نگاه گذرا به نظریه داو

Dow Theory



نظریه داو بر مبنای فلسفهای است که قیمتهای بازار هر عامل مهم و معنیداری را بازتاب مینمایند. عرضه و تقاضا، حجم دادوستدها، نوسانات نرخ مبادله، نرخ کالاها، نرخ بهره بانکها و هر چیز دیگر از جمله عواملی هستند که قیمتها از آنها تاثیر میپذیرند. به دیگر سخن، قیمت پایانی روز نشان دهنده روانشناسی همه بازیگرانی است که در پیرامون بازار خاصی درگیر هستند. در واقع ترکیب قضاوت و رای همه مشارکتکنندگان در بازار در قیمت پایانی منعکس میشود. هدف نظریه آن است که تغییرات روندهای اصلی یا حرکت بازار را مشخص نماید. بازارها تمایل دارند تا در مسیر روندی که ایجاد شده، حرکت کنند؛ مگر آنکه نشانه و دلیلی سبب تغییر روند شود و یا شواهدی مبنی بر نقض برهان و دلایل پیدا شود که در این صورت روند پیشین بازگشت میکند.

نظریه داو به مسیر بازار و جهت روند علاقه نشان میدهد و هیچ توانایی پیشبینی برای تعیین نهایی دوره زمانی ارائه نمیدهد. به دیگر سخن چارلز داو برای تعیین پایان روندها و مدت زمان ادامه روند سخنی به میان نیاورد. نظام دنبالهروی از روندها که اساس تحلیل تکنیکی امروز را میسازد بر پایه اندیشههای نظریه داو استوار شده است. در مجموع تفسیرهای تکنیکی که بر پایه نظریه داو بنا نهاده شده موارد زیر را در برمیگیرد:

- دستهبندی یک روند

- اصول واگرایی و تایید

- بهرهگیری از حجم در راستای تایید روند

- بهرهگیری از بازگشتهای درصدی

- شناخت روندهای اصلی کاهشی و افزایشی

- دریافت نشانههای از حرکتهای مهم بازار



◄ حرکت بازار سه روند کلی را دربرمیگیرد:

1- روند افزایشی:

نشانه روند افزایشی آن است که پیوسته اوج (سقف) های بالاتر و نشیب (کف) های بالاتر ایجاد گردد.

2- روند کاهشی:

نشانه روند کاهشی آن است که پیوسته نشیب (کف) های پایینتر و اوج (سقف) های پایینتر ایجاد گردد.

3- رو به جلو (مسیر خنثی):

نشانه روند رو به جلو آن است که اوج (سقف) ها و نشیب (کف) ها به طور پیوسته نتوانند افزایش یا کاهش یابند.



◄ هر روندی در بازار سه بخش را در برمیگیرد:

روند اصلی (نخستین) یا جریان اصلی بازار primary (major) trend or tide

روندی بلندمدتی است که از یک تا چند سال به درازا میکشد.

روند فرعی (ثانوی) یا امواج فرعی The secondary trend (or mid-term trend) or wave

روندی میان مدت است که از سه هفته تا سه ماه به دراز میکشد. این روند یک سوم تا دو سوم حرکت پیشین را تصحیح میکند. این تصحیح در اغلب موارد 50 درصد حرکت است.

روند خرد یا امواج ناچیز The minor trends (short-term trends) or insignificant ripples

روندی کوتاه مدت است که کمتر از سه هفته به دراز میکشد و نوسانات روند فرعی (ثانوی) را نمایان میسازد.



◄ روند اصلی سه دوره یا مرحله دارد:

دوره انباشت و تراکم Accumulation phase

در این دوره سرمایهگذاران باهوش و کاردان اوراق بهادار با پتانسیل مناسب را خریداری میکنند.

دوره مشارکت همگانی Public Participation phase

در این دوره نرخها به سرعت افزایش مییابد و بازار افزایشی بر همگان آشکار میگردد.

دوره پراکندگی و توزیع Distribution phase

در این دوره سرمایهگذاران دانا و هوشیار اوراق بهادار را پیش از همه به فروش میرسانند و گویی با پیشتازی همگان را رهبری مینمایند.



◄ ویژگیهای روند اصلی و بلندمدت در بازار سهام:

- میانگین بازار (شاخصهای کلی) بر مبنای قیمت پایانی باید روند را تایید کنند.

- تغییرات حجم باید با مسیر روند سنجیده شود. به دیگر سخن افزایش یا کاهش حجم باید در جهت روند باشد.

در این صورت باید در روند باقی ماند تا زمانی که نشانه بازگشت و تغییر مسیر آشکار گردد.



◄ کاستیهای نظریه داو

نکوهش و انتقاد مهمی که به نظریه داو نسبت داده میشود، مربوط به تاخیر و آهستگی نشانههای آن است. اغلب 25 درصد یک حرکت پیش از یک نشانه یا اخطار از دست میرود. همچنین از آنجایی که نظام دنبالهروی از روند در الگوی کسب و کار بکار گرفته میشود، باید روندهای جاری را شناسایی نمود.





آگاهی و هشدار: استفاده از این مطالب تنها با کسب اجازه از موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه امکانپذیر خواهد بود.





منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه
برگرفته از: کتاب تحلیل تکنیکی، کاربرد تفسیر نمودارها در شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری،نوشته:محمد مساح