بیش از آنچه در مورد تجزيه و تحليل بازارهای مالی و تفسیر اوراق بهادار بايد مورد توجه قرار داد، فرآيند سرمايهگذاري است. اغلب به واسطه شرایط کسب و کار و اندیشه سودهای کلان در بازارهای مالی، مراحل و فرایند سرمایه گذاری از سوی افراد نادیده انگاشته می شود. يك سرمايهگذار پیش از هر چیز بايد به مراحل كلي سرمايهگذاري بيانديشد و آنها را به درستی بشناسد. فرایند سرمایه گذاری به طور خلاصه در زیر آمده است:

1. شناخت و تعیین اهداف كوتاهمدت، ميانمدت و بلندمدت سرمایه گذاری

2. شناسایی و تنظیم نقشه تجاری

3. تعيين و ارزیابی ميزان ريسك و بازده مورد انتظار

4. شناسايي و محاسبه ريسك و بازده اوراق بهادار و یا بازار مورد نظر

5. تعیین سبد بهينه دارايي

6. یادگیری و آموزش (شناخت ساختار بازار، روشهای یادگیری و مدیریت سرمایه گذاری)

7. یادگیری و آموزش (شناخت اصول و قوانین سرمایه گذاری و دادوستد در بازارهای مالی)

8. رعایت کردن قواعد بازی

9. اندازهگيري عملكرد حاصل از سرمايهگذاري



سرمایه گذار باید نقدینگی لازم برای سرمایه گذاری در بازارهای مالی را با توجه به میزان ریسک و بازده فراهم آورد. كارشناسان و مديران مالی پيشنهاد ميكنند كه موجودي نقدي باید دارای شرایط مشخصی باشد و بهتر است که از پسانداز، مازاد ثروت و يا ارث تامين شود. آنها تاكيد ميكنند که تامین مالی به شیوه قرض يا وام پسندیده و مناسب نیست. سرمایه گذاری در بازارهای مالی اصولی دارد که باید به آنها پایبند بود و بهتر است که در این زمینه از نظر مشاوران سرمایه گذاری و کارشناسان بازارهای مالی بهره برد.



دوره سرمايهگذاري

سرمايهگذار بايد مشخص كند كه براي چه دوره زماني سرمايهگذاري خواهد كرد. همچنین باید تعیین گردد که دادوستدها براي چه دوره زماني صورت ميگيرد. شیوه دادوستد به انتظارات شخص سرمايهگذار بستگي دارد. معمولا افراد به دوره سرمايهگذاري نگرش متفاوتی دارند. این تفاوت دیدگاه می تواند از یک تا ده سال متغیر باشد. برخی کارشناسان دورههای زمانی سه تا پنج ساله را برای سرمایه گذاری بهترین دوره زمانی ميپندارند. نكته مهم آن است كه سرمايهگذاري با مفهوم سفتهبازي متفاوت است. چرا كه اين دو از لحاظ نرخ بازده مورد انتظار و ميزان ريسك و دوره سرمايهگذاري در يك سطح نميگنجند. هدف سفته بازي افزايش ارزش دارايي براي يك دوره كوتاهمدت است. سفتهبازان و سوداگران مالی بیشتر در اندیشه گرفتن سود در نتیجه تغییرات نرخها و قیمتها برای یک دوره زمانی کوتاه هستند. فرصتهای کوتاه مدت خرید و فروش و ریسکهای کوتاه مدت توسط چنین افرادی شناسایی می شود. شخص سفته باز به گرفتن بهره و سود از ورقه بهادار (مانند سهام) بيتوجه است. بدین ترتیب به كساني كه براي يك دوره زماني كوتاه مدت سرمايهگذاري ميكنند، سفته باز یا سوداگر ((Speculator گفته ميشود.



روشهاي تجزیه و تحلیل بازار و سرمايهگذاري

در بازار اوراق بهادار و سهام سه شیوه رایج جهت تجزیه و تحلیل شامل روش نموداری (تکنیکی)، رویکرد بنیادی و نظریه مدرن پورتفولیو مورد استفاده قرار می گیرد و این در حالی است که در بازار فلزات یا تبادلات ارزی سفته بازان و معامله گران بیشتر از دو شیوه تجزیه و تحلیل بنیادی و تفسیر تکنیکی (نموداری) بهره می جویند. در اینجا سه شيوه كلي برای تفسیر و تحلیل سرمايهگذاري به طور خلاصه بررسي شده است.

آ. روش بنيادي

تحليل بنيادي تلاش دارد، بوسیله مطالعه و بررسي اقتصاد به ارزش واقعي نرخهای مبادله و قیمت پی ببرد. تحلیلگر بنیادی به بنیاد و اساس اقتصاد و متغیرهای الگو بسیار اهمیت میدهد و با تفسیر و مطالعه بنیادهای اقتصادی ارزشهای آینده را ارزیابی میکند. تحلیل بنیادی از نقش مرکزی و محوری اقتصاد جهت تعیین حرکت نرخهای مبادله و قیمت اوراق بهادار در بازارهای مالی سود میبرد. به ديگر سخن تحليل بنيادي در علم اقتصاد ريشه دارد و هدف آن توضيح، تفسير و پيش بيني حركت قيمتها در نتيجه عوامل و بنیادهای اقتصادی است. در تحليل بنيادي عوامل اقتصادي و سياسي شناسايي و ارزيابي ميگردند. در حقيقت هر عاملي كه بر عرضه و تقاضاي محصول يا خدمات تاثيرگذار باشد، مورد مطالعه قرار ميگيرد.

يك سرمايهگذار بايد پيش از دادوستد اوراق بهادار بنیادهای اقتصادی شامل عوامل اقتصادی، عوامل مالی، عوامل سیاسی و اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد. همچنین برای تفسیر بازار سهام مطالعه و تحلیل صنعت و بررسی صورتهای مالی شركتها و ارزشیابی آنها مورد نیاز است. سرمايهگذار بر اساس اين روش تا زماني كه یک ورقه بهادار دارای بازدهي بالايي است و ارزش واقعي آن كمتر از قيمت جاری بازار ميباشد، ورقه بهادار را نگهداري ميكند. پژوهشهاي صورت گرفته نشان ميدهد كه استفاده از بررسي بنيادي نتایج مناسبی را براي سرمايهگذار به همراه داشته است. برخی سرمايهگذاران ورقه های بهادار مطلوب و مورد نظر خود را شناسايي كرده و براي دوره زمانی بلندمدت نگهداری می کنند.



ب. روش تكنيكي

تجزیه و تحلیل تكنيكي بر پایه مطالعه رفتار گذشته و حال قيمت و بهرهگیری از اصول هندسی و ریاضی پس از دهه 1960 میلادی مورد توجه معاملهگران قرار گرفت. اساس اين تحليلها به بهرهگیری از نمودار و رابطههاي رياضي متمركز است تا بدين گونه روندهاي كوچك و بزرگ بدست آيد. تحلیل تکنیکی مبتنی بر قیمت و حجم مبادلات است و عوامل موثر بر روی رفتار قیمتها نادیده گرفته میشود. تحلیلگر تکنیکی معتقد است که اثرات همه پدیدهها در قیمتها بازتاب یافته و بر این اساس میتوان انتظارات شرکتکنندگان در بازار را در قیمتها جستجو کرد. اين نوع سرمايهگذاري با استفاده از مطالعه رفتار و حركات قيمت و حجم اوراق بهادار در گذشته و تعيين قيمت و روند آينده صورت ميپذيرد. تغييرات قيمت سهم با استفاده از پيشينه تاريخي و نمودار توسط تحليلگر تكنيكي مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد. اين روش بيشتر مورد استفاده سفتهبازان قرار مي گيرد و بدين صورت قصد دارند تا بازده مورد نظر خود را در هنگام بالا رفتن قيمتها افزايش دهند.



ج. استفاده از تئوري مدرن پورتفوليو (MPT)

در اين روش سرمايهگذاري که اغلب در بازار سهام استفاده می شود، فروضی گنجانده شده است. نظریه بازار كارا، وجود اطلاعات به صورت يكپارچه و قابل دسترس برای همگان از جمله فروضی هستند که در این رویکرد سرمایه گذاری به آن توجه شده است. با در نظر گرفتن كارايي بازار و تغيير لحظهاي نرخها با توجه به اطلاعات موجود پيشبيني آينده قیمتها تقريبا بسيار مشكل مينمايد. از اين رو برخی سرمايهگذاران با گزینش اوراق بهادار گوناگون تلاش دارند تا بازده خود را با متوسط بازده بازار برابر و متناسب نمايد. شخص سرمايهگذار با اين روش ميكوشد تا مجموعهاي متنوع و پرگونه تهیه نمايد و چون قادر به پيشبيني آينده نيست از راهبرد خريد و نگهداري بهره ميجويد.



منبع : موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه