يکي شدن با "مادر طبيعت" يا "دائو" تمرين مي کردند.

البته براي مردم عادي ژاپن ، نينجا ها همه يک دست و يک شکل بوده اند و از لحاظ ترس و وحشتي که ايجاد مي کردند و خرابکاري ها و قتل هايي که مرتکب مي شدند با يکديگر فرقي نداشتند. هنوز هم ژاپني هاي پير و قديمي نينجاها را مزدوراني بنده پول و اوباشاني غير متعهد و غير اخلاقي و وحشي مي دانند و از اينکه فرزندان و يا نوه هايشان از لباس و حرکات نينجاها تقليد مي کنند به خشم مي آيند و به شدت ناراحت مي شوند.

از سوي ديگر با توجه به شکست ژاپن در جنگ جهاني دوم ، سينماي مدرن و تکنيکي آمريکا و اروپا براي به سخره گرفتن تعصب و فرهنگ باستاني ژاپني ها ،و مقابله با روحيه غيرت و شور و وفاداري سامورايي ها( که مخالف وابستگي ژاپن به هر گروه بيگانه اي بودند) ، در فيلم هاي غربي به يکباره نينجاها وارد صحنه شدند و فيلم هاي سينمايي متعددي در خصوص اين مزدوران وحشي و پولدوست و بي قيد و بند ساخته و روانه بازار شد. کارتون ها و بازي هاي نينجا بازار ژاپن و کشورهاي خاور دور را پر کرد و تهيه کنندگان فيلم ها و توليد کنندگان اسباب بازي ها با تکيه بر اين اصل سينمايي که نينجاها مي توانند و اجازه دارند در هر دوره اي از خشن ترين و مدرن ترين آلات قتاله زمان خود استفاده کند ، محصولاتي با اسامي و عناوين متعدد وارد بازار جهاني کردند و نينجاهاي ژاپني ولگرد و بي اعتقاد سينمايي ، مبدل به ابزاري شدند براي به سخره گرفتن شجاعت و غيرت و روحيه جنگاوري سامورايي هاي باستاني و اين هجوم تبليغاتي هنوز هم به شدت ادامه دارد.

ضد قانون هاي نقابدار با توانمندي هاي فوق انساني ، تحت نام "نينجا" هر چند در حال حاضر براي همه نامي آشنا به محسوب مي شوند و نسل متمدن کنوني حساسيت زيادي نسبت به پيشينه بي قدر و اعتبار نينجاها ندارد . ولي با وجود همه اين تبليغات و روشنفکري ها ، هنوز هم از قباحت نام "نينجا" در بين ژاپني ها ذره اي کاسته نشده و در ژاپن کسي نيست که نينجاها را از سامورايي ها ارزشمند تر بداند.

در مقابل اين نفرت عمومي و ماندگار مردم ژاپن نسبت به نينجاهاي مزدور ، و از سوي ديگر براي هضم ورود بي رويه فيلم ها و بازي هاي نينجايي ، متفکران رزمي شرق وغرب به چاره انديشي پرداختند و دوباره به تاريخ شکل گيري مهارت هاي رزمي ژاپن مراجعه نمودند و به اين نکته مهم رسيدند که نوعي نينجاي مذهبي و متعهد و در واقع نسلي از سامورايي هاي نقابدار وجود داشته اند که بسياري از تکنيک هاي پايه اي نينجوتسو توسط ايشان توسعه يافته است . اين سامورايي هاي جوانمرد، ضمن تسلط کامل به مهارت هاي اختفا و استتار و نفوذ و فرار و ضربه زني نينجاهاي ولگرد ، به مهارت بزرگتري به نام کنترل قواي دروني و روحي و دست يابي به حالات متعالي معرفتي نيز دست يافته بوده اند و در حقيقت نقاب صورتشان و ماموريت هايي که به عهده مي گرفته اند در راستاي اين نگرش هاي متعالي عرفاني بوده است.

اين شيوه نگرش جديد به نينجاها ، يعني يافتن رگ وريشه سامورايي براي نسل خاصي از نينجاها ، نه تنها باعث تبرئه و خوش بيني مردم عادي نسبت به نينجاها نشد ، بلکه برعکس ضرورت وجود سامورايي هاي غيرتمند را آشکار کرد و سبب ظهور نسل جديدي از سامورايي هاي نقابدار(در هيبت نينجاها) شد که براي از بين بردن نينجاهاي ولگرد و مزدور و بي اعتقاد در زمان خاص بايد وارد ميدان شوند و بعد از اتمام ماموريت بي آنکه نشاني از خود به جا بگذارند محو مي شوند و به زندگي عادي خود بر مي گردند.

براي آشنايي بيشتر با اين گروه از جنگجويان سياه پوش و ناشناس ملقب به "نينجا" بيائيد با هم مروري بر ويژگي هاي رفتاري و شخصيتي و رزمي آنها داشته باشيم:

ـ نينجاها آخرين جنگجويان عصر فئودالي ژاپن به شمار مي آيند.

ـ پوشش تمام مشکي يا آبي تيره دارند و درشب و تاريکي حرکت مي کنند. صورت خود را نيز با نقابي همرنگ مي پوشانند. در برف براي استتار از پوشش تمام سفيد استفاده مي کنند. چون پوشش قرمز نيز در شب سياه ديده مي شود و هنگام ظهور در مقابل آتش ترسناک جلوه مي کند ، بعضي از آنها پوشش تمام سرخ مي پوشيدند.

ـ معتقدند که يک شخص در تاريکي ابتدا از روي حرکتش و سپس هيبت و ساختار کلي بدن انساني اش و نهايتا رنگش شناسايي مي شود. بي حرکت شدن به مدت طولاني ، تغيير هيبت انساني از طريق خم کردن پاها و به شکل محيط درآوردن و پوشيدن لباس هايي که رنگ منعکس نمي کنند از جمله شگردهايي است که براي نامريي ماندن به کار مي برند.

ـ اولين جايي که براي مخفي شدن انتخاب مي کنند سقف و بلندي است ، چرا که معتقدند انسان ها براي يافتن چيزي معمولا به بالا نگاه نمي کنند.

ـ معمولا به حالت نيم خيز و نشسته گارد مي گيرند و جابجا مي شوند چرا که معتقدند نگهبانان معمولا در راستاي مستقيم نگاهشان موارد مشکوک را جستجو مي کنند.



ـ به هيچ وجه خود را مقيد به نبرد جوانمردانه و رعايت قواعد انساني نيستند و از هر تلاشي براي فرار يا از بين بردن حريف خود استفاده مي کنند ( از پاشيدن پودر هاي کورکننده به چشم تا حمله ناغافل از پشت و بدون اجازه وارد حريم خصوصي افراد شدن و...).

ـ حوزه متنوعي از ابزارها و سلاح ها را براي خود ترتيب داده اند. با گذر زمان سلاح هاي خود را به روز مي کنند و تقريبا از هر وسيله اي براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي کنند (حتي ليزر و سلاح هاي گرم نيز مورد استفاده آنها قرار مي گيرد.)

ـ سلاح هاي خود را چند منظوره طراحي مي کنند و از يک سلاح علاوه بر مجروح ساختن حريف براي شکستن قفل و يا کمک گرفتن براي بالا رفتن از ديوار و... نيز استفاده مي کنند.

ـ گستره وسيع و متنوعي از سلاح هاي قابل حمل و مرگبار را خودشان مي سازند. ( تيغ هاي چند پر و چاقوهاي پرتابي و دست کش هاي تيغ دار و....)

ـ کفش مخصوصي به پا مي کنند که شست در آن از بقيه چهار انگشت جداست. با اين نوع کفش امکان بالا رفتن از موانع و ديوارها و نيز نوک پنجه راه رفتن و بي صدا جابجا شدن و پائين آمدن راحت از طناب برايشان به راحتي فراهم مي شود. کمربندهاي تيغه اي براي کف پا و کف دست نيز براي بالا رفتن مستقيم از درخت و تيرها و ديوارهااي چوبي نيز براي خود درست کرده اند.

ـ در انجام حرکات آکروباتيک و پرشي مهارت خوبي دارند.

ـ به راحتي مزدور بقيه مي شوند و چشم و گوش بسته تا پاي جان اوامر ارباب خود را بي چون و چرا اطاعت مي کنند. به دليل مهارت در مخفي سازي و نفوذ و استتار و فرار ، عمدتا ماموريت هاي نفوذ و جاسوسي به آنها محول مي شود.

ـ ضرباتي که به اشخاص وارد مي سازند براي زخمي کردن و متوقف ساختن آنها نيست ، بلکه فقط با قصد کشتن به رگها و شريان هاي حياتي گردن و سينه و اعضاي حساس بدن مثل قلب و کليه و ستون فقرات ضربه مي زنند.

ـ به هيچ وجه قابل اعتماد نيستند و اصلا مردانه نمي جنگند. مسابقه عادلانه بين نينجاها معنا ندارد.

ـ به تمام شگردهاي خرابکارانه عصر خود مسلط اند. باز کردن قفل درها و رمز گاو صندوق ها را از سارقين زمان خود ياد مي گيرند و روش هاي خرابکاري و به همريختن شرايط را از آشوبگران مي آموزند.

ـ در موقع تمرينات دسته جمعي نسبت به يکديگر خشن و بي رحم هستند و مراعات همرزمان ضعيف خود را نمي کنند.ابزارهاي تمريني آنها واقعي و در بسياري مواقع به طور جدي مرگبار است. در صورت آسيب ديدن هنگام تمرين آن را يک افتخار قلمداد مي کنند.

ـ بمب هاي کوچک دودزا دارند که با کوبيدن آنها روي زمين دود غليظي به راه مي اندازند و در سايه اين دود از مهلکه مي گريزند.

ـ در پرتاب هر وسيله اي با ساختار متقارن و توزيع وزن يکنواخت مثل تيغ هاي چند پره و يا چاقوهاي دوطرف تيز و يا حتي پيچ گوشتي هاي بزرگ و آچارهاي چهار گوش چرخ ماشين و امثالهم مهارت دارند.

ـ از هر وسيله اي مشابه طناب مانند شلنگ ، سيم ، کمربند و شلاق هم به عنوان سلاح و هم به عنوان ابزاري کمکي براي حرکت از يک نقطه به نقطه ديگر يا بالارفتن و پائين آمدن از يک بلندي مي توانند استفاده کنند.

ـ غالبا با پائين آوردن مرکز تقارن بدن خود از طريق خم کردن زانوان و کمي گشاد ايستادن و يک دست را کنار ران قرار دادن و دست ديگر را موازي سرنگهداشتن سعي مي کنند ضمن حفظ تعادل قد خود نسبت به يک انسان عادي را کمتر از حد معمول سازند تا ضريب اختفاي آنها افزايش يابد. ضربات پاي خود را به قسمت هاي پائيني بدن حريف مي کوبند و براي زدن به بخش هاي بالايي اندام حريف ابتدا با حرکات فريب دهنده سعي مي کنند سر او را به سمت پائين بياورند وسپس در ارتفاع پائين به او لگد يا مشت مي زنند.



ـ هميشه تلاش مي کنند از پشت سر به حريف ضربه بزنند. حتي وقتي مقابل او ايستاده اند با ضربه زدن واقعي يا مجازي به سمت چشمان حريف او را وادار به بستن چشمانش مي کنند و سپس خود را براي اجراي فن شکستن گردن و ضربه زدن به ستون فقرات به پشت حريف مي رسانند.

ـ موقع قدم برداشتن طوري قدم برمي دارند که رد پاي آنها دوطرفه باشد و کسي نتواند از روي ردپاها جهت حرکت آنها را تشخيص دهند. با اين شگرد حتي تا مسيري به جلو مي روند و سپس از همان مسير را برمي گردند و براي تعقيب کنندگان اين تصور را در القا مي کنند که در پايان مسير به ناگهان غيب شده اند.

ـ نينجاهاي حرفه اي پس از سالها تمرين مي توانند به ديوار پشت کرده و با کف دست و باسن و پاشنه پا از ديوار راست بالا روند.

ـ فردي که تسليم نينجا شود نبايد اميد زنده ماندن داشته باشد. نينجا ها هيچ شاهدي از حرکات و رفتار خود برجاي نمي گذارند.آنها بسيار سنگدل و قسي القلب هستند و از لحاظ جوانمردي نقطه مقابل سامورايي هاي مبارز محسوب مي شوند. با وحشي گري و کشتن وحشيانه حريفان و کشيدن جيغ هاي بلند ، باعث ايجاد رعب و وحشت در بقيه حريفان خود مي شوند.

ـ هميشه سعي مي کنند از غافلگيري حريف استفاده کنند. حمله و شبيخون نينجاها هنگام صبح بين ساعت دو تا پنج صبح ، شبهاي پيروزي يا شکست يا شبهاي جابجايي و خستگي نيروها و اصولا مواقعي رخ مي دهد که کمتر کسي انتظار دارد.

ـ تفاوت يک نينجاي خوب و يک نينجاي ولگرد در تمرينات رواني و معرفتي اوست. نينجاهاي مثبت براي ساکت کردن ذهن و روح خود روي گذرگاه هاي انرژي چي در بدن خود کار مي کند و براي تقويت و بازسازي و تازه سازي هر گذرگاه حرکات خاصي را با دستانش انجام مي دهد. نينجاها با گره انداختن انگشتان دست ها و تمرکز روي تصاوير خاص و تکرار اين حرکات گذرگاه هاي انرژي خاصي را در بدن خود فعال مي سازند. البته يک جمله از يک استاد قسي القلب نينجا وجود دارد که مي گويد:" نينجاي خوب وجود ندارد. نينجا هر چه خوب تر باشد زودتر به دام مي افتد و زودتر لو مي رود!"

ـ از طريق تمرينات روحي و رواني و تحريک گذرگاه هاي انرژي ، نينجاهاي مثبت مي توانند از راه دور روي ذهن حريفان خود اثر بگذارند و نامريي شدن خود را دو چندان سازند.



به نقل از سنترال کلابز