تماس داشتن با بعضي از جانوران و گياهاني كه متناسب با انسان هستند، ميتواند تاثير خوبي را به دنبال داشته باشد، اما اين موضوع ارتباطي با طبيعتپرستي ندارد. اين مثل آن است كه بگوييم بعضي از غذاها اثر شفادهنده و درمانكنندهاي بر انسان دارند. حيوانات بخشندهاند و به سرعت فراموش ميكنند. شايد خداوند حضور آنها را به ما بخشيده است تا عشق بدون شرط را درك و تجربه كنيم.علاوه بر همه آنچه كه درباره عشق نوشته شده است، ميليونها انسان وجود دارند كه تا به حال عبارت (دوستت دارم) را به كار نبردهاند. ميليونها انسان ديگر وجود دارند كه هرگز اين عبارت پرانرژي را نشنيدهاند و خيلي بيشترند كساني كه هرگز عشق را حس نكردهاند. دكتر دين اورنيش در كتاب عشق و بقا نظر جالبي دارد: <بقاي ما به قدرت شفادهي عشق، صميميت و روابط بستگي دارد>. قدرت شفادهي عشق، به عشق ميان انسانها محدود نميشود. امروزه دانشمندان در تحقيقات خود و بررسي روابط بين حيوانات هم به اين نتايج رسيدهاند.

كدام يك ديگري را شفا ميدهد؟




نمونههاي بسياري از توانمندي حيوانات در تاثيرات درماني و شفادهي و روابط عاطفي كه با بسياري از انسانها برقرار ميكنند، مشاهده شده است.
(لاري دوسي) از يك مطالعه كه در دانشگاه دوك انجام شده نمونه مستندي را ارائه ميدهد. پسر جواني به نام هوف در خانهاش تعدادي كبوتر را نگهداري ميكرد. هوف به پاي هر پرنده يك نشانه به صورت يك شماره وصل ميكرد تا بتواند آنها را تشخيص دهد. روزي او يك كبوتر زخمي را در باغ پيدا كرد، به كبوتر كمك كرد و تا زماني كه خوب شد از او نگهداري كرد. زمستان آن سال هوف به شدت بيمار شد و براي عمل جراحي به بيمارستاني دويست مايل دورتر فرستاده شد. يك شب بسيار سرد و برفي او صداي آرامي را از پشت پنجره اتاقش در بيمارستان شنيد. وقتي كه پرستار پنجره را باز كرد، يك كبوتر به درون اتاق پريد و روي سينه هوف نشست. پس از چك كردن پاي كبوتر هوف نشانه خودش را ديد. يكي از همان كبوترهاي خانگي. به نظر بسيار بعيد ميرسيد كه كبوتر اين همه راه را پرواز كرده باشد؛ اما به هرحال او جايي رفته بود كه دوستش به عشق و درمان نياز داشت.

پرندگان خانگي و طول عمر بيشتر
دكتر مايكل روزين معتقد است كساني كه از پرندگان خانگي نگهداري ميكنند، جوانتر از هم سن و سالان خود باقي ميمانند. او در كتابي با همين عنوان، به اين نتيجه رسيده است كه از بين كساني كه از يك حمله قلبي جان سالم به در بردهاند، 49 درصد آنها از حيوانات خانگي نگهداري ميكردهاند، اما از بين آنهايي كه هيچ حيواني را در خانه نداشتهاند، تنها 27 درصد زنده ماندهاند.اگر گياه يا حيوان به صورت متناسب و هماهنگ انتخاب شوند، آن زمان انتظار چنين تاثيراتي واقعبينانه است.
اغلب اين حيوانات در موقعيتي بودهاند كه نياز به حمايت و درمان داشتهاند. در بيشتر موارد دوستداران حيوانات معتقدند كه حضور حيوانات در زندگي آنها تاثيرات عميق و ژرفي داشته است. شايد يك علت طول عمر و سلامت روستاييان نيز ارتباط آنان با حيوانات باشد.

خيابان دو طرفه
آيا ميتوان گفت كه خداوند حضور حيوانات كوچك خانگي را به ما عطا كرده تا معني عشق بدون شرط را بفهميم؟ ميتوانيم حيواناتمان را سرزنش و تنبيه كرده و آنها را زماني كه مطابق ميل ما رفتار نميكنند، در جايي حبس كنيم. اما زماني كه به سوي آنها برميگرديم تنها چند دقيقه طول ميكشد تا آنها دوباره صورت خود را به پاهايمان بمالند و مشتاقانه گوشههاي لباس ما را بكشند و بازي كنند. شايد آنها براي اين در زندگي ما هستند تا نوع خاصي از دوست داشتن را تجربه كنيم، دوست داشتني كه در مقياس روابط پر از شرط و شروط بسياري از انسانها نميگنجد.اگر ميتوانستيم مانند آنها ببخشيم و دوست بداريم، با همان خلوص و با همان سرعت، چه مردمان سالم و خوشبختي بوديم!

قدرت شفادهي حيوانات
(ليم هونگ آن) به شدت افسرده بود. مردي حدودا چهل ساله و مبتلا به شيزوفرني. دكتر ماهاديوان، رييس بيمارستاني كه او به مدت طولاني در آنجا بستري بود، تصميم گرفت تا بيماران را به ديدن مزرعه پرورش اسب كه در همسايگي بيمارستان بود، ببرد و از فضاي آنجا لذت ببرند.ليم، ابتدا هيچ تمايلي براي ترك شبانهروزي نداشت، اما سرانجام شروع كرد به قدم زدن در بين مزرعه، آب دادن به اسبها و گاهي مراقبتهاي بسيار ساده از بعضي از آنها. بعد از مدتي ارتباط دوجانبهاي بين او و اسبها برقرار شد. اين دوستي و رفت و آمد به ميان اسبها، او را براي ارتباط با مردم آماده كرد و ليم براي اولين بار با كارمندان شبانهروزي صحبت كرد و پس از مدت كوتاهي با كمك دكتر ماهاديوان توانست شغل سادهاي پيدا كند. دكتر ماهاديوان معتقد است: تغييرات زندگي ليم بسيار افسانهاي بوده است و هيچ شكي وجود ندارد كه اسبها در اين تغيير نقش بسيار كليدي بازي كردهاند.

طبيعت، درمانگاه يا دانشگاه؟
بسياري از الگوهاي پوياي كيهاني و كدهاي تعليمي آسمان، در جانداران نقشه بسته است و با نگاهي عميق به آنها ميتوان اين كدهاي تعليمي و الگوهاي زندگي را استخراج كرد. (برگرفته از مقدمه كتاب تاثير حيوانات بر سرنوشت ما). طي 51 سال گذشته، دانشمندان در سراسر جهان نوعي درمان را براساس همنشيني با حيوانات بنا نهادهاند. در كمبريج انگلستان، محققان كشف كردهاند كه اغلب كساني كه به مدت يك ماه حيواني خانگي را در خانه خود نگهداري ميكردهاند، دردهاي مزمنشان به طور محسوس و مشخصي كاهش يافته است.
موسسه تحقيقاتي پزشكي بيكر در ملبورن استراليا در يك بررسي نشان داده است كه از بين 0006 بيمار مورد مطالعه، آنهايي كه حيوان خانگي نگهداري ميكردهاند، فشار خون كمتر، كلسترول كمتر و حمله قلبي كمتري داشتهاند. محققان آمريكايي هم به اين نتيجه رسيدهاند آنهايي كه پرندگان را نگهداري ميكنند و دچار حمله قلبي ميشوند، اغلب به مدت طولانيتري بعد از حمله قلبي زنده ميمانند.رييس بخش روانشناسي بيمارستان توكيو معتقد است كه حيوانات ميتوانند به ما در از بين بردن حس تنهايي كمك كنند. آنها با ايجاد يك رابطه حسي كه عمدتا براساس نياز طبيعي آنهاست، ما راتشويق به ايجاد يك رابطه متقابل ميكنند. زماني كه زلزله ويرانگر كوبه در سال 5991 همه شهر را ويران كرد، بسياري از مردم در سالنهاي عمومي اسكان داده شده بودند. با وجود آنكه طبق قانون، حضور حيوانات در مراكز عمومي قدغن بود، مسئولين اين اجازه را به مردم دادند تا حيوانات خود را به اماكن اسكان موقت ببرند. به دنبال اتخاذ اين تصميم، تجربه بسيار موفقي به دست آمد. دكتر جين كاتو رييس انجمن بيمارستانهاي دامپزشكي ژاپن ميگويد: مردمي كه حيوانات خود را به همراه داشتند به وضوح شادتر بوده و بسيار بهتر با بحران مقابله كردند. جسم انسان انرژي يا امواجي از خود ساطع ميكند كه داراي بسامدي به خصوص است. اكثر نقايص ارتعاشي زماني رخ ميدهد كه امواج ناهماهنگ با امواج ما، احاطهمان كنند كه در اين صورت حيوانات خانگي ميتوانند مانند فيلتري عمل كرده و با تصفيه امواج پيرامون ما زندگي سالمتري را برايمان به ارمغان بياورند. شايد به همين دليل است كه در زمانهاي قديم كه فاصله بين انسان و طبيعت كمتر بود بيماريها هم كمتر از انواع امروزي بود.
امروزه هم با توجه به تحقيقات و تجارب متعدد، نميتوان تاثير حيوانات را بر زندگي انسان انكار نمود. اين تاثيرات به خصوص در جوامعي كه روابط انساني تضعيف شده است (مانند جوامع غربي) نقش موثرتري دارد و در واقع ابزاري براي تجربه و يادآوري روابط دوستانه و به دور از معاملهگري است.