ریسک و بازده واژههایی هستند که در کنار یکدیگر معنی و مفهوم مییابند. دادوستدهای بازارهای مالی ریسک و بازده را با هم در خود جای دادهاند و این دو مفهوم کلیدی همواره با یکدیگر بکار برده میشوند. سرمایه گذاران و معاملهگران کارآزموده در هر معامله، ریسک و بازده را میسنجند و هیچ گاه نگاه یک سویه به تجارت ندارند. آنها میدانند که تجارت و دادوستد در بازارهای مالی تنها بازده و سود را دربرنمیگیرد و هیچ معاملهای در آن خالی از ریسک نیست. آیا میتوانید نمونهای از یک مبادله یا دادوستد بدون ریسک را در بازار اوراق بهادار ایران پیدا کنید؟ آیا می توان در بازارهای فرابورسی نظیر پیمان سلف ارز ریسک و مخاطره را نادیده گرفت؟

بیایید در این رابطه نگاهی به بورس اوراق بهادار ایران داشته باشیم. از زمانی که شرکتکنندگان در این بازار گردهم آمدند و قیمتها را به جریان انداختند، فراز و نشیب های زیادی در قیمت سهام و شاخص کل بورس رخ داده است. این طبیعی است که قیمتها بر اساس سازو کار عرضه و تقاضا تغییر یابند و نباید انتظار داشته باشیم که قیمتها تنها در راستای خواست ما حرکت کنند. زمانی که دارنده سهام یک شرکت می شویم، انتظار داریم که قیمت آن افزایش یابد و به سرعت به سود دست یابیم. اما اگر چنین نشود، واکنش ما چه خواهد بود؟ آیا باید تنها بازده و سود را در نظر داشته باشیم؟ آیا در هر مبادله و دادوستد ریسک ناشی از کاهش قیمتها وجود ندارد؟



هرگاه مفاهیم سرمایهگذاری و ریسک و بازده را نادیده گیریم و نگاه یک طرفه به بازار داشته باشیم، ناامیدی در کنار ما خواهد بود. در شرایطی که بازار بر خلاف روند مورد انتظار ما حرکت میکند و یا به دلیل عوامل مالی، سیاسی و یا اقتصادی در دوران رکود قرار میگیریم، بازگشت به مفاهیم سرمایهگذاری و درک عمیق از ریسک و بازده مفید خواهد بود.

هنگامی که به عنوان یک سرمایهگذار در دادوستد سهام شرکت میکنیم، باید مخاطرات و ریسکهای آن را در نظر داشته باشیم. در واقع شرکتکنندگان در این بازار ریسکهای آن را پذیرفتهاند و بابت وجود ریسکهای آن پاداش یا بازده طلب میکنند. هر چه فعالیت تجاری ریسک بیشتری داشته باشد، بازده بالاتری در انتظار است.

تصور کنید به عنوان یک معاملهگر در شرایطی قرار میگیرد که یک مخاطره سیاسی بازار را از حرکت بازداشته و اغلب سرمایهگذاران در ابهام هستند. شرایط آینده و پیشبینی آن دشوار است و هالهای از تاریکی در پیشرو قرار میگیرد. اکنون چه تصمیمی باید گرفت؟ آیا باید زیان را پذیرفت و یا این که برای همیشه بازار را ترک کنیم؟

همانطور که اشاره شد، ریسک و بازده در کنار هم هستند. در واقع فرصتهای سرمایهگذاری و مخاطرات را باید در هر زمان بررسی و مطالعه کرد. این یک حقیقت است که هرگاه به یک فرصت سرمایهگذاری میاندیشیم، ریسک و مخاطرهای در کنار آن نهفته است و در هنگامی که به مخاطرات و ریسکهای بازار فکر میکنیم، ممکن است فرصتهای سرمایهگذاری در پیش رو باشند.

نمونههای واقعی بسیاری در میتوان در طی زمان بازسازی کرد. به طور نمونه مخاطرات سیاسی و مسائل مربوط به پرونده هستهای ایران در نیمه دوم سال 1383 و 1384 موجب شد که شاخص کل و قیمت سهام افت شدیدی پیدا کنند، اما در کنار شرایطی که پیشبینی آینده دشوار به نظر میرسید، فرصتهای سرمایهگذاری در صنعت پتروشیمی، گروه شیمیایی و دارویی، گروه معادن و کانیهای فلزی بوجود آمد. به نظر میرسد برخی موفقیتهای تجاری میتوانند در شرایط فروشهای افراطی بازار پدید آیند. همچنین هرگاه نگاه بسیار خوشبیانهای داشته باشیم و تنها به بازده فکر کنیم، این ریسک همواره وجود دارد که روند کنونی ناپایدار شود و سودهای بدست آمده را از دست دهیم.

برای گذر از دوران کاهشی بازار، راهبرد مناسب و بررسی موقعیت نیاز است. باید اوضاع را به درستی تجزیه و تحلیل نمود و سناریوهای آینده را ترسیم نمود. بدین ترتیب میتوان تصمیم گرفت که با وجود سناریوهای احتمالی چه راهبردهایی را میتوان برگزید. استفاده از چنین رویکردی میتواند شانس بهرهمندی از فرصتهای سرمایهگذاری و برخورد مناسب با ریسکها را بالا ببرد و شناسایی فرصتها را سادهتر میکند. میدانیم که رویدادهای آینده به درستی و با دقت کامل قابل پیشبینی نیستند. از این رو قیمتها به عنوان یک متغیر تصادفی در نظر گرفته میشوند. ریسک آینده، شانس و احتمال وقوع رویدادی در آینده را بازگو می کند. هرگاه داده های پیش بینی آینده را در دست داشته باشیم می توانیم با استفاده از توزیع احتمالات، شانس هر رخداد را بررسی و برآورد نماییم. بنابراین با بهره گیری از رابطه انحراف استاندارد (معیار) و در دست داشتن داده های پیش بینی آینده ریسک ورقه بهادار بدست خواهد آمد. چنانچه بتوانیم احتمال وقوع رویدادهای آینده را بدست آوریم، با استفاده از تئوری احتمالات میتوان راهبردهای مشخصی را تنظیم نمود.



منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه