اگر از دور به بازارهای مالی بنگریم، هر کدام جذابیتهای خاص خود را دارا هستند. اما پرسش در اینجاست که چرا سرمایهگذاران بازارهای مالی به یک بورس خاص توجه میکنند؟ به گفته دیگر چه معیاری سبب میشود که یک شخص سرمایهگذار به دادوستد سهام یا ارز متمایل شود و یکی را بر دیگری ترجیح دهد؟ ریسک و پاداش و مزایای هر کدام چیست؟

بدیهی است که هر بازاری در چرخه اقتصادی وظیفه مشخصی دارد هیچکدام از آنها به طور مطلق بر دیگری برتری ندارد. از یک سو بورس اوراق بهادار ایران جایگاهی را فراهم آورده تا پساندازها و سرمایهها به سوی بنگاههای اقتصادی روانه شود و بدین ترتیب شرکتها و بنگاههای اقتصادی بتوانند سرمایه مورد نیاز را برای تولیدات و خدمات فراهم آورند. همچنین خانوارها میتوانند با بهره بردن از فرصتهای سرمایهگذاری و منافع سهامداری درآمد کسب کنند. در حقیقت بورس اوراق بهادار سازوکاری را پدید آورده که در آن افراد به مبادله سهام میپردازند. از سوی دیگر صنعت مبادله ارزها که بانکها متولیان آن به شمار میآیند، تجارت بینالملل و نقل و انتقال سرمایه در سطح جهانی را میسر میسازد و با این شناخت ساده از دو بازار در مییابیم که هر کدام نقش متفاوت و معینی را در صحنه اقتصادی و مالی بازی میکنند.

بیایید در اینجا به تفاوتهای ساختاری این دو بازار بپردازیم:

1- نحوه تحلیل و شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری

به طور ساده در بازار سهام سرمایهگذار باید به این مطلب پی ببرد که ارزش سهام شرکت مورد نظر نسبت به ارزش آینده در چه وضعیتی قرار دارد. اگر قیمت سهام پایین ارزشگذاری شده باشد، طبیعی است که در شرایط مناسب و متعادل بودن وضعیت بازار میتوان از دادوستد آن با توجه به ریسکهای موجود انتظار بازدهی داشت. اما از آنجایی که در بازار ارز، مبادله دو ارز مدنظر است وضعیت به گونه پیچیدهتری است. در واقع تحلیلگر بازار ارز باید شرایط نسبی دو اقتصاد را بررسی کند و نتیجه بگیرد که کدام اقتصاد در شرایط مطلوب تری است. در بازار ارز وزنه هر اقتصاد که بر دیگر سنگینی داشته باشد همراه با انتظارات معاملهگران نتیجه را مشخص میکند.

بدین ترتیب در بازار سهام تحلیل یک شرکت مد نظر است، اما در بازار ارز تحلیل و بررسی دو اقتصاد و شرایط نسبی آنها اهمیت دارد. فرصتهای سرمایهگذاری در بازار ارز از طریق خرید همزمان یک ارز که با افزایش ارزش روبرو است و فروش ارزی که احتمالا با کاهش ارزش مواجه خواهد شد، صورت میگیرد. در بازار سهام شخص سرمایهگذار تنها زمانی به سود دست مییابد که ارزش سهام شرکت افزایش یابد.

2- میزان سرمایه

نوسانات زوج ارزها به طور معمول روزانه یک یا دو درصد نرخ مبادله است و برای دادوستد میان روز و هفتگی به مقادیر بزرگی سرمایه نیاز است که البته با اهرمهای مالی که کارگزاران و بانکها در اختیار مشتریان خود قرار میدهند، این مساله مرتفع شده است. در مبادله ارزی سرمایهگذاران خرد میتوانند با سپرده اولیه کوچکی نزد کارگزار، مبلغ بزرگی را با اهرم مالی دادوستد نمایند که این خود مانند دو لبه یک تیغ عمل میکند. این گونه دادوستد سودها و زیانهای بزرگی را در مدت کوتاهی فراهم مینماید که شاید برای برخی سفتهبازان جذابیت داشته باشد. در بورس اوراق بهادار ایران سرمایهگذاران بدون اهرم مالی دادوستد مینمایند و در واقع نیازی نیست که حاشیه احتیاطی یا مارجین سرمایه را در نظر داشت.

3- ریسک و بازده

در بورس اوراق بهادار بازده کل سرمایهگذار از سود سهام و اختلاف قیمت بدست میآید و این در حالی است که در بازار تبادلات ارزی سرمایهگذار باید با دادوستدهای پیوسته از اختلاف نرخ خرید و فروش سود کسب نماید. البته در برخی موارد ممکن است اختلاف نرخ بهره دو ارز به صورت روزانه منافعی را برای سرمایهگذار به همراه داشته باشد. هر چند نوسان جزء ذات بازارهای مالی است، اما به نظر میرسد نوسات مبادلات ارز در میان روز ریسک سرمایهگذاری را نسبت به بورس اوراق بهادار افزایش میدهد. شخص سرمایهگذار یا سفتهباز در بازار تبادلات ارزی معمولا مجبور است که دادوستدهای خود را به طور پیوسته در طول روز یا هفته با بازار تسویه کند و بنابراین میزان معاملات بیشتر از دادوستد سهام خواهد بود. البته این موارد به نحوه مدیریت سرمایهگذاری و دیدگاه معاملهگر بستگی دارد.



منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه