نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: تمرين ادراكي

  1. #1
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    تمرين ادراكي

    نبض خود را بگیرید اما به ساعت خود نگاه نکنید . ضربان قلب را نشمارید . فقط امواجی را که در درون شما جاریست را تجربه نمائید امواج خون زندگی که در درون شما جاریست . ریتم نبض خود را احساس نمائید . این ضرب شما می باشد . هیچ شخص دیگری ریتمی چون شما ندارد گذشتگان بر این باور بودند که هر چیزی نبض دارد . هزاران سال پیش آنان طبل هائی می ساختند و بر آن ها ریتم های آفرینش را میزدند تا روح خویش را با ضرب خود کیهان هم آهنگ سازند .
    از تخیل خود کمک بگیرید . خون شما چه رنگی دارد؟آیا مطمئن هستید که قرمز است؟ چرا رگهای شما آبی است؟چه زمانی خون شما تغییر رنگ داد؟چرا؟ بدن شما پاسخ را می دانداز آن بپرسید . جریان خون خود را تا قلب دنبال کنید . و پاسخ را بیابید قلب اولین اورگان است که خون قرمز سرشار از اکسیژن را از ریه ها می گیرد و ابتدا خود را تغذیه کرده و سپس خون را برای تغذیه ی بدن پمپ می کند . اکنون هوشیاری خود را به تنفس خود بیاورید.اول یک سوراخ بینی و بعد دیگری را ببندید . از کدام سوراخ تنفس می کنید؟ما عمدتا" از طریق یک سوراخ بینی برای چند ساعت تنفس می کنیم و سپس دیگری . نفس خود را همان طور که از طریق نای به ریه هایتان می رود دنبال کنید.چه حسی دارید؟ آیا نرم است یا صدا دار؟ نفس شما از کجا آمده ؟ و برای چه مدت مال شماست؟اکنون حس بویائی خود را به کار گیرید. بوی شما چه هست؟ هر شخصی بوئی منحصر به فرد دارد . دست خود را پس از آنکه سیر یا پیاز بریده اید بو کنید رایحه های متفاوتی را ببوئید . بوی شیرین گلها بوی تند سرکه بوی زننده شیر کهنه . اکثر پستانداران در ابتدا بیشتر بر حس بویائی خویش تکیه می کنند. یک خرس قطبی قادر است که از سی مایلی بوی یک فک را احساس کند. میمون ها وقتی که یکدیگر را برای اولین بار می بینند یک دیگر را بو می کشند.یک شیر در جنگل ترس شما را بو می کشد . اکنون حس لامسه ی خود را بکار گیرید .پوست وسیع ترین ارگان حسی در بدن است . آن از همان جنسی ساخته شده که سیستم عصبی مغز شما دارد . پوست زنده است . وقتی که خشمگین است بر انگیخته می شود . وقتی که نوازش می شود می درخشد . لحضه ای برای نوازش صورت خود بگذارید . لب هایتان را حس کنید با انگشت تمام آن را لمس کنید . اکنون نسبت به پاهایتان هوشیار شوید . انگشتان خود را در درون کفش حرکت دهید . مغز انسان با ممانعت کار می کند . وقتی که صبح کفش می پوشید از دما آگاه بوده و درون کفش هایتان را احساس می کنید . اما بعد از آن مغز مانع این حس کردن می شود زیرا به هر حال شما نمی خواهید تمام روز نسبت به کفش هایتان هوشیار باشید . فقط هنگامی که که به یک صندلی میزنید و یا بر یک میخ پا می نهید دوباره نسبت به پاهایتان هوشیار می شوید . دفعه بعد که برای غذا خوردن می نشینید دستها را که برای گرفتن قاشق و چنگال استفاده می شوند کج کنید . دقت کنید که چقدر احساس ناجوری است که این حس را برای هوشیار شدن از هر لقمه ای که می خورید و مزه غذای خود استفاده نمائید . اکنون حس چشائی خویش را بکار گیرید . مزه پوست شما چیست ؟ بازوی خویش را بمکید . شور است یا شیرین ؟ مزه خون شما چیست ؟دفعه بعد که دست خود را بریدید آن را امتحان کنید و از مزه اش آگاه شوید . مزه آب چه هست ؟ این ایده وجود دارد که آب نوشیدنی بدون مزه است . این حقیقت ندارد آب مزه خود را دارد و آب در هر شهری و هر نهری مزهای متفاوت دارد . به آهستگی آب را نوشیده و آن را مزه مزه نمائید . سردی آب را حس کرده و با آن سردی یکی شوید و احساس کنید که دهان شما مملو از آب بوده و از آنجا در تمام بدن شما پخش می شود . بگذارید که سردی شما را پر کند . سر انجام چشمان خود را بسته نفس عمیقی بکشید و گوش فرا دهید صداهای اطراف شما چه هستند ؟ تلاش کنید که تا می توانید صداهای طبیعی اطراف خود را شناسائی کنید آیا پرنده ای آواز می خواند ؟ آیا زنبورها ویز ویز می کنند ؟ آیا تمام صدا های اطراف شما ساخته دست بشر است ؟ آیا چیزی غرش می کند ؟ آیا صدای جیر جیرکها و فریاد آنها را می شنوید ؟ با تمرین کردن ادراک اولیه نوعی شعور را پرورش می دهیم که بر همه حس ها پل میزند . بعد ها قادر خواهید بود آتش را مزه کنید رایحه یک گل را لمس کرده و یک خیال را مزه نمائید این ترکیب حسی فقط برای کسانی که خود را از یک تجربه اولیه مستقیم از جهان طبیعی جدا نموده اند عجیب به نظر می رسد . موسیقی دان ها غالبا" می گویند زمانی که در حال تماشای پرنده های در حال پرواز هستند صدای هوا را که از لابلای پرهای بال هاشان می گذرد را می شنوند این شعور که نشانه ی ادراک اولیه می باشد یک نوع قابلیت است که اکثر ما با رشد تمدن از دست داده ایم به قول یکی از فلاسفه که می گوید: ادراک تجسمی قانون است و ما نسبت به آن هوشیار نیستیم.زیرا دانش علمی مرکز ثقل تجربه را جابجا می کند در نتیجه ما یاد نمی گیریم که چگونه ببینیم و بشنویم و در مجموع احساس کنیم برای آن که از سازمان فیزیکی خود آنچه را که فیزیک دان ها درک می کنند استنباط کرده و آنچه که باید ببینیم، بشنویم و احساس کنیم حس تجسمی که هوشیاری خویش را به لمس، مزه، حس ها و صدا ها می بریم رشد می نمائیم . یکی از تمرین های مورد علاقه من مربوط به مزه کردن عواطف است . هوشیار شدن از مزه آن در دهان . آیا شیرین است؟ شور است؟ مزه چوب یا فلز دارد ؟ اکنون به حادثه ای بیاندیشید که موجب شد احساس غم کنید . توجه کنید که مزه دهان شما تغییر می کند . یک واقعه لذت بخش را به خاطر بیاورید و دوباره توجه کنید که چگونه مزه دهان شما دگرگون می شود اکنون یک واقعه ترسناک را به خاطر بیاورید . آیا قادرید مزه ترس را احساس کنید ؟ مزه عشق و مزه لذت و مزه سرور را؟

  2. #2
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    چگونه مي بينيم

    تصور کردن به بیانی دقیق تر فرایندی معجزه آسا می باشد که نیاز به میلیونها سال تکامل برای کامل شدن دارد. برای اشکال پیچیده و فراوانی از زندگی از ملخ ها گرفته تا نهنگ ها، آن ابزاری اولیه برای ادراک محسوب می شود. تصور و خیال انسانی بر سه جزء سازنده تکیه دارد چشمها، عصب بینائی و کورتکس یا قشر بینائی در مغز. چشمها نور را به علامت الکتریکی تبدیل می کنند. این علامت ها توسط عصب بینائی به قشر بینائی حمل شده که اتاق نمایش در مغز محسوب می شود. عصب بینائی جریانی از الکترون ها را از چشم ها به مغز انتقال می دهد. درست به همان شیوه که یک کابل تلویزیون یک علامت را به دستگاه تلویزیون می برد. آنگاه قشر بینائی که پشت گوش ها در قسمت پشت سر قرار دارد یک تصور را ایجاد می نماید. تمام پدیده دیدن در درون سر روی می دهد؛ اگر چه به نظر می رسد که ما جهان را در بیرون می بینیم.
    چشمها در مورد ادراک جهان نامرعی، انرژی و روح کاربرد کمی دارند. شبکیه ی چشم های ما تنها یک نوار باریک در طیف الکترو مغناطیسی را ثبت می نماید. برای مثال آنها اشعه های مادون قرمز و مادون بنفش را که پوست بدن به راحتی به آنها پاسخ می دهد را ثبت نمی کنند. عصب بینائی نیز دراین میان یاری دهنده نمی باشد زیرا آن یک کابل یک طرفه است که فقط چشم ها را به اتاق نمایش متصل می کند. در هر صورت اتاق نمایش یک ساختار فوق العاده دارد. قشر بینائی قادر است که انرژی را به تصویرهای زنده برگرداند. برای ادراک حوزه انرژی رخشان و سایر موضوعات کد گذاری شده ی درون آن ما فقط نیاز داریم که منبع علامت را تغییر داده و بگذاریم که قشر بینائی آنچه را که طبیعت به عملکرد آن طرح داده است یعنی خلق تصاویر بپردازد. وقتی که پزشک شما قلبتان را چک می کند ممکن است که الکتروکاردیوگرام انجام دهد.حس گرهای متصل به قفسه ی سینه شما علامتی را از طریق سیم به یک ضبط نمودار می فرستد که نشانگر اکوهای ضربان قلب شما می باشد. در دیدن معمولی چشم ها حسگر می باشند و عصب بینائی کابل است و قشر بینائی دستگاه ضبط می باشد. برای دیدن جهان انرژی باید حس گرها(چشم ها) و کابل(عصب بینائی) را آزاد نموده، ما میخواهیم که ضبط(قشر بینائی) را حفظ نمائیم. تنها عملکرد ضبط این است که یک علامت را به یک تصویر برگرداند. به همین دلیل است که من آن را اتاق نمایش نام نهاده ام. در وجود ما آن حس گرهائی که برای رشد شیوه ی دیدن حقیقی نیاز داریم وجود دارند كه چاکرای ششم(چشم سوم) و چاکرای چهارم(چاكراي قلب) می باشد.با متصل کردن چشم های ذهن و دل می توانیم ببینیم. هدف این است که کابلی از این چاکرا ها به اتاق نمایش در پشت سر بکشیم. سنپسها یک سلول مغز را به دیگری متصل می کنند و می توان آنها را با کوره راه های یک جنگل مقایسه کرد. برخی از کوره راه ها بسیار دقیق بوده و فرد را از علف زار به رودخانه هدایت میکند. سایر راه ها پیچ در پیچ تر بوده، از میان درختان سپیدار و نارون میگذرند و در نهایت به همان رودخانه میرسند. زمانی که نقشه های خویش از واقعیت را کشیدیم نود درصد از اتصال های سینپسی ما میمیرند ما فقط با یک راه برای رسیدن به رودخانه آشنا باقی می مانیم.دیگر مسیرها پاک می شوند.اگر مسیر سرشار از علف را یاد بگیریم فراموش می کنیم که درختهای سپیدار و غان وجود دارند. آنگاه با نا باوری به مسافری که برایمان از درختهای جالبی که در مسیر رسیدن به رودخانه دیده است سخن ميگويد مینگریم. در فرهنگ ما نقشه برداری از منظره جهان نامرعی در اولویت قرار ندارد این منظره معنوی حتي واقعی تلقی نمی شود رودخانه ای وجود ندارد پس چرا کوره راه ها را به خاطر آن قطع کرد؟ غربی ها مسیر های نرونی برای حس کردن انرژی را توسعه نداده اند. از این رو ما بایستی این مسیر ها را خارج از مغز بسازیم. می توانید به آنها به عنوان نصف النهارهائی از نور طلائی بیاندیشید که در سراسر خارج سر مسیرهائی را تشکیل می دهند و چشم سوم را به اتاق نمایش در پشت جمجمه متصل می کنند. این مسیرها اطلاعات حسی چند وجهی چون تصاویر
    بافت ها، صداها، مزه ها، احساسات و رایحه ها را تقویت می کنند.

  3. #3
    HRG
    کاربر ویژه HRG آواتار ها
    تاریخ عضویت
    ۸۸-۰۸-۲۴
    نوشته ها
    5,783
    سپاس ها
    2
    سپاس شده 8 در 7 پست

    رها كردن عقل و رسيدن به هواس

    جهان نامرعی را با دیده منطق و دلیل نمی توان دید. ما باید حس معصومیت کودکانه را زنده کرده و ادراک مستقیم و اولیه را دوباره کشف نمائیم. یک کودک بافت ها را کشف کرده رنگها را تشخیص می دهد و زیر سنگها را می نگرد و علت هر چیز را می پرسد. این همان ادراک اولیه آنی می باشد. وقتی که مسیح گفت تا زمانی که چون یک کودک نباشید نمی توانید به قلمرو بهشت وارد شوید منظور او این بوده که ما بایستی بیاموزیم که چگونه دوباره جهان را معصومانه ادراک کرده و گرفتار پیش پنداری نشویم. زبان دلیل و منطق ما را از تجربه ی مستقیم جدا مي سازد. نام ها و منطق زمانی که عملی می شوند ما را از اسرار زندگی باز می دارند. ما میخواهیم پیش از به اجرا نهادن تمرین هائی که در پیش است درگیر حواس شویم. در غیر این صورت این اجرا به صورت یک فعالیت عقلانی در آمده و ما را محدود به آنچه که چشم می بیند می کند. وقتی که حواس را درگیر می کنیم به یک ادراک تمامیت یافته از جهان می رسیم که لمس " مزه " شنوائی و بینائی دیگر ما را از تجربه جدا نخواهد کرد بلکه ما را با آن چه که درک می کنیم یکی می سازد. رایحه ای را بو می کنیم و با آن یکی میشویم از آن جدا نیستیم. این یک پیوند شاعرانه نیست و یک درک عمیق از وصل درونی ما می باشد. برای مثال وقتی یک فرزانه روشن بین ظرف خود را در سر چشمه فرو می برد فکر نمی کند آه اکنون این آب مال من است. بلکه مشاهده می کند که اکنون تمام ابهای جهان در من جاریست.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تمرين ادراكي
    توسط HRG در انجمن تمرینات روحی برای تقویت روح و روان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۰ شهریور ۸۹, ۱۹:۵۴
  2. آنري: براي رئال مادريد اشكي نخواهيم ريخت
    توسط PARI در انجمن بایگانی اخبار دنیای فوتبال
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه ۱۹ آذر ۸۷, ۲۱:۰۰
  3. انواع كرمها(خاكي-شيشه اي)
    توسط FISH در انجمن اصول تغذیه ماهیان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۸۷, ۲۰:۵۹
  4. ايرانيان كي و از كجا به ايران آمدند؟
    توسط HAMIDREZA در انجمن تاریخ ایران باستان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه ۱۹ بهمن ۸۶, ۱۸:۱۰
  5. خواص خوراكي ها
    توسط Unknown در انجمن گياه درماني
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه ۱۰ مرداد ۸۶, ۱۲:۳۹

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •