تورم و نمودهای گوناگون آن



1- مفهوم تورم

یکی از کارهای اقتصاد کلان بررسی و اندازهگیری تورم است. سنجش تورم با استفاده از نماگرهای تورم امکانپذیر میشود. نحوه سنجش تورم در برخی کشورها با یکدیگر متفاوت است و به پارامترهای اقتصادی و ویژگیهای آن کشور بستگی دارد. نرخ تورم به زبان ساده افزایش همه جانبه، پایدار و گسترده در متوسط موزون قیمتها در اقتصاد توصیف میشود. به گفته دیگر تورم، افزایش بی رویه و ادامهدار در سطح عمومی قیمتهاست. توجه کنید که موارد زیر نمیتواند در زمره مفهوم تورم قرار گیرد:

آ. گاهی در اقتصاد با افزایش بهرهوری در عوامل تولید و در نتیجه رشد تولید ملی، سطح عمومی قیمتها افزایش مییابد، که افزایش همزمان سطح عمومی قیمتها و بهرهوری تولید نمیتواند به مفهوم تورم در جامعه باشد.

ب. شوکهای اقتصادی از جمله افزایش ناگهانی قیمت مواد خام و انرژی (رشد سریع قیمت نفت در سال 1973 یا 2005 میلادی) که سبب افزایش موقتی قیمت کالاها و خدمات در کشورهای صنعتی میگردد، به مفهوم تورم نیست. باید توجه داشت که تداوم رشد سطح عمومی قیمتها بر اثر پدیدههای دائمی و پویا می تواند زمینه ساز تورم در اقتصاد باشد.

پ. رشد و حرکت پویای فعالیتهای اقتصادی زمانی که اقتصاد با اشتغال کامل فاصله دارد، گاهی با افزایش 2 تا 4 درصدی در سطح عمومی قیمتها همراه است و افزایش قیمتها بدین شکل نمیتواند نگران کننده باشد.

بنابراین پدیدههایی که حرکت معنیدار، تداومی و ناهمگون قیمتها در اقتصاد را سبب شوند، تورم را ایجاد میکنند و بدیهی است که هیچ کدام از سه مورد بالا معنی و مفهوم تورم را شامل نمیشود.

2- دلایل و نمودهای گوناگون تورم

تورم با توجه به زمان و شرایط گوناگون در هر اقتصادی به صورتهای مختلف بروز میکند. در اینجا گونههای مختلف تورم و دلایل ایجاد آن را بررسی میکنیم.

2-1 تورم به دنبال بیشی گرفتن تقاضا از عرضه (تورم تقاضا)

هرگاه در اقتصادی تقاضای کل بیش از عرضه کل گردد، مازاد تقاضا بر عرضه کنونی، سبب رشد سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات میشود. بدین ترتیب اقتصاد با تورم تقاضا روبرو خواهد شد. عرضه کالاها و خدمات ممکن است در شرایط نزدیک شدن اقتصاد به اشتغال و یا استفاده کامل از ظرفیتهای موجود دچار کاستی و کمبود شود و نتواند در واکنش به رشد فزاینده تقاضا به سرعت عمل نماید. افزایش سطح عمومی قیمتها در چنین وضعیتی چندان در بالا بردن انگیزه افزایش تولید و عرضه موثر نخواهد بود و در حقیقت نمیتواند چندان در رشد تولید و درآمد کل اثرگذار باشد. تورم تقاضا میتواند به دو دلیل عمده زیر در اقتصاد رخ دهد:

آ. تورم تقاضا به سبب رشد فزاینده عرضه پول

ب. تورم تقاضا به سبب رشد یکی از مولفههای تولید ملی یا تقاضای کل اقتصاد

نمونههایی از تورم تقاضا را بررسی میکنیم:

* در زمانی که مصرف و نماگرهای گوناگون مخارج مصرفی، همچون میل نهایی به مصرف، درآمد شخصی و درآمد قابل تصرف به دلایلی با جهش و یا رشد فزایندهای مواجه شود و در این حالت عرضه کل نتواند پاسخگوی شرایط موجود باشد، انتظار میرود که پدیده تورم رخ دهد.

* گاهی انتظار بخش خصوصی و خوشبینی سرمایهگذاران از آینده عاملی در جهت رشد سرمایهگذاری و تقاضای کل میشود. اگر اقتصاد نتواند در جهت تامین خواستههای آن به طور کامل پیش رود، جامعه میتواند با رشد سطح عمومی قیمتها روبرو شد. افزایش فزاینده کالاهای سرمایهای، کاهش نرخ بهره، اندیشه و دیدگاه رشد سود انتظاری از سوی بنگاهها از جمله عوامل بالا رفتن تقاضای سرمایهگذاری بخش خصوصی به شمار میآید.

* اقتصادی که به طور پیوسته با کسری بودجه دولت روبرو است و افزایش هزینهها یا کاهش درآمدهای دولت از طریق سیاستهای موجود کسری بودجه تامین مالی شود، ممکن است افزایش تقاضا و پدید آمدن تورم را سبب گردد. تامین مالی کسری بودجه دولت به طور معمول از دو طریق انجام میپذیرد. یکی از طریق اخذ وام از بخش خصوصی (فروش بدهی به مردم) و دیگری از طریق وام از بانک مرکزی (پولی کردن بدهیهای دولت) صورت میپذیرد.

* تغییر در خالص صادرات یکی دیگر از عوامل موثر در فشار تقاضای کل است. هرگاه به دلیل سودآوری صادرات این بخش از اقتصاد با رشد فزاینده روبرو شود و عرضه اقتصاد نتواند به آن واکنش متناسبی بدهد، میتوان انتظار داشت که سطح عمومی کالاها و خدمات افزایش یابد. گاهی محدودیتهای گمرکی، تحریمهای اقتصادی و یا تغییر در نرخ ارز سبب کاهش واردات میشود. این عامل میتواند رشد تقاضای کل و در نتیجه تورم را سبب شود.

2-2 تورم هزینه

هر گاه اقتصادی با رشد هزینههای تولید و یا افزایش قیمت عوامل تولید روبرو شود، آنگاه این مساله میتواند عاملی در جهت پدید آمدن تورم به شمار رود. دلایل گوناگونی از جمله افزایش قیمت مواد خام، افزایش قیمت نیروی کار به سبب قدرت گرفتن اتحادیههای کارگری و افزایش قیمت سرمایه به دلیل نفوذ بنگاههای اقتصادی بزرگ به تورم هزینه نسبت داده میشوند. در حقیقت این عوامل که ناشی از رشد قیمت نهادههای تولید است، موجب افزایش نرخها در بازار عوامل تولید میگردند و فشار هزینهها به بنگاههای اقتصادی وارد میشود.

در پی افزایش قیمت نفت و انرژی از سال 1973 برخی کشورهای غربی با گونه جدیدی از تورم که ناشی از رشد هزینههای تولید بود، آشنا شدند. افزایش پیوسته مواد خام و نفت سبب گردید که نهادهای اولیه تولید بیش از پیش گران شوند. رشد قیمت نفت، گاز، بنزین و ذغال سنگ نرخ طبیعی افزایش قیمتها را دچار بینظمی کرد. افزایش قیمت نفت تا سال 1975 نرخ تورم در کشورهای صنعتی را به اوج رسانید. سازمان جدیدی رو در روی کشورهای تولید کننده نفت (اوپک) با نام آژانس بینالمللی انرژی International Energy Agency (IEA) در سال 1974 میلادی با رهبری هنری کسینجر با عضویت 27 کشور صنعتی تشکیل شد. این 27 کشور صنعتی به سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه OECD مشهور هستند. کشورهای صنعتی در این سالها برای جلوگیری از فشار هزینه مواد خام و به ویژه نفت تدابیری از جمله تصمیم به ذخیره سازی نفت خام را اندیشیدند.

تورم همراه با رکود (رکود تورمی) Stagflation از نتایج حاصل از افزایش هزینههای نهادههای تولید است. در یک اقتصاد افزایش قیمت نیروی کار یا دستمزد به دلیل فشار اتحادیههای کارگری تولید را در سطح پایینتری نسبت به گذشته به تعادل میرساند. کاهش تولید، اقتصاد را با کسادی و رکود مواجه میسازد و در این حالت بنگاهها استخدام نیروی کار را کاهش میدهند. در شرایط پدیده رکود تورمی، تولید و اشتغال در اقتصاد نسبت به گذشته کمتر است.

2-3 تورم به دنبال افزایش قیمت در بخشی از اقتصاد

هنگامی که یکی از بخشهای اقتصاد با افزایش سطح عمومی قیمتها روبرو میشود، ممکن است به دیگر بخشهای جامعه فشار تورمی را وارد نماید. اقتصاددانان چسبندگی قیمتها را عامل نفوذ تورم به دیگر بخشهای اقتصاد میدانند. این بدان مفهوم است که قیمتها گرایشی به کاهش ندارند و عامل چسبنده بودن قیمت در هر بخش از اقتصاد تورم را ایجاد میکند.

2-4 تورم ناشی از بنیادهای اقتصاد

گاهی اوقات در برخی کشورهای در حال توسعه به دلیل ویژگیهای بنیادی و ساختاری اقتصاد، تورم بوجود میآید. چنانچه اقتصادی از نظر واردات به کشورهای دیگر وابستگی شدید داشته باشد، احتمال تورم وارداتی بالا میرود. ساختار اداری و اقتصادی کشور، عدم تناسب بخشهای تولیدی، توزیع نامناسب ثروت در اقتصاد، انحصارات دولتی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی میتوان سبب بروز تورم گردند.



منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه