از روی میل باشد یا نباشد، بنگاههای اقتصادی یا شرکتها از جمله مهمترین بازیگران بازار ارز شدهاند. تمرکز اصلی آنها بر روی پوشش مخاطرات و انجام دادوستدهای تامینی است، با این وجود جذابیتهای بازار ارز و سودآوری بنگاهها را به فعالیت سفتهبازانه ترغیب مینماید. تغییرپذیری پیوسته نرخهای مبادله ارز میتواند درآمد شرکتها را تحت تاثیر قرار دهد و بدین ترتیب این مساله افزایش هزینههای مالی را در پی داشته است. ممکن است در چنین شرایطی مدیران شرکتها نسبت به بازار ارز احساس ناخوشایندی داشته باشند، اما با وجود ابزارهای متنوع مالی به نظر میرسد شرکتها یا بنگاههای اقتصادی نسبت به بازار ارز به گونه دیگری میاندیشند و مبادلات ارزی به عنوان هزینه کسب و کار شناخته نمیشود. امروزه بنگاهها در هر اندازهای که باشند به بازار تبادلات ارز به عنوان منبع مناسب و قانونی کسب سود مینگرند.

میدانیم معاملهگران شخصی و حرفهای پیش از انجام معاملات خود هیچ موضع دادوستدی ندارد. آنها در واقع ریسک را از بازار میپذیرند و یا به سادگی میتوان گفت که معاملهگران ریسک را میخرند؛ اما بنگاهها و شرکتها به سبب فعالیت تجاری خود با موقعیتهای دادوستدی داده شدهای روبرو هستند و در حقیقت تلاش میکنند که ریسک کسب و کار را به حداقل برسانند. به گفته دیگر شرکتها برای انجام فعالیتهای تجاری و کسب و کار نیازمند بازار ارز هستند و همواره برای تبادلات تجاری ارز یا پول خارجی را در اختیار دارند. آنها در بازار مبادلات ارزی معمولا با بانکهای تجاری و سرمایهگذاری دادوستد میکنند. علاقه و میل شرکتها و بنگاههای اقتصادی به مبادلات ارز میتواند از چندین منبع سرچشمه گیرد: نخست شرکتها ممکن است برای پرداخت خرید مواد خام به ارز نیاز داشته باشند. همچنین انجام پرداخت به نیروی کار، تبلیغات، توزیع یا بازگرداندن منافع بازرگانی و تجاری به کشور و تبدیل ارز به پول محلی به بازار تبادلات ارزی مرتبط میشود. دوم آنکه شرکتها ممکن است پرداختهایی در زمان آینده داشته باشند. در چنین مواردی آنها ممکن است به منظور حذف مخاطرات مربوط به تغییر نرخها و یا به حداقل رساندن ریسک حرکت نرخ ارز در جهت مخالف ترجیح دهند که از دادوستد تامینی و یا وضعیت پوشش ریسک استفاده کنند. سرانجام، شرکتها و بنگاههای اقتصادی ممکن است بخواهند عملکرد خود را بوسیله ورود به بازار ارز بهبود بخشند و به طور کلی از سودهای مورد انتظار در نوسانات ارز بهره گیرند. به دیگر سخن ممکن است آنها به سفتهبازی و سوداگری در بازار ارز نیز میل و رغبت نشان دهند. با وجود چنین دیدگاهی شرکتها در تبادلات ارزی به سرعت تصویر ذهنی گذشته را از دست میدهند و آنها به سرعت و به طور فزاینده به جمع بازیگران بزرگ بازار همچون بانکهای سرمایهگذاری و تجاری میپیوندند. بر خلاف بانکها، شرکتها و بنگاههای اقتصادی در طول روز معاملههای سفتهبازانه انجام نمیدهند. دیدگاه معاملاتی آنها بلندمدت است و نه معاملات نقد روزمره. معمولا شرکتها برای کاهش مخاطرات و گریز از ریسک دیدگاه و چشمانداز بلندمدت را مناسب میدانند و تقریبا این گونه مبادله در بازار ارز نیازهای تجاری و سوداگرانه آنها را پوشش میدهد.



منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه، برگرفته از کتاب دادوستد در بازار ارز، نوشته محمد مساح